نتایج جستجو برای :
نقابت را خودت انتخاب کن!

نقابت را خودت انتخاب کن!

باز با آمدن موج سرما، ما اغلب وقتمان را درکنار هم و در داخل غار می‌گذراندیم و اغلب خودمان را به کاری سرگرم می‌کردیم و هرکس هنری بلد بود، به بقیه یاد می‌داد. بعدها فهمیدم ازطریق به‌اشتراک‌گذاشتن مهارت‌هایمان با هم، نه‌تنها مهارت‌های جدیدی یاد می‌گرفتیم، بلکه آنچه را که قبلا بلد بودیم نیز به شکلی متفاوت و بیشتر دوباره می‌آموختیم. یک روز صبح بعد از صبحانه خدامراد روی سنگی کنار آتش نشست و گفت: «تا امروز همه بر این باور بودیم که آدم‌های چندشخصیتی، انسان‌های قابل اعتمادی نیستند و حتی این ویژگی آن‌ها باید به‌عنوان یک اختلال روانی تحت‌درمان قرار بگیرد. حالا می‌خواستم در این جلسه درخصوص اینکه اگر چندشخصیتی‌بودن به‌صورت انتخابی و آگاهانه انجام شود چه مزایا و معایبی […]

اعتیاد به عشق

اعتیاد به عشق

یادداشت‌های یک روان‌شناس مریم امروز با شوق و حرارت زیادی برای مشاوره آمده بود، حالش خیلی خوب بود، خیلی هیجان داشت، چشمانش از شادی برق می‌زد و نور امید از چشمانش پیدا بود، درست برعکس دوهفته قبل که برای اولین‌بار بعد از قطع رابطه با محمد برای مشاوره آمده بود، آن روز را خوب به یاد دارم،کاملا آشفته، ناامید به زندگی، بدون‌انرژی و بی‌قرار بود اما امروز کاملا متفاوت بود، خیلی با هیجان تعریف کرد که دیروز در پمپ‌بنزین به‌طوراتفاقی بعد از دو هفته با محمد روبه‌رو شدند، باهم صحبت کردند و ناهار خوردند و خلاصه اینکه دوباره آشتی کردند و زندگی دوباره برای مریم شیرین شده است، اما اگر راستش را بخواهید من به خوش‌بینی مریم نیستم و نمی‌توانم […]

از وهم تا خیال؛ از تخیل تا تفکر

از وهم تا خیال؛ از تخیل تا تفکر

انسان موجودی فلسفی است و از بدو ورود به عالم هر روز، ذهنش را با ده‌ها پرسش درگیر می‌کند؛ اینکه این چیست، آن کیست، چرا؟ چگونه؟ و … این پرسش‌ها راهنمای رورد ما به دنیای ناشناخته است. ما در دوران کودکی بااشتیاق می‌پرسیم. پرسیدن حالت ماست. زیبا، معصوم و راهگشاست. وقتی کودک بودیم، با پرسش‌ها مانوس بودیم و گویی جهان موظف به پاسخ‌گویی بود. اعتمادبه‌نفس سالمی داشتیم و از پرسیدن احساس شرمساری و ضعف نداشتیم و ندانستن را عیب نمی‌دانستیم. این اقتدار و توانایی برای جست‌وجوگری در طبیعت به ما هدیه داده شده است و به‌واسطه این توانمندی ما پویا و جوینده هستیم. ما می‌پرسیم تا کشف کنیم و با هستی در ارتباط باشیم. طعم شگفت‌انگیز مکاشفه برای کودک هرگز […]

اولین نفر همیشه برنده نیست!

اولین نفر همیشه برنده نیست!

  حرکت اول یک تاکتیک است نه هدف. اگر شخص دیگری از راه برسد و شما را از دور خارج کند، اولین نفر بودن هیچ نفعی برای شما ندارد. «پیتر تایل» همیشه باور مردم بر این بوده که اولین نفر حتما پیروز خواهد شد. مخترعان براي ثبت اختراعات خود می‌شتابند و كارآفرينان آرزوي ورود به بازار را پيش از رقبايشان دارند. اگر شما اولين فردی باشيد كه محصول، خدمت و يا تكنولوژي جديدی را توليد و عرضه كرده باشید، بهترين فضا را به دست خواهید آورد و مشتريان را جذب خود خواهيد کرد. یک بنیان‌گذار به نام «بيل گراس» در تحليلي عوامل موفقيت و شكست را بررسي كرد. بر اساس اين بررسي، مهم‌ترين عامل موفقيت، خاص‌بودن ايده، توانايي و عملكرد […]

هنر تبدیل دانش به مهارت!

هنر تبدیل دانش به مهارت!

