پرسش پاسخ کسب و کار بخش۶

پرسش پاسخ کسب و کار بخش۶

پرسش۲۶:

جوانی ۲۹ ساله هستم که با فوت پدرم تمام نقشه‌هایم بر آب شده است و حالا هم ‌سردرگم شده‌ام. ‌قرار بود پدرم برایم مغازه‌ای بخرد تا کاری را شروع کنم، ولی اکنون برادران و خواهرانم که همگی از من بزرگ‌تر هستند، به فکر تقسیم ارثیه و برداشتن سهم خود افتاده‌اند و سهم من هم کفاف خرید یک مغازه را نمی‌‌دهد، ‌ناامید شده‌ام و نمی‌‌دانم آینده‌ام چه می‌شود؟

پاسخ:

‌خدا رحمت کند پدر عزیزتان را. آن بزرگوار بهترین هدیه را به شما داد و رفت؛ یعنی انگیزه کار‌کردن برای خود، ‌او کارفرمای خودبودن و قابلیت ریسک‌‍پذیری را به شما داده است. بدانید که اگر خواستن با برخاستن همراه باشد، قطعا توانستن هم به وجود خواهد آمد؛ درواقع ‌این ما هستیم که باید توانستن را به‌کار ببندیم.
راه‌های زیر را بررسی کنید و ببینید کدام‌یک برایتان ممکن است. مدام این باور را در ذهن خود ایجاد کنید که این کار شدنی است و به‌هیچ‌وجه دست از طلب برندارید.
اول اینکه سعی کنید با یکی از خواهران یا برادران طرح خود را به‌صورت شراکتی پیاده کرده و دوم، با سهم‌الارث خود بکوشید گشایش اعتبار کنید تا بتوانید وام بگیرید، سوم اینکه اگر راه‌های اول و دوم ممکن نشد، یک شریک از بین دوستان و آشنایان خود پیدا کنید و چهارم هم با سهم خود ضمن برنامه‌ریزی دقیق، کار را با اجاره مغازه شروع کرده و به‌تدریج که انشاءا… درآمدتان بیشتر شد، ‌پس‌اندازکردن را شروع کنید و مغازه‌ای بخرید و پنجم اینکه بدانید هزاران راه دیگر وجود دارد که اگر بخواهید، ‌می‌توانید به‌وسیله آن‌ها موفق شوید؛ ‌به شرط آنکه تسلیم نشوید و بدانید که رنگین‌کمان نصیب کسانی می‌شود که تا آخر، زیر باران می‌ایستند!

 

پرسش۲۷:

دختری ۲۲ ساله هستم که پس از یک ازدواج ناموفق به خانه پدرم برگشته‌ام و اگرچه پدرم می‌گوید خرج من را می‌دهد، ولی می‌خواهم دستم توی جیب خودم باشد و غرورم اجازه نمی‌‌دهد که از پدرم خرجی بگیرم. البته این را هم بگویم که ‌تحصیلاتم فقط دیپلم است و هیچ هنر و مهارتی هم بلد نیستم، به نظر شما چه کنم؟

پاسخ:

«برای دنیا چنان باشید که مادام خواهید بود و برای آخرت چنان باشید که انگار لحظه‌ای دیگر خواهید رفت.» قسمت اول این روایت زیبا برای شما پیام آموزنده‌ای دارد؛ یعنی شما به امید خدا اگر قرار باشد صد سال عمر کنید، یعنی ۷۸ سال دیگر وقت دارید. آیا نمی‌ارزد که برای ۷۸ سال چهار سال زحمت بکشید و هنر، ‌مهارت و تخصصی یاد بگیرید تا که باقی عمر را سربلند و مستقل زندگی کنید. آیا نمی‌‌ارزد که یک سال بخورید نان و تره و بعد صد سال بخورید نان و کره؟!»
یا اینکه با آن‌قدر مغرور هستید که چون نمی‌خواهید زیر منت پدر باشید، ‌مایلید مابقی عمر را سربار جامعه باشید. هم‌سن‌های شما هنوز در راه دانشگاه و شاید مدرسه هستند؛ پس ‌چرا زود همه‌چیز را تمام شده می‌بینید. به شما پیشنهاد می‌کنم ‌حتما زندگی‌نامه «جی کی رولینگ»، خالق هری پاتر، و «اپرا وینفری»، مجری معروف، را بخوانید. شما می‌توانید از این فرصت پیش‌آمده بهترین بهره را ببرید و از خود انسانی شایسته‌تر و باتخصص بسازید و تحویل جامعه بدهید و کاری کنید تا تاریخ، نام شما را ثبت کند؛ ‌به شرط آنکه بپذیرید که شکست نخورده‌اید، ‌بلکه تجربه‌ای را اندوخته‌اید که می‌خواهید با بهره‌گیری از آن دوباره متولد شوید؛ ‌پس برخیزید و از همین امروز برنامه‌ای کوتاه‌مدت، ‌میان‌مدت و درازمدت برای خود و نیز خدمت به خود و جامعه‌تان طراحی کنید.

 

پرسش۲۸:

برخلاف بسیاری از افراد، من هم پول دارم و هم یک مغازه که خالی است، ولی نمی‌دانم چه‌کاری انجام دهم‌‌‌‌؟ نمی‌خواهم مغازه را اجاره دهم و پولم را در بانک بگذارم و فقط سودش را بگیرم، بلکه دوست دارم کاری انجام بدهم که هم احساس مفیدبودن داشته باشم، هم سود ببرم و هم کارآفرینی کنم، لطفا راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ:

برای ‌‌راه‌اندازی کسب‌وکار باید عوامل زیادی را درنظر بگیریم. یقینا پول و امکانات فیزیکی از عوامل مهم و تاثیرگذار هستند، ولی کافی نیستند‌‌‌؛ لذا لازم است ابتدا درزمینه شغلی علاقه خود را پیدا کنید و بعد ببینید که آیا این علاقه با توانایی شما همسو است یا خیر؛ مثلا کسی که می‌خواهد مترجم شود، باید بر زبان مقصد مسلط باشد، نه اینکه فقط آرزوی آن را داشته باشد؛ پس باید واقع‌بین باشیم و یا اینکه از دیگران بخواهیم با ما مشارکت کنند و آورده‌هایی را درجهت اهداف و آورده ما بیاورند‌‌‌‌. نکته مهم بعدی آن است که باید آورده‌هایتان را ارائه کنید، نقاط قوت و ضعفتان را بنویسید و پس از نوشتن و ترسیم‌کردن نقشه راه، آن‌قدر آن را تصحیح کنید و دوباره بنویسید تا به نتیجه دلخواه خود برسید‌‌‌‌.
مثلا یک نفر ایده خوب بیاورد، یک نفر تخصص، نفربعدی تجربه عملی، دیگری ارتباطات اجتماعی و شما هم سرمایه اولیه و آنگاه کسب‌وکار موردنظرتان را ‌‌راه‌اندازی کنید. شاید هم دوست نداشته باشید شراکت کنید؛ پس می‌توانید عوامل موردنظر را بخرید و یا بهتر بگویم افراد موردنظر را استخدام کنید و اصل کار و اختیارات با خودتان باشد، ولی لازم است بدانید باید هنر دستیابی به اهداف خود، سازمان و دیگران را با استفاده مفید از توان و امکانات افراد دیگر داشته باشید‌‌‌‌.

 

پرسش۲۹:

۲۹ سال دارم، تحصیلاتم فوق‌لیسانس مهندسی صنایع غذایی است و ایده‌‌های خیلی خوبی هم درزمینه کارآفرینی داشته و قصد دارم با دوستان خوب و خلاقم دارم و اقدامی در این زمینه انجام بدهم. ولی هربار که می‌خواهم اقدام، ریسک یا خلاقیتی انجام بدهم، با موجی از مخالفت‌ها و کارشکنی‌‌های پدر، مادر، برادر و اقوام روبه‌رو می‌شوم که به من می‌گویند: «تو یک دختری، زمانه گرگ است، شکست می‌خوری، نمی‌توانی، شریک خوب نیست و …» ممنون می‌شوم راهکاری بدهید تا بتوانم از این موانع بگذرم‌‌‌‌.

پاسخ:

بادبادک‌ها با بادهای مخالف اوج می‌گیرند و چقدر خوب است، اگر شما بتوانید الان محیط کوچک خانواده و اطراف خود را توجیه کنید و با هنرمندی نه‌تنها آن‌ها را از مخالفت‌‌‌‌کردن باز دارید، بلکه با خود همراه کنید، می‌توانید در آینده درمقابل موج‌‌های مخالف جامعه نیز مقاومت کنید‌‌‌‌.
اگر شما نتوانید بر این موج کوچک غلبه کنید، شک نکنید که در بین امواج اقیانوس جامعه غرق خواهید شد‌‌‌‌. پس این فرصت را غنیمت شمارید و دل به دریا بزنید، صحبت کنید، جلسه بگذارید، توضیح دهید، کمک بخواهید، آنان را همراه خود کنید و آشکارا از آن‌ها بخواهید به شما کمک کنند، وقتی آن‌ها با شما همراه شوند، می‌توانید از پتانسیل‌‌های آن‌ها در جهت پیشرفت و توسعه اهداف خود بهره‌مند شوید. توصیه می‌کنم در مقابل آن‌ها جبهه‌گیری نکنید بلکه بپرسید: چه کنم‌‌‌‌؟ چطور این ایده را پیاده کنم‌‌‌‌؟ شما چقدر می‌توانید کمکم کنید؟
این یک واقعیت است که وقتی آدم‌ها را به مشارکت دعوت کنید، کمتر مخالفت می‌کنند‌‌‌‌. هنر این است که دشمنان را به مخالفان تبدیل کنیم و مخالفان را به همراهان و دوستان، پس خودمان را توانمند کنیم و این تهدید را فرصتی برای توانمندسازی خود بدانید.

پرسش۳۰:

مردی ۴۰ساله هستم که در شرکتی به‌عنوان نگهبان کار می‌کنم و ۱۰ سال سابقه کار و بیمه دارم. من حدود ۵ سال است که ازدواج کرده‌ام و یک فرزند ۲ ساله دارم. به‌شدت دچار وسوسه شده‌ام که از کارم بیرون بیایم و دست‌به‌کار جدیدی بزنم تا پولدار شوم؛ چون واقعا امورات زندگی نمی‌گذرد و واقعا هم نمی‌خواهم یک‌عمر حسرت پول‌نداشتن را بخورم. لطفا بفرمایید که چه‌کار کنم؟

 

پاسخ:

با احترام به شما مخاطب گرامی، سوال شما تقریبا مرا شوکه کرد که چطور شما بدون هیچ طرح و برنامه‌ای می‌خواهید پولدار شوید و چطور بدون هیچ برنامه‌ریزی برای شغل آینده خود، می‌خواهید شغل فعلی‌تان را ترک کنید؛ درصورتی‌که شما مسئولیت همسر، فرزند و زندگی را برعهده دارید. گرچه همیشه ریسک‌کردن و پریدن توصیه شده است، ولی تفکر، برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری و زمان‌بندی برای ریسک و پرش از اصولی است که باید به آن‌ها پرداخته شود. شما باید از پله بعدی که می‌خواهید روی آن بایستید، مطمئن باشید و بعد از جایگاه و پله فعلی بپرید.
سن شما، سن خاصی است؛ به‌طوری‌که شاید بتوان نام آن را «بحران میانسالی» گذاشت، سنی که آقایان فکر می‌کنند دیگر همه چیز گذشته است و به جایی نرسیده‌اند و به همین دلیل دست به مخاطره می‌زنند. براساس تحقیقات، بیشترین ناکامی‌ها در این سن و چشمگیرترین موفقیت‌ها هم در این سن رخ داده است. بنابراین لازم است بیشتر تامل و تعمق کنید که شما هم جزء آن دسته چشمگیرترین موفقیت‌ها باشید. در‌هرحال توصیه می‌شود ضمن حفظ شغل کنونی خود، با مشورت‌گرفتن، تحقیق و مطالعه، برنامه‌ریزی دقیقی برای خود داشته باشید تا درنهایت بتوانید شغلی مشخص در حوزه مشخصی را شروع کنید.

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :