چگونه هم كودك را درست تربيت كنيم، هم با او مهربان و قاطع باشيم!

همه ما از ديدن كودكان نازنين و شاد كه با حركات بامزه خود ما را هم به نشاط مي‌آورند، خوشحال مي‌شويم و به نظرمان بسيار دوست‌داشتني مي‌رسند. اما اگر شيطنت و بازيگوشي همين كوچولو‌هاي نازنين تبديل به بي‌ادبي و زياده‌خواهي شود، ديگر خودشان هم دلنشين به نظر نمي‌رسند و درواقع اگر پدر و مادر كودكان خودشان به فكر تربيت صحيح و به‌موقع فرزندان خود نباشند، هركس به خود اجازه مي‌دهد به طريقي در اين كار دخالت كند و درنتیجه كودك هم سردرگم و بلاتكليف خواهد شد!

درواقع آنچه پدرو مادر‌ها بايد بيش و پيش از هر چيز در نظر داشته باشند تربيت درست، اصولي وباارزش است كه هميشه براي كودك باقي مي‌ماند. اما چگونه مي‌توانيم به گونه‌اي با كودك برخورد كنيم كه با وجود اينكه به فكر تربيت او هستيم، كاملا به او عشق هم مي‌ورزيم و همچنين قاطعانه با او برخورد مي‌كنيم.

 

شيوه‌هاي صحيح فرزندپروري

شيوه فرزندپروري صحيح ۴بعد دارد كه هيچ‌كدام از آن‌ها بر ديگري برتري ندارد و همه بايد به موازات هم پيش بروند؛ چون هيچ يكي برتر از ديگري نيست و اولويتي هم بر ديگري ندارد؛ كنترل، عشق‌ورزيدن، مسئوليت‌پذيري و برقراری ارتباط.

 

كنترل

كنترل فرزندان دوبُعد دارد؛ اولین موضوع درمورد چهارچوب‌هاست؛ مثلا به دخترمان مي‌گوييم تا ساعت ۸ خانه باشد يا به پسرمان مي‌گوييم تا ساعت ۱۰ خود را به خانه برساند. كه خود همين اختلاف هم به نوع تربيت و فرهنگ ما برمي‌گردد و تعيين چهارچوب ‌ها هم معمولا با توجه به شرايط جامعه صورت مي‌گيرد. بعد بعدي كنترل نظارت بر اجراي چهارچوب‌هاست؛ مشكلاتي كه در كنترل وجود دارد اين است كه بايد قابليت اجرايي داشته باشد. مثلا اگر به فرزندتان بگوييد اصلا از خانه بيرون نرود، اين قانون نمي‌تواند قابل‌اجرا باشد. مشكل ديگر به جنسيت برمي‌گردد؛ يعني قوانيني كه براي دخترها و پسرها مي‌گذاريم نبايد به گونه‌اي تبعيض‌آميز باشد. درواقع هميشه بايد كنترل همراه با نظارت صورت گيرد و والدين هم در چگونگي انجام آن با يكديگر هماهنگ باشند.

 

عشق‌ورزيدن

در روان‌شناسي، عشق‌ورزيدن يعني انتقال عاطفه كه مي‌تواند رابطه والدين و فرزند يا زن و شوهر را دربر بگیرد كه بايد واكنشي دوطرفه باشد و والدين هم نبايد آن‌قدر به فرزندشان محبت كنند كه آنان بيش‌ازحد متوقع بشوند و فرزند هم نتواند پاسخ‌گوي محبت آن‌ها باشد. درواقع همان‌گونه كه بايد در هر كاري متعادل بود، لازم است حتي در عشق‌ورزيدن والدين به فرزندانشان نیز تعادل و توازن لازم حفظ شود؛ چون عشق يك‌طرفه والدين به فرزندان كم‌كم در آن‌ها حس مالكيت به وجود مي‌آورد؛ يعني گاهي والدين بيش‌ازحد به فرزندانشان عشق مي‌دهند، ولي آن‌گونه كه مي‌خواهند از فرزندانشان عشق نمي‌گيرند و مشکل اینجاست که علاوه‌براینکه توقع آن‌ها را بالا می‌برند، ممکن است فرزند را هم «خودشيفته» كند و به مادر، احساس فداشدن و خستگی و درماندگی بدهد. ضمن اينكه احساس قرباني‌شدن مي‌كند؛ چون بده‌بستان معقولي بين دهنده و گيرنده وجود ندارد. اما براي پرهيز از چنين حسي هميشه بايد براي كسي كه عشق مي‌ورزيم استقلال هم قائل شويم ؛ضمن اينكه بايد به او مسئوليت بدهيم. درواقع ما با حس عشق ورزبدن به دنيا مي‌آييم ولي بيان عشق تا حدودي آموختني است و بايد درست مدیریت شود.

سندرم نازپروردگي

درمورد عشق‌ورزيدن‌هاي بيش‌ازحد والدين به فرزندان گاهي با سندرمی به نام «نازپروردگي» مواجه مي‌شويم؛ یعنی با این کار، عملا والدین قدرت مسئوليت‌پذيري و انجام صحيح كارها را از آنان سلب مي‌كنند و بدين ترتيب فرزندانشان را نازپرورده و لوس بار مي‌آورند؛ بنابراين براي جلوگیری از بروز اين حس بايد به كودك هم فرصت عشق‌ورزيدن بدهیم و هم فرصت درک محبت واقعي را.

 

 مسئوليت‌پذيري

مسئوليت‌پذيري هم ۲ بُعد دارد؛ استقلال فردي و جمعي

مسئوليت‌پذيري معمولا با احساس استقلال مطرح مي‌شود؛ يعني وقتي به فرزندمان مي‌گوييم برو خريد كن؛ يعني به گونه‌اي به او حس استقلال مي‌دهيم؛ پس مي‌توانيم بگوييم او در انجام این کار، استقلال دارد؛ بنابراين مسئوليت‌پذيري و استقلال در يك جهت و به موازات یکدیگر هستند. فرايند استقلال‌پذيري نيز به‌نوعي از حدود ۶ماهگي كودك آغاز مي‌شود. زماني كه كود ك مي‌خواهد خودش به تنهايي غذا بخورد يا كارهايش را به‌تنهايي انجام دهد و توجه داشته باشيم كه والدين بايد حتما اين فرصت را در اختيار كودك قرار دهند چون به پرورش هوش و بالارفتن اعتمادبه‌نفس او كمك مي‌كند اما متاسفانه گاهي به اين دليل كه ترجيح مي‌دهند كارها درست انجام شود، خانه كثيف نشود و یا مواردی از این دست، والدين ترجيح مي‌دهند خودشان كارها را انجام دهند و به اين ترتيب اين فرصت باارزش را از كودكان می‌گیرند؛ درصورتي‌كه مي‌توان قدم‌به‌قدم و آهسته با كودك همراه شد تا وی كم‌كم ياد بگيرد خودش به‌تنهايي كارهايش را انجام دهد.

برقراری ارتباط

آموزش برقراري صحيح ارتباط بايد از كودكي به فرزندان ارائه شود؛ مثلا ردوبدل‌كردن پيام بايد به گونه‌اي باشد كه هم براي شنونده و هم گوينده شفاف و روشن باشد و درواقع پيام بايد متناسب با عقل و سواد و زبان آن فرد پيام دهد و اصلا مبهم نباشد. بهتر است مادر از همان دوران جنيني با فرزندش حرف بزند؛ چون او از همان زمان مي‌تواند متوجه احساسات مادرش بشود؛ ضمن اينكه حرف‌زدن پدر و مادر با فرزندانشان باعث مي‌شود دامنه لغات كودك افزايش یابد و بهتر با دیگران ارتباط برقرار کند. گاهي حتي ارتباط با كودك مي‌تواند فقط با نگاهي محبت‌آميز يا لبخندي بر لب برقرار شود.

فراموش نكنيم براي ارتباط صحيح با كودك بايد همگام و همراه او باشيم؛ يعني بايد قدمان را هم قد او بكنيم، دست نوازشي بر صورتش بكشيم و حتي با عبارات كوتاه وارد دنياي او شويم و با او ارتباط برقرار كنيم.

 

برقراري تعادل بين ابعاد فرزندپروري

درواقع هيچ‌كدام از ۴ عامل موثر در شيوه‌هاي صحيح فرزندپروري بر ديگري برتري ندارند؛ يعني اگر ترازويي داشته باشيم و ۴ كفه داشته باشد، بايد تعادل را به گونه‌اي برقرار كنيم كه همه در يك جهت قرار بگيرند و هيچ‌كدام بر ديگري برتري نداشته باشد؛ مثلا اگر كفه عشق‌ورزيدن به فرزند را بيش‌ازحد سنگين كنيم، كفه مسئوليت‌پذيري‌شان سبك‌تر مي‌شود و اين، یعنی دائم به كودك سرويس مي‌دهيم و نمي‌گذاريم او به‌اندازه‌کافی مسئوليت بپذيرد يا اگربيش‌ازحد كودك را كنترل كنيم، كفه كنترل سنگين‌تر شده و كفه عشق سبك‌تر خواهد شد؛ درنتیجه كودك نمي‌تواند ارتباط دوستانه‌اي با والدينش برقرار كند و همين موضوع او را از خانواده دور مي‌كند و ديگر نمي‌تواند به جمع خانواده هم اطمينان داشته باشد. گاهي وقتي فرزند نمي‌تواند آنچه را لازم دارد كاملا از خانواده دريافت كند و كفه‌هاي ترازوي فرزندپروري متعادل نيستند، او هم نمي‌تواند به حس خوبي برسد و كم‌كم از همين‌جا عقده‌ها سر باز مي‌كنند و مشكلات تربيتي آغاز مي‌شوند؛ پس در روابط میان فرزند و والد هركدام از وزنه‌هاي اين ترازو سنگين‌تر يا سبك‌تر باشند، تعادل لازم براي تربيت صحيح وجود نخواهد داشت و گاه مشكلات غير‌قابل‌جبراني را به‌دنبال مي‌آورد.

فراموش نكنيم يكي از لازمه‌هاي شيوه تربيت صحيح هماهنگ‌بودن والدین با يكديگر است؛ ضمن اينكه حتما بايد آموزش‌هاي لازم را دراين‌خصوص ببيند.

همان‌گونه كه بايد در هر كاري متعادل بود، لازم است حتي در عشق‌ورزيدن والدين به فرزندانشان نیز تعادل و توازن لازم حفظ شود. چون عشق يك‌طرفه والدين به فرزندان كم‌كم در آن‌ها حس مالكيت به وجود مي‌آورد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۸۰

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code