پرسش پاسخ کودک بخش۸

پرسش پاسخ کودک بخش۸

پرسش۳۶:

پسر یک‌ونیم‌ساله‌ای دارم که تنها چند کلمه مثل بابا یا مامان را بلد است. به‌شدت نگرانم که به اوتیسم مبتلا باشد. لطفا علائم اوتیسم و راه‌های درمان آن را بفرمایید.

پاسخ:

معمولا اوتیسم را می‌توان در یک‌سالگی و زمانی‌که تاخیر در گفتار دیده می‌‌شود یا کودک نسبت به سخن‌گفتن بی‌میلی نشان ‌می‌دهد، تشخیص داد. یکی از اولین و واضح‌ترین علائم ابتلا به اوتیسم، فقدان توجه مشترک است. درک دوجانبه هنگامی ‌رخ می‌دهد که کودک ازطریق ارتباط چشمی، خیره‌شدن یا اشاره به آنچه که می‌خواهد، با شما ارتباط برقرار ‌کند.

این حالت‌ها معمولا بنیان زبان را تشکیل داده و حدود ۱۰ تا ۱۲ماهگی رخ می‌دهند. از نشانه‌های دیگر این اختلال آن است که وقتی کودک را صدا می‌کنید، پاسخی نمی‌دهد؛ درحالی‌که وقتی کودک هفت‌ماهه‌ای را صدا می‌زنند، او سرش را برمی‌گرداند و به کسی که صدایش زده است، نگاه می‌کند.
یک کودک عادی در ۱۸ماهگی هنگام بازی از تخیل خود استفاده می‌کند؛ اما کودک اوتیسمی‌ اسباب‌بازی‌هایش را به‌شیوه خاصی ردیف می‌کند. از نشانه‌های بارز این بیماری، صحبت‌نکردن کودک است. حدود ۴۰درصد از این کودکان حرف نمی‌زنند و باقی آن‌ها ضمایر را اشتباه به کار می‌برند، تکیه‌کلام‌های غیرعادی دارند و یا حرف دیگران را تکرار می‌کنند که به آن «پژواک‌گویی» گفته می‌شود.

بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم اصلا نمی‌توانند کلمه‌ای ساده را به زبان بیاورند و تنها آن را به‌عنوان یک برچسب استفاده می‌کنند و نمی‌توانند به‌سمت جمله‌سازی پیش بروند. در آغاز یادگیری، زبان ۲۵درصد از کودکان مبتلا به اوتیسم عادی است، اما بعدها این مهارت را به‌میزان زیادی از دست می‌دهند.

با افزایش آگاهی والدین و پزشکان، اوتیسم زود‌تر تشخیص داده می‌شود و درنتیجه درمان سریع‌تر آغاز شده و شانس داشتن یک زندگی خوب و عادی برای این کودکان میسر می‌شود. تقریبا ۳۰درصد از کودکانی که در ۲ یا ۳سالگی تحت معالجه قرار می‌گیرند، تغییرات چشمگیری در صحبت‌کردن و سطح IQ دارند و حتی می‌توانند در کلاس‌های عادی ثبت‌نام کنند.

روان‌شناس و متخصص مغز و اعصاب کودکان برای تشخیص اوتیسم کودک را معاینه کرده و با او مصاحبه می‌کند. او برای درمان، حداقل به یک متخصص دیگر مانند متخصص گفتاردرمانی، کاردرمانی یا رفتاردرمانی نیاز دارد که ازطریق تقسیم مهارت‌ها به گام‌های کوچک‌تر و تقویت رفتار مناسب به‌وسیله تشویق و دادن پاداش، بتواند به وی کمک کند.

اما والدین، رهبران اصلی تیم درمان هستند. آن‌ها هستند که دائم باید با استفاده از تجارب روزانه به آن‌ها بیاموزند؛ مثلا می‌توانند ظرف غذا را دور از دسترس او قرار دهند تا او حرف بزند و غذا بخواهد.

پرسش۳۷:

دختر ۸سالهای دارم که مدام فحش میدهد. از خجالت کارهای او با برخی از اقوام قطعرابطه کرده‌ام، اما او تغییری در کارش نمیدهد. نمی‌‌دانیم با او چه باید بکنیم.

پاسخ:

امروزه‌ بسیاری‌ از والدین‌ نگران‌ بددهانی‌ یا بدزبانی‌ فرزندانشان هستند و از خود می‌‌‌پرسند که‌ آن‌ها این‌ صحبت‌ها را چگونه‌ یاد گرفته‌اند؟ چرا این‌ اتفاق‌ برای‌ فرزند ما افتاده است؟ آیا خودمان‌ مقصر بوده‌ایم؟ جمعی‌ از والدین‌ می‌‌گویند ما که‌ این‌ حرف‌های‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمی‌‌آوریم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنین‌ حرف‌هایی‌ می‌‌زند؟! درنهایت‌ نیز این‌سؤال‌ برایشان‌ مطرح‌ می‌شود که‌ چه‌ باید کرد تا کودک‌ این‌ عادت‌ ناپسند را ترک‌ کند. در این‌ نوشتار به‌ علل‌ اصلی‌ بدزبانی‌ و راه‌‌حل‌هایی‌ برای‌ رفع‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است.
علت‌ها:
همان‌‌طور که‌ در بحث‌های‌ گذشته‌ درباره‌ رفتار کودکان‌ متذکر شدیم، بسیاری‌ از اعمال‌ بچه‌ها از عملکرد والدین‌ نشأت‌ می‌‌گیرد. کودکان‌ رفتارهای‌ پدر و مادر را به‌طور ناخودآگاه‌ درونی‌ می‌‌کنند. رفتارهای‌ درون‌فکنی‌شده‌ جزء معیارهای‌ نهادینه‌شده‌ کودک‌ قرار می‌‌گیرد و سپس‌ او مطابق‌ این‌ معیارها عمل‌ می‌‌کند؛ به‌ این‌ فرایند «همانندسازی»‌ می‌‌گویند.

کودک‌ والدین‌ خود را به‌عنوان‌ اولین‌ الگوهای‌ زندگی‌ می‌‌‌پذیرد و چون‌ به‌ آن‌ها عشق‌ می‌‌ورزد و آنان‌ را سمبل‌هایی‌ قوی‌ می‌‌‌داند، رفتار والدین‌ برای‌ او شاخص‌ و الگو قرار می‌‌گیرد.
گاهی‌ بین‌ درون‌فکنی‌ یک‌ رفتار و بروز آن‌ فاصله‌ زمانی‌ وجود دارد؛ برای‌ مثال، کودک‌ گفتاری‌ ناپسند را ماه‌ها قبل‌ از زبان‌ پدر یا مادر شنیده، اما برون‌ریزی‌ آن‌ امروز صورت‌ می‌‌‌گیرد. این‌ مدت‌ به‌ تشخیص‌ کودک‌ و شرایط‌ او بستگی‌ دارد که‌ چه‌ زمان، چگونه‌ و در برابر چه‌ کسی‌ کلام‌ زشت‌ را به‌ کار برد.
چنانچه‌ در خانواده‌ای، پدر یا مادر از الفاظ‌ نامناسب‌ و رکیک‌ استفاده‌ کند و به‌ویژه‌ در ارتباط‌ کلامی‌‌با همسر خویش‌ این‌گونه‌ عبارات‌ را به‌ کار ببرد، بدون‌ شک‌ اولین‌ قدم‌ در جهت‌ آموزش‌ کلام‌ ناپسند به‌ فرزندان‌ برداشته‌ شده‌ است. در بعضی‌ خانواده‌ها، والدین‌ با فرزندان‌ خود بسیار خصمانه‌ رفتار می‌‌کنند و در عین‌ حال‌ آنان‌ را آزاد می‌‌‌گذارند.

به‌ این‌ گروه‌ از پدر و مادرها، «والدین‌ خصمانه‌ آزاد گذارنده»‌ می‌‌‌گویند. آن‌ها خود از حرف‌های‌ زشت‌ استفاده‌ می‌‌‌کنند و فرزندان‌ نیز آزادند که‌ این‌گونه‌ عبارات‌ را به‌ کار ببرند؛ یعنی‌ هیچ‌ اقدامی‌‌در جهت‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتار به‌ عمل‌ نمی‌‌آید و یا از نظر تربیتی‌ هیچ‌گونه‌ تدبیری‌ از طرف‌ والدین‌ برای‌ ترک‌ این‌ عادت‌ در بچه‌ها صورت‌ نمی‌‌گیرد.
ذکر این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ چه‌ والدین حرف‌های‌ زشت‌ را به‌ فرزند خود بگویند و چه‌ در حضور او در برابر فرد دیگری‌ این‌گونه‌ گفتار را به‌کار ببرند، کودک، آن‌ها را می‌آموزد و به‌ وقت‌ نیاز بر زبان‌ می‌آورد.
از علل دیگر‌ یادگیری‌ کلام‌ زشت، ارتباط‌ کودکان‌ با دوستان‌ و با بچه‌های‌ دیگر است. بسیاری‌ اوقات‌ کودکان‌ عامل‌ بدزبانی‌ یکدیگرند. در مهدکودک، مدرسه، کوچه‌ و هر جای‌ دیگری‌ که‌ بچه‌ها فرصت‌ بازی‌ و به‌خصوص‌ درگیری‌ با هم‌ را پیدا کنند، ممکن‌ است‌ این‌ بدآموزی‌ صورت‌ بگیرد.
برخی‌ فیلم‌ها نیز مناسب‌ سن‌ کودک‌ نیستند و می‌‌توانند عاملی‌ برای‌ آموزش‌ الفاظ‌ ناپسند باشند. باید توجه‌ داشت‌ که‌ تقلید از الگوهای‌ کلامی‌‌در کودکان‌ بسیار قوی‌ است.
از دیگر عوامل‌ بروز بدزبانی‌ در بچه‌ها، به‌کارگیری‌ کلام‌ زشت‌ برای اعتراض‌ است. کودک‌ با بر زبان‌ آوردن‌ این‌گونه‌ حرف‌ها اعتراض‌ خود را نشان‌ می‌دهد؛ این‌ نوعی‌ رفتار تلافی‌جویانه‌ است‌ که‌ بعضی‌ کودکان‌ در پیش‌ می‌‌گیرند. آن‌ها احساس‌ می‌‌کنند فقط‌ با ادای‌ این‌گونه‌ کلمات‌ است‌ که‌ تخلیه‌ می‌‌شوند و می‌‌‌توانند نارضایتی‌ خود را نشان‌ دهند.
گاهی که‌ کودک‌ خردسال‌ برای‌ اولین ‌بار از کلمات‌ زشت‌ استفاده‌ می‌‌کند، موجب‌ خنده‌ و مزاح‌ اطرافیان‌ می‌‌شود. این‌گونه‌ برخورد از همان‌ ابتدا برای‌ او حکم‌ تشویق‌ به‌ انجام‌ این‌ رفتار را خواهد داشت‌ و به‌تدریج‌ به‌ آن‌ عادت‌ می‌‌کند.
در پاره‌ای‌ از موارد نیز کودکان‌ با بر زبان ‌آوردن‌ حرف‌های‌ زشت‌ می‌‌توانند به‌ خواسته‌های‌ خود برسند. بنابراین‌ بدزبانی‌ را راهی‌ برای‌ رسیدن به‌ اهداف‌ خود تلقی‌ می‌‌‌کنند و در درازمدت‌ جزو رفتار آنان‌ خواهد شد.
ناکامی‌‌ و ناامیدی‌ و گاه‌ افسردگی‌ هم‌ می‌‌‌توانند عامل‌ کج‌خلقی‌ و به‌کارگیری‌ کلمات‌ زشت‌ از سوی‌ کودک‌ باشند.
راه‌ حل‌ها:
به‌ هفت‌ علت‌ اصلی‌ برای‌ ناسزاگویی در کودکان‌ اشاره‌ کردیم:
-یادگیری‌ از طریق‌ والدین‌
– یادگیری‌ از طریق‌ دوستان‌ و بچه‌های‌ دیگر
– بدآموزی‌ به‌ وسیله‌ فیلم‌
– بیان‌ نوعی‌ اعتراض‌
– رسیدن‌ به‌ خواسته‌ها و اهداف‌
– تشویق‌شدن‌
– ناکامی ‌‌و افسردگی
مسلماً با شناسایی‌ علت‌ رفتار نادرست، می‌توانیم‌ در رفع‌ آن‌ موفق‌تر عمل‌ کنیم:
۱ . چنانچه‌ این‌گونه‌ رفتار از والدین‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد، باید والدین‌ به‌طور جدی‌ آموزش‌ داده‌ شوند تا خود را کنترل‌ کنند و چنین‌ رفتاری‌ را حداقل‌ در حضور فرزند انجام‌ ندهند. در ضمن‌ لازم‌ است‌ به‌ کودک‌ گفته‌ شود که‌ این‌ رفتارها درست‌ نیست‌ و اگر هم‌ از والدین‌ سر زده، آن‌ها اشتباه‌ کرده‌اند و دیگر تکرار نخواهد شد. به‌علاوه توصیه‌ می‌‌شود اگر پدر و مادر چنین‌ رفتاری‌ را مرتکب‌ شدند، به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ کرده و حتی‌ از فرزند عذرخواهی‌ کنند.
۲ . اگر دوستان‌ یا بچه‌های‌ دیگر عامل‌ بدزبانی‌ کودک‌ باشند، باید‌ او را از این‌ افراد دور کرده‌ و به‌جای‌ آن‌ها، دوستان‌ خوب‌ و مؤدب‌ را جایگزین‌ کنیم.
۳ . در انتخاب‌ فیلم‌ها دقت‌ کنیم‌ و چنانچه‌ فیلمی‌‌مناسب‌ سن‌ کودک‌ نیست، شرایطی‌ فراهم‌ آوریم‌ که‌ او فیلم‌ را نبیند.
۴ . به‌ اعتراضات‌ کودک‌ گوش‌ دهیم‌ و دقیقاً توجه‌ کنیم‌ که‌ او چه‌ می‌‌‌گوید و نسبت‌ به‌ چه‌ چیز اعتراض‌ دارد. دادن‌ یک‌ کمک‌ فوری‌ به‌ کودک‌ در چنین‌ شرایطی‌ بسیار مهم‌ است. دقت کنید که روش‌های‌ سختگیرانه‌ والدین، اعتراض‌ شدید فرزند را به‌ همراه‌ دارد.
۵ . هرگز کودک‌ نباید به‌ این‌ وسیله‌ به‌ خواسته‌اش‌ برسد؛ بلکه‌ باید‌ به‌ او فهماند، چنانچه‌ دست‌ از این‌ نوع‌ رفتار بردارد و حتی‌ از این بابت عذرخواهی‌ کند، به‌ خواسته‌اش‌ خواهد رسید.
۶ . هرگز با شنیدن‌ حرف‌های‌ زشت‌ کودک‌ به‌ او نخندیم، بلکه‌ اخم‌ کنیم‌ و خود را از وی‌ دور سازیم. با این‌ روش‌ به‌ او نشان‌ می‌‌دهیم‌ که‌ رفتار پسندیده‌ای‌ نداشته‌ است.
۷ . چنانچه‌ فرزند ناکامی ‌‌و افسردگی‌ دارد، بهتر است‌ فرصتی‌ فراهم‌ کنیم‌ تا او موفقیت، شادی‌ و نشاط‌ را تجربه‌ کند. در چنین‌ مواردی‌ باید‌ افسردگی او را درمان کنیم.
– علاوه‌ بر نکات‌ گفته‌شده، والدین‌ می‌‌‌توانند با استفاده‌ از روش‌ «یادگیری‌ وسیله‌ای»، در جهت‌ رفع‌ عادت‌ بدزبانی‌ در کودکان‌ برآیند؛ به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ هر وقت‌ کودک‌ رفتار ناپسند از خود نشان‌ نداد، به‌ او جایزه‌ای‌ بدهند و به‌طور مشخص‌ بگویند: «این‌ پاداش‌ به‌ این‌ علت‌ بود که‌ امروز حرف‌های‌ زشت‌ بر زبان‌ نیاوردی‌ و بچه‌ مؤدبی‌ بودی…». با این‌ روش، او می‌فهمد که‌ رفتار ناپسند پاداش‌ نمی‌‌‌گیرد، بلکه‌ موجب‌ قهر والدین‌ است؛ برعکس‌ رفتار مؤدبانه‌ او تشویق‌ و تأیید می‌‌‌شود.

پرسش۳۸:

دختر نه‌ساله‌ای دارم که در هنگام امتحان مدرسه بسیار مضطرب می‌شود و به همین خاطر همه‌چیز را فراموش می‌کند و نمراتش پایین است. می‌خواهم بدانم چرا بعضی از بچه‌ها با امتحان مشکلی ندارند؛ ولی دختر من شب امتحان دچار بی‌خوابی و بی‌قراری می‌شود و تمرکز خود را از دست می‌دهد و اگرچه درسش را می‌خواند، اما در حافظه‌اش نمی‌ماند؟

پاسخ:

مادر عزیز! به نظر می‌رسد مثل تمام بیماری‌ها و حالت‌های روان‌پزشکی، عواملی دست‌به‌دست هم می‌دهند تا یک کودک به‌حدی مضطرب شود که نتواند توانایی‌های واقعی خود را نشان دهد.
به‌طورکلی، اضطراب امتحان حاصل استرس‌ها‌ی محیطی، فشارهای روانی منفی و ضعف خودپنداری دانش‌آموز درباره استعداد و توانایی یادگیری اوست که موجب عدم‌تمرکز، آشفتگی ذهنی، ارزیابی غلط، واکنش‌ها‌ی ناخوشایند جسمانی و افت تحصیلی او می‌شود. برخی از این علل عبارتند از:
۱٫ علل شخصیتی
افرادی که عزت‌نفس پایینی دارند، احساس خودکارآمدی پایین‌تری دارند، شکست‌ها و ناکامی‌های متعددی را تجربه کرده‌اند و بیشتر مستعد هستند که دچار اضطراب امتحان شوند.
۲٫ علل خانوادگی
الگوی خشک و غیرقابل‌انعطاف و پرورش کودک، انتظارات بیش‌ازحد والدین و تفکر کمال‌طلبانه آن‌ها، تنبیه، سرزنش و حتی وضعیت اقتصادی- اجتماعی پایین، جزو عوامل خانوادگی محسوب می‌شود. گاه والدین پیام‌هایی را به فرزند خود می‌دهند که او درنهایت دچار اضطراب می‌شود؛ عباراتی نظیر: «امسال را فرصت داری»، «تو باید مرا سرافراز کنی»، «مواظب باش مایه سرشکستگی من در فامیل نشوی»، «ببینم چه می‌کنی»، «اگر قبول نشوی، همه تلاش‌ مرا بی‌نتیجه گذاشتی»، «ای خدا کاش زودتر این امتحان کنکور تمام می‌شد»، «دلم مثل سیر و سرکه می‌جوشد»، «همه آینده تو در گروی همین امتحان است.»
۳٫ علل آموزشگاهی
انتظارات بیش‌ازحد و نابه‌جای معلم، درس و امتحان دشوار، ماهیت امتحان که شامل رقابتی در سطح کنکور می‌شود، ناآشنابودن مراقبان امتحان، محدودیت‌های زمانی، محیط نامناسب امتحان، وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور نامناسب، گرمای محیط و … از علل آموزشگاهی به شمار می‌روند.
اما انواع اضطراب تحصیلی عبارتند از:
اضطراب تسهیل‌ یا تسریع‌کننده: میزان متوسط اضطراب و فشار، موجب سهولت کارکرد فرد می‌شود.
اضطراب ناتوان‌کننده: ‌اگر اضطراب از حد معینی فراتر رود، موجب پریشانی، عدم تمرکز، احساس درماندگی،‌ اختلال ذهنی، ‌شناختی، رفتاری و جسمی‌ می‌شود.
عملکرد ضعیف افراد مضطرب تنها به نقایص شناختی مربوط نمی‌شود. وجود اضطراب در این افراد می‌تواند مربوط به شایستگی و صلاحیت انجام امتحان، نقص در روش‌ها‌ی مطالعه و کمبود مهارت‌ها‌ی امتحان باشد. برای تشخیص دقیق‌تر علل اضطراب دخترتان باید بررسی‌ها‌ی بیشتر انجام شود.

پرسش۳۹:

پسر پنج‌ساله من به‌‌شدت از اینکه از من جدا شود، می‌ترسد. من به علت بارداری باید چند روزی از او جدا شوم. آیا در این مورد باید با او صحبت کنم یا بدون اینکه او بداند، بیمارستان بروم؟

پاسخ:

مادر گرامی! بزرگ‌ترین ترس کودک این است که والدین او را دوست نداشته باشند و رهایش کنند. چنانکه «جان اشتاین بک» آن را به‌طور برجسته‌ای در کتاب «شرق بهشت» نشان می‌‌دهد: «بزرگ‌ترین وحشتی که یک کودک می‌تواند داشته باشد این است که دوست داشته نشود و طردشدن، دوزخی است که از آن وحشت دارد… و طرد‌شدن خشم را با خود می‌آورد و خشم ، نوعی جنایت را که شکل انتقام دارد»
هنگامی‌که فرازونشیب‌های زندگی، ما را به اجبار از کودک خردسالمان جدا می‌کند، لازم است برای این جدایی زمینه‌سازی کنیم. برای بعضی از والدین دشوار است به کودک بفهمانند که آن‌ها برای عمل جراحی، تعطیلات و یا برای انجام وظیفه‌ای اجتماعی از خانه دور خواهند بود. آن‌ها به‌خاطر ترسی که از عکس‌العمل کودکشان دارند، هنگام شب یا زمانی‌که کودکشان در مدرسه است، با احتیاط از خانه خارج می‌شوند و یکی از خویشاوندان و یا یک پرستار بچه را در خانه می‌گذارند که موقعیت را برای کودکشان توضیح دهد.
به این نمونه توجه کنید؛ وقتی مادر دوقلوهای سه‌ساله مجبور بود تحت عمل جراحی قرار بگیرد، جوی از آشفتگی و هیجان، خانه را دربرگرفت؛ ولی کودکان چیزی از این موضوع نفهمیدند. مادر صبح روزی که قرار بود در بیمارستان بستری شود، زنبیل خرید خود را در دست گرفت و وانمود کرد که می‌خواهد برای خرید به سوپر مارکت برود. او خانه را ترک کرد و تا سه هفته بازنگشت.
در طول این مدت به نظر می‌رسید که بچه‌ها مثل گل، پژمرده و پلاسیده شده‌اند. توضیحاتی که پدر می‌‌داد، به‌هیچ‌وجه موجب تسلی‌خاطر آن‌ها نمی‌شد. آن‌ها هر شب با گریه به خواب می‌رفتند و در طول روز، بیشتر وقتشان را مقابل پنجره می‌ایستادند و منتظر مادرشان می‌شدند.
اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده کنیم، آن‌ها می‌توانند فشار ناشی از این جدایی را آسان‌تر تحمل کنند.
حال به نمونه دیگر توجه کنید؛ مادر پسری سه‌ساله، دو هفته پیش از آنکه در بیمارستان بستری شود، درباره این مسئله با او صحبت کرد. پسرک واکنش قابل‌توجهی از خود نشان نداد؛ اما مادر، فریب فقدان حس کنجکاوی او را نخورد و گفت: «بیا بازی کنیم. اسم این بازی اینه مادر داره به بیمارستان می‌ره» مادر، چند عروسک را که ازقبل به همین خاطر خریده بود، آورد. این عروسک‌ها باید نقش اعضای خانواده، پزشک و پرستار را ایفا می‌کردند. مادر درحالی‌که عروسک‌ها را با دست جابه‌جا می‌کرد و به‌جای آن‌ها حرف می‌زد، گفت: «مامان داره می‌ره بیمارستان تا خوب بشه؛ پس مامان خونه نیست». پسرک از خودش ‌می‌پرسد: «پس مامان من کجاست؟ مامان کجاست؟» مادر گفت: «مامان خونه نیست، توی آشپزخونه نیست، تو اتاق‌خواب هم نیست؛ توی اتاق‌نشیمن هم نیست؛ مامان توی بیمارستانه. اون رفته آقای دکترو ببینه و حالش خوب بشه.» و آن‌وقت پسر گریه می‌کند و می‌گوید: «مامانمو می‌خواهم. من مامانمو می‌خوام.» و مادر می‌گوید: «اما مامان رفته بیمارستان تا خوب خوب بشه. مامان پسرشو دوست داره و هر روز دلش برای پسرش تنگ می‌شه.»
مادر و پسر این نمایش را بارها و بارها اجرا کردند. ابتدا، بخش عمده گفت‌وگو را مادر انجام می‌‌داد و بعد پسر هم سررشته سخن را به دست گرفت. او با استفاده‌ از عروسک‌های مناسب به پزشک و پرستار گفت که از مادرش به‌خوبی مراقبت کنند؛ تا حال مادر خوب شود و هرچه زودتر به خانه بیاید.

پرسش۴۰:

پسری شش ساله دارم که با لج‌بازی‌اش مرا نگران می‌کند؛ به‌طوری‌که به‌تازگی حتی در لباس پوشیدن هم لج‌بازی می‌کند. گاهی با لج‌بازی‌هایش من و پدرش را به‌شدت عصبانی می‌کند و بارها هم مورد تنبیه قرار گرفته است. چه رفتار و مسئله‌ای باعث تشدید لج‌بازی در کودکان می‌شود؟

پاسخ:

مخالفت با دیگران و لج‌بازی از شایع‌ترین اختلالات رفتاری در کودکان پیش‌دبستانی و دبستانی است. لج‌بازی کودکان هم مستقیما ریشه در رفتار و باید و نبایدهای والدینش دارد. یکسری از قوانین باید در سن پایین‌تر به‌صورت ثابت و تدریجی برای کودک روشن شده باشد؛ در غیر این‌صورت و اگر کودک کمی بزرگ‌تر شده باشد، با یکباره مخالفت‌کردن، خشمگین می‌شود و این قوانین را اجبار می‌بیند و با لج‌بازی اعتراض یا عدم پذیرشش را نشان می‌دهد. گاهی وقتی کودکی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد، سعی می‌کند از طریق منفی‌کاری و لج‌بازی توجه دیگران را به خود جلب کند؛ مثلا جلوی تلویزیون می‌ایستد، هنگام صحبت‌کردن دیگران داد و بیداد می‌کند و موقع غذا‌خوردن از سر سفره بلند می‌شود.
اغلب هم والدین هنگام مشاهده چنین رفتارهایی با بحث‌های طولانی، خواهش یا حتی تنبیه به رفتار منفی کودک توجه می‌کنند و بدین‌ترتیب به‌تدریج کودک می‌آموزد که برای کسب توجه، دست به این رفتارها بزند.
یکی دیگر از علل لج‌بازی کودکان، تناقضات رفتاری والدین است. مثلا یک روز حالمان خوب است، با او بازی می‌کنیم و وقتی حالمان بد است، حوصله بازی نداریم و این عدم توجه باعث لج‌بازی کودک می‌شود. بچه‌هایی که از طرف والدین مورد تهدید قرار می‌گیرند و تنبیه می‌شوند هم بیش از دیگران نافرمان و لج‌بازند و با ضعف در اعتماد‌به‌نفس روبه‌رو می‌شوند.
به‌طور قطع لج‌بازی بچه‌ها قابل‌اصلاح و درمان است؛ اما تنبیه‌کردن کودک عواقبی چون نافرمانی و لج‌بازی، ضعف در اعتماد‌به‌نفس، کج‌خلقی و پریشانی‌خاطر را نیز در رفتارهای کودک به همراه دارد.
دلایل لج‌بازی کودکان به‌طور کلی موارد زیر را شامل می‌شود:
۱٫ تثبیت استقلال: گاهی کودک دوست دارد به‌گونه‏‌ای باشد که خودش می‏خواهد؛ نه آن‌گونه که شما می‏خواهید، چون احساس استقلال می‏کند؛ بنابراین جایی برای نگرانی نیست.
۲٫ جلب توجه: چنان سخن نگویید که کودک چنین موضعی بگیرد. او دوست دارد جلب‌توجه کند؛ پس به مخالفت‌‏هایش بی‌توجهی کنید و حساسیت نشان ندهید.
۳٫ لج‌بازی: ممکن است این رفتار کودک به سبب لج‌بازی باشد که در اثر بی‏‌توجهی شما به خواسته‌های منطقی‏‌اش ایجاد شده است.
۴٫ انتقام‏جویی: گاهی هم کودک برای انتقام‌‏جویی از پدر و مادری که دائم با هم درگیری و اختلاف دارند، چنین برخورد می‏کند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :