menu button
سبد خرید شما
بررسي دلايل ‌كنترل بيش‌از‌حد ‌والدين
یکتا فرهانی  |  1405/03/07  | 
كنترل دروني به‌جاي كنترل بيروني‌‌!

چرا والدین فرزندانشان را ‌بيش‌از‌حد ‌کنترل می‌کنند؟

بررسي دلايل ‌كنترل بيش‌از‌حد ‌والدين

والدين با توجه به عشق و علاقه‌اي كه به فرزند خود دارند دوست دارند فرزندانشان ‌كمتر دچار خطا و اشتباه شوند، هميشه كارهايشان را درست انجام دهند و‌ در انجام هر كاري هم موفق باشند. براي رسيدن به چنين هدفی هم هيچ راهي سراغ ندارند جز اينكه به‌نوعي بچه‌هايشان‌ را تحت‌كنترل خود در‌بیاورند. آن‌ها به هر طريقي مي‌خواهند هر چيزي را كه خودشان نتوانسته‌اند در نوجواني داشته باشند‌، همان را فرزندانشان به‌دست بياورند‌. انگار توقع دارند جواني گمشده خود را در وجود بچه‌هايشان بيابند و شايد هم آن‌ را جبران كنند؛ به‌همين‌خاطر توجه به خواست و علايق خودشان مانع از آن مي‌شود كه اجازه دهند فرزندانشان نيز براي آينده و مسائل مهم خود تصميم بگيرند.


پدر و مادري را در نظر بگيريد كه دوست داشته‌اند در جواني در رشته خاصي تحصيل كنند و به مقام خاصي برسند، ولي به‌ دلايل مختلف موفق به انجام آن كار نشده‌اند‌. حالا اگرهر‌يك از آن‌ها بخواهد به‌نوعي اين خواست خود را به فرزندش منتقل كند، علايق و خواست خود نوجوان چه خواهد شد و چگونه مي‌تواند به آنچه خودش مي‌خواهد دست پيدا كند؟

چرا بعضي والدين فكر مي‌كنند فقط خودشان مي‌توانند راه درست را تشخيص دهند و اجازه نمي‌دهند جوانان خودشان از طريق پرداختن به خواسته‌هاي خود تجربه كنند؟ چگونه مي‌توان آن‌ها را متوجه این موضوع کرد كه ممكن است اين رفتارشان تاثير سوئي بر فرزندانشان بگذارد؛ به‌طوري كه هيچ انگيزه‌اي براي تلاش بيشتر و رسيدن به اهداف خود نداشته باشند، زيرا ممکن است به این نتیجه برسند که هميشه اين خواست و علايق پدر و مادرشان است كه در نظر گرفته می‌شود‌، نه ميل‌، آرزو و هدف خودشان.

اما چرا والدين اين‌گونه رفتار مي‌كنند و گاهي با وجود اينكه مي‌دانند روش درستي را انتخاب نكرده‌اند و نمي‌توانند به نتيجه‌ای برسند باز هم نمي‌توانند روششان را تغيير بدهند؟ در اين خصوص با دکتر سید علی قاسمی، روان‌شناس تربیتی و‌ مربی رسمی بین‌المللی و عضو هیات علمی موسسه ویلیام گِلَسِر صحبت كرده‌ايم‌.


تئوري انتخاب 

تئوري انتخاب زير‌مجموعه‌اي از پارادايم ‌روان‌شناسي مثبت‌گرا است كه قصد دارد به دو سوال جواب دهد؛ نخست آنكه بگويد انسان‌ها چرا و به چه دليلي دست به رفتار خاصي مي‌زنند، مثلا وقتي نوجواني سركشي‌ يا پرخاشگري مي‌كند يا دوست دارد هميشه با دوستانش وقت بگذراند. در مرحله دوم نيز مي‌خواهد بگويد كه آدم‌ها در هر موقعيتي كه هستند چگونه به اين نتيجه مي‌رسند كه دست به رفتار خاصي بزنند؛

مثلا پدر و مادر یک نوجوان وقتي به او مي‌گويند که به جاي اينكه اين‌قدر پاي كامپيوتر و موبايل بنشيني، بيشتر درس بخوان! و نوجوان در پاسخ به چنين درخواستي بيشتر لج مي‌كند.

تئوري انتخاب مي‌گويد انسان‌ها بر‌اساس يك مكانيسم و فرايندي در آن لحظه به اين نتيجه مي‌رسند كه بايد لج‌بازي كنند، اما اين تئوري مي‌خواهد در مجموع كاري كند كه هر‌كس در هر رابطه‌اي با طرف مقابل خود بهتر بتواند رفتارهاي خود و اطرافيانش ‌را كنترل كند.



كنترل بيروني 

تئوري انتخاب مي‌گويد كنترل بيروني عبارت است از «وادار يا مجبور‌كردن يك فرد به روش‌هاي مختلف براي انجام‌دادن كاري كه خودش مايل به انجام آن نيست.»

مثلا فرزند ما در انجام تكاليف خود سهل‌انگاري می‌كند و علاقه زيادي به درس‌خواندن ندارد و ترجيح مي‌دهد وقت خود را به تماشاي فيلم يا کارکردن با كامپيوتر و تبلت بگذراند؛ بنابراين وقتي والدين نوجوان را مجبور به درس خواندن بكنند به‌نوعي مي‌خواهند او را كنترل كنند.

با نگاهي به تاريخ بشر متوجه مي‌شويم از زماني كه بشر خودش را شناخته تاكنون، هر‌كس كه قوي‌تر بوده، به‌نوعي براي مجبوركردن ديگران به اینكه مطابق خواسته‌هاي او رفتار كنند از زور و قدرت خود استفاده كرده است؛ بنابراين مي‌توانيم نتيجه بگيريم قدمت كنترل‌گري به قدمت تاريخ است‌ و اين كنترل‌گري را نيز «گلسر» به‌عنوان مخرب‌ترين عامل روابط انساني در جامعه ما معرفي كرده است‌.

(دکتر گلسر روانپزشک پیشرو و شناخته‌شده بین‌المللی است. اگرچه نام او از سال 1965 به‌خاطر ابداع واقعیت‌درمانی در عرصه روان‌پزشکی معروف شد، اما امروزه نام گلسر با تئوری انتخاب و کاربردهاي ‌گسترده آن در قلمرو بهداشت روانی، آموزش ‌و پرورش و مدیریت نیروی انسانی بيشتر ‌عجین‌ شده است.)

گلسر مي‌گويد اگر روابط بين والدين و فرزندان درست نيست به‌خاطر كنترل‌گري والدين است. اگر رابطه بين معلم و شاگرد، رئيس و مرئوس‌، همسران يا حتي دو دوست خراب است، به‌خاطر اين است كه يكي از طرفين رابطه قصد دارد ديگري را تحت‌كنترل خود در آورد.

او معتقد است تا وقتي كه اين نوع كنترل‌گري‌ها را نشناسيم و نفهميم چه بلايي سر رابطه‌هاي ما مي‌آورد، همچنان با هر ميزان پيشرفت تكنولوژي و پيچيده‌تر‌شدن جامعه، متاسفانه نمودار پيشرفت و بهبود روابط انساني رو به پسرفت و عقب‌نشيني خواهد رفت؛ يعني در مقايسه با اين همه پيشرفت‌هاي مختلف در همه زمينه‌ها‌ انسان‌ها در برقرار‌ي روابط موفق بين‌فردي ضعيف‌تر عمل مي‌كنند.


پيشرفت ابزار‌هاي كنترل

توجه داشته باشيم که شايد در‌حال‌حاضر كنترل‌گري در روابط بيشتر نشده، بلكه‌ پيشرفت در ابزار كنترل‌گري اين قدرت را به ما بخشيده كه بتوانيم راحت‌تر همديگر را كنترل كنيم. در گذشته ابزار كمتري براي اين كار وجود داشت، ولي در‌حال‌حاضر به‌مدد پيشرفت تكنولوژي، ما آسان‌تر مي‌توانيم همديگر را كنترل كنيم؛

مثلا گاهي ديده مي‌شود كه در بعضي جوامع حتي براي كنترل بيشتر فرزند در خانه براي او دوربين مي‌گذارند و وقتي در خانه نيستند هم با تماشاي فيلم فرزندانشان آن‌ها را كنترل مي‌كنند؛ بنابراين ‌گلسر مي‌گويد اگر مي‌خواهيم روابطمان در هر سطحي رو به بهبود برود بايد نگرش كنترل بيروني را تبديل به كنترل دروني بكنيم، يعني باور كنيم هر انساني فقط و فقط مي‌تواند خودش را کنترل كند نه شخص‌ ديگري را.



كنترل‌گري در روابط مهم 

گلسر مي‌گويد كنترل‌گري را مي‌توانيم در چهار حوزه مهم‌ روابط بين زن و شوهر‌، والدين و فرزندان‌، معلم و شاگرد در هر مقطع و رشته آموزشي و مدير با كارمندان در نظر گرفت‌. در تمام اين موارد ما مي‌توانيم به‌راحتي شاهد اعمال زور و قدرت يك طرف بر ديگري باشيم‌ و اينكه افراد چگونه يكدیگر را تحت‌كنترل خود در‌مي‌آورند‌.


كنترل نوجوانان 

گلسر مي‌گويد براي اينكه بفهميم چه اتفاقي مي‌افتد كه در دوران نوجواني فرزندان ما عليه ما طغيان مي‌كنند، ابتدا بايد مفهوم كنترل‌گري را بشناسيم. نكته مهمي كه در اين‌خصوص وجود دارد اين است كه هميشه توصيه‌اي كه‌ به والدين در تربيت فرزندان‌ مي‌شود اين است كه توجه داشته باشند وقتي فرزندشان به سن نوجواني مي‌رسد، عليه خود شما طغيان نمي‌كند، بلكه عليه روش‌هاي تربيتي غلط شما طغيان مي‌كند.

هنگامي كه روش تربيتي والدين مبتني بر‌ كنترل فرزندان باشد، به مرور ‌زمان و وقتي آن‌ها به سن نوجواني مي‌رسند، متقابلا‌ آن‌ها نيز مي‌توانند اعمال قدرت کرده و در حد خود به والدين فشار وارد كنند‌؛ يعني نوجوان مقابل والدين خود مي‌ايستد و به روش تربيتي آن‌ها اعتراض مي‌كند‌؛ درصورتي‌كه تا قبل از آن، يعني در دوران كودكي نمي‌توانست چنين كاري بكند.


روش تربيتي مبتني بر كنترل بيروني 

روش تربيتي اغلب والدين مبتني بر كنترل بيروني است‌، زيرا هنگام كودكي والدينشان با آن‌ها اين‌گونه رفتار مي‌كردند؛ بنابراين آن‌ها نيز فرزندان خود را به روش‌هاي مختلف كنترل مي‌كنند. گاهي هم آن‌ها را تنبيه يا تهديد مي‌كنند، منت سرشان مي‌گذارند و حتي در مقام مقايسه با بچه‌هاي ديگر در مي‌آيند‌ و در اغلب موارد هم توقع دارند فرزندانشان‌ كاملا مطابق خواست خودشان رفتار كنند يا تصميم بگيرند.


آخرین مطالب


مشاهده ی همه

معرفی محصول از سایت موفقیت


مشاهده ی همه

دیدگاهتان را بنویسید

footer background