پرسش پاسخ کودک بخش۷

پرسش پاسخ کودک بخش۷

پرسش۳۱:

دختر نوزادم وقتی گریه می‌کند و او را در آغوشم می‌گیرم، آرام می‌شود و من نگرانم با این روش و بغل‌کردن مداوم، نوزاد عادت کند و از طرف دیگر هم راهی برای آرام‌کردنش ندارم. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:

درآغوش‌گرفتن کودکان و نوزادان مسئله بسیار مهمی است و در شکل‌گیری امنیت روانی کودکاثر بسیاری دارد. این لمس‌شدن و نوازش به‌هیچ عنوان نوزاد را دچار مشکل نمی‌کند؛ ولی برعکس این موضوع را ما از اکثر کسانی که به درمان‌گر مراجعه می‌کنند، شنیده‌ایم که می‌گویند در کودکی نوازش لازم را دریافت نکرده‌اند و به میزان کافی در آغوش گرفته نشده‌‌اند.
کودک با درآغوش‌گرفتن و لمس‌شدن توسط مادر احساس امنیت و آرامش می‌کند؛ مخصوصا در ماه‌های اولیه این نیاز مهم‌ترین نیاز روانی است و اگر کودک در آغوش گرفته نشود و احساس امنیت نکند، در سال‌های بعد تجربه اضطراب نا‌امنی را در او خواهیم دید.

پرسش۳۲:

من پسر هفت‌ساله‌ای دارم که بسیار شیطنت دارد و خرابکاری می‌کند؛ به‌طوری‌که‌ از اینکه مهمانی بروم بیزار شده‌ام و حتی شنیدن اینکه دائم ‌از طرف دیگران مورد ‌تذکر قرار می‌گیرد، ناراحتم می‌کند. او کلاس اول دبستان است و اخیرا معلمش هم می‌گوید که همکلاسی‌هایش را اذیت می‌کند؛ حواسش به درس نیست و توجه کافی ندارد.

با اینکه من در تکالیف کمکش می‌کنم، با‌ز هم نامنظم پیش می‌رود. یکی از دوستانم می‌گوید احتمالا پسرت بیش‌فعالی دارد و باید درمان شود. این موضوع بسیار نگرانم کرده است. چه کاری باید انجام دهم تا فرزندم دست از این رفتارهایش بردارد؟ آیا فرزندم بیش‌فعال است؟ ممنونم

پاسخ:

ابتدا باید این مسئله را عنوان کنم که کودک باید حداقل معیارهای ابتلا به بیش‌فعالی را داشته باشد و این‌طور نیست که هر کودکی که شیطنت دارد را جزء کودکان بیش‌فعال به حساب بیاوریم. باید در نظر داشته باشیم که بیش‌فعالی باعث می‌شود عملکرد کودک ‌در خانه و مدرسه مختل شود. بیش‌فعالی شامل سه نوع پرتحرکی، کمبود‌توجه و کم‌توجهی و رفتارهای تکانه‌ای می‌شود. علائم اختلال بيش‌فعالي‌ـ كم‌توجهي بايد در بيشتر از يك مكان مثلا خانه و مدرسه ‌دیده شود‌. کودک باید شش علامت يا بيشتر از علائم اختلال كم‌توجهي يا بيش‌فعالي را نشان بدهد كه دست‌كم به‌مدت شش‌ماه وجود داشته باشند تا بتوان گفت كودك بيش‌فعال است. اما اگر بیش‌فعالی در این سنین به‌درستی تشخیص داده شود با دارودرمانی و درمان‌های رفتاری به‌راحتی قابل‌کنترل خواهد بود و جای نگرانی ندارد. از آنجایی که فرزند شما مواردی را منطبق بر وجود این اختلال دارد، بهتر است برای بررسی تخصصی‌تر و تشخیص نهایی به روان‌شناس کودک مراجعه کنید.

پرسش۳۳:

فرزندی چهل‌روزه دارم که گاهی بی‌دلیل گریه می‌کند. همسرم معتقد است توجه زیاد به گریه‌های او لوسش می‌کند و باید گاهی به گریه‌های او بی‌اعتنا باشیم. اما من به‌شدت نگران این موضوع هستم. سوالم این است که آیا توجه به گریه نوزاد، او را لوس بار می‌آورد؟ لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:

به یاد داشته باشید در دوران نوزادی و شیرخوارگی، به‌هیچ‌وجه تلاشی در جهت تربیت کودک از طریق بی‌توجهی انجام ندهید و این نکته را بدانید که نوزاد قصد آزار والدین خود را ندارد و گریه‌های او فقط برای رسیدن به نیازهایش است. بی‌شک باید به گریه‌های کودکتان اهمیت دهید؛ چون اولین حالت عاطفی نوزاد شما گریه است. یادتان باشد علی‌رغم نگرش عامه مردم در دوران نوزادی، کودک لوس نمی‌شود. مراحل رشد کودک ازلحاظ فیزیکی نقش بسزایی در هوش کودک دارد؛ مثلا او باید غلت‌زدن، چهاردست‌وپارفتن و …. را انجام دهد؛ وگرنه در آینده دچار اختلالات یادگیری خواهد شد. بی‌توجهی به گریه‌های نوزاد می‌تواند ازلحاظ عاطفی به او لطمات جبران‌ناپذیری وارد کند؛ البته در روان‌شناسی گاه پدر و مادر را به بی‌توجهی به گریه کودک توصیه می‌کنیم، ولی آن، درصورتی است که کودک بیشتر از شش ماه داشته باشد و با گریه بخواهد به خواسته‌های نامعقولش برسد.

پرسش۳۴:

دختری هفت‌ساله دارم که متاسفانه ماه پیش مادرش را از دست داد. سوالم این است که سوگ در كودكان به چه شکل درک می‌شود و راه درمان آن چیست؟

پاسخ:

