پرسش پاسخ کسب و کار بخش۳

پرسش پاسخ کسب و کار بخش۳

پرسش۱۱:

من در یکی از شهرستا‌ن‌ها نمایندگی فروش چند برند لوازم خانگی را دارم و خداراشکر کسب‌وکارم رونق خوبی دارد و ازآنجا‌یی‌که فروشگاهم اجاره‌ای است، قصد دارم به ملک برادرم که کمی از مرکز شهر دور است ولی فضای بیشتری دارد و امکان پارک خودرو برای مشتری‌ها بهتر است نقل‌مکان کنم. لطفا نکاتی را که باید در این زمینه رعایت کنم، بفرمایید.

پاسخ:

– دوست گرامی، لازم است به نکات زیر کمی بیشتر توجه فرمایید:
۱٫ سعی کنید تا زمانی‌که در مکان فعلی مشغول هستید، با نصب بنر یا پلاکارد و نیز اطلاع‌رسانی دهان‌به‌دهان مشتریان خود را از این تغییر و تحول خبردار کنید.
۲٫ درحین اطلاع‌رسانی نیز از مزایای این جابه‌جایی به مشتریان بگویید؛ مثلا اینکه در مکان جدید برای
پارک خودرو دیگر مشکلی ندارند و یا اینکه با توجه به فضای بیشتر، برندهای بیشتری را می‌توانند ببینند و درنتیجه حق انتخاب‌هایشان نیز بیشتر خواهد بود؛ درضمن در مکان جدید هم بنر نصب کنید که در زمانی مشخص به آنجا نقل‌مکان می‌کنید.
۳٫ همچنین در تدارک جشن افتتاحیه باشید و برای این جشن هم جوایز، پذیرایی، تخفیف و درکل امتیازات ویژه‌ای را برای مشتریان درنظر بگیرید تا به این بهانه تعداد بیشتری در جشنتان حوضر داشته باشند.
۴٫ در اطلاع‌رسانی و ارائه خدماتتان صادق باشید تا اعتماد مشتریان را که ماندگارترین سرمایه است، بیش از بیش جلب کنید.

پرسش۱۲:

خانمی ۲۶ساله هستم که در یک مجموعه به‌مدت پنج سال کار کرده‌ام و الان فرصتی پیش آمده است که آن مجموعه می‌خواهد واگذار شود و چون مالک آن مجموعه شناخت کافی نسبت به من دارد و من هم شناخت کامل نسبت به وی دارم، او به من پیشنهاد داده است که با قبول شرایطی تعهدات مالی این مجموعه را قبول کنم و آن را انجام بدهم، ولی اطرافیان، مخصوصا خانواده و همسرم مدام، مرا می‌ترسانند و مانع می‌شوند که من این کار را انجام دهم، لطفا راهنمایی فرمایید.

پاسخ:

با سلام و تبریک به مناسبت اینکه شما گزینه موردنظر صاحب‌کار خود شده‌اید و این، یعنی شما پتانسیل، استعداد و توانایی‌های لازم را دارید و آن فرد یعنی آن فرد با آن تجربه و تخصص خود توانسته است شما را بهتر از خودتان بشناسد.

اگر امروز خانواده شما درمورد شما دچار تردید هستند و یا به شما آن باور لازم را ندارند به خاطر این است که آن‌ها همواره شما را به‌عنوان یک همسر، دختر، فرزند و خواهر ارزیابی کرده‌اند و هیچگاه با شما کار نکرده‌اند که بتوانند توانایی‌ها و استعدادهای شما را در عرصه کسب‌وکار ارزیابی کنند.

واقع‌بینانه این است که برای ارزیابی‌شدن، مشورت‌گرفتن و برای برنامه‌ریزی باید با افرادی که در آن حوزه تخصص و تجربه دارند، مشورت کنیم. قطعا صاحب آن کسب‌وکار شناخت دقیق‌تری نسبت به شما دارد ولی اگر ازلحاظ مالی، قرارداد کاری و تعهداتی که برای شما بعدا ایجاد می‌شود می‌خواهید مطمئن‌تر شوید توصیه می‌شود با یک مشاور حقوقی مشورت کرده و مسئله را از نگاه قضایی هم محکم کنید.

درنهایت اینکه شاید همچنین فرصتی هیچگاه برای شما پیش نیاید. یادتان باشد اگر کمی بیشتر از ۵۰‌درصد درون خودتان ایمان دارید که می‌توانید با مشورت‌هایی که می‌گیرید، کار را بپذیرید و برای خودتان درنظر بگیرید که نهایت ضرر چیست؟

اگر احتمال ضرر فقط مالی است اسم آن را ضرر نگذارید آن سرمایه‌گذاری است، اگر احتمال ضرر این است که در کسب‌وکار موفق نمی‌شوید، اسم آن را ضرر نگذارید، بلکه آن را کسب تجربه بدانید و بر این اساس و باور دست به اقدام بزنید و یادتان باشد هیچ‌کاری‌نکردن هنر نیست.

پرسش۱۳:

۳۰ سال سن دارم، حدود ۲ سال است که ازدواج کرده‌ام، کارمند یکی از بانک‌ها هستم و در کارم هم بسیار موفقم ولی بلندپروازی، رویاپردازی اینکه می‌خواهم انسان بزرگ، موفق، پولدار و شاخصی شوم، واقعا شبانه‌روز مرا درگیر خود کرده است و تقریبا دچار سردرگمی شده‌ام و به همین دلیل به وضع موجود راضی نیستم و نمی‌دانم به چه وضعی مطلوب می‌گویند و اگر هم بدانم، نمی‌دانم چگونه به آن برسم. می‌ترسم با این سردرگمی هم به زندگی‌ام صدمه وارد کنم، هم کارم را از دست بدهم و از همه‌جا مانده و از همه‌جا رانده شوم. لطفا مسیر را برای من کمی روشن‌تر کنید.

پاسخ:

دوست خوبم، چقدر خوب و چقدر عالی است که به وضع موجود راضی نیستید، البته یادتان باشد که شکرگزار وضع موجود باشید، ولی یادتان باشد رضایت کامل از وضع موجود شما را همواره دچار سکون و رکود می‌کند. بلندپروازی هم خوب است؛ پس اصلا نگران نباشید رویاپردازی هم بد نیست.

شما وارد مسیر موفقیت شده‌اید، ولی کوله‌پشتی‌ای را که پر از ابزار لازم باشد، همراه ندارید. این ابزار لازم قطعا برنامه‌ریزی، هدفگذاری، مشورت‌گرفتن، ایده‌یابی، امکان‌سنجی، استعدادیابی، ارزیابی منابع و توانایی‌ها و… است که باید یکی‌یکی آن‌ها را در کوله‌پشتی خود قرار دهید.
اولین نیاز شما این است که دست به غربالگری ایده‌های خود بزنید، کاغذ و قلم بردارید، خواسته‌های خود را بنویسید. هرچه را که می‌خواهید و هر شغلی را که دوست دارید و هر رویایی را که مایلید بدان برسید، بنویسید و بعد شروع کنید به غربال‌کردن آن‌ها؛ یعنی روی چیزهایی را که توان دستیابی به آن‌ها برایتان وجود ندارد، خط بکشید، ولی آن چیزهایی را که می‌توانید به‌دست بیاورید، ولی الان امکانش را ندارید، برجسته کنید، شاخ و برگ به آنان بدهید و از همان نقطه به عقب برگردید و به امروز برسید، اگر قرار است ۱۰ سال آینده کسب‌وکار بزرگی از خودتان داشته باشید، از خودتان بپرسید که امروز چه‌کار باید بکنید. شاید لازم باشد از الان یک سال بعد از ساعت اداری، روزی ۲ ساعت در زمینه‌ای آموزشی را ببینید پس این صبر را داشته باشید. اگر ۱۰ سال آینده را ترسیم کنید و به امروز برسید و امروز یک حرکت کوچک را انجام دهید در مسیر موفقیت گم نخواهید شد.
پس گام به گام پیش بروید: غربالگری ایده‌ها، انتخاب مسیر، به امروز رسیدن، برنامه‌ریزی برای شروع دستیابی به اهداف آینده، فردا شروع کنید و زره زره به‌سمت آمال و آرزوی خود حرکت کنید. فراموش نکنید در این مسیر از افراد متخصص، مجرب، کاردان و ترجیحا کسانی که از اقوام نباشند، برای مشورت استفاده کنید.

پرسش۱۴:

مدت یک سال و نیم است. در شرکتی کار حسابداری انجام می‌دهم که گردش مالی بسیاری داشته و بنابر اعتمادی که مدیرعامل شرکت به من دارد، جابه‌جایی برخی مبالغ سنگین با حساب شخصی من انجام می‌شود. روز گذشته به‌واسطه مشغله فراوان و البته با هماهنگی مدیرعامل، تحصیلدار شرکت را که او هم از افراد باتجربه و معتمد شرکت بود، برای جابه‌جایی پول از حساب خودم با کارت شناسایی راهی بانک کردم.

متاسفانه در کمال تعجب با تماسی که از بانک گرفته شد، متوجه شدم فرد مذکور با بیش از شش سال همکاری با این شرکت، طمع کرده و مبلغی از پول را به حساب خود واریز کرده است که سریعا اقدامات لازم برای جلوگیری از انتقال مابقی پول با موفقیت انجام شد، ولی فرد مذکور با انتقال مبلغ و برداشت آن متواری شده و اکنون پای من گیر است و من هم درگیر مراحل قانونی هستم. این برای تجربه می‌خواهم دیگران بدانند و از طرفی دیگر می‌خواهم بدانم خودم چه کنم؟

پاسخ:

دوست گرامی، یکی از مواردی که در جامعه ما رواج دارد و متاسفانه بسیری از افراد صدمه می‌بینند تعارف، اعتماد کلامی، رودربایستی یا خوش‌بینی بیش‌ازحد است. اول از شما می‌پرسم به چه دلیل به آن فرد، اعتماد را کردید؟ و البته قبل از این باید از مدیرعامل بپرسم که اصلا چرا به شما تا این حد اعتماد کرده است؟

مدیرعاملی که گردش مالی بالا و کلانی دارد، چطور یک برنامه‌ریزی مالی ندارد که به شخص متکی نباشد. درواقع همه این ‌فرایند کاری که شما فرمودید، دارای اشکال است. اگرچه الان به شما توصیه می‌شود که با تکیه بر همان اعتماد مدیرعامل کار را پیش ببرید و مراحل قانونی را طی کنید، ولی این درسی باشد برای شما، من و خوانندگانمان که در کسب‌وکارمان تعارف را کنار بگذاریم. اصلا چرا شما مسئول حسابداری هستید؟

قطعا برای حسابرسی، پیگیری امور حسابداری، سندسازی و برنامه‌ریزی امور مالی. باز هم تاکید می‌کنم که مدیر عامل درزمینه حسابداری به شما تکیه کرده بود و شما باید به او اعلان می‌کردید که این کار غیرعلمی و غیرمنطقی است، از حوزه حسابداری خارج است و من به‌عنوان یک متخصص در حوزه مالی این کار را انجام نمی‌دهم، شاید شما بگویید شما را از کار اخراج می‌کنند، ولی با زبان تخصص صحبت‌کردن افراد را قانع می‌کند همانند پزشکی که شما مراجعه می‌کنید و می‌گوید این در حوزه تخصص من نیست و من این کار را انجام نمی‌دهم. شاید شما اول رنجیده‌خاطر شوید، ولی بعدا خوشحال می‌شوید که چه متخصص متعهدی است و او را به دیگران هم معرفی می‌کنید. بهترین کار این است که همه ما تجربه شما را آویزه گوشمان کنیم و درحال‌حاضر صبر، توکل، انجام کارهای روزمره طبق روال گذشته ولی با اصول درست، محل کار خود را ترک نکنید، از صحبت‌های اضافه درباره این حادثه پرهیز کنید چون دردی را دوا نمی‌کند اگر شما با فامیل، دوست، همکار و آشنا درمورد این قضیه صحبت کنید. این موضوع را در گوشه‌ای از ذهنتان قرار دهید، فقط با افراد مربوط مانند مدیرعامل، مراجع قانونی و… صحبت کنید. روحیه خود را حفظ کنید، چهره یک فرد بازنده را به خود نگیرید، بلکه چهره فردی را داشته باشید که خداوند فرصتی به او داده است که تجربه جدیدی را کسب کند. از خدا بخواهید از این آزمون سربلند بیرون بیایید تا بعدا به‌عنوان یک فرد متخصص پا را از حوزه خود بیرون نگذارید و کاری غیر از آنچه که علم و تخصص درمورد رشته خودتان می‌گوید، فراتر نگذارید.

پرسش۱۵:

من حدودا يک سرمايه كوچك دارم كه مایلم با آن، كسب‌وكاری را راه‌اندازي كنم؛ ولي چون هيچ مهارتی ندارم و کاری هم بلد نیستم، نمی‌دانم باید از کجا شروع کنم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.

پاسخ:

دوست خوبم، در بیشتر موارد ما با افرادی مواجه می‌شویم که علی‌رغم داشتن مهارت، طرح و برنامه، سرمایه‌ای در اختیار ندارند؛ درحالی‌که شما این امکان را دارید و درضمن مایل هستید با آن، کسب‌وکاری راه بیندازید که از این نظر شما از بسیاری از افراد جلوتر هستید.

درواقع سرمایه مادی یکی از مواردی است که برای راه‌اندازي كسب‌وكار لازم است و همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام، سرمایه مادی به‌همراه انگیزه، برنامه، تخصص، امکانات فیزیکی، بازار کار، مشتری و… از عواملی هستند که در راه‌اندازي یک كسب‌وكار باید موردتوجه قرار بگیرند.
قبل از راه‌اندازي كسب‌وكار، بهتر است تمامی موارد را بررسی کرده و اگر می‌توانیم به‌دنبال تامین موارد موردنیاز برای این امر باشیم و نیز برنامه‌ریزی کنیم که تمام موارد را به دست بیاوریم که البته این کار، تقریبا امری غیرممکن است که ما در تمام زمینه‌ها توانمندی و امکانات لازم را داشته باشیم.

پس توصیه می‌شود به‌دنبال مواردی باشیم که آن‌ها را نداریم؛ حالا یا می‌توانیم آن‌ها را از دیگری بخریم و یا در این زمینه‌ها با وی شراکت کنیم؛ مثلا شما سرمایه، مجوز دارید و مکان لازم برای راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدی را دارید، اما مهارت و تخصصی برای انجام کار ندارید که می‌توانید در این مورد از متخصصان و کارشناسان حوزه موردنظر استفاده کرده، آنان را استخدام کنید تا آن‌ها با ایده و مدیریت شما برایتان کار کنند. یا اینکه می‌توانید با دیگران شراکت کنید؛ مثلا شما سرمایه دارید، دیگری بازار فروش را می‌شناسد، نفر بعدی تخصص دارد و درنهایت آن دیگری دارای امکانات فیزیکی است و به همین ترتیب شما می‌توانید یک كسب‌وكار شراکتی را راه‌اندازي کنید.
درنهایت اینکه به شما توصیه می‌کنم برای راه‌اندازي كسب‌وكار اقدام کنید و نترسید، ولی حتما با برنامه‌ریزی و مشورت با یک متخصص پیش بروید. قبل از برنامه‌ریزی، مشورت کنید، روی کاغذ به هدف برسید و بعد اقدام کنید و حتما از یک مشاور متخصص بهره بگیرید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :