پرسش پاسخ کودک بخش۱

پرسش پاسخ کودک بخش۱

پرسش۱:

پسر هشت ساله ای دارم که سال اول مدرسه را تمام کرده است.متاسفانه پسرم پرخاشگر است .او حرف های زشت زیادی بلد است و آنها را مدام تکرار می کند.این کار او مرا به شدت مضطرب می کند خصوصا اینکه زمانی که در جمع دوستان یا خانواده قرار می گیریم این کارهای او تشدید می شود.لطفا راهنمایی بفرمایید.

پاسخ:

برای ترک حرفهای زشت والدین باید به چند نکته مهم توجه کنند.
اول اینکه خودشان بايد از به کار بردن لغات زشت و پرخاشگرانه در فضای منزل جدا اجتناب کنند. بخش اعظم یادگیری در کودکان از طریق مشاهده است. زمانیکه پدر و مادر برای ابراز خشم و ناخرسندی از الفاظ بی ادبانه استفاده می کنند ، نمی توان از کودک انتظار داشت که از این قاعده پیروی نکند.

از دیگر علت‌های‌ یادگیری‌ کلام‌ زشت، ارتباط‌ کودکان‌ با دوستان‌ و بچه‌های‌ دیگر است. بسیاری‌ اوقات،‌ کودکان‌ عامل‌ بدزبانی‌ یکدیگرند. در مهد کودک، مدرسه، کوچه‌ و هر جای‌ دیگری‌ که‌ بچه‌‌ها فرصت‌ بازی و بخصوص‌ درگیری‌ با هم‌ را پیدا کنند، ممکن‌ است‌ این‌ بدآموزی‌ صورت‌ بگیرد. لذا سعی کنید ضمن متوجه نمودن او به اشتباهش تا جایی که ممکن است در انتخاب هم بازی ودوست ویا مدرسه برای  فرزندتان جدی باشید.

نکته بعد این است که گاه کودک از فحش دادن قصد خاصی دارد.به عنوان مثال جهت جلب توجه والدین این کار را انجام می دهد. بنابراین والدین باید سعی کنند زمانی که کودک فحش می دهد به او بی توجه باشند. اگر کودکان بتوانند با به کار بردن کلمات زشت جلب توجه کرده و والدين خود را شوکه کنند، باز هم از اين زبان استفاده خواهند کرد.در عوض زمانی که کودک شما از لغات خوب در کلامش استفاده کرد، او را تشویق کنید.
البته گاهي کودکان از اين واژه‌ها استفاده مي‌کنند بدون آنکه معناي واقعي آنها را بدانند. والدين بايد معني آنها را تا حد امکان شرح دهند و دليل عدم تاييد خود را بيان کنند. معمولا، والدين با گفتگو در اين زمينه‌ها با کودک و راهنمايي‌هاي مناسب مي‌توانند همکاري فرزندان‌شان را جلب کنند.
اگرچه گفتن برخی کلمات زشت در جمع خیلی ناخوشایند ایت اما سعی کنید عجولانه اقدام نکرده وبه بدترین شکل با او برخورد نکنید بلکه با رعایت  صبر وحوصله ومسلط بودن برخود  دریک مکان  به تنهایی به او تذکر دهید ودقیقا علت ناراحتی خود را به او متذکر شوید.
درصورت رعایت نکات فوق و تکرار وادامه دادن کودکتان به استفاده از الفاظ زشت، از تنبیه بدنی بپرهیزید چون این کار او را پرخاشگرتر می کند. اما از روشهای دیگر برای کنترل او استفاده کنید مانند: محرومیت از بازی با برخی وسائلی که خیلی علاقه دارد ویا خرید نکردن برخی چیزهایی که او علاقه مند است وتوضیح دادن علت برای او.
آخرین نکته اینکه یادتان باشد که با فحاشی کودک، او را به خواسته‌اش نرسانید وسعی کنید بی اهمیت بر خورد کنید.

پرسش۲:

پسر پنج‌ساله‌ای دارم که به‌تازگی احساس می‌کنم در مورد مسائل جنسی حساس شده است. در مورد نحوه تولدش از من و پدرش سوال می‌پرسد و چون هردوی ما به او هشدار می‌دهیم که این مطالب مناسب سنش نیست، این سوال را در مهدکودکش مطرح کرده است. فکر می‌کنم این کنجکاوی پسرم تمامی اصول تربیتی را که در موردش رعایت کرده‌ایم، زیر سوال برده است. بسیار نگرانم. لطفا راهنمایی بفرمایید.

پاسخ:

دوست گرامی نگرانی شما را درک می‌کنم. شاید بسیاری از والدین نیز مانند شما از این موضوع رنج ببرند و احساس کنند مقدمه‌ای برای انحراف اخلاقی کودکانشان ایجاد شده است. اما جالب است بدانید که این کنجکاوی‌ها نشانگر رشد سالم روانی-جنسی در کودکتان است.

نکته مهم این است که وقتي با اين سوالات مواجه شديم، بايد به خودمان مسلط باشيم و از نگراني و شرم دچار لكنت نشويم. تا جایی که می‌توانیم باید شنونده خوبي باشيم و اجازه بدهيم كودك سوالش را كامل بپرسد. موقع جواب دادن هم نبايد جواب‌هاي ما با شوخي و مسخرگي همراه باشد و ضمن اينكه تمام اطلاعات موجود را به كودك منتقل نمي‌كنيم، بايد دقت كنيم كه اطلاعات اشتباه گفته نشود.

اين اطلاعات غلط باعث مي‌شود بچه‌ها وقتي كمي بزرگ‌تر شدند، به پدر و مادرشان بي‌اعتماد شوند. پس پاسخ‌ها بايد درست باشد و بر مبناي خرافه‌ها نباشد. از سوی دیگر باید توجه کرد که آموزش تدريجي باشد. لازم نيست همه اطلاعات را يك‌جا در اختيار كودك قرار دهید و بايد از شرح و بسط بي‌مورد پرهيز كنید.

در عوض متناسب با سن و درك كودك و به زبان ساده و قابل فهم مسائل را برای او توضیح دهید تا حدی که کنجکاوی کودکتان کاملا برطرف شود. البته یک‌بار پاسخ دادن شما باعث نمی‌شود که تا ابد کودکتان درگیر این مسائل نشود. اما از دو بعد حائز اهمیت است:

اول اینکه کودک شما به شما اعتماد می‌کند و کنجکاوی‌اش را از طریق گروه همسالان برطرف نمی‌کند. دقیقا اتفاقی که برای پسر شما افتاده و علت آن رفتار نادرست شما و همسرتان بوده است. در گروه همسالان ممکن است به دليل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهي فرزندتان مهیا شود. بنابراين بسيار حياتي است كه والدين با در نظر گرفتن مقطع سني كودك به پرسش‌هاي او پاسخ دهند وگرنه فرزندشان به سمت دوستان و همسالان خود گرايش يافته و در فضايي نامطلوب اطلاعات گمراه‌كننده‌اي دريافت خواهد كرد.

دومین فایده این کار شما این است که با توضیحات شما، کنجکاوی کودکتان برطرف می‌شود و فرزندتان می‌تواند به‌جای تمرکز بر این مسائل، به مسائل مهم‌تر در زندگی‌اش تمرکز کند. همیشه به ياد داشته باشيد چنين سوالاتي به هيچ عنوان رنگ و بوي جنسي و يا نشانه انحراف نيست.

چنانچه فرزندتان زياد اين‌گونه سوالات را مي‌پرسد و احساس مي‌كنيد كه تعداد اين سوالات از حد طبيعي آن بيشتر است؛ بهتر است علت چنين امري را بررسي كنيد؛ شايد يكي از دلايل مطرح كردن اين‌گونه مسائل توسط او جلب توجه شما باشد، بنابراين ساعات مشخصي را در طول روز به او اختصاص دهيد و بازي‌هايي را كه مورد علاقه او است را انتخاب كنيد و با او بازي كنيد.

پرسش۳:

دختر من دقیقا ده‌ماهه است. من خانه‌دار هستم و اوقات زیادی را با او می‌گذرانم. ولی به جز وظیفه رسیدگی به خواب وخوراک دخترم، کار دیگری با او انجام نمی‌دهم. دلم می‌خواهد بدانم که چطور می‌توانم با دخترم ارتباط بیشتر و متنوع‌تری داشته باشم؟

پاسخ:

آشنایی با مادر دلسوز و نکته‌سنجی مانند شما که در پی تعامل نزدیک‌تر با فرزندش است، مرا بسیار خوشحال می‌کند. اینکه خود شما این وظیفه خطیر را به عهده گرفته و آن را به دیگران – مثل پرستار یا مربی مهد- واگذار نکرده‌اید، مایه مباهات است. در اینجا ده نمونه از بازی‌هایی را که می‌توانید با کودکتان انجام دهید، ذکر می‌کنم:

۱٫کجا رفت؟

یک توپ کوچک نرم انتخاب کنید، آن را در یک ظرف درپوش‌دار بگذارید. از بچه بپرسید توپ کجا رفت؟ او را تشویق کنید که در ظرف را باز کند و توپ بیرون بیفتد. مثل جعبه‌هایی که دلقکی بیرون می‌پرد، بیرون افتادن توپ هم برای او جالب خواهد بود. این بازی راهی است که به کودک می‌آموزد که چیزهایی که او نمی‌بیند ممکن است وجود داشته باشد. این بازی، آموزش ثبات هدف است.

  1. وسایل آشپزخانه

ظرف‌های پلاستیکی یا ظروف ماست و یا کاسه‌های نشکن برای این بازی مناسب است. از این ظروف برای ایجاد یک برج استفاده کنید، به کودکتان کمک کنید که برج را بریزد، این فعالیت به او درس خواهد داد که نشانه‌گیری هدف را بیاموزد، در حالی که ریزش و چیدن را هم یاد خواهد گرفت.

  1. می‌توانم صدا را بشنوم

راه دیگر برای تقویت مفهوم ثبات هدف، به وسیله مخفی کردن یک اسباب بازی صدادار زیر پتو و یا حوله انجام مي‌شود. ابتدا اسباب‌بازی را به‌طور جزئی با پتو بپوشانید؛ سپس صدای اسباب‌بازی را در بیاورید و او را تشویق کنید که اسباب‌بازی را پیدا کند، دوباره اسباب‌بازی را پنهان کنید، البته این بار به صورت کامل، بازی را تکرار کنید. در صورت پیدا کردن اسباب‌بازی، کودکتان را تشویق کنید.

  1. بازی آبی

زمان حمام را به زمان اکتشاف و بازی تبدیل کنید. قاشق‌های پلاستیکی و آب‌پاش و کاسه‌های پلاستیکی را در وان کودکتان بگذارید، او با آنها ریزش آب را خواهد دید و از آنها لذت خواهد برد. تفریح دیگری هم می‌توان کرد، یک اسفنج را به کودکتان بدهید. اسفنج را خیس کنید، او از فشار دادن اسفنج و ریزش آب لذت می‌برد.

  1. مامان خوابه!

نزدیک کودکتان بنشینید؛ البته این کار بستگی به سن کودکتان دارد، می‌توانید او را بخوابانید. به او بگویید که قصد دارید بخوابید و چشم‌هایتان را ببندید. بعد از چند ثانیه چشم‌هایتان را باز کنید و مشتاقانه به او سلام کنید یا زمان را به او بگویید؛ مثلا صبح‌بخیر یا عصربخیر که او زمان‌ها را هم درک کند. دیدن چشم‌های مامان که باز است و شنیدن صدای تبریکش معمولا ایجاد خنده خواهد کرد. بعد از چند دور، مکث خود را هنگام خواب بیشتر کنید. احتمال هست که کودک شما شروع به جیغ زدن کند و یا حتی به صورت شما ضربه بزند تا شما بیدار شوید!

  1. بازی با برگ‌ها

با کودکتان به بیرون از خانه بروید، تنوعی از برگ‌ها را برای او جمع کنید، به او اجازه بدهید آنها را بلند کند و با دستانش بازرسی کند، بدیهی است که با نظارت شما برخی از برگ‌ها را چروک کنید تا او آنها را بازرسی کند و عمل چروک کردن را بیاموزد که این کار در برگ‌های خشک صدا هم خواهد داشت. با استفاده از یک برگ بزرگ، بازی دالی‌موشه را با او انجام دهید.

  1. بازی غلتکی

کودکتان را روی زمین در مقابلتان بنشانید و یک ماشین اسباب بازی را روی زمین حرکت دهید. او را تشویق کنید که بعد از شما این کار را انجام دهد. سعی کنید که رفت و آمد ماشین را با او ادامه دهید. این کار جلو و عقب رفتن و چرخاندن و حرکت اجسام را به او یاد خواهد داد.

  1. نقاشی

این بازی کمی‌کثیف‌کاری است، اما برای کودکتان بسیار جالب خواهد بود. کودک ۸ تا ۱۲ ماهه‌تان را روی صندلی‌اش یا روی زمین بنشانید. در مقابل او یک برگه و چندین غدای پوره‌ای رنگی که صاف شده است قرار دهید، او را تشویق کنید که با دستانش نقاشی کند، خواهید دید که او شاهکار خواهد ساخت. می‌توانید غذاها را در صورت اجازه پزشک بافت‌دار تهیه کنید (به دلیل در دهان بردن کودک) که نقاشی او بافت‌دار باشد.

  1. بافت‌های متفاوت

چندین موضوع بافت‌دار را به کودک ۱۰ تا ۱۲ ماهه‌تان بدهید؛ مثلا یک تکه مقوا، روسری نرم، تکه‌های چمن و ماسه و … . حتما تا انتهای بازی در کنار او باشید و مراقب باشید چیزی را در دهانش نگذارد. همراه هم، همه‌چیز را بازرسی کنید. خواهید فهمید که او از چه بافتی بیشتر خوشش خواهد آمد، مخمل کبریتی یا پشم گوسفند؟

  1. بازی با رنگ‌ها

برای کودک ۱۰ تا ۱۲ ماهه‌تان اسباب‌بازی‌های رنگی و یا وسایل آشپزخانه رنگی تهیه کنید و به او کمک کنید که اسباب‌بازی‌های با رنگ مشابه را در کنار هم بگذارد. مثلا سیب قرمز و ماشین قرمز و توپ قرمز باید در یک طرف باشد. در این بازی به او کمک می‌کنید که کم‌کم با رنگ‌ها آشنا شود.

پرسش۴:

آموزش زبان دوم به کودکان را چه موقع باید آغاز کنیم؟

پاسخ:

هرچه کودک زودتر با زبان دوم آشنا شود، شانس بیشتری  برای دستیابی به مهارت‌های زبان دوم خواهد داشت؛ البته به شرط آنکه در زبان اول تبحر کافی داشته باشد. بررسی‌ها نشان داده است اگر کودک در سن زبان‌آموزی، یعنی قبل از ۷ – ۸ سالگی، زبان دوم را بیاموزد، مهارت بهتری در تکلم زبان دوم و لهجه آن زبان خواهد داشت.

هرچه سن بالاتر رود، یعنی از حدود ۱۰ سالگی به بعد، توانمندی فرد برای صحبت‌کردن به زبان دوم مانند اهالی بومی آن زبان، کمتر می‌شود. باید اشاره کرد که نه‌تنها کودک می‌تواند هم‌زمان علاوه‌بر زبان مادری زبان دوم را فراگیرد، بلکه می‌تواند زبان‌های دیگری را نیز به‌طور جداگانه بیاموزد. در این زمینه ذکر این نکته ضروری است که این مطلب درمورد همه کودکان صدق نمی‌کند.

کودکانی که دچار تاخیر در زبان و گفتار هستند، درصورت مواجهه با زبان دیگر، علاوه‌بر زبان مادری در کسب مهارت گفتار و زبان، دچار مشکلات بیشتری می‌شوند که این مسئله به تشدید تاخیر در تکلم کودک کمک می‌کند؛ درصورتی‌که شرایط کسب زبان دوم مهیا باشد، کودک می‌تواند پس از یادگیری کامل زبان مادری خود زبان‌های دیگر را فراگیرد؛ یعنی از سه‌سالگی تا ۷ – ۸سالگی که بهترین زمان آموزش زبان دوم است.

برای برخی از کودکان گروه‌هایی که زبان آن‌ها یکی از زبان‌های اقلیت است، زبان دوم ممکن است تاثیرخوبی نداشته باشد؛ یعنی کودکان اقلیت با بهبود مهارت‌های زبان دوم، ممکن است تا حدودی روان صحبت‌کردن خود را در زبان اول از دست بدهند؛ چون زبان دوم بر آن‌ها غالب است؛ یعنی زبانی که دیگران به آن سخن می‌گویند و در جامعه و رسانه‌های همگانی از آن استفاده می‌شود، کودکان رفته‌رفته آن را ترجیح می‌دهند و برای کودکانی که زبانشان زبان اکثریت است، یادگیری زبان دوم بیشتر تجربه‌ای افزاینده به شمار می‌آید.
برنامه‌های دوزبانه خوب و برنامه‌ریزی‌شده نه‌تنها سبب ورزیدگی فرد در زبان دوم می‌شود، بلکه زبان اول را نیز تقویت می‌کند؛ اما درهرحال، پژوهش‌ها نشان داده است آموزش کودکان گروه اقلیت باید در درجه اول به زبان اقلیت باشد و زبان دوم در درجه دوم اهمیت قرار بگیرد. آموزش رسمی‌ زبان دوم را می‌توان در پایه‌های اول دبستان آغاز کرد؛پ.

البته مشروط بر اینکه کودکان قبلا در زبان اول تبحر لازم را کسب کرده باشند، معلمان باید دوزبانه باشند و هم در آموزش زبانی که قرار است آموزش دهند و هم زبان مادری کودک، مهارت داشته باشند. آموزش زبان دوم در همه سنین می‌تواند اتفاق بیفتد؛ اما همان‌طور که گفتیم، بهترین زمان قبل از ۷ – ۸ سالگی است و بعد از این سنین معمولا آموزش زبان دوم نیازمند زمان بیشتری است و همچنین فرد موفقیت کمتری در کسب لهجه اهالی آن زبان خواهد داشت.

پرسش۵:

فرزندی چهل‌روزه دارم که گاهی بی‌دلیل گریه می‌کند. همسرم معتقد است توجه زیاد به گریه‌های او لوسش می‌کند و باید گاهی به گریه‌های او بی‌اعتنا باشیم. اما من به‌شدت نگران این موضوع هستم. سوالم این است که آیا توجه به گریه نوزاد، او را لوس بار می‌آورد؟ لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:

به یاد داشته باشید در دوران نوزادی و شیرخوارگی، به‌هیچ‌وجه تلاشی در جهت تربیت کودک از طریق بی‌توجهی انجام ندهید و این نکته را بدانید که نوزاد قصد آزار والدین خود را ندارد و گریه‌های او فقط برای رسیدن به نیازهایش است. بی‌شک باید به گریه‌های کودکتان اهمیت دهید؛ چون اولین حالت عاطفی نوزاد شما گریه است.

یادتان باشد علی‌رغم نگرش عامه مردم در دوران نوزادی، کودک لوس نمی‌شود. مراحل رشد کودک ازلحاظ فیزیکی نقش بسزایی در هوش کودک دارد؛ مثلا او باید غلت‌زدن، چهاردست‌وپارفتن و …. را انجام دهد؛ وگرنه در آینده دچار اختلالات یادگیری خواهد شد. بی‌توجهی به گریه‌های نوزاد می‌تواند ازلحاظ عاطفی به او لطمات جبران‌ناپذیری وارد کند.

البته در روان‌شناسی گاه پدر و مادر را به بی‌توجهی به گریه کودک توصیه می‌کنیم، ولی آن، درصورتی است که کودک بیشتر از شش ماه داشته باشد و با گریه بخواهد به خواسته‌های نامعقولش برسد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۵

مقاله های مرتبط :