کم کردن سیاهی ذغال!

کم کردن سیاهی ذغال!

شیوانا خبردار شد که یکی از شاگردان مدرسه هر روز وقتی فرصت استراحت و تفریح فراهم می‌شود، بقیه شاگردان را گرد خود جمع می‌کند و در مورد خبرهایی که در دهکده و همین‌طور مناطق دور و نزدیک شنیده برای آن‌ها تعریف می‌کند. اما همه قصه‌ها و ماجراهایی که نقل می‌کند مربوط به حوادث زشت، قتل، سرقت، انسان‌آزاری و ساير رفتارهای ناپسند انسان‌های ناهنجار است.

شیوانا روزی آن شاگرد خوش‌سخن را در مقابل بقیه اعضای مدرسه احضار کرد و با صدای بلند از او خواست تا دیگر از این داستان‌های منفی و اتفاقات ناپسند برای شاگردان چیزی نقل نکند.

آن شاگرد با اعتراض گفت: “اما استاد این‌ها واقعیت جامعه بیرون مدرسه است و افراد مدرسه حق دارند با این واقعیات آشنا شوند!!”

شیوانا پاسخ داد: “مساله این‌جاست که بیرون مدرسه اتفاقات مثبت و دوست‌داشتنی مثل محبت انسان‌ها به همدیگر و از خودگذشتگی اهالی برای کمک به یکدیگر و هزاران اتفاق امیدبخش دیگر هم رخ می‌دهد، اما تو عمدا اتفاقات آزاردهنده و ناخوشایند را از دل هزاران اتفاق خوب بیرون می‌کشی و فقط آن‌ها را نقل می‌کنی. نتیجه این قصه گفتن‌ها از آدم‌های بد و رفتارهای زشت این است که تو کم‌کم کاری می‌کنی که برای شاگردان مدرسه قباحت و زشتی کارهای ناپسند کمتر به چشم آید و آن‌ها باورشان شود که باید با سیاهی ذغال بسازند و آن را به هر قیمتی که هست بپذیرند و با آن کنار بیایند. چون این عادی‌سازی کارهای ناپسند در نظر شاگردان مدرسه حد پایانی ندارد و هر روز تو با قصه‌های ناخوشایند بیشتری به آن بال و پر می‌دهی، کم‌کم به صورت یک امر جاافتاده در‌می‌آید و زشتی‌ها دیگر آن‌قدر ناپسند به نظر نمی‌رسند. در حالی که ما در این‌جا جمع شده‌ایم تا زیبایی خوبی‌ها و پاکی‌ها را باور کنیم و به دیگران معرفی نمايیم.”

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *