زندگی

کمال گرایی در ازدواج باعث بروز مشکلات می‌شود؟

کمال گرایی در ازدواج

کمال گرایی در ازدواج

 

کمال گرایی در ازدواج باعث می‌شود افراد واژه‌هایی مثل عشق، دوست داشتن و امثال آن را دریافت کرده و در ذهن خود تصورات و رویاهایی نامحدود بسازند. درحالی که این تصورات با واقعیت اطراف آنها بسیار متفاوت است.

افراد کمال گرای عاشق، خواهان آن هستند که هر نوع احساسی را در عالی‌ترین حد آن تجربه کنند و البته در بیشتر مواقع، ناراضی هستند.

 

کمال گرایی در ازدواج و روابط عاشقانه

افرادی که از کمال گرایی در عاشقی و ازدواج رنج می‌برند، خواهان آن هستند که هر نوع احساسی را در بالاترین سطح ممکن آن تجربه کنند و البته در بیشتر مواقع، دچار نارضایتی می‌شوند.

کمال گرایی در ازدواج باعث می‌شود افراد واژه‌هایی مثل عشق، دوست داشتن و امثال آن را دریافت کرده و در ذهن خود تصورات و رویاهایی نامحدود بسازند. درحالی که این تصورات با واقعیت اطراف آنها بسیار متفاوت است.

از نظر چنین افرادی، در رابطه عاشقانه باید همه چیز عالی و فوق العاده تمام شود؛ اما واقعیت چنین نیست! آنها افرادی پاک و بی‌آلایش‌‌اند، اما سطح انتظاراتشان در حوزه عشق و عاشقی بسیار بالاست و همه چیز را با احساساتشان قضاوت می‌کنند.

کمال گرایی در ازدواج سبب می‌شود این افراد به هیچ وجه نتوانند مواردی را تحمل کنند که با نظر احساسی آنان مغایر باشد. در نتیجه، در بیشتر ارتباطات عاشقانه خود اسیر بازی های روانی طرف مقابل خود می‌شوند.به نحوی که مورد تمسخر و گاه حسادت قرار می‌گیرند.

واقعیت دنیای اطراف آن‌ها به دروغ‌ها و انواع بازی‌های روانی آلوده است؛ اما این افراد در ذهن خیال بافشان به رتق و فتق امور عاشقانه و رمانتیک می‌پردازند.

فرد عاشق و رمانتیک اتفاقات هستی را با کودک احساساتی خود تعبیر و تفسیر می‌کند. از این رو در این حوزه نمی‌تواند آلودگی‌های جامعه را به راحتی تشخیص دهد.

او با واژه‌ها و احساسات بسیار تند رمانتیک زندگی می‌کند؛ گویا در دوره‌های احساساتی، رمانتیک و عاشقانه متوقف شده است. از این رو، حتى دوست ندارد واقعیت‌های اطرافش را ببیند.

تصورات احساسی او با دیگران متفاوت است و این آمادگی را دارد که از لحاظ احساسی، به سرعت فریب بخورد. از سوی دیگر، فردی که دچار کمال گرایی در ازدواج شده است، ممکن است با رفتارهای تند و آتشین دیگران را فریب دهد.

البته گاه افرادی هم با فریب و کلک وارد چنین روابطی می‌شوند و نقش و ادای افراد رمانتیک و عاشق پیشه را بازی می‌کنند تا دیگران را به تصرف خود درآورند. کمال گرایی در ازدواج سبب می‌شود فرد عاشق، فضای خیال را منطقه امن روانی خود بداند و ترجیح بدهد که در همان جا قدم بزند و با تصورات ذهنی خود صحبت کند.

همچنین تعدادی الگوی فانتزی در میان هنرپیشه‌ها برای خود دست و پا کرده و با آنها هم ذات پنداری می‌کند. البته این که گاهی شخص رمانتیک و احساساتی باشد امری مطلوب است؛ اما اگر در این حوزه از موضع کمال گرایی برخورد کند، تعادل احساسی‌‌اش بر هم می‌خورد.

در نتیجه رفتار و کلامش دیگر حالت فرد واقع گرای طبیعی را ندارد.

کمال گرایی در ازدواج و تصورات رویایی

فردی که درگیر کمال گرایی در ازدواج می‌شود، درباره منطقه عواطف خود و دیگران، دارای تصورات ایده آلیستی، رویایی و آرمانی است. به همین دلیل، در این حوزه، لغزنده، شکننده و متزلزل رفتار می‌کند.

گاه فرد به قدری در این فضا پیش می‌رود که حالت عصبی (نوروتیک) به خود می‌گیرد. حالت او تند و عصبی می‌شود و کسی جرات ندارد که به او بگوید بالای چشمت ابروست؛ زیرا با هر مسئله‌‌ای به شدت احساسی برخورد می‌کند.

افرادی که به ورطه شعر و شاعری می‌افتند و همه چیز را محدود به فرد مورد علاقه خود می‌کنند. افرادی که در ازدواج کمال گرایی را در پیش می‌گیرند شیفته گروه یا فردی خاص می‌شوند و در برابر آنان احساساتی و متعصبانه برخورد می‌کنند. به گونه‌‌ای که حاضرند برای فرد مقابل بمیرند!

کمال گرایی احساسی جنبه‌هایی مثبت و مطلوب دارد؛ اما کمال گرایی عصبی احساسی و رمانتیک تفاوت فراوانی با آن خواهد داشت.

فردی که از کمال گرایی رنج می‌برد،  احساسات و عواطفش را گنجینه‌‌ای برای خلق بهترین‌ها دانسته و در کارهای هنری از آنها بهره می‌برد؛ اما فرد کمال گرا عصبی احساسی، احساسات خویش را مرکز ثقل هستی می‌داند.

از نظر او، دیگران باید مثل او بیندیشند و احساس کنند؛ همچنین در این حوزه، رفتارهایی خشک و انضباطی عصبی و انعطاف ناپذیر از خود نشان می‌دهد. چنین فردی در ذهن خود صفات عالی و ایده آلیستی را می‌ستاید و گاه به قدری با آنها زندگی می‌کند که متوهم می‌شود، نکند او هم صاحب آن کمالات احساسی است.

این افراد به مرور درگیر خودشیفتگی احساسی هم می‌شوند و به جز احساسات و علایق خود یا معشوق خود، هیچ احساس دیگری را قبول نمی‌کنند. در نتیجه، به دستور ناخودآگاه ذهنی خود مجبورند تا برای اثبات احساساتشان مدام بجنگند و با دیگران مخالفت کنند.

این تیپ افراد به مرور درگیر نوعی بدبینی احساسی خاص می‌شوند و فکر می‌کنند که دیگران قصد دارند علیه آنها توطئه کرده و احساساتشان را مورد تهاجم قرار دهند.

 

تاثیرات کمال گرایی در ازدواج بر افراد

 

احساسات متناقض و متضاد در کمال گرایی

افرادی که از کمال گرایی در ازدواج رنج می‌برند درگیر احساساتی متناقض و متضادند؛ یعنی، گاه حرف‌هایی می‌زنند که با احساسات نابشان در تضاد است و حتی دیگران را به حیرت و تعجب وا می‌دارند.

این افراد تعادل روانی خود را از دست داده و از این رو، چنین رفتارهای متضادی را بسیار بروز می‌دهند. گاه بسیار لطیف، مهربان عاشق مسلک و دوست داشتنی هستند و گاه بسیار خشن، تند و عصبی می‌شوند؛ تا حدی که همگان در تحلیل رفتارهای آنها سردرگم می‌مانند.

رفتارهایشان شبیه اختلال شخصیت مرزی است که در حیطه غم و ناراحتی و شادی و خوشحالی در رفت و آمد است. این افراد به سرعت تمامی اطلاعات دریافتی‌شان را به فضای احساسی و عاشقانه می‌کشانند و درباره هر پدیده‌‌ای مبالغه گویی می‌کنند.

شاید هم متن‌ها و شعرهایی بنویسند که نشان از هذیان و توهمات احساسی آنان داشته باشد. وقتی به دل نوشته‌ها و دست نوشته‌های آنها توجه کنید، آنها را سرشار از واژه‌ها و کلمات عاشقانه می‌بینید که آلودگی احساسی بسیاری هم دارند.

معمولا کمال گرایی در ازدواج شامل جملات و کلماتی از این دست می‌شود:

1. من حق دارم عالی‌ترین و بی‌نقص‌ترین احساسات رمانتیک و عاشقانه را تجربه کنم.

2. عشق من باید کاملا بی‌آلایش و خاص باشد و هر کس که درباره من ادعای عاشقی می‌کند باید تا سر حد مرگ دوستم داشته باشد.

3. من عشق دیگران را قبول ندارم، اما عشق من خاص‌ترین و پاکترین است. در این زمینه، من با دیگران فرق دارم.

4. اگر فرد مورد علاقه‌‌ام فقط و فقط یک بار به من دروغ بگوید، دیگر او را قبول ندارم و به راحتی کنارش می‌گذارم.

 

مثالی از کمال گرایی در ازدواج

برای درک موضوع کمال گرایی در ازدواج به این مثال توجه کنید:

مثال: بهزاد فردی کاملا فانتزی است و کودک درون او در حیطه عشق و مسائل عاطفی همیشه رومانتیک عمل می‌کند. با توجه به سن و سالش این مسائل بعید است؛ اما بهزاد همچنان اصرار دارد که با این مقوله، بسیار احساسی برخورد کند.

او می‌خواهد در رابطه‌های احساسی، همه چیز شاعرانه، خاص و ظریف پیش برود. او می‌خواهد همیشه شکل و نوع بیان احساسات در حد عالی‌ترین، بی‌نقص‌ترین و بهترین باشند.

البته بیشتر افراد دوست دارند که همه چیز در روابط احساسی آنان ظریف و عالی پیش برود؛ اما واقعیت این گونه رخ نمی‌دهد. از این رو، به طور معمول، بهزاد در روابط احساسی، ناکام و سرخورده است.

کمتر کسی می‌تواند در دایره روابط عاطفی با وی به راحتی هم قدم شود؛ زیرا کمتر شیوه ابراز احساساتی می‌تواند او را راضی کند. او خود را همیشه عاشق پیشه می‌داند و به این باور غیرمنطقی و بسیار احساسی خود تعصب دارد.

در لایه اجتماعی رفتار بهزاد، او فردی کاملا احساسی، ظریف و رمانتیک است و از زاویه‌‌ای هم دوست داشتنی؛ اما در لایة روان شناختی داستان، مشکلات عاطفی و مسائل روان پریشانه بهزاد در دوران کودکی او را دچار ناکامی‌ها و اختلالات عاطفی و فردی کرده است.

به گونه‌‌ای که وی می‌خواهد با این رفتارها، خودش را متعادل کند؛ بنابراین با مسائل عاطفی و رمانتیک، بیش از حد ظریف، حساس و عصبی برخورد می‌کند. به عبارتی این فرد دچار کمال گرایی در ازدواج شده است.

 

غلبه بر کمال گرایی در ازدواج

کمال گرایی و روابط زناشویی

کمال گرایی در ازدواج، فرد را مجبور می‌کند که برای دوست داشتن، عشق و روابط زناشویی تعیین تکلیف کند. او درباره زوج خود در زندگی تصوراتی رؤیایی و غیر واقع بینانه دارد.

در تصوراتش، خود را مالک بی‌حد و مرز همسرش می‌داند و در اطراف او دیواری بلند می‌کشد؛ به نحوی که کسی حق ندارد به او نزدیک شود؛ اما خودش به دقت، او را زیر نظر می‌گیرد تا ببیند به کجا می‌رود.

کی می‌آید؟ چرا می‌رود؟ حتی می‌خواهد بداند که در فکر او چه می‌گذرد؟ و چه نیتی دارد؟ در اصل فردی که دچار کمال گرایی هستند توقع دارد همسرش همیشه در خدمت او باشد.

همچنین از روابط زناشویی و جنسی انتظارات بیش از حد دارد و بسیار سخت گیر است. اگر همسرش نتواند انتظارات جنسی او را عملی کند، مورد سرزنش، تحقیر، توهین و تنبیه قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، توقع دارد همسرش همواره نزد او حضور داشته باشد. البته این گونه سخت گیری‌ها در هر مرد و زنی از درجه یک تا صد به چشم می‌خورد؛ اما او در زمینه اندام، ظاهر، لباس پوشیدن، آرایش کردن، نوع ادکلن و رفتارهای جنسی همسرش، به شدت درگیر مقایسه به صورت خودآگاه و ناخودآگاه است.

همچنین به دلیل روحیات کمال گرایی در ازدواج و حتی حوزه روابط جنسی، به شدت به دنبال تنوع طلبی افراطی جنسی است و چه بسا پا را از حوزه روابط زناشویی خود به کرات فراتر بگذارد.

البته این موضوع بر اساس نیاز او نیست؛ بلکه بیشتر جنبه روانی دارد. این فرد گاه چنان عرصه را بر همسرش تنگ می‌کند که امکان نفس کشیدن را از او می‌گیرد!

مثال: خانمی تحصیل کرده چنان شوهرش را سین جیم می‌کرد که مرد می‌گفت: «دیگر علاقه‌‌ای به ادامه زندگی با او ندارم. او فکر می‌کند که من انسانی بی‌اختیار هستم و به محض اراده او، باید حاضر و آماده و در خدمت باشم. من شوهرش هستم، اما از لحاظ روان شناختی او مثل مردی است که به دنبال زن روان شناختی خود می‌گردد.»

خانمی می‌گفت: «همسرم هیچوقت از دستم راضی نیست. از لحاظ زناشویی هرچه بخواهد در اختیارش می‌گذارم؛ اما او من را با فیلم‌هایی که دیده، مقایسه می‌کند. او روانی سیری ناپذیر دارد و توقعاتش بیش از اندازه بالاست؛ تا حدی که عزت نفس جنسی‌‌ام را کاملا از دست داده ام.»

همان گونه که ملاحظه می‌کنید، با توجه به ادبیات زنان و مردان، هر دو یا یکی از آنها در حوزه یا حوزه‌هایی خاص دچار کمال گرایی در ازدواج هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code