«کرونا» و روزهای پراضطراب

«کرونا» و روزهای پراضطراب

«کرونا» و روزهای پراضطراب

  • واااای، دستت رو شستی؟
  • نه، نه، نه، صبر کن و نیا تو … صبر کن ضد‌عفونی‌ت کنم.
  • نمی‌دونم… نمی‌دونم الان که دستم رو به دهنم زدم، اونو شسته بودم یا نه…
  • از در که اومدی تو، یک راست برو توی حموم و هیچی رو هم زمین نذار.
  • احساس می‌کنم که داغ شدم و ته گلوم یه جوریه… سرم انگار داره درد می‌گیره…

و ….

جمله‌هایی که احتمالا در این روزهای پرتنش، هم زیاد می‌شنویم و هم زیاد می‌گوییم. روزهای دشوار و پرتنشی را در کنار یکدیگر سپری می‌کنیم. از طرفی به استقبال سال نو می‌رویم و از طرف دیگر، خیلی از برنامه‌ریزی‌های آخر سالی‌مان به هم ریخته است؛ از برآورد‌های مالی که در اسفند ماه داشتیم تا مسافرتی که کل سال را به خاطرش کار کرده بودیم و برنامه‌اش را چیده بودیم. همه این وقایع که جنبه‌های مختلف این اتفاق است، دست به دست هم می‌دهد تا موجی از اضطراب، ترس و ناامیدی بر سر ما آوار شود.

بخشی از این اضطراب و ترس واقعی است و چه بسا که حتی می‌توان گفت کارآمد است؛ چرا که ما را از خوش‌خیالی خارج کرده و کمک می‌کند که رفتارهای مراقبتی سالم و نه افراطی را پیش بگیریم.

چیزی که واضح است و به واسطه اطلاعات صحیح و علمی به‌دست آورده‌ایم، این است که اولا شرایط برای ما قابل‌کنترل نیست و رعایت بهداشت فردی در پیشگیری از ابتلا‌شدن به این ویروس شرط اول را دارد؛ بنا‌براین تا جایی که امکان دارد، سعی می کنیم که مراقبت‌های بهداشتی لازم برای این دوران را که احتمالا قدری بیشتر از حد معمول خودمان است، داشته باشیم. با برگشتن به وضعیت با‌ثبات و امنی که این ویروس مهار شده باشد هم ما مراقبت‌های بهداشتی را به حد معمول و نه به صورت مستمر و شدید فعلی، خواهیم داشت.

زمانی این اضطراب و ترس، نامتناسب و آسیب‌رسان می‌شود که ما در رفتارهایمان دچار افراط و تفریط شویم؛ به این معنی که یا بی‌خیال و بی‌تفاوت به اتفاقات، مثل گذشته بی‌مهابا به رفت‌و‌آمد‌ها و دید‌و‌بازدید‌هایمان ادامه دهیم و مراقبت‌های ویژه بهداشتی نیز نداشته باشیم و فکر کنیم که این حرف‌ها بیخود است و این‌قدر‌ها هم موضوع مهم و جدی نیست، یا این‌قدر دچار ترس و وحشت بشویم که با ساده‌ترین اتفاق‌ها هم بدترین سناریو‌ها را در ذهن خود مرور کنیم. در این صورت هم تمرکز خود را می‌گذاریم بر روی قسمتی که کنترلی بر روی آن نداریم. در واقع بخش قابل‌کنترل اتفاق اخیر در بخش فردی این است که ما می‌توانیم رفتار خود را در خصوص رعایت بهداشت فردی و کاهش سطح ارتباطات غیر‌ضروری و پرهیز از سفر کنترل کنیم و در سطح کلان هم که از من و شما شاید کاری ساخته نباشد و این مسئولان هستند که می‌توانند مدیریت کنند.

بنابراین بخش کارآمد اضطراب به ما کمک می‌کند که بقای خود و اطرافیانمان را حفظ کنیم و رفتارهای آسیب‌رسان را کاهش دهیم و بخش ناکارآمدش، هم ما را از حل مسئله دور می‌کند و هم در انبوهی از افکار خودآیند منفی که شاید در واقع هرگز نیز اتفاق نیفتند، گرفتار می‌کند.

حال که در این شرایط بحرانی که همه جانبه ما را تحت فشار قرار داده است، قرار گرفته‌ایم، حفظ نقطه تعادل و لنگر مناسب مهم‌ترین کاری است که برای خود و خانواده‌مان می‌توانیم انجام دهیم.

بهتر است نگرانی‌ها و ترس‌های ناکارآمد را اغلب معطوف به آینده‌ای مبهم هستند و در حال حاضر نمی‌توانیم برایش کاری انجام دهیم و صرفا این‌قدر ذهن ما را درگیر می‌کنند که عملکرد فعلی‌مان را هم مختل می‌کنند، رها کنیم. مثل جملات اگر… چی؟ ترس سالم به شما کمک می‌کند که تا حدی به این جمله بها دهید که می‌توانید در زمان حال، اقدام موثری برایش انجام دهید.

مثلا اگر من کرونا بگیرم، چطور از بچه‌ام مراقبت کنم؟.. در زمانی که شما هنوز حتی مشکوک به بیماری هم نیستید، این سوال کمکی نمی‌کند که درگیر نشوید. اگر سوالتان را تغییر دهید و از خودتان بپرسید که من چطور می‌توانم از ابتلا به این ویروس پیشگیری کنم، در این حالت است که شما نگرانی ناکارآمدتان را به نگرانی کارآمدی تبدیل کرده‌اید که در زمان حال می‌توانید برایش اقدامی داشته باشید و حل مسئله‌ای انجام دهید.

مهارت دیگری که لازم است به آن بپردازیم، این است که در‌حالی‌که نیم‌نگاهی به آینده داریم و پیش‌بینی‌هایی می‌کنیم که ممکن است چند ماه آینده نیز درگیر با این مسئله باشیم، ولی سعی کنیم که کیفیت زندگی خود را حفظ کنیم. باید از خودمان بپرسیم که در این شرایط بحرانی چطور می‌توانم بحران را مدیریت کنم و در عین حال کیفیت زندگی‌ام را هم حفظ کنم؟

پس تا اینجا ما تلاش کردیم که به احساسات خود از قبیل ترس، نگرانی و ناامیدی اعتبار دهیم و آن‌ها را نه بی‌ارزش و اعتبار بدانیم و نه بیش از اندازه به آن‌ها بها دهیم. اما در نظر داشته باشیم که اعتبار‌دادن به احساسات به‌معنی موافقت با رفتارهایی که ما را در آن احساس قفل می‌کند و به ما احساس درماندگی و بیچارگی می‌دهد، نیست. بلکه ما بخشی از این احساسات را به واسطه شرایط موجود می‌پذیریم و به عنوان یک انسان بالغ و خردمند، تلاش می‌کنیم که به روش‌هایی که به ذهنمان می‌رسد و در توان و امکاناتمان هست، کیفیت زندگی‌مان را حفظ کنیم.

***

  • زندگی ما اغلب به یک برنامه روتین نیاز دارد که در آن احساس کارآمدی و موثر‌بودن را ایجاد می‌کند. این نظم تا حدی به ما امنیت می‌دهد. زندگی معمول و خارج از قرنطینه به ما این امکان را می‌دهد، ولی در شرایط فعلی می‌توانیم با ایجاد‌کردن یک برنامه روتین در منزل، شرایط سلامت روانی را برای خود و اعضای خانواده‌مان حفظ کنیم. این روتین می‌تواند نوشتن داستانی، انجام حرکات ورزشی منظم یا خواندن و خلاصه‌کردن بخشی از یک کتاب برای در اختیار دیگران قرار‌دادن باشد.
  • ما با زندگی اجتماعی، خلق معنی می‌کنیم؛ از این رو، بودن، تجربه‌ای دلچسب می‌شود. ایجاد این روتین می‌تواند برای شما معنای تازه‌ای خلق کند. اعمالی معنا‌دار انجام دهید؛ مثل نقاشی، گل‌کاری، یادگیری زبان خارجی و …
  • رفتن در خود و نگاهی به درون انداختن، در زمانی که شما از هیاهوی پیرامونتان دور شده‌اید، به شما کمک می‌کند که با بخش‌هایی از درون خود ارتباط برقرار کنید و احساسات خود را که شاید خیلی سرکوب شده‌اند، تجربه کنید. مراقبه می‌تواند هم به کاهش اضطراب شما کمک کند و هم از طرفی شما را با بخش‌هایی از درون خودتان آشتی دهد.
  • خاطره‌نویسی کنید و این روزها را ثبت کنید که چطور و با چه حس و حالی گذران کردید. این کار به شما کمک می‌کند که بعد‌ها بدانید که از چه مسیری عبور کردید و همچنین خاطره‌نویسی به نوعی کمک به حفظ و تداوم ارتباط است.
  • می‌توانید گروه‌های خانوادگی مجازی داشته باشید و در آن‌ها به صورت آنلاین قرار‌هایی بگذارید و فیلمی را نقد کنید و کتابی بخوانید و دیدگاه‌هایتان را بایکدیگر به اشتراک بگذارید. در این صورت، به خود کمک می‌کنید که از این انزوا بیرون آمده و نیاز به روابط اجتماعی خود را تا حدی تامین کنید.

و در نهایت و در یک کلام، تا جای ممکن «خلاق» باشید.

شما چه پیشنهاداتی برای عبور با حفظ کیفیت حداقلی زندگی از این بحران دارید؟

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۴۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code