ماه: آگوست 2020
پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۲

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۲

پرسش۵۱: ۲۲ سال دارم. یک سال است با پسری ۲۸ ساله آشنا شده‌ام. با این‌که دوستیِ ساده و پاکی داشتیم و هر دو هم موقعیت ازدواج را داریم اما او هر بار به بهانه‌ای مي‌گويد فعلا قصد ازدواج ندارد. من در این مدت خیلی به او وابسته شده‌ام و از این‌که از هم جدا شویم خیلی می‌ترسم. دوست دارم راهنمایی‌ام کنید که آيا ماندن در رابطه‌ای که آینده‌اش معلوم نیست درست است؟ باید بگویم که از لحاظ احساسی، فوق‌العاده به او وابسته هستم. همه خصوصیات او را دوست دارم. دروغگو نیست، چاپلوس نیست، اهل کار است و خیلی چیزهای دیگر… البته مثل همه آدم‌ها نقطه‌ضعف‌هایی هم دارد.   پاسخ: به شرط این‌که موقعیت‌های ازدواجتان را از دست ندهید، دلیلی ندارد […]

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۲

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۲

پرسش۵۶: دو سوال داشتم: اول این‌که شما جذابیت را در پوشش و رفتار و ظاهر تعریف کردید. من به عنوان یك خانم می‌خواهم بدانم که موقع خواستگاری و ازدواج، آقایان بیشتر به کدام اهمیت می‌دهند. اگر از خودشان بپرسیم که راست نمی‌گويند. دوم این‌که به نظر شما کار اشتباهی است که من می‌خواهم همسرم پدر خوبی برای بچه‌هايم باشد. آخر وقتی این سوال را پرسیدم خواستگار محترم از تعجب چشمانش گرد شد. من که نمی‌توانم انکار کنم که یکی از دلایل اصلي ازدواج برايم این است که صاحب فرزند شوم با این‌که ۲۴ سالم است و از لحاظ تحصیلی فعالم ولی بچه برايم مهم‌تر از هر چیزي است. به نظر شما من چه کار بايد کنم؟ پاسخ: بهترین پسر نیز […]

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۱

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۱

پرسش۵۱: بعد از ۹ ماه تماس هم‌زمان با هر دو خواستگارم، به من گفتند که براساس سرکتاب باز شده هر دو مورد خواستگار را باید رد کنم. چون دیده شده که طالعمان بهم نمی‌خورد و اگر وارد این زندگی با آنها شوم نهایتش مجبور به جدایی و طلاق می شوم! نمی‌دانم چه تصمیمی بگیرم! به این گفته اعتماد کنم یا خیر؟   پاسخ: بر اساس کتاب وحی، تبیین شیوه زندگی، صحت و سقم ارزش‌های انسان به ما داده شده است. ادراک وحی براساس گفته نبی اکرم(ص)، بر اساس یک پیامبر درونی‌تر به اسم عقل صورت می گیرد. شیوه‌های عقلانی یک ازدواج خوب عبارتند از: ۱٫ معاشرت به مدت ۲ الی ۱۲ هفته ۲٫ مشاوره ۳٫ آزمون‌های ارزیابی روانشناسی ۴٫ تحقیق […]

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۱۱

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۱۱

پرسش۵۱: چند ماهی است که نامزد کرده‌ام ولی چون خجالتی هستم نمی‌توانم آن‌ طور که باید با نامزدم رابطه برقرار كنم. وقتی در کنار هم هستیم ساعت‌ها با سکوت می‌گذرد اگر تلفنی هم صحبت کنیم باز با سکوت می‌گذرد. خیلی حرف‌ها در دلم هست که می‌خواهم به او بگويم ولی خجالت می‌کشم. نامزدم فردي اجتماعی است و هر روز چند بار به من زنگ می‌زند اما من نمی‌دانم مغرورم یا خجالتی که نمی‌توانم به او انس بگیرم. این ماجرا مرا نگران می‌کند مثلا وقتی دلم می‌گیرد می‌خواهم زنگ بزنم که برویم بیرون اما زود پشیمان می‌شوم و با خودم می‌گويم بگذار او از من تقاضا کند. پاسخ: نامه شما من را تا حدی نگران کرد. سیستم درون‌گرایانه شما باعث می‌شود […]

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۱

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۱

پرسش۴۶: دخترى سى‌ساله هستم که متاسفانه عاشق آقایى شده‌ام که ۹سال از من کوچک‌تر است و خود او چیزی درباره این موضوع نمی‌داند؛ اما از عشق او دارم دیوانه می‌شوم. او به‌محض اینکه مرا می‌بیند، بسیار نگاهم می‌کند. من درست او را نمى‌شناسم؛ اما می‌دانم که ظاهرا آدم بی‌ادبی نیست. لطفا کمکم کنید.   پاسخ: در سی‌سالگی باید عشقی را تجربه کرد که بتواند دهه چهارم زندگی را پربار کند و اگر این عشق یک‌طرفه باشد، زندگی را به‌مراتب تلخ و تلخ‌تر هم خواهد کرد. در این سن نباید رفتار فردی ۱۵‌سالگی را داشت و با اشارات پنهانی و کنایات به این نکته پی برد که شاید طرف مقابل هم میلی به ما داشته باشد. درواقع نگاه او می‌تواند از […]

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۱

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۱

پرسش۵۱: راضیه هستم متولد ۶۳ و امسال درسم تموم شده (لیسانس فناوری اطلاعات). نمی‌دانم از کجا شروع کنم، من در دوران دانشجویی ارتباطی را به قصد ازدواج آغاز کردم که تا الان نزدیک به ۳ سال از آن می‌گذرد و هومن یک ‌سال و نیم از من کوچک‌تر است. یک سال و نیم از درسش مانده و سربازی نرفته. ۲ سال پیش پدرم به خاطر شغلش قصد کرد که همه ما را برای مدتی به مالزی منتقل کند به همین خاطر ما نیز از ترس اتمام ارتباطمان به خانواده‌هایمان اعلام کردیم که قصد داریم ازدواج کنیم. هر دو متعلق به خانواده‌هایی سنتی هستیم به همين دليل خانواده‌ها از ارتباط ما جا خوردند و وقتی بیرون از منزل براي آشنایی‌شان دیداری […]

۱۴ راهکار موثر برای تقویت حافظه

۱۴ راهکار موثر برای تقویت حافظه

خیلی از ما با بالاتررفتن سن نگران کم‌شدن حافظه‌مان هستیم و یا در اوج جوانی و یادگیری، دغدغه تقویت حافظه و بازدهی بیشتر در تحصیلمان را داریم. خبر خوب اینکه راه‌های زیادی برای تقویت حافظه وجود دارد که با مداومت و انجام آن‌ها به صورت پی‌در‌پی می‌توانیم به طرز چشمگیری حافظه را تقویت کنیم. اما برای شروع بهتر است بدانیم که ما می‌توانیم روی بعدهای مختلفی از حافظه‌مان کار کنیم. به طورمثال، علاوه بر حافظه کوتاه‌مدت و بلند‌مدت، می‌توانید بر روی حافظه تصویری و حافظه شنیداری هم کار کنید. تقویت حافظه کوتاه‌مدت حافظ برای تقویت حافظه خواندن و حفظ‌کردن شعر یکی از بهترین و شیرین‌ترین راه‌های تقویت حافظه است. یکی از غزل‌های حافظ را انتخاب کرده و روزی دو بیت […]

قسمت سوم: داستان تو بودی چکار می‌کردی؟

قسمت سوم: داستان تو بودی چکار می‌کردی؟

۱۶٫ در دلم آتشی به پا شده بود،من چگونه میتوانم این چهره زیبا و دلنشین را ترک کنم؟ چگونه میتوانم از او دور شوم و تنها نقابه زیبایه دنیا را دیگر نبینم نقابی که آرامش قلبم و روحم است؟! حال چه کنم او را اگر ترک کنم چیزی از قلب فرتوتم باقی نمیماند قلبی که به عشق او میتپد و بی او تپشش بند میاید؛در میان دو راهی عشقش و جانش مانده ام کاش میشد باز در کنارت باشم ای دلدارم.  آرزوهای محالی که در قلبم بودند را با ترک تو چه میکردم؟ آرامم بیدارشو بنگر دلنگرانیم را من در اینجا به دنبال داشتنت بیقرارم؛بیدارشوو بنگر سختیه تصمیم را گربمانم جانت را میگیرند گر بروم جان خود را از دست […]

قسمت دوم: داستان تو بودی چکار می‌کردی؟

قسمت دوم: داستان تو بودی چکار می‌کردی؟

۷٫ وقتي با دومين بوق گفت:«بله» تعجب نكردم. –           ميخام از مادرم سر بزنم شماهم مياي؟ –           نه! حوصله ندارم. دكمه قرمز گوشي را زدم داخل هولدر مقابل دريچه هواي ماشين گذاشتم. مانند آدم‌هايي كه جلوي چند نفر ضايع شده باشد مغزم شروع به فلسفه چيني كرد. با اينكه كاملا به اين نتيجه رسيده بودم كه اشتباه است و نبايد اين گونه مواقع اصلا زنگ بزنم باز دستم به گوشي مي‌رفت تماس مي‌گرفتم. دليلش چه بود؟ و چه را مي‌خواستم به او ثابت كنم را نمي‌دانم. داخل كوچه مادر جايي براي پارك كردن نبود. ملت ريخته بودن بيرون و به نظر ميومد هركي هم پاركينگ داشته ماشينشو عمدا آورده دم در خونه‌اش پارك كرده. چند كوچه بالاتر سر شانس يك جاي […]

قسمت اول: داستان تو بودی چکار می‌کردی؟

قسمت اول: داستان تو بودی چکار می‌کردی؟

نور سفيد صفحه موبايل، صورتش را در تاريكي اتاق روشن كرده بود و من هم مثل دستگيره كمد، قاب پنجره، لباس‌هاي آويزان، آينه قدي و هر چيز ديگري كه در اتاق بود، در آن تاريكي به تماشاي صورت روشن همسرم نشسته بودم؛ صحنه‌اي كه هر شب تا نزديكي‌هاي صبح تكرار مي شد… ۱٫ با صحبت های ستاره آرام شدم وبه پیشنهادش الهه رو بردیم مرکزبهداشتی ودرمانی  برای سنجش بینایی خدا را همیشه شکرمیکردم بخاطر داشتن دوست خوبم هم سن وسال هم بودیم اما ستاره داناترو پخته تر از من بود دختری کاملا خود ساخته چون مادرو پدرش را در یک صانحه ی تصادف از دست داده بود ومسئولیت تمام زندگی با داشتن یک برادر بردوش خودش بود با وجود سختی […]

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۰

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۱۰

پرسش۴۶: بي‌مقدمه و بدون حاشيه مي‌گويم كه خسته‌ام! ديگر نه تواني براي ادامه زندگي دارم و نه اميدي! از خودم بدم مي‌آيد! حتي بارها به فكر خودكشي افتاده‌ام! علي‌رغم داشتن امكانات مالي، هيچ لذتي را احساس نمي‌كنم. نمي‌دانم شما چه برداشتي از حرف‌هاي من خواهيد كرد، اما من واقعا به آخر خط رسيده‌ام. افسردگي تمام وجودم را فرا گرفته، سال‌هاست كه زندگي برايم تكراري و كسالت‌بار شده است. البته چندين بار هم به توصيه همسر و اطرافيانم براي مشاوره پيش اساتيد برجسته و مشهور رفته‌ام كه با توجه به شرايط و موقعيت خوب اقتصادي، همه آن‌ها متفق‌القول بودند كه بايد براي خودم هدفي تازه و بلندمدت دست و پا كنم. هدفي بزرگ كه نيازمند تلاشي طولاني، اميدواركننده و چالش برانگيز […]