زمستان بود و فصل یخبندان. به همین خاطر چاره‌ای جز نشستن درکنار آتش درون و گرم‌کردن خود نداشتیم. خدامراد روی سنگی کنار آتش نشست و بی‌مقدمه گفت: «اگر یادتان باشد جلسه قبل درمورد فرایند یادآوری خاطرات و تجربیات حفظ‌شده صحبت کردیم و گفتیم چیزی به نام یادآوری یا بیرون‌کشیدن عینی اطلاعات ثبت‌شده در ذهن ما رخ نمی‌دهد و آنچه اتفاق می‌افتد، بازسازی مجدد آن خاطره به شکلی نو با عناصر در دسترس ذهن است. یعنی هر وقت تجربه یا رویدادی را به یاد می‌آوریم، درواقع آن را از نو می‌سازیم. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که «یادآوری» واژه مناسبی برای این فرایند نیست و به‌جای آن باید از عبارت «بازسازی مجدد خاطرات» استفاده کنیم. ممکن است برای خیلی‌ها، به‌خصوص آن‌هایی […]

لذت‌های کودکی

لذت‌های کودکی

«درخت زندگی را پایانی است، اما سرسبزی ابدی است.» (هنری دیوید) تشخیص داده بودند که مادرم بیماری آلزایمر دارد و من هم بعد از مدتی‌، با دیدن تغییرات تدریجی او با این مسئله کنار آمده بودم. درطول این مدت همواره صحبت‌های تکراری او را می‌شنیدم و فراموش‌شدن کلمات در صحبت‌های او برایم امری عادی شده بود. جلسات مشاوره عصب‌شناسی انجام شده بود. مادرم از زمانی‌که بازنشسته شد، با ما زندگی می‌کرد. ما درکنار هم رابطه عمیق و دوستانه‌ای داشتیم و او نیز به‌طورمستقل فعالیت‌های خاص خود را انجام می‌داد. اما زندگی شاد ما در شبی که با این واژه منحوس روبه‌رو شدیم، کاملا متحول شد: «آلزایمر!» تمام آن روزهای خوب و پرهیجان به یک‌باره از من دور شدند و احساس […]

چگونه در ارتباط زناشویی یکدیگر را ببخشیم؟

چگونه در ارتباط زناشویی یکدیگر را ببخشیم؟

ببخشیم تا رها شویم یکتا فراهانی همه ما در رابطه زناشويي خود بارها از هم می‌رنجیم‌ و گاه بدون اینکه بدانیم، یکدیگر را آزار می‌دهیم و برای بعضی از ما خیلی سخت است که بتوانیم همدیگر را ببخشیم. گاه کینه‌ای که در دل داریم، مدت‌ها ما را آزار می‌دهد و ارتباط ما را با مشکلاتی جدی مواجه می‌کند. اما مسئله اینجاست که دربرابر کدورت‌هایی که گاه‌وبیگاه به سراغمان می‌آید، چه‌ می‌توان کرد؟ چگونه می‌توانیم همدیگر را ببخشیم یا به گونه‌ای رفتار کنیم که کمتر برنجیم یا یکدیگر را برنجانیم؟ در این خصوص با دکتر ژاله افشاري منفرد، روان‌شناس و روان‌كاو، گفت‌و‌گو کرده‌ایم که‌ می‌تواند مفید واقع شود. شناخت شخصیت افراد در هر ارتباطی قبل از هرچیز بهتر است‌ به این […]

مترسکی برای پرکردن زمان!

مترسکی برای پرکردن زمان!

در دهکده‌ای که شیوانا در آن زندگی می‌کرد بین دهکده و رودخانه چند درخت بزرگ و دیواری سنگی وجود داشت که باعث می‌شد مردم ده همیشه به خاطر این موانع از مسیر دورتری خود را به رودخانه برسانند. سرانجام قرار شد عده‌ای را استخدام کنند تا درختان را قطع و دیوار را خراب کنند و جاده‌ا‌ی راحت بین رود و ده برقرار سازند. اما به خاطر حجم سنگین کار و مزد کمی که برای این کار در نظر گرفته شده بود هیچ کارگری حاضر به قبول این زحمت نبود. روزی دو برادر از دهکده‌ای بسیار دور، به دیدن شیوانا آمدند اما در راه آمدن گرفتار راهزنان شدند و پول و مالشان را از دست دادند. آن‌ها چون پولی برای برگشت […]

فرد ناشناس و تاثير مهربانی در بهبود روابط انسانی (۳)

فرد ناشناس و تاثير مهربانی در بهبود روابط انسانی (۳)

قسمت سوم يك حكايت خواندني: زمانی که پسر بزرگم دو ساله بود، به دیدار یکی از دوستانم که در هلند زندگی می‌کرد رفتم. آن موقع ما ساکن سواسن بودیم و برای سفر به آمستردام با قطار، ‌باید در ایستگاه سن کانتن قطار را عوض می‌کردیم. بلیت‌ها را که گرفتم فهمیدم برای تغییر قطار فقط دوازده دقیقه فرصت داریم و باید به سرعت جابه‌جا شویم. وقتی به ایستگاه سن کانتن رسیدم، سعی کردم با عجله خود را به قطار مورد نظر، که در سکوی مقابل قرار داشت برسانم، که ناگهان دیدم قطار در حال حرکت است. در عین ناامیدی (چون آخرین قطاری بود که آن روز به آمستردام می‌رفت)، شروع کردم به فریاد زدن: «کمک، به دادم برسید، دارم قطارم را […]

تکنیک عملی تأثير اخلاق در موفقيت (۲)

تکنیک عملی تأثير اخلاق در موفقيت (۲)

محبت و مهربانی قسمت دوم از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای؟ پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است. پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم. گفت: تو اشتباه می‌کنی زیرا کسی نمی‌تواند چنین لذتی را ببرد مگر آن‌که درونش مانند من با کاه پر شده باشد! سپس او را رها کردم در حالی که نمی‌دانستم آیا مرا می‌ستاید یا تحقیر می‌کند. یک سال بعد مترسک، فیلسوف و دانا شد و چون دوباره از کنار او گذشتم دو کلاغ را دیدم که سرگرم لانه ساختن زیر کلاه او […]

1 2 3 7