تمام مطالب دسته بندی: پرسش پاسخ مسائل خانوادگی
پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۹

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۹

پرسش۳۶: خانمي ۴۲ ساله هستم و پسری ده‌ساله دارم. بعد از بارداري و با تحقيقات فراوان متوجه شدم كه همسرم ناراحتي اعصاب شديد دارد و من زماني متوجه بیماری او شدم كه داروهایش را مصرف نکرده بود و به همین دلیل علائم بیماری‌اش ظاهر شده بود. حال من به‌خاطر وجود پسرم نمي‌خواهم اقدام نادرستی انجام دهم. بگوييد چه کنم؛ چون همسرم درمانش را پیگیری نمي‌كند. پاسخ: درابتدا توصیه می‌شود از ایجاد باور یا تصویری سیاه از همسرتان در ذهن خود بپرهیزید؛ یعنی سعی کنید ویژگی‌های مثبت او را به یاد آورید؛ به‌خصوص آن‌هایی که در ابتدای ازدواج شما را جذب کرده بود؛ مثلا خوش‌پوشی، آداب معاشرت، خانواده، منزلت اجتماعی او و … شاید آن ویژگی‌ها از بین رفته باشند و […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۸

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۸

پرسش۳۶: خانمی ۳۸ساله هستم، ۱۶ سال قبل ازدواج کردم و دو فرزند دارم. همسرم وضعیت کاری خوب و درآمد بالایی دارد، اما نه به ما پول می‌دهد و نه اجازه که به‌تنهایی از خانه بیرون برویم یا خرید کنیم. هرچیزی را که بخواهیم، فقط خودش اگر صلاح بداند برایمان می‌خرد. من حتی یک تکه طلا هم ندارم. او به‌هیچ‌وجه حاضر نیست من و فرزندانم پول داشته باشیم. حتی به پسرم که دبیرستانی است، پول نمی‌دهد و می‌گوید: «تو به پول نیازی نداری، هرچه بخواهی خودم برایت می‌خرم.» هر روز صبح آژانس می‌آید و پسرم را به مدرسه می‌برد و عصر هم او را به خانه برمی‌گرداند و پول آژانس را هم همسرم ماهیانه پرداخت می‌کند. حتی پسرم با اینکه ۱۵ […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۷

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۷

پرسش۳۱: خانمی ۲۷ساله و مادر دو فرزند هستم. نزدیک به ده سال است که ازدواج کرده‌ام. همسرم خیلی زود عصبانی می‌شود و بددهان است و متاسفانه به‌تازگی فهمیده‌م حشیش مصرف می‌کند. خیلی نگرانم چه کنم؟ پاسخ: همیشه شروع‌کردن از نقاط مثبت می‌تواند رویکردی موثر در تغییر رفتار باشد. به همین خاطر است که از شما می‌خواهم به ‌هرصورتی‌که می‌توانید در همسرتان ویژگی‌های مثبتی بیابید و با پررنگ‌کردن آن خصوصیات و بیان آن نکات مثبت عزت‌نفس او را بالا ببرید. اگر کسی عزت‌نفس پیدا کند و برای خودش ارزش قائل شود، قطعا در حفظ احترام خود می‌کوشد و می‌فهمد بددهانی، عصبانیت و پرخاشگری می‌تواند موقعیت او را به خطر بیندازد؛ درهرحال باید بدانید مهم‌تر از مورد فوق، بررسی نقاط ضعف خودتان […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۶

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۶

پرسش۲۶: دوماه است که همسرم دچار بی‌خوابی و پرخوری شده و در مهمانی‌ها شرکت نمی‌کند. چگونه با او برخورد کنم؟ پاسخ: اگر همسر شما نشانه‌های دیگری مثل بی‌انگیزگی، زود‌از‌کوره‌در‌رفتن، تحریک‌پذیری و تحقیر خود و دیگران را دارد، امکان دارد که او به افسردگی مبتلا شده باشد. افسردگی در بیماری‌های روان‌شناختی مانند سرماخوردگی در بیماری‌های جسمانی است و همان‌گونه که اگر سرماخوردگی درمان نشود، منجر‌به بروز بیماری‌های جدی‌تری می‌شود، اگر در اسرع‌وقت به افسردگی رسیدگی نشده و درمان نشود، می تواند مسبب بروز مسائل و مشکلات رفتاری و هیجانی بیشتری شود. صبر و حوصله شما، انگیزه‌دادن‌های بیشتر شما و ایجاد احساس ارزشمندی در ایشان می‌تواند کمک‌کننده باشد. شما باید او را در فعالیت‌هایی درگیر کنید که در آن‌ها احساس ارزشمندی بیشتری […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۵

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۵

پرسش۲۱: مشکلی بزرگ دارم که اولین باری است که دارم مطرحش می‌کنم؛ پدری کاملا افسرده و بداخلاق و به معنای واقعی کلمه منفی دارم که به حکم و سفارش مادرم دال بر مهربان بودن، به او احترام می‌گذاریم؛ در حالی که هیچ علاقه‌ای به او نداریم. این‌قدر نامهربانی‌ها و بداخلاقی‌هایی را که نسبت به مادرم روا داشته، تحمل کرده‌‌ام که دیگر دارم احساس می‌‌کنم در ۲۶ سالگی، تحملم به آخر رسیده و دارم کم می‌آورم. دچار شب‌بیداری‌های غیرقابل تحملی شده‌ام جوری که وقتی صدای پای پدر و باز و بسته شدن در اتاقش را می‌شنوم، تپش قلب سراغم می‌آید. نمی‌دانم باید چه کار کنم. وضعیت روحی‌ام اصلا روبه‌راه نیست. ممکن است راهنمایی‌ام کنید؟ پاسخ: در این سنی که شما دارید، […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۴

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۴

پرسش۱۶: شش سال است شوهرم به رحمت خدا رفته است. به‌تنهایی برای پسر بزرگم عروسی گرفتم. دخترم را عروس کردم. پسر بزرگم که حکم پدر را دارد ما را در برگزاری جشن واقعا تنها گذاشت، من و برادر و خواهرش را! یک سالی است که یادی از ما نمی‌کند. جواب تلفن، پیامک و زنگ در منزلش را هم نمی‌دهد. چه کنم؟ پاسخ: این باور را در خودتان تقویت کنید که دیگران الزامي‌ندارند كه آن‌گونه که شما انتظار دارید زندگی کنند. باید به آنها اجازه دهید متفاوت از خواسته‌های شما تصمیم بگیرند و عمل کنند. پسر شما در چگونه زندگی کردنش مجاز است که خودش تصمیم بگیرد و شما هم به‌گونه‌ای زندگی خودتان را پیش ببرید که سعادتمندی‌تان را به حضور […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۳

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۳

پرسش۱۱: خانمی ۳۸ ساله هستم و دو فرزند دارم. دو سال پیش برادرشوهر کوچکم به علت اعتیاد فوت کرد و از او یک دختر شش‌ماهه باقی ماند. مادرشوهرم می‌گوید جاری من نباید با مرد نامحرمی ازدواج کند چون فرزند دختر دارد. با اینکه همسر من هیچ علاقه‌ای به جاری‌ام ندارد، اما تمام فکرم مشغول این است که آیا حرف‌های مادر همسرم صحیح است؟ از یک طرف نمی‌توانم با این موضوع کنار بیایم و از طرفی هم عذاب وجدان دارم. گاهی‌اوقات می‌ترسم که جاری من، همسر و زندگی‌ام را تصاحب کند. من چه گناهی کردم که باید تاوان اعتیاد یکی دیگر را پس بدهم. لطفا بگویید چه کنم؟ پاسخ: از مواردی که می‌تواند به بهداشت روانی شما کمک کند، این است […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۲

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۲

پرسش۶: من ۴۰ ساله و كارمند مخابرات، به جرات مي‌توانم بگويم: مي‌توانستم زندگي بسيار خوبي داشته باشم، با موقعيتي ممتاز و درآمدي بسيار عالي اما متاسفانه خجالتي بودن و ترس‌هاي بيهوده‌اي كه همواره در ذهنم نقش مي‌بست مانع از آن مي‌شد كه خودم و توانايي‌هايم را چه در مدرسه، چه در دانشگاه و چه در محيط كاري اثبات كنم. اين مشكل بزرگ تا همين چند سال پيش هم با من بود، اما خوشبختانه امروزه ديگر آن شدت سابق را ندارد و تا حدودي در زندگي كاري، اجتماعي و شخصي‌ام به آرامش رسيده‌ام. اين روزها نگراني من بيشتر متوجه پسر ۱۴ ساله‌ام است كه متاسفانه او هم خجالتي و كمروست. من طعم تلخ چنين حالات بد رواني را بارها و بارها […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۱

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۱

پرسش۱: برادرم که خارج از کشور زندگی می‌کند، مدتی قبل با خانمی که سه سال از او بزرگ‌تر است و چهره زیبایی ندارد، ازدواج کرد. گرچه من و خانواده‌ام به‌شدت با این ازدواج مخالف بودیم، اما برادرم به مخالفت‌های ما توجهی نکرد. او معتقد است که این خانم دقیقا همان فردی است که همیشه می‌خواست. چون برای برادرم، تحصیلات و شأن اجتماعی مهم‌تر از ظاهر است و این خانم استاد دانشگاه هستند. تا الان فقط من از ازدواج برادرم خبر دارم و هنوز به دیگر اعضای خانواده نگفتم که آن‌ها ازدواج کرده‌اند. چگونه می‌توانیم این موضوع را به خانواده به‌خصوص مادرم بگویم؟ لطفا بگویید چگونه می‌توانیم این خانم را به‌عنوان عضوی از خانواده بپذیریم؟ پاسخ: همان‌طور که می‌دانید ازدواج نوعی […]