تمام مطالب دسته بندی: پرسش و پاسخ
پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۱

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۱

پرسش۵۱: بعد از ۹ ماه تماس هم‌زمان با هر دو خواستگارم، به من گفتند که براساس سرکتاب باز شده هر دو مورد خواستگار را باید رد کنم. چون دیده شده که طالعمان بهم نمی‌خورد و اگر وارد این زندگی با آنها شوم نهایتش مجبور به جدایی و طلاق می شوم! نمی‌دانم چه تصمیمی بگیرم! به این گفته اعتماد کنم یا خیر؟   پاسخ: بر اساس کتاب وحی، تبیین شیوه زندگی، صحت و سقم ارزش‌های انسان به ما داده شده است. ادراک وحی براساس گفته نبی اکرم(ص)، بر اساس یک پیامبر درونی‌تر به اسم عقل صورت می گیرد. شیوه‌های عقلانی یک ازدواج خوب عبارتند از: ۱٫ معاشرت به مدت ۲ الی ۱۲ هفته ۲٫ مشاوره ۳٫ آزمون‌های ارزیابی روانشناسی ۴٫ تحقیق […]

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۱۱

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۱۱

پرسش۵۱: چند ماهی است که نامزد کرده‌ام ولی چون خجالتی هستم نمی‌توانم آن‌ طور که باید با نامزدم رابطه برقرار كنم. وقتی در کنار هم هستیم ساعت‌ها با سکوت می‌گذرد اگر تلفنی هم صحبت کنیم باز با سکوت می‌گذرد. خیلی حرف‌ها در دلم هست که می‌خواهم به او بگويم ولی خجالت می‌کشم. نامزدم فردي اجتماعی است و هر روز چند بار به من زنگ می‌زند اما من نمی‌دانم مغرورم یا خجالتی که نمی‌توانم به او انس بگیرم. این ماجرا مرا نگران می‌کند مثلا وقتی دلم می‌گیرد می‌خواهم زنگ بزنم که برویم بیرون اما زود پشیمان می‌شوم و با خودم می‌گويم بگذار او از من تقاضا کند. پاسخ: نامه شما من را تا حدی نگران کرد. سیستم درون‌گرایانه شما باعث می‌شود […]

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۱

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۱

پرسش۴۶: دخترى سى‌ساله هستم که متاسفانه عاشق آقایى شده‌ام که ۹سال از من کوچک‌تر است و خود او چیزی درباره این موضوع نمی‌داند؛ اما از عشق او دارم دیوانه می‌شوم. او به‌محض اینکه مرا می‌بیند، بسیار نگاهم می‌کند. من درست او را نمى‌شناسم؛ اما می‌دانم که ظاهرا آدم بی‌ادبی نیست. لطفا کمکم کنید.   پاسخ: در سی‌سالگی باید عشقی را تجربه کرد که بتواند دهه چهارم زندگی را پربار کند و اگر این عشق یک‌طرفه باشد، زندگی را به‌مراتب تلخ و تلخ‌تر هم خواهد کرد. در این سن نباید رفتار فردی ۱۵‌سالگی را داشت و با اشارات پنهانی و کنایات به این نکته پی برد که شاید طرف مقابل هم میلی به ما داشته باشد. درواقع نگاه او می‌تواند از […]

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۱

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۱

پرسش۵۱: راضیه هستم متولد ۶۳ و امسال درسم تموم شده (لیسانس فناوری اطلاعات). نمی‌دانم از کجا شروع کنم، من در دوران دانشجویی ارتباطی را به قصد ازدواج آغاز کردم که تا الان نزدیک به ۳ سال از آن می‌گذرد و هومن یک ‌سال و نیم از من کوچک‌تر است. یک سال و نیم از درسش مانده و سربازی نرفته. ۲ سال پیش پدرم به خاطر شغلش قصد کرد که همه ما را برای مدتی به مالزی منتقل کند به همین خاطر ما نیز از ترس اتمام ارتباطمان به خانواده‌هایمان اعلام کردیم که قصد داریم ازدواج کنیم. هر دو متعلق به خانواده‌هایی سنتی هستیم به همين دليل خانواده‌ها از ارتباط ما جا خوردند و وقتی بیرون از منزل براي آشنایی‌شان دیداری […]

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۰

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۰

پرسش۴۶: بي‌مقدمه و بدون حاشيه مي‌گويم كه خسته‌ام! ديگر نه تواني براي ادامه زندگي دارم و نه اميدي! از خودم بدم مي‌آيد! حتي بارها به فكر خودكشي افتاده‌ام! علي‌رغم داشتن امكانات مالي، هيچ لذتي را احساس نمي‌كنم. نمي‌دانم شما چه برداشتي از حرف‌هاي من خواهيد كرد، اما من واقعا به آخر خط رسيده‌ام. افسردگي تمام وجودم را فرا گرفته، سال‌هاست كه زندگي برايم تكراري و كسالت‌بار شده است. البته چندين بار هم به توصيه همسر و اطرافيانم براي مشاوره پيش اساتيد برجسته و مشهور رفته‌ام كه با توجه به شرايط و موقعيت خوب اقتصادي، همه آن‌ها متفق‌القول بودند كه بايد براي خودم هدفي تازه و بلندمدت دست و پا كنم. هدفي بزرگ كه نيازمند تلاشي طولاني، اميدواركننده و چالش برانگيز […]

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۱۰

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۱۰

پرسش۴۶: كمتر از يك‌سال است كه ازدواج كرده‌ايم. امروز وقتي همسرم وارد خانه شد دهانش بوی دود می‌داد. وقتي به او گفتم، داد و بیداد کرد و گفت برويم آزمایش بدهيم، اما بعدش من طلاقت می‌دهم. بعد هم از خانه بيرون رفت. من مطمئنم که چیزی مصرف کرده بود. لطفا به من بگوييد چه کار کنم؟ می‌ترسم از این‌که بدتر شود، از طرفی زیر بار نمی‌رود. اگر باز هم این بحث پیش بیايد کارمان به طلاق می‌کشد. پاسخ: شما برای ایشان، نقش همسر دارید یا ناظم مدرسه یا مادر سختگیر؟ همسرتان سیگار کشیده كه عمل تحسین‌برانگیزی نیست ولی چه دلیل دارد به جای همسری، معلم تربیتی او شوید؟ به جای مقابله بايد مدیریت کنید. مثلا بگويید اگر گاهی مي‌خواهي ‌سیگار […]

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۰

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۰

پرسش۴۱: با پسری مطلقه قرار ازدواج گذاشته بودم. من ۳۲ ساله هستم و او ۲۹ سال دارد. ما به مدت هفت ماه با هم در ارتباط بوده و تمام جوانب را هم در نظر گرفته بودیم. وقتی با او راجع به تفاوت سنی‌مان حرف زدم، او گفت که خانواده‌اش مخالفتی ندارند؛ به همین دلیل او به سراغ کارهایش رفت تا مقدمات ازدواج را مهیا کند و من هم به دنبال خرید جهیزیه بودم. البته مادر من در جریان رابطه ما بود و ما هم رابطه سالمی داشتیم. حالا چندروز است که رابطه‌اش را با من قطع کرده است و می‌گوید مادرش مخالف این ازدواج است! و به‌راحتی تمام قول‌و قرارمان را زیرپا گذاشت؛ در صورتی که تا آن زمان به […]

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۰

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۰

پرسش۴۶: خواستگاری داشتم از شهریار. خودم اهل شهریار اما ساکن تهرانم. با توافق خانواده‌ها در لابی یک هتل دیدار داشتیم، او از من خواست پس از ازدواج برای زندگی همراهش به شهریار بروم. من معذرت‌خواهی کردم و جواب منفي دادم. او برای این‌که دل مرا نرم کند از گذشته خود گفت. معلوم شد دختری را دوست داشته كه در همان شهریار بوده، اما آن دختر ناگهان بی‌خبر، ازدواج کرده و رفته. زخم بزرگی که از این شوک در او ايجاد شده بود مانع از این می‌شد كه بتواند هم‌زمان هم مهاجرت کند و هم ازدواج. از صداقت اوخوشم آمد اما در نهايت به او جواب منفي دادم، زیرا احساس کردم هنوز زخم دارد. اما در يك ماه گذشته خیلی به […]

پرسش پاسخ کسب و کار بخش۶

پرسش پاسخ کسب و کار بخش۶

پرسش۲۶: جوانی ۲۹ ساله هستم که با فوت پدرم تمام نقشه‌هایم بر آب شده است و حالا هم ‌سردرگم شده‌ام. ‌قرار بود پدرم برایم مغازه‌ای بخرد تا کاری را شروع کنم، ولی اکنون برادران و خواهرانم که همگی از من بزرگ‌تر هستند، به فکر تقسیم ارثیه و برداشتن سهم خود افتاده‌اند و سهم من هم کفاف خرید یک مغازه را نمی‌‌دهد، ‌ناامید شده‌ام و نمی‌‌دانم آینده‌ام چه می‌شود؟ پاسخ: ‌خدا رحمت کند پدر عزیزتان را. آن بزرگوار بهترین هدیه را به شما داد و رفت؛ یعنی انگیزه کار‌کردن برای خود، ‌او کارفرمای خودبودن و قابلیت ریسک‌‍پذیری را به شما داده است. بدانید که اگر خواستن با برخاستن همراه باشد، قطعا توانستن هم به وجود خواهد آمد؛ درواقع ‌این ما هستیم […]

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۹

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۹

پرسش۴۱: ۳۲ سال سن دارم. مجرد و كارمند شركت برق. با توجه به امكاناتي كه خانواده‌ام در اختيار من گذاشته بودند الان بايد به يكي از موفق‌ترين جوان‌هاي شهرم تبديل مي‌شدم. اما نمي‌دانم مشكل كجا بود كه هرگز نتوانستم از اراده كافي براي انجام كارها برخوردار باشم. دست به هر كاري كه مي‌زدم نتيجه مطلوبي كسب نمي‌كردم. چه در ادامه تحصيلات و چه در مسايل هنري. احساس مي‌كنم كه آدم بي‌عرضه‌اي هستم. هميشه شكست مي‌خورم. در طول زندگي آن‌قدر در بن‌بست‌هاي مادي و معنوي گير افتاده‌ام كه احساس مي‌كنم خداوند هم مرا فراموش كرده! ديگر خسته شده‌ام، به نظر شما مشكل من و امثال من كجاست و چه بايد بكنيم. حتي به توصيه شما سعي كردم فكر شكست را از […]

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۹

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۹

پرسش۴۱: یک‌سال پیش عقد کرده‌ام و دوماه دیگر عروسی می‌کنم. همسرم خیلی زود از کوره در‌می‌رود. وقتی که خیلی عصبانی می‌شود، فحاشی می‌کند و گاهی هم دست روی من بلند می‌کند و به پدر و مادرم فحش می‌دهد. البته من هرطور باشد، با رفتارش مقابله مي‌كنم، ولی وقتی با صحبت از او خواهش می‌کنم این کار را نکند، بهتر می‌شود. البته مدتی است در اوج عصبانیت خودش را کنترل می‌کند و مرا کتک نمی‌زند. می‌گوید وقتی دستم روی تو بلند می‌شود از خودم متنفر می‌شوم. آیا امیدی به بهتر شدن هست؟ من او را دوست دارم. پاسخ: نامزدی یعنی این‌که همین چیزها را بفهمیم و دوباره بنشینیم فکر کنیم آیا تصمیمان درست است یا نه؟ اصطکاک در زندگی مشترک پیش […]

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۹

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۹

پرسش۳۶: خانمي ۴۲ ساله هستم و پسری ده‌ساله دارم. بعد از بارداري و با تحقيقات فراوان متوجه شدم كه همسرم ناراحتي اعصاب شديد دارد و من زماني متوجه بیماری او شدم كه داروهایش را مصرف نکرده بود و به همین دلیل علائم بیماری‌اش ظاهر شده بود. حال من به‌خاطر وجود پسرم نمي‌خواهم اقدام نادرستی انجام دهم. بگوييد چه کنم؛ چون همسرم درمانش را پیگیری نمي‌كند. پاسخ: درابتدا توصیه می‌شود از ایجاد باور یا تصویری سیاه از همسرتان در ذهن خود بپرهیزید؛ یعنی سعی کنید ویژگی‌های مثبت او را به یاد آورید؛ به‌خصوص آن‌هایی که در ابتدای ازدواج شما را جذب کرده بود؛ مثلا خوش‌پوشی، آداب معاشرت، خانواده، منزلت اجتماعی او و … شاید آن ویژگی‌ها از بین رفته باشند و […]

1 2 3 7