کلمات چگونه بار معنایی عاطفی به خود می‌گیرند؟

اشیا و آدم‌ها در زندگی روزمره معانی عاطفی گوناگونی دارند؛ مثلا یک جفت جوراب پشمی اگر آخرین چیزی باشد که مادربزرگتان قبل از مرگ بافته، برایتان ارزش عاطفی پیدا می‌کند. کلمات نیز همین‌طور هستند. اسم یک فرد غریبه ابتدا برای شما ارزش احساسی ندارد، اما اگر یک رابطه عاطفی شکل بگیرد، همان اسم ناگهان مفهوم و بار مثبت پیدا می‌کند.

محققان دانشگاه گوتینگن آلمان به بررسی نحوه پردازش این محرک‌ها در مغز و تصمیم‌گیری درباره مثبت یا منفی بودن آن پرداختند. افراد چگونه علامت‌ها، کلمات و چهره‌های خنثی را به یک معنای عاطفی ارتباط می‌دهند؟ در این آزمایش محققان با استفاده از نوار مغز به بررسی چگونگی پردازش محرک‌های گوناگون در مغز پرداختند. زمانی که افراد شرکت‌کننده در مواجهه با کلمه خاصی پول به‌دست می‌آوردند، بار آن کلمه مثبت می‌شد و اگر پول از دست می‌دادند، هر بار که با آن کلمه روبه‌رو می‌شدند، احساسی منفی داشتند. مطالعات نشان می‌دهند که افراد بار مثبت کلمات را بسیار سریع‌تر از بار خنثی یا منفی آن‌ها یاد می‌گیرند.

مغز معمولا ظرف ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلی‌ثانیه مشخص می‌کند که یک تصویر یا کلمه مثبت است یا منفی. کلماتی که با فقدان همراه هستند، طی ۱۰۰ ثانیه اول، موجب برانگیختن واکنش‌های عصبی خاصی در قشر بینایی مغز می‌شوند؛ بنابراین مغز در یک چشم‌بر‌هم‌زدن تشخیص می‌دهد که کلمه جدید چه معنا و مفهومی برای ما دارد؛ مخصوصا اگر بار معنایی آن منفی باشد. همچنین فرق می‌کند که کلمه موردنظر از قبل برای شما شناخته شده باشد (مانند درخت یا صندلی) یا کلمه‌ای جدید باشد که در زبان مادری شما وجود ندارد؛ بنابراین بار معنایی یک کلمه در احساساتی که با آن همراه می‌کنیم، نقش دارد.

مغز انسان بر اساس اندازه اشیا به آن‌ها توجه نشان می‌دهد!!!

محققان دانشگاه جرج واشنگتن با تحقیق درباره چگونگی پردازش اطلاعات و میزان توجهی که مغز نشان می‌دهد، ثابت کردند که افراد به هر چیزی بر اساس اندازه آن در دنیای واقعی توجه می‌کنند، نه آن چیزی که مقابل دیدگان آن‌ها قرار می‌گیرد. از آنجا که هر فرد می‌تواند در آن واحد تنها به میزان محدودی از اطلاعات توجه نشان دهد، مغز از اندازه موضوع موردنظر برای تعیین میزان توجهی که باید به آن نشان دهد، استفاده می‌کند.

برداشتی که چشم ما از اشیا دارد، با اندازه واقعی آن‌ها متفاوت است؛ مثلا یک ماشین هر چقدر دورتر شود، کوچک‌تر و هر چقدر نزدیک‌تر شود، بزرگ‌تر به نظر می‌آید. نتایج این تحقیق تاثیر مهمی روی کارهای روزمره ما، از تعیین اندازه یک تومور توسط پزشک گرفته تا جست‌وجوی چمدان‌ها زیر دستگاه توسط ماموران امنیتی فرودگاه، می‌گذارند. گفته می‌شود که مقدار توجه را می‌توان به مغز آموخت و به این ترتیب کارآیی عملکرد آن را بهبود بخشید. اگر دو شیء به چشم شما هم اندازه باشند، اما خودتان بدانید که در‌واقع یکی از آن‌ها واقعا کوچک‌تر است، به شیء کوچک‌تر بیشتر توجه می‌کنید.

آگاهی شما از اندازه واقعی اشیا، اندازه فیزیکی آن‌ها و در نتیجه میزان توجه مغزتان به آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. ارزیابی شما از اندازه اشیا و عددی که به آن می‌دهید، مشخص می‌کند که قرار است چقدر به آن‌ها توجه نشان دهید. اگر فکر کنید یک استخر آب، بسیار بزرگ است، به احتمال زیاد کمتر به آن توجه خواهید کرد. محققان امیدوارند این یافته‌ها بتواند در آینده بر میزان پردازش اشیا و دنیای پیرامون توسط انسان تاثیر به‌سزایی داشته باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *