پنج راهکار طلایی برای داشتن زندگی مجردی پربارتر

پنج راهکار طلایی برای داشتن زندگی مجردی پربارتر

زینب شاهدی

 

بودن در یک رابطه‌ عاشقانه پایدار و مطمئن یکی از شیرین‌ترین و رضایت‌بخش‌ترین تجربه‌های زندگی است و «خانواده» همیشه جزو ارزشمندترین موضوعاتی بوده که به‌ویژه افرادی که پا به سن می‌گذارند، از آن سخن می‌گویند. دلیلش این است که ما انسان‌ها، شاید مانند بسیاری از موجودات دیگر، با نیاز به عشق و تعلق زاده می‌شویم و این نیاز در طول زندگی ما را به سمت ایجاد ارتباط با دیگران می‌کشاند؛ البته نه هر ارتباطی، بلکه ارتباطی عمیق، صمیمانه، همدلانه و پایدار که بشود آن را پناهگاهی برای کسب آرامش و امنیت دانست و در آن با فراغ خاطر عشق و محبت داد و ستاند. با این حال، در روزگار مدرن نمی‌توان از تجربه‌ مجردی در امان بود. سن ازدواج بالا رفته، برای بعضی از افراد شرایط ازدواج مهیا نیست، گاهی باید برای دستیابی به موقعیت خوب ازدواج مناسب، بیشتر صبر کرد و بعضی‌ها هم هستند که شاید اصلا «آدم ازدواج» نباشند! در همه‌ این موارد، فرد با سبکی از زندگی روبه‌روست که «سبک زندگی مجردی» نام گرفته و هرچند این روزها صحبت از آن بیشتر شده است، اما هنوز خیلی‌ها نمی‌دانند این سبک زندگی چه راه و رسمی دارد و دقیقا چطور باید در این دوران زندگی پرباری داشته باشند؛ چرا که رسم و رسومات جاافتاده‌ همگی ما به زمانی برمی‌گردد که همه باید ازدواج می‌کردند. در این شماره می‌خواهیم تعدادی از راهکارهایی را که به پربار‌شدن زندگی مجردی‌تان کمک می‌کنند، مرور کنیم.

زمانی افراد مجرد تصور می‌کردند بخت آن‌ها برگشته و دیگر بهره‌ای از زندگی نخواهند برد. بسیاری از افراد مجرد در نسل‌های پیش از ما، زندگی فلاکت‌باری داشتند تا زمانی که بختشان باز شود و بالاخره زندگی‌شان «سر و سامانی بگیرد!» و اگر کسی شانس ازدواج را پیدا نمی‌کرد، مجبور بود تا پایان عمر با زندگی درب و داغانش بسوزد و بسازد. اما این روزها دیگر این‌طور نیست؛ افراد سال‌های زیادی از عمرشان را در مجردی سپری می‌کنند، چون یا دارند درس می‌خوانند یا هنوز سربازی نرفته‌اند یا شغل درست و حسابی ندارند و یا اول می‌خواهند زندگی، کار و اهداف دیگرشان را به جای مناسبی برسانند و بعد به ازدواج فکر کنند. در هر صورت، برای بسیاری از افراد، دوران مجردی دیگر به چند سال گذران عمر در خانه‌ پدری محدود نمی‌شود؛ بلکه بخش نسبتا قابل‌توجهی از سال‌های زندگی (و گاهی بهترین سال‌های زندگی) را در بر می‌گیرد که باید برای بهتر گذراندنش فکری کرد.

از این گذشته، بیشتر مردم در نظر دارند که پس از گذراندن سال‌های مجردی، آستین بالا بزنند و ازدواج کنند؛ بنابراین لازم است در این دوران بیکار ننشینند و برای تبدیل‌شدن به همسری شایسته و انتخاب همراهی مناسب برای ادامه‌ زندگی‌شان آماده شوند. حالا سوال خیلی‌ها این است: «ما که الگویی برای زندگی مجردی نداریم و تا دیده‌ایم و شنیده‌ایم حرف از «ازدواج موفق» بوده است، برای داشتن یک زندگی مجردی شاد و پربار باید چه کار کنیم؟»

  1. خودتان مسئول خوشبختی خودتان باشید

بسیاری از کسانی که ازدواج می‌کنند، با این امید پا به خانه‌ «بخت» می‌گذارند که دنیایشان عوض شود و همسرشان نیازها، خواسته‌ها و آرزوهایشان را برآورده کند. مردان در رویاهایشان همسری دلسوز، مهربان و مراقبت‌کننده را تصور می‌کنند که صبح و شب دورشان بگردد، برایشان پخت‌و‌پز کند و خانه‌ای رویایی و دلچسب را برایشان مهیا کند و زنان رویای مردی قوی، حمایتگر و بخشنده را در سر می‌پرورانند که هر روز صبح برای ساختن زندگی مشترکشان از خانه بیرون می‌رود و شب با دستانی پر و قلبی سوزان از عشق نزدشان بازمی‌گردد. آن‌ها تصور می‌کنند پس از ازدواج، همه‌ مشکلات با همکاری هم قابل‌حل می‌شود و زندگی شکل دیگری دارد که در آن فقط لازم است کمی تلاش کنند تا به خوشبختی برسند.

بیایید این رویاها را کنار بگذاریم؛ چون هر کسی مسئول خوشبختی خودش است و شما چه مجرد باشید و چه متاهل، باید خودتان در پی برآورده‌کردن نیازهای خودتان برآیید. حال این تامین نیاز می‌تواند به‌سادگی درست‌کردن یک وعده قورمه‌سبزی درست و حسابی باشد یا به دشواری و پیچیدگی تدارک یک برنامه دقیق و حساب‌شده برای ده سال بعدی زندگی‌تان، با در‌نظر‌گرفتن همه‌ ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، معنوی و شخصی. در هر صورت، وقتی مجرد هستید، تکلیفتان از این نظر روشن است که خودتان مسئول خوشبختی خودتان هستید و اگر کاری زمین بماند، کسی جز شما نیست که آن را برایتان به انجام برساند!

  1. برای زندگی خودتان هدف داشته باشید (هدفی به‌جز ازدواج!)

این یک واقعیت است که برای بسیاری از افراد، ازدواج هدف مهم زندگی تعریف شده است و هر چه به سمت نسل‌های قدیمی‌تر برویم، این حالت بیشتر خودش را نشان می‌دهد. شاید متولدین دهه‌های ۸۰ و ۹۰ دیگر تا حدودی بدانند که در زندگی هدف‌های دیگری هم وجود دارد و باید برای احتمالا ازدواج نکردنشان هم یک «نقشه جایگزین» داشته باشند؛ ولی پذیرفتن این مسئله برای نسل‌های قبل‌تر، مثلا دهه شصتی‌ها که اولین نسلی بودند که باید با واقعیت مجرد‌ماندن روبه‌رو می‌شدند، سخت‌تر است. زندگی برای متولدین دهه‌های پیش این‌طور تعریف شده بود: «به دنیا می‌آیم، درس می‌خوانم، کار پیدا می‌کنم، ازدواج می‌کنم، بچه‌دار می‌شوم، بچه‌ها را سر‌و‌سامان می‌دهم، بازنشسته می‌شوم، با نوه‌هایم بازی می‌کنم و می‌میرم!» در دوران کمی قبل‌تر، همه می‌دانستند که با مقداری تفاوت برای زنان و مردان، به‌هر‌حال از تمام این مراحل عبور می‌کنند. در آن زمان، ازدواج یکی از اهداف زندگی بود، چون قرار بود نسل‌ها حفظ شود و زندگی و نقش هر کسی تنها در نهاد خانواده معنا پیدا می‌کرد و زنان برای «مادری» و مردان برای «پدری» ساخته می‌شدند. اما زندگی برای نسل‌های جدیدتر این‌قدر از‌پیش‌تعیین‌شده و مشخص نیست و همین برای بسیاری از افراد مایه‌ سرگردانی و بلاتکلیفی شده است. در دوره‌ جدید، نقش‌های انسان‌ها آن‌قدر زیاد شده که گاهی حتی ازدواج را زیر سوال می‌برد. روند زندگی برای نسل‌های جدیدتر شاید چیزی شبیه این باشد: «به دنیا می‌آیم، شاید درس بخوانم و شاید نه، شاید کار پیدا کنم و شاید نه، شاید ازدواج کنم و شاید نه، شاید بچه‌دار شوم و شاید نه، شاید مهاجرت کنم و شاید نه، شاید، شاید، شاید و … و بالاخره می‌میرم!» یعنی تنها تکلیف به‌دنیا‌آمدن و مردن مشخص است و این خود شما هستید که باید تصمیم بگیرید در فاصله‌ بین این دو رویداد حتمی، چه هدفی را دنبال خواهید کرد!

  1. زندگی اجتماعی‌تان را پربارتر کنید

شما، چه به انتخاب خودتان مجرد مانده باشید و چه به زور سرنوشت، خواه‌ناخواه ممکن است از چرخه روابط اجتماعی بیرون بیفتید؛ گاهی جامعه شما را به انزوا می‌کشاند، به‌ویژه در شهرها و فرهنگ‌هایی که هنوز مجرد‌بودن را یک عیب می‌دانند و ظرفیت پذیرش آن را ندارند و گاهی خود افراد این را انتخاب می‌کنند و ترجیح می‌دهند حالا که مجردند، کمتر در معرض دید دیگران باشند تا مردم کمتر پشت سرشان حرف بزنند و یا به این دلیل که همه‌ دوستان و اطرافیانشان متاهل شده‌اند، دیگر رویشان نمی‌شود با آن‌ها رفت‌و‌آمد کنند یا بیرون بروند تا زمانی که خودشان هم متاهل شوند و گاهی هم اصلا دلیلی نمی‌بینند که بخواهند با دیگران نشست‌و‌برخاست کنند (چون کارهای مهم‌تری دارند، فعلا قصد ازدواج ندارند یا فکر می‌کنند برای ازدواج شانسی ندارند؛ بنابراین داشتن روابط اجتماعی معنایی ندارد! ) به هر دلیلی، اگر می‌بینید روابط اجتماعی شما کمتر شده یا از اول عادت به ارتباط زیاد نداشته‌اید، الان باید روی این موضوع کار کنید، به چندین و چند دلیل؛ اول اینکه شما در دوران مجردی فراغ‌بال بیشتری برای برقراری ارتباط با دیگران دارید و شاید پس از ازدواج فرصتتان برای این کار کمتر شود. در این فرصت می‌توانید رابطه‌های گسترده و عمیقی را شکل دهید که هم زندگی شخصی و هم شغلی‌تان را پربارتر می‌کند. دوم اینکه مجرد هستید و باید با دیگران در ارتباط باشید تا شانستان برای پیدا‌کردن همسر مناسب بالا برود؛ پس هرگز به تعداد اندک دوستان و آشنایانتان قناعت نکنید! سوم اینکه اگر قرار است ازدواج کنید، هر چه بیشتر در اجتماع باشید و با دیگران رابطه برقرار کنید، مهارت‌های ارتباطی بیشتری به دست می‌آورید که می‌تواند در ازدواج و زندگی متاهلی به دردتان بخورد. چهارم اینکه اگر قرار است مجرد بمانید که دیگر بدتر؛ شما از داشتن شریک عمر و فرزند و همه‌ دوستان و آشنایانی که آن‌ها با خود همراه می‌آوردند، محروم خواهید بود و باید از الان به فکر لحظه‌های تنهایی‌تان باشید تا زندگی مجردی‌تان را شادتر و پویاتر کنید. (فکر می‌کنم به اندازه‌ کافی دلیل آورده‌ام!)

  1. به خودتان برسید و جذاب باشید!

خواستنی‌بودن و احساس محبوبیت و مورد عشق و محبت دیگران قرار‌گرفتن یکی از نیازهای اساسی همه‌ ما انسان‌هاست. شاید راه و روش محبوب‌بودن برای هر کسی با دیگری فرق کند، ولی در‌نهایت همه‌ ما به سبک خودمان دوست داریم برای دیگران جذاب باشیم. مثلا برون‌گراها دوست دارند در جمع مثل ستاره بدرخشند و توجه همه را به خود جلب کنند، اما درون‌گراها این‌طور نیستند، ولی آنه‌ا هم به روش ساکت خود، محبوب‌بودن را دوست دارند؛ آن‌ها دوست دارند دیگران در سکوتی عمیق به آن‌ها بیندیشند و دوستشان بدارند. گاهی افرادی را می‌بینیم که درست و حسابی لباس نمی‌پوشند، به خودشان نمی‌رسند، اضافه وزن دارند و هیچ تلاشی برای خواستنی‌شدن نمی‌کنند و یک دلیل خنده‌دار برای این رفتارشان دارند: «مگه من کسی رو دارم که براش تیپ بزنم و به خودم برسم؟!» چنین افرادی، این نیاز طبیعی را در خودشان سرکوب کرده‌اند و بدتر از آن، با این کار شانس پیدا‌کردن آن کس را هم از خودشان گرفته‌اند! پس به‌عنوان شخصی که خودش به‌تنهایی ارزشمند و محترم است، به قدر کافی به خودتان برسید، مرتب ورزش کنید، غذاهای سالم بخورید، به تفریحاتتان اهمیت بدهید، شیک بپوشید و به فکر سلامتی‌تان باشید. شما این کارها را نه برای دیگران، بلکه برای خودتان می‌کنید. این کارها باعث می‌شود به فردی با اعتمادبه‌نفس، قدرتمند و بانفوذ تبدیل شوید و موفقیت و شادی بیشتری را در زندگی‌تان تجربه کنید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۲

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code