از شنیدن این خبر به‌شدت متاثر شدم. امیدوارم ما را در غمتان شریک بدانید. در پاسخ به سوال شما باید گفت «سوگ» حالت اندوه و ناراحتی شدید درونی در واكنش به ازدست‌دادن شخص یا شیئی خاص است. كودكان در درجات مختلف و به دلایل گوناگون اندوهی را كه ممكن است به نظر ما كوچك و بی‌اهمیت باشند، تجربه می‌كنند. این وقایع می‌تواند برای كودكان مترادف با ازدست‌دادن فرد مهمی در زندگی او باشد..
وقایعی را كه باعث احساس اندوه و سوگ در كودكان می‌شود، می‌توان این‌گونه طبقه‌بندی کرد.
۱- مرگ عزیزان که جالب است بدانید تنها مرگ انسان‌ها موجب اندوه كودك نمی‌شود؛ حتی مرگ ماهی قرمز شب عید كه كودك فقط دوسه‌بار به او غذا داده است نیز می‌تواند او را متاثر كند.
۲- طلاق عاملی ناراحت‌کننده برای کودکان است؛ چرا که نیمی از بچه‌های طلاق ارتباطشان با یكی از والدین قطع می‌شود.
۳- فقدان مادر یا پدر و یا هر دو به دلایل مختلفی نظیر مسافرت، زندانی‌شدن، اعتیاد و … .
۴- حوادث محیطی و اتفاقات غیرمترقبه؛ مثلا جدایی یكی از اعضای خانواده، آتش‌سوزی، زلزله، جنگ و مواردی از این دست.
۵- جراحت‌هایی نظیر ازدست‌دادن چشم، كنده‌شدن دندان یا حتی خون‌ریزی از یك زخم كوچك.
۶- عدم توانایی در یادگیری، ناتوانی جسمی و یا حتی مردودشدن در مدرسه می‌تواند از دلایل آزاردهنده برای کودک باشد.
۷- گم‌كردن یا ازدست‌دادن وسایل شخصی.
علائم شایعی كه در زمان سوگواری در افكار، رفتار و احساسات كودكان دیده می‌شود:
۱- دیدن شخص ازدست‌رفته در رویا
۲- تقلید رفتارهای او
۳- احساس اینكه فرد ازدست‌رفته درکنار اوست.
۴- طردكردن دوستان قدیم و جست‌وجوی دوستان جدیدی كه شرایط مشابهی را تجربه كرده‌اند.
۵- تلفن‌های مكرر در ساعات خارج از منزل برای اطمینان از سلامتی سایر افراد خانواده.
۶- عدم تمركز و توجه برروی تكالیف و وظایفش.
۷- جست‌وجوی اطلاعات پزشكی درمورد شخص ازدست‌رفته.
۸- احساس نگرانی درباره سلامت خویش و یا گاهی بی‌توجهی نسبت به آن.
۹- نیاز به توجه و مراقبت ازسوی اطرافیان
– مفهوم مرگ برای کودکان
كودك در ۲ تا ۷سالگی مرگ را پدیده‌ای گذرا و قابل‌بازگشت می‌داند؛ چیزی شبیه مسافرت یا خواب عمیق. بنا بر تصور او عملكردهای انسان پس از مرگ همچنان ادامه می‌یابد.
نهایتا در ۷ تا ۱۲سالگی او مرگ را به‌عنوان پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل بازگشت می‌پذیرد ولی هنوز تصور می‌كند فقط افراد خیلی پیر و ناتوان از دنیا می‌روند.
– نحوه رفتار با کودک سوگوار
درمورد چگونگی مرگ نه‌تنها نباید داستان‌پردازی كنیم، بلکه لازم است صادقانه به سوالات او پاسخ دهیم و به او بگوییم که فلانی فوت كرد و بدنش دیگر كار نمی‌كند و نمی‌تواند غذا بخورد، راه برود، فكر كند و . . . او را خیلی دوست داشتیم و می‌توانیم مراسمی بگیریم و از او خداحافظی كنیم. حتما واقعیت را بگوییم و مثلا نگوییم فرد متوفی به سفر رفته است و فقط توضیح دهیم که ما او را فراموش نخواهیم كرد و او همیشه در خاطرمان خواهد ماند.
– اجازه دهیم او آزادانه حرف بزند و سوالاتش را مطرح كند. اگر پاسخ پرسشی را نمی‌دانیم، جواب اشتباه به او ندهیم و بگذاریم كودك به روش خاص خود سوگواری كند.
– از روش‌هایی مثل نقاشی‌كشیدن، نوشتن خاطرات، نگه‌داشتن اشیا و یادگاری‌های شخص متوفی یا جمع‌آوری عكس‌های او برای حل مسئله سوگ كمك بگیریم.
از كودك بخواهیم درباره چیزی كه از دست داده‌ است، صحبت كرده و احساسش را در آن زمان بیان کند.
از جملات ناتمام استفاده كنید تا كودك تجربه و احساس خود را در این زمینه بیان كند؛ مثلا بگویید:
– زمانی من چیزی را گم كردم كه . . .
– بیشترین ناراحتی من زمانی بود كه . . .
– انسان‌ها وقتی غمگین می‌شوند كه . . .
– خیلی سخت است آدم . . .
– چیزهایی هست كه مرا غمگین می‌كند مثل . . .
از فرزندمان بخواهیم راحت بنشیند، چشمان خود را ببندد و فكر كند كه یك روز چیزی كه برایش مهم است، از دست خواهد داد؛ مثل دوچرخه، فرد مورد علاقه خود و … و به‌دنبال آن، از او درمورد احساسش سوال كنیم و بپرسیم که آیا نیاز به کمک دارد.
به او بگویید به این سوالات جواب دهد:
۱- وقتی چیزی یا كسی را از دست می‌دهم، چه می‌توانم بکنم؟
۲- چه كسانی به من كمك خواهند كرد؟
۳- برای كمك به افراد دیگر در چنین شرایطی چه‌کاری می‌توانم انجام دهم؟
و در مرحله آخر متناسب با مرحله رشدی و شناختی كودكان به زبانی ساده مرگ را برای آن‌ها توضیح دهیم.

پرسش۳۵:

آموزش زبان دوم به کودکان را چه موقع باید آغاز کنیم؟

پاسخ:

هرچه کودک زودتر با زبان دوم آشنا شود، شانس بیشتری برای دستیابی به مهارت‌های زبان دوم خواهد داشت؛ البته به شرط آنکه در زبان اول تبحر کافی داشته باشد.

بررسی‌ها نشان داده است اگر کودک در سن زبان‌آموزی، یعنی قبل از ۷ – ۸ سالگی، زبان دوم را بیاموزد، مهارت بهتری در تکلم زبان دوم و لهجه آن زبان خواهد داشت و هرچه سن بالاتر رود، یعنی از حدود ۱۰ سالگی به بعد، توانمندی فرد برای صحبت‌کردن به زبان دوم مانند اهالی بومی آن زبان، کمتر می‌شود.

باید اشاره کرد که نه‌تنها کودک می‌تواند هم‌زمان علاوه‌بر زبان مادری زبان دوم را فراگیرد، بلکه می‌تواند زبان‌های دیگری را نیز به‌طور جداگانه بیاموزد. در این زمینه ذکر این نکته ضروری است که این مطلب درمورد همه کودکان صدق نمی‌کند.

کودکانی که دچار تاخیر در زبان و گفتار هستند، درصورت مواجهه با زبان دیگر، علاوه‌بر زبان مادری در کسب مهارت گفتار و زبان، دچار مشکلات بیشتری می‌شوند که این مسئله به تشدید تاخیر در تکلم کودک کمک می‌کند.

درصورتی‌که شرایط کسب زبان دوم مهیا باشد، کودک می‌تواند پس از یادگیری کامل زبان مادری خود زبان‌های دیگر را فراگیرد؛ یعنی از سه‌سالگی تا ۷ – ۸سالگی که بهترین زمان آموزش زبان دوم است. برای برخی از کودکان گروه‌هایی که زبان آن‌ها یکی از زبان‌های اقلیت است، زبان دوم ممکن است تاثیرخوبی نداشته باشد.

یعنی کودکان اقلیت با بهبود مهارت‌های زبان دوم، ممکن است تا حدودی روان صحبت‌کردن خود را در زبان اول از دست بدهند؛ چون زبان دوم بر آن‌ها غالب است.

یعنی زبانی که دیگران به آن سخن می‌گویند و در جامعه و رسانه‌های همگانی از آن استفاده می‌شود، کودکان رفته‌رفته آن را ترجیح می‌دهند و برای کودکانی که زبانشان زبان اکثریت است، یادگیری زبان دوم بیشتر تجربه‌ای افزاینده به شمار می‌آید.
برنامه‌های دوزبانه خوب و برنامه‌ریزی‌شده نه‌تنها سبب ورزیدگی فرد در زبان دوم می‌شود، بلکه زبان اول را نیز تقویت می‌کند؛ اما درهرحال، پژوهش‌ها نشان داده است آموزش کودکان گروه اقلیت باید در درجه اول به زبان اقلیت باشد و زبان دوم در درجه دوم اهمیت قرار بگیرد.

آموزش رسمی‌ زبان دوم را می‌توان در پایه‌های اول دبستان آغاز کرد؛ البته مشروط بر اینکه کودکان قبلا در زبان اول تبحر لازم را کسب کرده باشند، معلمان باید دوزبانه باشند و هم در آموزش زبانی که قرار است آموزش دهند و هم زبان مادری کودک، مهارت داشته باشند. آموزش زبان دوم در همه سنین می‌تواند اتفاق بیفتد.

اما همان‌طور که گفتیم، بهترین زمان قبل از ۷ – ۸ سالگی است و بعد از این سنین معمولا آموزش زبان دوم نیازمند زمان بیشتری است و همچنین فرد موفقیت کمتری در کسب لهجه اهالی آن زبان خواهد داشت.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :