پرسش پاسخ کسب و کار بخش۲

پرسش پاسخ کسب و کار بخش۲

پرسش۶:

حدود ۱۲ سال است در یک مجموعه خصوصی کار می‌کنم و از محیط کارم هم بسیار راضی هستم و خوشبختانه درطی این مدت توانسته‌ام از مقطع دیپلم به فوق‌لیسانس برسم. درضمن کارم هم کاملا مرتبط با رشته تحصیلی‌ام است و از ساعت کار و حواشی کارم بسیار راضی هستم و خدا را شکر می‌کنم، ولی مشکل من این است که به‌واسطه قرابت و ارتباط نزدیکی که با کارفرمای خود دارم، گاهی‌اوقات احساس می‌کنم که او نمی‌خواهد همکاری خود را با من ادامه بدهد و با من رودربایستی دارد، نمی‌دانم چه کنم؟ گاهی‌وقت‌ها به سرم می‌زند که استعفا بدهم و بروم؛ چون نمی‌خواهم خود را به کسی یا مجموعه‌ای تحمیل کنم، ولی باز فکر می‌کنم این فقط حس من است. لطفا بگویید چه کنم؟

پاسخ:

فکر می‌کنم شما به‌نوعی جواب خودتان را در انتهای سوال داده‌اید و آن این است که شما فقط حس می‌کنید. یادمان باشد بسیاری از مسائلی که ازطریق حس درونی خودمان و براساس بافته‌های فکری خودمان به آن‌ها می‌پردازیم و آن‌ها را پرورش می‌دهیم، فقط از جانب ما هستند و شاید در ذهن فرد مقابل ما حتی ذره‌ای از این طرز فکر ما وجود نداشته باشد. تردید نکنید که کارفرمای شما اگر گاهی‌اوقات رفتاری انجام می‌دهد که شما احساس می‌کنید که او تمایل به همکاری با شما را ندارد، فقط برداشت شخصی شماست! شاید شما هنوز خود را همان فرد دیپلم عادی می‌دانید که در آن مجموعه مشغول به کار هستید، یادتان باشد شما امروز مسئولیتتان بیشتر شده است؛ پس ایفای نقشتان باید پررنگ‌تر، اثرگذارتر و مهم‌تر باشد. از خودتان بپرسید آیا امروز نقشتان را به اندازه یک کارشناس ارشد ایفا می‌کنید؟! آیا امروز جایگاهتان در مجموعه و سازمانی که کار می‌کنید، فردی کلیدی و اثرگذار است؟! یادتان باشد سازمانی که درطی این سال‌ها شما را در دامن خود نگه داشته است و شما هم متقابلا به آن خدمت‌ کرده‌اید که وفاداری دوطرفه شما قابل‌تحسین است، حاضر نیست فرزند خود را که خودش پرورش داده است، به‌راحتی از دست بدهد. البته ممکن است گاهی‌اوقات مثل والدی که از فرزندش دلخور می‌شود، سازمان از شما دلگیر باشد؛ چراکه ممکن است شما لیاقت و شایستگی خود را بروز نمی‌دهید!
پس لازم است کمی به وظایف، نقش، اثربخشی و کارآمدی خودتان با دقت بیشتری بپردازید، بیشتر فکر کنید و سعی کنید خود را پررنگ‌تر و اثرگذارتر و در هیبت یک کارشناس ارشد متخصص بروز دهید و آنگاه به‌جای اینکه شما نگران باشید، کارفرمای شما نگران می‌شود که مبادا شما را از دست بدهد؛ پس هرگاه نگران شدید که شاید دیگران شما را نخواهند، باید آن‌قدر عالی شوید که آنان نگران ازدست‌دادن شما باشند.

پرسش۷:

خانمی ۳۵ساله هستم و دختری ۷ساله دارم و متاسفانه به‌تازگی همسرم را در اثر یک سانحه از دست داده‌ام. ازآنجایی‌که شغل همسرم آزاد بود و وی بیمه‌ای نداشت، هیچ چتر حمایتی بالای سرمان نیست تا آنجا که منزلمان هم اجاره‌ای است. برای ادامه و بهبود زندگی برای من راهکاری دارید؟

پاسخ:

ضمن عرض تسلیت به شما بانوی گران‌قدر. شما چنان می‌پرسید برای من راهکاری دارید که انگار کسی در این دنیا شرایط شما را نداشته و ندارد و انگار همه آدم‌ها در پر قو زندگی کرده‌اند و در زمان حال و آینده هم زندگی راحتی دارند و خواهند داشت. براساس تحقیقات انسان‌های کارآفرین، موفق و سرمایه‌دار امروزی کسانی هستند که در گذشته با چالش‌های سهمگینی مواجه شده‌اند و توانسته‌اند با چالش‌ها مقابله کنند و بر آن‌ها پیروز شوند، گرچه درصدی از آدم‌ها دربرابر چالش‌ها تسلیم شده‌اند و در سمت دیگر قصه ما زندگی می‌کنند؛ کسانی که خود را باور نداشته‌اند، توانمند نبوده‌اند، اعتمادبه‌نفس نداشته‌اند، خوش‌‎بین نبوده‌اند و خود را از ابتدا بازنده تصور کرده‌اند.
پس به این باور برسید که زندگی ما وابسته به شخص خاصی نیست، بلکه وابسته به شخص خودمان است. چه بسیار بانوانی که بعد از فوت یا جدایی از همسرشان، دست به ریسک زده و توانسته‌اند به‌واسطه این خودباوری روی پای خود بایستند و تاریخ‌ساز شوند.
من به شما توصیه می‌کنم حتما زندگی‌نامه زنان موفق ایرانی و غیرایرانی را مطالعه کنید. یادتان باشد بیشتر زنان و مردان موفق کسانی هستند که در زندگی خود با اتفاقات غیر قابل انتظاری مواجه شده‌اند، ولی مهم ترین نکته برخاستن آن‌ها بوده است، پس شما هم برخیزید و اقدامات زیر را انجام دهید:
۱٫ بعد از خواندن همین مطلب، خود و فرزندتان را تحت پوشش بیمه قرار دهید، با هر مشکل و مشقتی هم که شده است، این کار را انجام دهید. امروز بیمه‌ها بزرگ‌ترین حامی انسان‌ها روی زمین هستند.
۲٫ نگران اینکه مستاجر هستید؛ نباشید؛ زیرا که نیمی از افراد هم‌سن‌وسال شما هم مستاجر هستند و عده‌ای هم همسرشان بیکار است. تصور کنید سایه همسر عزیزتان بر سر شماست و بیکار است، پس برخیزید و شغلی حتی کم‌درآمد برای خود دست‌وپا کنید.
۳٫ حتما به یک مشاور خبره مراجعه کنید و درطول حداقل یک سال آینده با یک مشاور در ارتباط باشید و گام به گام با او در رابطه با مسائل روان‌شناسی و اقتصادی پیش بروید.
۴٫ با توجه به تحصیلات، توانایی و علاقه خود به دوستانتان بسپارید برای شما شغلی پیدا کنند. خوشبختانه در جامعه ما، مردم ما در این زمینه زبانزد هستند. وقتی شما از چند نفر بخواهید که برای شما شغلی پیدا کنند و یا شما را در زمینه پیداکردن شغلی راهنمایی کنند، خیلی‌ها با علاقه این کار را خواهند کرد؛ پس از این فرصت استفاده کنید.
۵٫ نشستن، غصه‌داربودن و خود را قصه‌کردن، می‌تواند شما را راکد و ساکن کند و از حرکت بازدارد. قصه غصه‌های شما نهایت یک سال برای دیگران جذابیت دارد، ولی بعد از یک سال همه خسته شده و از دوروبرتان پراکنده می‌شوند؛ پس قبل از خسته‌شدن دیگران از انرژی و یاریگری آن‌ها استفاده بهینه کنید که راهی بیابید.
در نهایت با توکل، تلاش کنید و بدانید که شما انسانی هستید که خداوند حتما برای شما برنامه‌های عالی دارد و شما را به قصد تعالی خلق کرده است؛ پس قدر خودتان را بدانید.

پرسش۸:

من حدود ۴۰ سال سن دارم و همیشه آرزو داشتم دانشگاه بروم و البته شکرخدا درآمد خوبی هم دارم. امسال کنکور در مقطع کارشناسی قبول شدم، اگر بخواهم دانشگاه بروم، به کارم صدمه وارد می‌شود؛ چون حداقل باید هفته‌ای دو یا سه جلسه را صرف حضور در کلاس‌ها بکنم؛ اگر به دانشگاه هم نروم، همیشه حسرت خواهم خورد. ممنون می‌شوم مرا راهنمایی بفرمایید.

پاسخ:

در پاسخ به سوال شما اینرا بگویم که باید واقع‌بین باشیم. درست است شما همیشه دوست داشته‌اید دانشگاه قبول شوید و حالا هم این امکان برایتان فراهم شده است یادتان باشد آموختن می‌تواند موجب ارتقاء توانمندی انسان شود؛ پس لحظه‌ای از یادگیری باز نمانید؛ البته نام دانشگاه و محل دانشگاه زیاد مهم نیست؛ چون بیش از هفتاد درصد تحولات انسان‌ها به‌واسطه خود آن‌ها صورت می‌گیرد.
پس توصیه علمی این است که از آموختن دست برندارید؛ درضمن اینکه نگران صدمه خوردن به کسب‌وکارتان هستید، یعنی باید مدیریت کسب‌وکارتان را تقویت کنید. مدیری که نتواند کسب‌وکارش را به دیگران بسپارد، یعنی در کارش ضعیف دارد. درواقع قصد من از اینکه باصراحت پاسخ شما را می‌دهم، ایجاد تحول در شما و کسب‌وکارتان را دارم.
بهتر است از دانشگاه یک ترم مرخصی بگیرید، برای خود جانشینی تعیین کنید و در فرصت باقی‌مانده جانشین خود را پرورش دهید تا بتوانید در نبود خودتان و امورات را به او تفویض کرده و به‌تدریج خودتان را منفک و آزاد کنید و از کار فاصله بگیرید، به یادگیری بپردازید و سپس کسب‌وکارتان را توسعه دهید.
مدیری که که درگیر کار باشد، فرصت نوآوری، برنامه‌ریزی و تغییر و تحول در کارش را نخواهد داشت؛ پس با یک برنامه‌ریزی حساب‌شده هم دانشتان را ارتقا داده و هم کارتان را توسعه دهید.

پرسش۹:

قصد دارم با سه نفر از دوستانم کسب‌وکاری را ‌‌راه‌اندازی کنم، اگر ممکن است نکاتی را بفرمایید که در آینده دچار مشکل نشویم و بتوانیم شراکتمان را سال‌ها ادامه دهیم‌‌‌‌. سپاسگزارم

پاسخ:

در آموزه‌‌های دینی و در اصول نوین کسب‌وکار و نیز در تجربیات پیشکسوتان همواره به این موارد تاکید شده است، ولی کجاست گوش شنوا‌‌‌‌؟!
تردید نکنید که اگر هرکدام از این موارد زیر را نادیده بگیرید، با مشکل مواجه خواهید شد، پس بدون تعارف و قاطعانه برای هر شراکتی موارد زیر را رعایت کنید‌‌‌‌.
۱٫ شریکتان را بشناسید: یعنی قبل از شراکت با او هم‌سفر و هم‌سفره شوید تا ویژگی‌ها و چهره واقعی‌اش برایتان آشکار شود‌‌‌‌.
۲٫ آورده‌‌های خود را مشخص و شفاف کنید: تا هرکس بداند چه آورده‌‌‌هایی دارد و چه مقدار باید سهم ببرد.
۳٫ حتما توافقات، تفاهمات، مذاکرات، خواسته‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها را بنویسید: چون با مکتوب‌‌‌‌کردن و مستندسازی، دیگر جایی برای تردید و تخطی دیگران و خود باقی نمی‌گذارید.
۴٫ مشاوره بگیرید: سعی کنید از افراد باتجربه و متخصص مشورت بگیرید و اجازه بدهید آن‌ها به‌عنوان فردی بی‌طرف شما را قضاوت کرده و نکته‌‌های پوشیده را برایتان برملا کنند.
۵٫ شاهد و داور داشته باشید: در بسیاری از دعاوی و اختلافات مشاهده می‌شود که طرفین دعوی
می‌خواهند خودشان به تفاهم برسند که در نهایت به لج‌بازی و سکون می‌انجامد و سال‌ها یک مشکل حل‌نشده باقی می‌ماند ولی وجود شاهد یا شاهدان بی‌طرف از ابتدا این امکان را به وجود می‌آورد که اولا هیچ‌یک از طرفین خارج از ضوابط و تعهدات عمل نکنند، ثانیا اگر مشکلی بروز پیدا کرد، حرف نهایی را شاهد یا داور بزند.
قصه‌‌های شراکت‌ها را بشنوید: استفاده از تجربیات دیگران درزمینه شراکت می‌تواند بسیار مؤثر باشد‌‌‌‌. لازم است با کسانی که از شراکت صدمه دیده‌‌‌‌‌اند یا از آن سود برده‌اند، صحبت کنید و از تجربیات آنان در این زمینه بهره‌مند شوید.

پرسش۱۰:

جوانی ۲۷ساله، متاهل و دارای یک فرزند هستم. همه‌کار هم بلدم، از نگهبانی گرفته تا کارگری، جوشکاری، مکانیکی، برقکاری و خیلی کارهای دیگر، تا‌به‌حال هفت‌بار تغییر شغل داده‌ام، ولی الان مدتی است بیکارم، لطفا برای من یک کاری پیدا کنید.

پاسخ:

دوست عزیز، کاش به‌جای این همه شغل، می‌نوشتید فقط یک تخصص دارید، مثلا یک برقکار ماهر بودید و ای‌کاش به‌جای هفت‌بار تغییر شغل و از این شاخه به آن شاخه پریدن، می‌نوشتید هفت سال در کار برقکاری بوده‌اید و در این زمینه تجربه بسیاری دارید. می‌دانید آن‌وقت چه می‌شد؟! هیچ‌وقت از ما نمی‌خواستید که ما برای شما کاری پیدا کنیم! چون آن‌وقت دیگران از شما که استادکار ماهر و باتجربه بودید، می‌خواستند که برای آن‌ها کار کنید یا فرزند آن‌ها را به‌عنوان شاگرد بپذیرید. امروز دنیا، دنیای تخصص است، شما نمی‌توانید در ۲۷سالگی مدعی باشید که این‌همه تخصص و تبحر دارید، مگر اینکه با هرکدام از حرفه‌ها در حد سطحی آشنایی داشته باشید. چه فراوانند کسانی که در نگهبانی و سرایداری باتجربه، خبره و مورداعتماد هستند و کارفرماها برای جذب آن‌ها رقابت می‌کنند. پس بهتر است ببینید در کدام‌یک از حرفه‌ها تخصص بیشتری دارید و بعد کمی هم به دانش خود در آن زمینه بیفزایید و خود را برای کارکردن آماده کنید. بهتر است به کارگاه‌ها و کارخانه‌های متعدد تقاضای کار بفرستید و فقط در یک زمینه خاص تقاضای اشتغال کنید و آن‌قدر پشتکار داشته باشید تا بالاخره به‌عنوان یک متخصص، البته در یک زمینه خاص، شاغل شوید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۵

مقاله های مرتبط :