ماه: آبان ۱۳۹۸
برداشت‌هایی غلط درمورد احساسات

برداشت‌هایی غلط درمورد احساسات

«تصور کنید اگر کنترلی برروی عواطف خود نداشته باشیم، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟» چقدر عواطف خود را درک می‌کنید؟ گرچه هیچ‌چیز در دنیا به ما نزدیک‌تر از عواطف و احساساتمان نیست، بااین‌وجود خوب درکشان نمی‌کنیم. مطلب زیر فهرستی از برخی برداشت‌ها و تعابیر اشتباهی است که درمورد احساسات به کار برده می‌شوند: ۱) نمی‌توانم جلوی احساساتم را بگیرم تجربه‌های عاطفی یک فرد، نتیجه برداشت ذهنی و ارزیابی‌های او از یک اتفاق است. اگرچه ممکن است این ارزیابی‌ها واقع‌بینانه نباشند، اما افراد مختلف می‌توانند از یک اتفاق یکسان، برداشت‌های مختلفی داشته باشند؛ مثلا وقتی ما در غم مرگ کسی اندوهگین می‌شویم، می‌توان این‌طور استنباط کرد که او برای ما مهم بوده است؛ درحالی‌که اگر هیچ‌ پیشینه ذهنی وجود نداشته باشد، […]

اولین نفر همیشه برنده نیست!

اولین نفر همیشه برنده نیست!

  حرکت اول یک تاکتیک است نه هدف. اگر شخص دیگری از راه برسد و شما را از دور خارج کند، اولین نفر بودن هیچ نفعی برای شما ندارد. «پیتر تایل» همیشه باور مردم بر این بوده که اولین نفر حتما پیروز خواهد شد. مخترعان براي ثبت اختراعات خود می‌شتابند و كارآفرينان آرزوي ورود به بازار را پيش از رقبايشان دارند. اگر شما اولين فردی باشيد كه محصول، خدمت و يا تكنولوژي جديدی را توليد و عرضه كرده باشید، بهترين فضا را به دست خواهید آورد و مشتريان را جذب خود خواهيد کرد. یک بنیان‌گذار به نام «بيل گراس» در تحليلي عوامل موفقيت و شكست را بررسي كرد. بر اساس اين بررسي، مهم‌ترين عامل موفقيت، خاص‌بودن ايده، توانايي و عملكرد […]

هنر تبدیل دانش به مهارت!

هنر تبدیل دانش به مهارت!

زمستان بود و فصل یخبندان. به همین خاطر چاره‌ای جز نشستن درکنار آتش درون و گرم‌کردن خود نداشتیم. خدامراد روی سنگی کنار آتش نشست و بی‌مقدمه گفت: «اگر یادتان باشد جلسه قبل درمورد فرایند یادآوری خاطرات و تجربیات حفظ‌شده صحبت کردیم و گفتیم چیزی به نام یادآوری یا بیرون‌کشیدن عینی اطلاعات ثبت‌شده در ذهن ما رخ نمی‌دهد و آنچه اتفاق می‌افتد، بازسازی مجدد آن خاطره به شکلی نو با عناصر در دسترس ذهن است. یعنی هر وقت تجربه یا رویدادی را به یاد می‌آوریم، درواقع آن را از نو می‌سازیم. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که «یادآوری» واژه مناسبی برای این فرایند نیست و به‌جای آن باید از عبارت «بازسازی مجدد خاطرات» استفاده کنیم. ممکن است برای خیلی‌ها، به‌خصوص آن‌هایی […]

وقتي زبان يكديگر را نمی‌فهميم!

وقتي زبان يكديگر را نمی‌فهميم!

در زندگي زناشويي، يكي از مهم‌ترين شيوه‌هاي ارتباط موفق آن است كه زن و مرد بتوانند به‌خوبي با يكديگر گفت‌وگو كنند و يكي از ابتدايي‌ترين راه‌هاي موفقيت دراين‌خصوص داشتن توانايي درست صحبت‌كردن و خوب گوش‌دادن است؛ يعني ابتدا بايد بدانيم طرف مقابلمان با چه زباني با ما سخن می‌گويد؛ آيا باصراحت و به‌طورمستقيم خواسته‌هايش را بيان می‌كند يا مبهم و غيرمستقيم سخن می‌گويد؟ درواقع گاهي زنان و مردان براي بيان احساسات و خواسته‌هاي خود، طوري حرف می‌زنند كه طرف مقابل احساس می‌كند نمی‌تواند مفهوم واقعي آن‌ها را به‌خوبي درك كند. در اين مواقع چه بايد كرد و چطور می‌توان به زباني مشترك به ارتباطی موفق دست يافت؟ بيان و شناسايي احساسات يكي از ابزارهای بيان احساسات هر شخص، استفاده از […]

تعاملات والدین و فرزندان

تعاملات والدین و فرزندان

” فاصله میان نسل‌ها، یکی از معضلات جامعه امروز ما شده است. یکی از رایج‌ترین موضوعات صحبت در جمع‌های امروزی این است که بزرگ‌ترهای مجلس باشگفتی اظهار می‌کنند که چقدر جوان‌های امروزی با جوان‌های دوران ما فرق کرده‌اند، رفتار و کردارشان زمین تا آسمان با ما متفاوت است. همین تفاوت‌ها که زمینه‌ساز بسیاری از اختلافات بین والدین و فرزندان است، موضوع گفت‌وگوی پرونده این شماره ما با دکتر افشین طباطبایی، پژوهشگر مسائل اجتماعی، شده است. “ ۱- آیا حقیقت دارد که اختلاف باور بین نسل­ها در کشور ما تبدیل به یک بحران در روابط والدین و فرزندان شده است؟ تعارضات فکری امری طبیعی در زندگی بشر است، ولی موضوع از جایی حاد می­شود که این اختلافات سرآغاز جدایی و رودررو […]

ارزش الماس وجود تو فراتر از همه بازارهاست!

ارزش الماس وجود تو فراتر از همه بازارهاست!

احمد حلت این مقاله به موضوع «عزت‌نفس» می‌پردازد. عزت‌نفس به زبان ساده، قیمتی است که انسان روی خود می‌گذارد. اعتمادبه‌نفس با عزت‌نفس متفاوت است. اعتمادبه‌نفس احساس توانستن و از پس کارها برآمدن است؛ درحالی‌که عزت‌نفس چیزی فراتر و برتر است. عزت‌نفس به شما می‌گوید چه چیزهای ارزشمندی در وجود شماست که باعث می‌شود بهای شما فراتر از چیزی شود که اهل کوچه و بازار بتوانند قیمتی برای تعیین کنند؟! وقتی کسی از ارزشمندی و گران‌قدری خودش مطمئن باشد، برای به‌چشم‌آمدن و محبوب نگاه‌ها واقع‌شدن و تحسین دیگران، خودش را به آب و آتش نمی‌زند. از خودش مطمئن است و با واقع‌گرایی در انجام کارهایی که خود را توانمند می‌داند، پیش‌قدم می‌شود. درواقع اعتمادبه‌نفس محصول و میوه عزت‌نفس است. عزت‌نفس که […]

کنترل زندگی شما در دستان کیست؟

کنترل زندگی شما در دستان کیست؟

هر روز درمورد افرادی که در قرعه‌کشی‌ها برنده می‌شوند، اخباری را می‌شنویم؛ درواقع این اتفاق خوشحال‌کننده نشانه بارزی از شانس است. در شکل سنتی، قرعه‌کشی‌ها چند عدد تصادفی است که فرد برنده را مشخص می‌کند. برخی افراد آن‌چنان به شانس اعتقاد دارند که بسیاری از تصمیمات مهم زندگی‌شان را برپایه آن می‌گیرند؛ درحالی‌که خطر این کار بسیار بیشتر از خطر تصمیم‌گیری نادرست است. اساس اتفاقات زندگی چیست؟ آیا شما هم معتقدید که شانس دلیل اصلی تمام اتفاقاتی است که درطول زندگی برایتان رخ می‌دهد؟ آیا اعتقاد دارید نمی‌توانید تاثیری در سرنوشتتان داشته باشید؟ یا برعکس به باور شما شانس تنها یک خرافه است و زندگی‌تان تماما نتیجه تصمیمات و قضاوت‌هایی است که شما درطول زندگی‌تان داشته‌اید؟ با پاسخ‌گویی به سوالات […]

بازی با مرگ!

بازی با مرگ!

داستان زندگی این شماره، درباره‌ دخترهایی است که خیلی از تابوهایی را که ما می‌شناختیم، شکستند. «همیشه آن‌طوری که آدم فکر می‌کند، پیش نمی‌رود. می‌دانی، یک‌وقت‌هایی، یعنی خیلی‌وقت‌ها، باید آن‌قدر بگردی تا به جایی برسی که با خودت بی‌حساب شده باشی. به جایی برسی که بفهمی دیگر هرجا را که باید می‌رفتی و هر کاری را که باید می‌کردی، تجربه‌اش را به دست آورده‌ای. آن‌وقت بین همه‌ این‌ها، جایی پیدا می‌شود، یک کاری پیدا می‌شود که تو با خودت می‌گویی این دیگر آخرش است! آره این کار من است؛ همان کاری که باید از اول می‌رفتم سراغش. آن‌وقت است که به رضایت می‌رسی. ما هم گشتیم، خیلی گشتیم. در دانشگاه‌های مختلف، بین رشته‌ها و کارهای مختلف تا به اینجا رسیدیم؛ […]

لذت‌های کودکی

لذت‌های کودکی

«درخت زندگی را پایانی است، اما سرسبزی ابدی است.» (هنری دیوید) تشخیص داده بودند که مادرم بیماری آلزایمر دارد و من هم بعد از مدتی‌، با دیدن تغییرات تدریجی او با این مسئله کنار آمده بودم. درطول این مدت همواره صحبت‌های تکراری او را می‌شنیدم و فراموش‌شدن کلمات در صحبت‌های او برایم امری عادی شده بود. جلسات مشاوره عصب‌شناسی انجام شده بود. مادرم از زمانی‌که بازنشسته شد، با ما زندگی می‌کرد. ما درکنار هم رابطه عمیق و دوستانه‌ای داشتیم و او نیز به‌طورمستقل فعالیت‌های خاص خود را انجام می‌داد. اما زندگی شاد ما در شبی که با این واژه منحوس روبه‌رو شدیم، کاملا متحول شد: «آلزایمر!» تمام آن روزهای خوب و پرهیجان به یک‌باره از من دور شدند و احساس […]

1 2 3 8