پرسش پاسخ نوجوان بخش۲

پرسش پاسخ نوجوان بخش۲

پرسش۶:

نوجوانی دارم که نسبت به درس بی‌تفاوت است، مسئولیت‌پذیر نیست و در منزل کمک نمی‌کند؛ چگونه این موارد را به او بیاموزم؟

پاسخ:

مسئولیت‌پذیری یکی از پایه‌های اساسی برای ورود به بزرگ‌سالی، داشتن زندگی مستقل و نیز زندگی اجتماعی است. مسئولیت‌پذیری به‌تدریج شکل می‌گیرد و عملکرد والدین در این مسئله بسیار تاثیرگذار است.

این موضوع برخلاف ظاهر ساده‌اش، بسیار پیچیده ‌است و ریشه در موارد گوناگون دارد. عدم اعتمادبه‌نفس، تجربه شکست‌های قبلی، وجود عوامل مزاحم، ارتباط با اطرافیان و الگوهای نامناسب، حس انتقام‌جویی و لج‌بازی با والدین، ناآگاهی نسبت به نحوه درس‌خواندن یا انجام مسئولیت‌ها، کمال‌گرایی افراطی والدین و موارد متعدد دیگر ممکن است از عوامل این مشکل باشند. برای رفع مشکل باید همه این عوامل بررسی شوند. اما به‌عنوان راهنمایی‌های اولیه چند مورد را مطرح می‌کنیم.

فرزند ما نیازهایی دارد و طبعا ما والدین مسئول رفع نیازهای او هستیم، اما گاهی‌اوقات رفتار ما برای رفع نیازهای فرزندانمان به حدی افراطی است که هیچ مسئولیتی برای فرزندانمان باقی نمی‌گذاریم. اگر همواره نگران باشیم که برای فرزندمان کم نگذاشته باشیم، هیچ‌گاه این فرصت را به او نمی‌دهیم که خودش برای رفع نیازش تلاش کند و یا طعم ناکامی را بچشد.

وقتی فرزند ما در شرایطی رشد می‌کند که هیچ‌گاه در اثر کم‌کاری و یا سهل‌انگاری، طعم شکست را نچشیده است، چگونه می‌توان انتظار داشت که مسئله‌ای به نام مسئولیت‌پذیری را درک کند؟ طبیعتا این موضوع در همه جنبه‌های زندگی از جمله مسائل درسی اثر می‌گذارد.

طبعا روندهایی را که سال‌ها وجود داشته‌اند، نمی‌توان به یک‌باره تغییر داد اما تلاش پیوسته و صبر هر اتفاقی را ممکن می‌سازد. علاوه‌بر توجه به موارد بالا راهکارهای زیر می‌توانند راهگشا باشند:

مسئولیت او را برعهده نگیرید: اگر نمره‌های خوبی نمی‌گیرد، شما باید او را راهنمایی کنید اما نمی‌توانید برای موفقیتش بیش از خود او نگران باشید. شما می‌توانید او را از نظراتتان آگاه کنید، ولی نمی‌توانید او را مجبور کنید که برای موفقیت خودش تلاش کند. شما باید او را متوجه کنید فقط زمانی‌که او درخواست کمک کند، به او کمک خواهید کرد. او باید بداند که مسئول زندگی خودش است و شما باید قبل از او به این مسئله ایمان بیاورید. حتی اگر فرزند شما در درس ضعیف است، در کارهای دیگر به او مسئولیت‌هایی واگذار کنید و از این طریق او را فرد مسئولی بار بیاورید.

موفقیت را در دسترس نشان دهید: باید توقعی که از او دارید، در حد توانش باشد. او باید بفهمد که شما برای کمی پیشرفت او هم ارزش قائلید. در هنگام بررسی نمرات، به نمرات بهتر بیشتر توجه کرده تا نمرات ضعیف‌تر. از مقایسه با دیگران به‌شدت پرهیز کنید. نمرات بهتر را به کار و تلاش بیشتر او مربوط کنید نه شانس و اتفاق. درس‌های ضعیف او را از قوی‌ترها جدا کنید و در درس‌های ضعیف هم قسمت‌های مشکل‌دار را مشخص کنید. کلاف سر درگم ضعف درسی را آرام آرام از هم بازکنید. هیچ‌کس در همه قسمت‌های همه درس‌ها به یک اندازه ضعیف نیست.

به توانایی او ایمان داشته باشید و به آینده امیدوار باشید: در کارها از او کمک بخواهید و با او مشورت کنید. کارهایی را که بلد است، مورد تشویق قرار دهید. متاسفانه بعضی والدین تصور می‌کنند برای بالابردن اهمیت درس درنظر نوجوان باید همه توانایی‌های دیگر او را زیر سوال ببرند و یا تحقیر کنند. همچنین در هنگام صحبت درمورد آینده باید همواره امیدواری و احساس موفقیت را به نوجوان منتقل کنید تا درک کند که شما دائما در انتظار آینده هستید تا موفقیت او را ببینید.

مسئولیت‌ها را درست تقسیم کنید: در مسئله تحصیل پدر، مادر، مدرسه و دانش‌آموز هریک مسئولیت مشخصی دارند. متاسفانه ما با جابه‌جایی این مسئولیت‌ها روبه‌رو هستیم، به‌نحوی که در بسیاری از خانواده‌ها مسئول درس‌خواندن، مادر خانواده است! این موضوع عواقب جبران‌ناپذیری دارد. باید هماهنگی و تقسیم مسئولیت درستی وجود داشته باشد. مسئولیت اصلی درس‌خواندن برعهده خود دانش‌آموز است و دیگران نقش کمک‌کننده دارند. این موضوع در سال‌های بالاتر باید به‌مرور پررنگ‌تر شود.

موانع را برطرف کنید: موانع مختلفی بر سر درس‌خواندن وجود دارند باید آن‌ها را پیدا و یکی‌یکی رفع کرد. مثلا باور به بی‌فایده‌بودن درس که در این مورد باید مسیر واقعی آینده فرد را درصورت درس‌خواندن یا نخواندن برایش تبیین کرد یا اطرافیانی که با گفتار و رفتارشان بی‌علاقگی به درس را در او تشدید می‌کنند و همچنین مواردی مثل شبکه‌های اجتماعی که در این موارد می‌توان از محرومیت‌های معقول و منطقی استفاده کرد.

چیزهای مهم‌تر را فدای درس نکنید: ‌فراموش نکنید که داشتن محیطی امن و آرام در خانه و ارتباط موثر و سازنده با فرزندتان از هرچیزی مهم‌تر است. درصورت نبودن چنین فضایی حتی اگر فرزندتان در بالاترین قله درسی هم قرار بگیرد، بعید است در آینده فرد موثر و مفیدی بشود.

پرسش۷:

خواهرزاده‌ام پسری ۱۴ساله است که امسال وارد دبیرستان می‌شود. مدتی است سوالی برای ما پیش آمده و آن، این است که او به‌شدت اصرار دارد والدینش برایش یک گوشی تلفن همراه با تمام امکانات خریداری کنند؛ چون تمام همکلاسی‌هایش از این امکانات برخوردارند.

درحالی‌که والدین او به علت ترس از آسیب‌دیدن فرزندشان از این کار امتناع می‌کنند؛ البته او امکاناتی مثل لپ‌تاپ و انواع بازی‌های کامپیوتری را دارد، اما مصر است از اینترنت استفاده کنید. لطفا بگویید زمان مناسبی که او می‌تواند یک گوشی همراه هوشمند با اینترنت در اختیار داشته باشد، چه زمانی است؟ و چگونه باید با وی رفتار کرد؟

پاسخ:

امروزه استفاده از موبایل و اینترنت، امری فراگیر میان نوجوانان شده است و بااین‌وجود نباید این موضوع را نادیده بگیریم که گسترش یک مسئله به معنای مطلوب‌بودن آن نیست؛ بنابراین اگر در موضوعی مثل استفاده از موبایل، می‌خواهیم تصمیمی بگیریم، باید اول به مبانی و اصول مراجعه کنیم، نه صرفا به جو حاکم بر جامعه یا اطرافمان.

درواقع تصمیم‌گیری در مواردی نظیر این نیاز، به عوامل گوناگون بستگی دارد و شرایط خانواده و وضعیت اخلاقی و فکری فرزند نیز از جمله عوامل موثر در این امر هستند؛ بنابراین نمی‌توان یک الگوی کلی را در این زمینه ارائه داد و مثلا سن خاصی را برای خرید موبایل به‌طور همگانی اعلام کرد. گرچه درکل، داشتن موبایل هوشمند شخصی به‌همراه دسترسی به اینترنت قبل از ۱۵ یا ۱۶سالگی توجیهی ندارد. اما در این سن هم باید با رعایت چند مورد مهم اقدام کرد.

قبل از بیان این موارد توجه داشته باشید که غالب آسیب‌های نوجوانان در استفاده از اینترنت ناشی از سه موضوع است: ۱- استفاده بی‌هدف ۲- استفاده زیاد ۳- استفاده کاملا خصوصی؛ بنابراین زمانی‌که ما می‌خواهیم چنین امکانی را برای فرزندمان فراهم کنیم، باید تدابیری برای جلوگیری از این موارد داشته باشیم. به نظر می‌رسد اقدامات زیر بتواند در این زمینه راهگشا باشد.

قوانین شفاف:

استفاده نوجوانان از اینترنت نیز به نحوی واردشدن به جامعه بزرگ‌سالان است. همان‌طور که برای رفت‌وآمد‌ها و خروج فرزندمان از منزل، مقرراتی تنظیم کرده‌ایم، لازم است برای ورود نوجوان به دنیای مجازی نیز مقرراتی تنظیم کنیم و خیلی شفاف و دوستانه قوانین استفاده از اینترنت و موبایل را با او در میان بگذاریم.

مثلا اگر او رمزی برای ابزار دیجیتال خود دارد، باید این رمز را با والدینش به اشتراک بگذارد یا اینکه میزان استفاده‌اش را از این ابزار، هدفمند و محدود کند. در تنظیم قوانین، معقول رفتار کنید و حتما نظر نوجوان را هم بخواهید و بعد از توافق، در اجرای آن جدیت نشان دهید. درابتدا ممکن است مقاومت‌هایی وجود داشته باشد، اما به‌مرور مسئله حل خواهد شد.

نکته مهم این است که اگر این قوانین از ابتدا جدی اجرا نشوند، تثبیت آن‌ها در آینده مشکل‌تر است. ما به بعضی خانواده‌ها پیشنهاد می‌کنیم که نوجوان باید هزینه استفاده از اینترنت و موبایل را از پول‌توجیبی خودش تامین کند و باید یاد بگیرد این هزینه‌ها را مدیریت کند. این مسئله علاوه‌بر ایجاد مسئولیت‌پذیری در او، روشی برای کنترل میزان استفاده وی نیز است.

تدریج:

باید درنظر داشت که ورود یک‌باره به این محیط جدید که همراه با آزادی‌های زیاد باشد، مناسب نیست و لازم است این فرایند، به‌تدرسج انجام شود تا نوجوان گام‌به‌‎گام برای آن آمادگی پیدا کند؛ مثلا در ابتدا نوجوان باید برای مدتی به‌طور مشترک از گوشی مادر استفاده می‌کند. در موضوع استفاده از اینترنت پیشنهاد می‌شود از اینترنت خانگی در فضای مشترک خانه و در هنگام حضور پدر یا مادر استفاده شود تا امکان استفاده خصوصی و دور از نظارت کمتر باشد. موبایل اختصاصی و دسترسی به اینترنت روی آن ابزار مناسبی برای اوایل دوره نوجوانی نیست.

سواد رسانه‌ای:

نوجوان باید مهارت‌های استفاده صحیح از محتوای اینترنت را کسب کند و همچنین لازم است آسیب‌های این فضا از جمله هویت‌های جعلی، شایعات، سوءاستفاده‌ها و … را بشناسد و بتواند برخورد مناسبی داشته باشد. به‌علاوه بتواند از خودش و اطلاعات و تصاویر و … خود به‌درستی محافظت کند. نوجوانان باید بدانند که درصورت مواجهه با مشکل، می‌توانند با پدر یا مادرشان به‌راحتی صحبت کنند. این مسئله تاکید دوباره‌ای بر اهمیت ارتباط صحیح است.

تقویت ارتباط:

همچنان‌که بارها تاکید کرده‌ایم، بسیاری از آسیب‌ها ناشی از عدم وجود ارتباط مناسب بین والدین و نوجوان است. اگر می‌خواهید نوجوانتان آسیب‌پذیری کمتری در مقابل تهدید‌ها داشته باشد، ارتباطتان را با او تقویت کنید.

ارزش‌مداری و عزت‌نفس:

به یک تعبیر مواجهه فرزندان با اینترنت، همچون آینه‌ای نقاط قوت و ضعف تربیت شما را نشان می‌دهد. اگر شما ارزش‌ها را به‌درستی به فرزندتان منتقل کرده باشید و همچنین او را فردی دارای عزت‌نفس و با احساس خودارزشمندی واقعی بار آورده باشید، او می‌تواند خود را در این فضا حفظ کند؛ درغیراین‌صورت باید فکری برای اصلاح این مبانی تربیتی بکنید.

در آخر می‌توان گفت ابزار‌های دیجیتال و استفاده از آن‌ها تبدیل به بخشی از زندگی امروزی شده است و طبیعتا والدین می‌توانند این ابزار را در اختیار نوجوانانشان قرار دهند، اما به این شرط که عجله‌ نداشته باشند و همچنین موارد تربیتی را نیز درنظر بگیرند.

پرسش۸:

دختری ۱۶ساله هستم و خیلی به مادرم وابسته‌ام. او به‌خاطر شغلش قرار است یک مدت طولانی به سفر برود و به همین دلیل این موضوع خیلی مرا ناراحت کرده است و من هر روز گریه کرده و او را هم ناراحت و نگران می‌کنم. مادرم می‌گوید می‌تواند مرا هم باخود ببرد، ولی کار اشتباهی است و من باید درکنار دیگران بمانم و اگر قرار باشد من بروم، برادرم را هم باید ببرد. حالا به‌شدت عصبی و ناراحتم و نمی‌توانم باآرامش درس بخوانم. چطور می‌توانم مادرم را راضی کنم که مرا هم باخود ببرد؛ طوری که برادرم هم متحمل ضربه‌ای نشود.

پاسخ:

زندگی پر از فراز‌ونشیب است. شاید همین ویژگی است که به آن جذابیت داده است. اگر سرما نبود، معنای گرما را نمی‌دانستیم. اگر شب نبود‌، روز را نمی‌فهمیدیم. اگر بیماری نبود، زیبایی سلامتی را درک نمی‌کردیم. خلاصه حرفم این است که زندگی توأم با خوشی‌ها و ناخوشی‌هاست و از آن گریزی نیست.

به‌هرحال اگر مادر شما به هر علتی لازم است مدتی را از شما دور باشد، حتما تمامی ‌راه‌های دیگر را بررسی کرده و به بهترین گزینه رسیده است؛ پس به تصمیم او احترام بگذارید. احساستان  را مبنی بر اینکه دلتان می‌خواهد پیش مادرتات باشید، به او بگویید.

ولی درعین‌حال این اطمینان را هم به او بدهید که تمام‌عیار، به تصمیم او احترام می‌گذارید و درضمن به او بگویید که یقین دارید وی تمامی راه‌های ممکن را برای برنامه‌ریزی آینده حرفه‌ای‌، خانوادگی، عاطفی و اقتصادی بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است. شما باید به مادرتان بگویید علی‌رغم تمام سختی‌های دورماندن، حاضر هستید ‌آن‌ها را به جان بخرید و این‌گونه روزگار را بگذراندی و با زندگی مسئولانه برخورد کنید و اطمینان داشته باشید با این روش اگر مادر شما انتخاب دیگری داشته باشد، حتما در تصمیمش تجدیدنظر خواهد کرد.

درغیراین‌صورت چاره‌ای جز این نداشته است؛ پس بااطمینان این تنهایی را تحمل کنید؛ چراکه سرنوشت خوبی در انتظارتان خواهد بود؛ چون همان‌طور که گفتم قطعا نتیجه تحمل سختی‌ها شیرینی سعادتمندی و آرامش و خانواده‌ات خواهد بود. در این سنین پذیرش مسئولیت خانواده، مثلا مراقبت از چهارچوب اقتصادی یا فراهم‌آوردن رفاه افراد خانواده من‌جمله برادرتان توانایی در شما ایجاد خواهد کرد که در در زندگی آینده شما بسیار موثر خواهد بود و شما به این وسیله به‌تدریج آماده می‌شوید که در ناکامی‌های زندگی که گریزی از آن نیست، نقش موثری را ایفا کنید. در این زمینه از خداوند بسیار کمک بخواه.

پرسش۹:

من مادری هستم که دو پسر ۲۴ساله و پسری ۱۸ساله دارم. ۸ سال قبل از به دلیل خیانت همسرم از او جدا شدم و بعد از جدایی مسئولیت دو فرزندم را برعهده گرفتم؛ چون همسر سابقم هیچ مسئولیتی در قبال من و فرزندانش قبول نکرد و بلافاصله بعد از جدایی، از کشور خارج شد.

در این  ۸ سال سختی‌های بسیاری را تحمل کردم و همواره کوشیدم فرزندانم در آسایش زندگی کنند و در تحصیل نیز موفق باشند، اما پسر بزرگم، درسش را تمام نکرد و مشغول به کار شد. من و او دائما با هم مشکل داریم و تا  اتفاقی می‌افتد، از خانه قهر می‌کند و چند ماه به خانه برنمی‌گردد؛ الان هم از او خبری ندارم. او مدام به من می‌گوید: «باید به من پول بدهی و برایم ماشین بخری»، اما برآوردن این توقعات واقعا در حد توانم نیست.

تا چند ماه قبل هیچ مشکلی با پسر دومم نداشتم و ارتباط خیلی خوبی هم با هم داشتیم، اما از قبل از عید پسرم با دختری آشنا شد وبه او دل بست. یکی‌دو ماه بعد از آشنایی با این دختر، درسش را کنار گذاشت؛ درحالی‌که برای کنکور درس می‌خواند و در تمام آزمون‌های آزمایشی رتبه اول یا دوم را داشت، اما حالا دیگر مدرسه نمی‌رود، فقط آزمون می‌دهد و بعد هم به محل کارش می‌رود و به همین دلیل رتبه‌هایش به دو هزار و سه هزار رسیده‌اند.

او می‌گوید که قصد دارد با آن دختر ازدواج کند، اما من می‌دانم که این فقط یک حس زودگذر است و بنابراین نمی‌خواهم به‌خاطر یک عشق بچگانه آینده پسرم تباه شود. وقتی با او صحبت می‌کنم که درکنار کارهایت درست را هم بخوان عصبانی می‌شود و تهدید می‌کند که او هم مثل برادر بزرگ‌ترش از خانه می‌رود و دیگر باز نمی‌گردد.

واقعا نمی‌دانم باید چه کنم و چطور پسر دومم را تشویق کنم که درسش را بخواند، او بسیار باهوش است و واقعا حیف است که این فرصت را از دست بدهد.

پاسخ:

مهم‌ترین رویداد دوره نوجوانی، دوره بلوغ است و ازآنجایی‌که روابط اجتماعی تحت‌تاثیر رشد بدنی قرار دارد، انتظارات اجتماعی از نوجوانان افزایش می‌یابد؛ درحالی‌که روان آنان بسیار شکستنی است. فرزندان در آغاز نوجوانی نمی‌خواهند مطیع والدینشان باشند و بنابراین در آغاز نوجوانی در رابطه میان والدین و فرزندان اختلالاتی به وجود می‌آید که البته این مشکلات، دوسویه است و هر دو طرف باید این رابطه شکستنی را بااحتیاط حمل کنند.

فرزندی که تا دیروز سعی داشت به هر ترتیب شده رضایت پدر و مادر را جلب کند و درمورد انجام هر کار نظر مشورتی والدین را جویا می‌شد، اینک معلوم نیست به چه دلیل نه‌تنها نظرخواهی نمی‌کند، بلکه دربرابر نظرات والدین نیز ایستادگی می‌کند. پس شما مادر محترم باید این تغییرات را بپذیرید و مراقب باشید رابطه خود را با نوجوانتان تخریب نکنید.

اگر والدین مراقب این رابطه نباشند، به‌تدریج از هم دور می‌شوند و به‌سمت دو قطب مخالف پیش می‌روند و در این موارد وظیفه والدین است که خود را به نوجوان نزدیک کنند؛ چون والدین، مسئول فرزندانند، نه برعکس. بنابراین لج‌بازی، کم‌محلی، بی‌تفاوتی و صحبت‌های غیرمستقیم و کنایه‌آمیز مشکلی را در این مورد حل نمی‌کند؛ پس شما به‌عنوان مادر، لازم است خود را به فرزند نوجوانتان نزدیک کنید و این ارتباط را ترمیم کنید.

به این موضوع توجه کنید که شما نمی‌توانید فرزند نوجوانتان را خیلی عوض کنید، اما می‌توانید رابطه‌تان را با او تغییر دهید و برای شروع، شما تنها کسی هستید که می‌توانید تغییر کنید. پیشنهاد می‌شود به توصیه‌های زیر عمل کنید:

  • با نوجوانتان محترمانه رفتار کنید.
  • انگیزه بدرفتاری او را تشخیص دهید و شیوه پاسخ‌گویی خود را تغییر دهید.
  • برای تشویق نوجوانتان از راه‌های مختلف استفاده کنید.
  • به احساسات او گوش دهید.
  • احساساتتان را بیان کنید. بگذارید نوجوانتان اشتیاق بیشتری برای گوش‌دادن به شما پیدا کند.
  • نوجوانتان را تشویق به تصمیم‌گیری کنید و بگذارید از تصمیمات خود درس بگیرد.
  • به شیوه‌های مثبت و موثری نظم دستورها را برقرار کنید.

با این موارد بحران نوجوانی تعدیل و به یک فرصت تبدیل می‌شود و می‌توانید از این فرصت لذت ببرید.

پرسش۱۰:

پسری ۱۸ ساله و داراي پدری هستم که به شیشه و تریاک اعتیاد دارد؛ البته چند سالی است که دیگر او را به‌عنوان پدر از ذهنم بیرون کرده‌ام و حتی ۵ سالی است که با او یک کلمه هم حرف نزدم.

اما برعکس مادر مهربان و دلسوزی دارم که به خاطر من و دو خواهر کوچک‌ترم به‌اجبار با این اوضاع کنار آمده و به امید اینکه بتوانم آینده‌ای خوب برای خودم و خواهرهایم بسازم، تمام سختی‌ها و گرفتاری‌هایی را که پدرم برایمان ایجاد می‌کند، می‌پذیرد.

در رشته تجربی دیپلم گرفتم و امسال برای اولین بار سر جلسه کنکور رفتم اما به رشته‌ای که مادرم آرزویش را داشت نرسیدم؛ اما می‌خواهم امسال در رشته مورد علاقه خودم و مادرم قبول شوم تا با مادر و خواهرهایم زندگی جدیدی را از نو شروع کنم اما پولیندارمو از منابع کنکور فقط دو کتاب برایم باقی مانده و همه درها به رویم بسته شده است. خواهش می‌کنم کمکم کنید و بگویید چه کنم؟

پاسخ:

-پنج نکته را برای شما می‌نویسم و به شما این اطمینان را می‌دهم که اگر در این پنج نکته تامل کنید و سعی کنید باورهای خود را با این ملاک‌ها مجددا بازسازی کنید نگاهتان به زندگی تغيير خواهد كرد:

۱- مردمان سالم مشکلات خود را می‌توانند حل کنند. اگر دیگران کمک نکردند، ناراحت نمی‌شوند و به دیگران اجازه می‌دهند تا در استانداردهای دیگری جز استانداردهای خودشان زندگی کنند.

۲- مردمان سالم اجازه اشتباه به دیگران می‌دهند. آن‌ها می‌توانند رفتار دیگران را دوست نداشته باشند بدون اینکه آن‌ها را تحقیر کنند.

۳- مردمان سالم آنچه هستند را قبول مي‌كنند و می‌پذیرند. ارزشی که به خود می‌دهند به عوامل خارجی و عقاید دیگران بستگی ندارد. آن‌ها با خودشان راحت هستند.

۴- مردمان سالم با بلاتکلیفی و اتفاقات با آرامش و ملایمت برخورد می‌کنند و آن‌ها می‌دانند که دنیا نمی‌تواند به آن‌ها اطمینان، یقین و تضمین بدهد. آن‌ها انتظار ندارند که انسان فارغ از ناکامی و ناخوشی باشد و می‌دانند به خاطر اینکه از نظر روانی سالم باشند، مجبور نیستند تا در دنیايی عالی و کامل زندگی کنند.

۵- مردمان سالم می‌توانند جذب دیگران شوند و دیگران را جذب کنند و نيز آن‌ها دوستت دارم را می‌شنوند و می‌گویند.

طبیبا به درمان دردم چه کوشی                                مرا درد او بی‌دوا می‌پسندد

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۴

مقاله های مرتبط :