چگونه اسباب ناراحتی خودتان را فراهم می‌کنید؟ (۲)

چگونه اسباب ناراحتی خودتان را فراهم می‌کنید؟ (۲)

ترجمه: سولماز فروتن

 

۶٫ با اعتیاد و عادت‌های بد، برای خودتان رنج خلق می‌کنید: سیگار، مصرف مواد مخدر، زندگی بدون تحرک و… عادت‌های بدی هستند که اگرچه به نظر می‌رسد مدت کوتاهی استرستان را تسکین می‌دهند، اما درواقع آن‌ها دوستان کاذب شما هستند و درنهایت زندگی شما را به فلاکت و بیچارگی می‌کشانند.

راه‌حل: تصمیم بگیرید عوض شوید و برای آن برنامه‌ریزی کنید. اگر برنامه‌هایتان درست از آب درنیامد، به یک مشاور مراجعه کنید تا با کمک او بتوانید عادات مخربتان را از خود دور کنید.

۷٫خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید: «آخ اگر چهره او را داشتم!»، «اگر شخصیت او را داشتم!» مقایسه، منبع بی‌پایان بدبختی برای بیشتر ماست؛ چون همیشه کسی زیباتر، بامزه‌تر، عاقل‌تر و ثروتمندتر از ما وجود دارد.

راه‌حل: به‌جای مقایسه‌ موقعیت خودتان با دیگران، زندگی خود را تا جایی که امکانش هست، بهتر کنید. راه خودتان را پیدا کنید. شما باید خودتان را با افرادی که از جهت موقعیت و شرایط از شما پایین‌تر هستند، مقایسه کنید، نه با کسانی که نسبت به شما موقعیت بهتری دارند. باید به خودتان یادآوری کنید که اوضاعتان می‌توانست از بدتر هم باشد. یادتان باشد قدرتمندترین پادزهر برای مقایسه‌های اجتماعی، شکرگزاری است.

 

۸٫خودتان نیستید: فشار جامعه می‌تواند ذهن و اعمالتان را منحرف کند. شما خودتان را یک‌جور نشان می‌دهید، اما در واقعیت کاملا طور دیگری هستید. شما در برخی موقعیت‌ها مانند محل کار اغلب برای امرار معاش باید نقش بازی کنید اما در چنین موقعیتی، باید متوجه باشید که چگونه می‌توانید در دیگر ابعاد زندگی‌تان خود واقعی‌تان را بروز دهید.

راه‌حل: حواستان باشد واقعا از چه چیزهایی لذت می‌برید. متوجه باشید چه چیزهایی به شما احساس خوبی درباره خودتان می‌دهند؛ چون این‌گونه به‌تدریج تصمیم‌هایی می‌گیرید که با خود واقعی‌تان تناسب بیشتری دارند؛ همچنین حتما به فعالیت‌ها و آدم‌هایی که اعتمادبه‌نفس و انرژی شما را می‌گیرند، نه بگویید.

۹٫ اعتقاد دارید که نمی‌توانید تغییر کنید: «من همینم که هستم»، «پدرم هم سیگار می‌کشید، پس من ژن سیگاری‌بودن را از او به ارث برده‌ام.» پذیرش خویشتن اغلب چیز خوبی است، اما به‌شرطی‌که آن را بهانه‌ای برای فرار‌ از تغییرات ضروری ندانید. اگرچه تغییر‌کردن زمان می‌برد، اما می‌توانید تصمیم بگیرید عادت‌های رفتاری‌تان را تغییر دهید و موفق شوید؛ مثلا می‌توانید به‌جای قطع‌کردن حرف دیگران، فقط گوش بدهید. حتی می‌توانید برای خودتان برنامه ورزشی بنویسید و از حق خودتان دفاع کنید.

راه‌حل: سیستم اعتقادی خود را درباره تغییر‌کردن بشناسید. از خودتان بپرسید: «آیا دوست دارم تغییر کنم؟»، «تغییر‌کردن فایده‌ای هم برای من دارد؟» و بعد برنامه‌ریزی کنید و آن را طوری سرهم‌بندی کنید که نتیجه بدهد.

۱۰٫فکر می‌کنید همه کارها را باید خودتان به‌تنهایی انجام دهید: «باید بتوانم از پس این کار بربیایم، پس چرا نمی‌توانم؟»، «حال همه خوب است، جز من!» این گفت‌وگوی درونی، شما را از دریافت حمایت عاطفی مورد نیازتان دور می‌کند.

راه‌حل: به یک مشاور مراجعه کنید یا به دوستتان زنگ بزنید. ذهنتان را باز نگه دارید.

چند نکته:

  • متوجه باشید که دارید با خودتان چه‌کار می‌کنید. دانستن اینکه دارید به خودتان آسیب می‌رسانید، گام بزرگی به‌سمت جلوست. یادتان باشد برای تغییر‌کردن، خودآگاهی لازم است.
  • برای تغییرکردن مسئولیت برعهده گرفته و تصمیم بگیرید. براساس تحقیقات وقتی آگاهانه تصمیم می‌گیرید تغییر کنید، احتمال موفقیتتان بیشتر می‌شود.
  • گزینه‌های خود را رمزگشایی کنید و یکی از آن‌ها را برگزینید.
  • تمرین کنید. هرچه بیشتر یک رفتار جدید را تکرار کنید، احتمال تبدیل‌شدن آن به عادت زیادتر می‌شود.

 

وقتی شکست می‌خورید، به خودتان چه می‌گویید؟

سرزنش‌کردن خود به دلیل عدم موفقیت یا نشان‌دادن ناامیدی، منجر به بروز احساسات بی‌فایده‌ای مانند شرمساری و رنجش می‌شود و رفتارهای بیهوده‌ای مانند ماندن در منطقه امنتان خواهد شد. کلید بهبودی پس از شکست این است که طرز فکرتان را عوض کنید تا بتوانید بزرگ‌ترین موانع سر راهتان را به بهترین شکل تجدیدقوا تبدیل کنید. در ادامه روش‌های سالم فکر‌کردن درباره شکست آورده شده‌اند:

  1. نتیجه، آن چیزی که می‌خواستم از آب درنیامد، اما حال من هنوز خوب است: شکست را با نگرش مثبت ببینید و تصمیم بگیرید به‌خاطر هرآنچه که دارید، از سلامتی گرفته تا سقف بالای سرتان، شکرگزار باشید. همیشه چیزی هست که به‌خاطر آن خداوند را شکر کنید.
  2. شکست گواه این است که من از محدودیت‌ها فراتر رفته‌ام: شما می‌توانید یک زندگی امن و کسل‌کننده داشته باشید که در آن تقریبا خبری از شکست نباشد، اما اگر بخواهید به نسخه بهتری از خودتان تبدیل شوید لازم است کارهایی را انجام دهید که به شکست‌خوردنتان منتهی می‌شوند. زمین‌خوردن گواه این است که دارید برای رسیدن به چیزی سخت تلاش می‌کنید.
  3. روی چیزهایی تمرکز می‌کنم که می‌توانم آن‌ها را کنترل کنم: شکست همواره امری شخصی نیست. چون ترفیع نگرفته‌اید معنایش این نیست که به‌اندازه‌کافی خوب نبوده‌اید. احتمالا رقیب شما شایستگی بیشتری داشته است. روی چیزهایی تمرکز کنید که قابل کنترل هستند، مانند سعی و تلاش خودتان و سعی کنید کمتر روی چیزهایی که نمی‌توانید کنترلشان کنید، متمرکز شوید.
  4. شکست احساس ناخوشایندی است اما من از عهده‌‌اش برمی‌آیم: اگر به توانایی خودتان در کنترل حس شرمساری یا حسرت شک کنید، رنج شکست بیشتر طول می‌کشد. به خودتان یادآوری کنید که می‌توانید با شکست کنار بیایید و وقتی آن را بپذیرید، رفتار عاقلانه‌تر سودمندتری خواهید داشت.
  5. شکست فرصتی برای تقویت‌کردن مهارت‌هایم است: یادتان باشد اگر همه‌چیز آسان به‌دست می‌آمد، دیگر فرصتی برای آموختن چیزهای تازه نداشتید. درواقع هربار که شکست می‌خورید، درس جدیدی می‌آموزید. شکست خواه با کشف یک راه‌حل تازه برای یک مشکل قدیمی‌ باشد، خواه با توسعه فهم و آگاهی شما، کمک می‌کند در نوبت بعد، بهتر عمل کنید.
  6. بهبودی از شکست مرا قوی‌تر می‌کند: هربار که از سد مشکلات عبور می‌کنید و از موانع بالا می‌روید، ازلحاظ ذهنی قوی‌تر می‌شوید. درحقیقت شکست می‌تواند به شما نشان دهد که خود شما محکم‌تر از آن چیزی هستید که فکر می‌کردید و نیز می‌توانید بیشتر از آنچه تصور می‌کنید، کار انجام دهید. درواقع گفته می‌شود هربار که شکست می‌خورید، یک عضله ذهنی برایتان ساخته می‌شود.

 

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *