پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۵

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش۵

پرسش۲۱:

فردی سی‌وشش‌ساله، متاهل و دارای دو فرزند هستم. اما متاسفانه درمقابل خانواده‌ام نسبت به مسائل جنسی حس خشم، حقارت و خجالت دارم؟ و در عمرم حتی در تنهایی هم کلماتی نظیر عروس، شب عروسي، داماد و یا شب زفاف را نمی‌توانم بر زبان بياورم؛ لطفا راهنمایی‌ام کنید

پاسخ:

زندگی جنسی هرکسی دارای پیچیدگی است. رابطه جنسی آمیخته با پیام‌های والدی و نیازهای کودک درون است. اگر در کودکی، بچه مقاومت‌های شدیدی دربرابر خواسته‌های خود ببیند و یا خدای‌ناکرده در کودکی آسیب جنسی دیده باشد، حس بد مبهمی را در بزرگ‌سالی تجربه می‌کند که به کمک روان‌کاوی قابل‌حل است؛ البته من به‌درستی نمی‌دانم که آیا سردمزاجی جنسی نیز ضمیمه این حس شماست یا نه؛ بااین‌حال درمانگران جنسی موظفند بخش‌های روانی و جسمانی اختلالات جنسی را برای مراجع خود تفکیک و درمان کنند.

پرسش۲۲:

مردی ۴۰ ساله‌، متاهل و مهندس هستم و در تهران زندگی می‌کنم. در دوران ابتدایی معلمی ‌داشتم که همیشه ما را از تاریکی می‌ترساند و می‌گفت جن‌ها در تاریکی و حمام سراغ انسان‌ها می‌آیند و درضمن تاکید می‌کرد که به خانواده‌هایمان چیزی نگوییم، وگرنه اجنه را به جانمان می‌اندازد! به همین دلیل الان و بعد از این‌‎همه سال من هنوز از تاریکی و تنهایی می‌ترسم؛ مخصوصا وقتی در خانه تنها باشم و همسرم نباشد. حتی در حمام می‌ترسم و چشمانم را ببندم. گرچه می‌دانم همه این‌ها دروغ است و مطمئنم ارتباط انسان و اجنه آن‌طوری که معلمم می‌گفت، نیست، اما بازهم می‌ترسم و از این بابت خجالت می‌کشم و به کسی نمی‌توانم در این مورد حرفی بزنم. چطور می‌توانم بر این ترس غلبه کنم؟

پاسخ:

ترس، نوعی احساس برای پرهیز، کنترل یا غلبه بر عامل خطرساز و تهدیدکننده است و خود شما می‌دانید که بسیاری از ترس‌ها درون‌ذهنی هستند. درواقع هنگامی‌که معلم شما، به هر دلیلی دانش‌آموزانش را می‌ترساند، شما حرف‌های او را حقیقی پنداشتید و در آن سن، چون معلمتان را صاحب قدرت جهت کنترل خود می‌دانستید و برای وی احترام قائل بودید، نتوانستید واقعیت‌آزمایی کنید و هم‌اکنون انگیزش ناسالم او جهت ترساندن شما اکنون سطح کودک درونتان به‌عنوان مفاهیم ترسناکی تلقی و نتیجه‌گیری شده است و خوشبختانه الان ازطریق حالت «من بالغ» خود می‌دانید که ترس شما از تاریکی و تنهایی و آسیبی که ممکن است در این حالات ببینید، واقعی نیست و من گمان می‌کنم که باید با همین بخش کودکتان با این شرایط روبه‌رو شوید و تجربه آرام جدیدتان را جشن بگیرید.
لطفا جدولی ده‌گانه برای خود تشکیل دهید و اگر عدد ۱۰ بالاترین موقعیتی است که ترس و اضطراب مربوط به تنهایی، تاریکی و آسیب را برایتان ایجاد می‌کند، مثلا در شب، در وسط بیابانی تنهاماندن، به‌سمت عدد یک بیایید و برای هر عدد، موقعیت را آسان‌تر کنید. البته این ترتیب‌بندی کاملا باید شخصی ببوده و مربوط به خودتان باشد.
حالا به‌طورمنظم حساسیت‌زدایی کنید و خودتان را در موقعیت‌های آسان‌تر قرار دهید و خود را در کلاس معلمتان بودید، ببینید. با اتحاد برقرارکردن با خود و قرارگیری در موقعیت‌های طبقه‌بندی‌شده، به‌تدریج ترس شما کم خواهد شد و آرامش بیشتری خواهید یافت.

پرسش۲۳:

زندگی کودکانه چه تفاوتی با زندگی‌کردن با کودک درون دارد؟

پاسخ:

رسیدگی به کودک درون حتما؛ زندگی کودکانه هرگز». شاید این عبارت من را شنیده باشید؛ اما واقعا منظورم چه بوده است؟ ابتدا لازم می‌دانم تاکیدی داشته باشم و آن این است که یک انسان سالم یک نفر بیشتر نیست و با یک شخصیت و همان ویژگی‌هایی که او را از دیگران متمایز می‌کند و آن قدر پایدارند که به واسطه آن‌ها تعریف شود.
در روان‌شناسی زرد، طوری درمورد کودک درون صحبت می‌شود که گویی شخصیتی جدای از ما و در درون ما قرار دارد؛ درحالی‌که ما یک نفر هستیم با سه وجه شخصیتی: «والد»، «بالغ» و «کودک».
قطعا این سه وجه حاصل عملکرد مغز ما در تعامل با جسم است و اصولا روان بدین سان قابل تعریف است.
زندگی کودکانه به‌خاطر نقص عملکرد در هر سه وجه شخصیتی ماست و چه‌بسا نوعی مکانیسم دفاعی دربرابر اضطراب باشد. در چنین حالتی فرد، خودمحور، خودخواه، بهره‌کش، خواستار توجه دائم با حجم زیاد، بی‌مسئولیت، دلیل‌تراش، بدون تعهد، گاهی اغواگر، بیش واکنش‌گر، حساس، تکانشی، شیدا یا حتی افسرده، هیجان‌زده، تحریک‌پذیر، ناپایدار، نابالغ و وابسته است و تک‌تک این ویژگی‌ها جای تحلیل و بررسی دارد. درحالی‌که اصطلاح «شفای کودک درون» که رایج است را می‌توان به روند علمی‌تری تعبیر کرد و آن شاید «گیجی‌زدایی از کودک»، «نیروگذاری بر حالت من کودک» و نیز رفع ضربه‌های وارد شده دوران کودکی است و نیز روندهای درمانی که بیانش خارج از محدوده این نوشتار است.
درواقع این مفهوم با نوعی شادزیستن، مهررسانی، تعامل دوطرفه، شور زندگی، احترام به خود، خلاقیت، کنجکاوی، پذیرش و لذت‌مندی سالم همراه است. البته این مفاهیم جای بیشتری برای توضیح و تفسیر دارند.

پرسش۲۴:

چگونه مي‌توانم افكار تلخ گذشته را رها كنم و دست از جست‌وجو، سرك‌كشيدن و نبش‌قبركردن خاطرات تلخ گذشته بردارم و نگرش خود را به اين چند دهه عوض كنم و خودم باشم، نه آن چيزي كه ديگران از من مي‌خواهند؟

پاسخ:

بزرگ‌ترين نعمت خداوند به انسان توانايي فكر‌كردن است كه حيوانات از آن بهره‌‌مند نیستند. افكار ما شبيه فرمان ماشين هستند كه در مسير و جاده زندگي اگر اختيار آن‌ها را در دست نگیریم، هرلحظه ممكن است حادثه‌اي خسارت‌بار براي ما و ديگران به وجود آورند. راه كنترل افكار مزاحم، منفي و آسيب‌رسان آن است كه قبل از بيان آن‌ها كمي ‌درموردشان فكر كنيم و با تحلیل سود و زیان، بفهمیم که ممكن است این افکار چه پيامدهاي مثبت و منفي‌اي داشته باشند. براي كنترل افكار بايد، هيجان‌هاي خود را بشناسيم و بدانيم در زماني‌كه هيجان شديدی مثل شادی، هیجان مثبت، یا خشم، هیجان منفی، را تجربه مي‌كنيم، قدرت ذهني و عقلي ما كاهش می‌یابد و زمينه براي ظهور و بروز افكار ناپخته و عمدتا احساسي و هيجاني بيشتر فراهم می‌شود و بهترين فكر در آن موقعيت آن است كه فكري نكنيم و يا اگر فكري به سرمان مي‌آيد، آن را ابراز نکرده یا حداقل آن را عملی نکنیم تا هيجانمان فروكش كند و بتوانيم سنجيده‌تر و پخته‌تر فكر كنيم.
اگر بدانيم انسان‌هاي سالم در زمان حال، آدم‌های افسرده در گذشته و افراد مضطرب در آینده زندگی می‌کنند، امكان بیشتری برای كنترل افكار مرتبط با حوادث تلخ و منفي گذشته برايمان فراهم خواهد شد. درواقع بهتر است گذشته را محمل تجربه و حال را فرصتی برای اقدام بدانیم و نسبت به آينده امیدوار باشیم. اگر مسئله‌اي ذهن شما را مي‌آزارد، بهتر است يك‌بار براي هميشه وقت بگذارید و درمورد آن صحبت كرده و احساساتتان را بیان کنید و سپس با بخشيدن خود و ديگران اجازه ندهيد حتي اگر گذشته‌اي سياه و تاريكی داريد، آن گذشته بر زندگي حال و آينده‌تان سايه بیندازد و شما را از زندگي‌كردن باز دارد.
به‌درستي اشاره كرده‌ايد كه عمر ما سريع مي‌گذرد؛ پس از این نکته استفاده کنید، قدر ثانيه‌هاي زندگي خود را بدانيد و با غرق‌شدن در گذشته، حال و آينده‌تان را از دست ندهید. فراموش نکنید با درنظرگرفتن اهداف زندگي، می‌توان برای رسیدن به آن‌ هدف‌ها برنامه‌ریزی کرد و با خوش‌بيني و اميدواري از زندگي شادتر و بهتری بهره برد.
براي آنكه بتوانيد بيشتر خودتان باشيد، نه آن چيزي كه ديگران از شما مي‌خواهند، پيشنهاد می‌کنم اعتماد‌به‌نفستان را افزايش دهيد. سعي كنيد برروی نقاط مثبت و توانايي‌هاي خود بيشتر تمركز کرده، موفقيت را تجربه كنيد و با باور خود و نشان‌دادن قابليت‌هايتان، بدون اینکه مقلد ديگران باشيد، آنان را ترغيب كنيد كه همانند شما رفتار کنند.
پرسیدید علت فراموش‌نكردن خاطرات تلخ گذشته چيست؟ آيا با سركوب اين خاطرات مي‌توان آن‌ها را از ذهن بيرون كرد؟ علت آن است كه ما هنوز نسبت به آن‌ها احساس داريم و آن‌ها را حل‌نشده سركوب كرده‌ايم و هر‌بار كه يادمان مي‌افتد، باز همان احساس و هيجان منفي در ما زنده شده و حالمان بد مي‌شود؛ درحالي‌كه اگر به يك روان‌شناس مراجعه كنيم و يك‌بار براي هميشه راه مقابله با آن را بياموزيم و بعد آن را به بايگاني ذهن بسپاريم، ديگر يادآوري آن‌ه ما را آزرده‌خاطر نخواهد كرد. يكي از نعمت‌هاي خداوند به ما دركنار نعمت يادگيري، نعمت فراموشي است كه اگر نبود، امکان نداشت ما یک‌لحظه زندگی شاد و پرنشاطی داشته باشیم. اما منظور از فراموشي ازبين‌بردن خاطرات تلخ نيست، بلکه پذيرش و سازگاري با آن خاطرات است. مثبت‌انديشي از جمله راه‌هاي كمتر فكر‌كردن به خاطرات تلخ گذشته است. همچنین بهترين راه كنارآمدن با تجارب و خاطرات منفي گذشته بخشيدن، به‌ويژه بخشيدن ديگران، است. البته اين بخشيدن لزوما به اين معني نيست كه ديگران شايسته چنين بخششي هستند، بلكه به اين معناست كه ما خودمان شايسته و سزاوار زندگي شاد و بانشاطی هستيم كه می‌تواند ازطريق بخشش ديگران حاصل ‌شود.

پرسش۲۵:

چند وقت قبل برای گشایش کارهایم پیش یک دعانویس رفتم و صحبت های او ذهن مرا بسیار درگیر کرد. او ابتدا به من گفت که عاقبت به خیر می‌شوی، وضعیت مالی‌ات بسیار خوب می‌شود و اینکه آدم بسیار خوبی هستی. بعد از آن من برای اینکه بتوانم او را مستقیم و از نزدیک ببینم، به روستایی رفتم که آنجا زندگی می‌کرد. وقتی برایم سرکتاب باز کرد، ناگهان گفت تو در آینده کارتن‌خواب می‌شوی. این حرف او ذهن و فکر مرا بسیار درگیر کرده است، الان بسیار برایم آینده‌ام نگرانم. خواهش می‌کنم کمکم کنید.

پاسخ:

بعداز خواندن سوال شما متوجه شدم با افرادی مواجه شده‌اید که با ادعای دروغین ارتباط با عوالم غیبی و اطلاع از سرنوشت آدم‌ها و قسمت و سرنوشت آن‌ها، مطالبی را بر زبان می‌آورند و صحبت‌های آن‌ها گاهی مثبت و امیدوارکننده و گاهی منفی و ترسناک است. لطفا به این موارد توجه داشته باشید که:
– قرار نیست وقتی امورات زندگی را با تلاش و کار و تدبیر پیش می‌بریم، نگرانی غیرعادی داشته باشیم. نه امیدواری‌هایی که این افراد می‌دهند عقلانی است و نه ناامیدی‌ها و پیش‌بینی‌های ترسناکی که برایتان می‌کنند.
من منکر نمی‌شوم که برخی افراد در دنیا اطلاعاتی غیبی دارند و می‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند، اما هرگز زندگی‌ام را به دست این افراد نمی‌دهم. علم غیب مخصوص ذات احدیت است و اکثر افرادی که به دعانویسی و علوم خفیه مشغولند، ارتباط‌هایی با عالم اجنه و موکل دارند. بحث درمورد کار این افراد و صحت اطلاعاتی که در اختیار مراجعان می‌گذارند، تخصصی خارج از سواد بنده و نیاز شماست.
توصیه می‌کنم زندگی‌تان را دست این افکار و این آدم‌ها ندهید و جبرگرایی را کنار بگذارید؛ چون این کار اراده شما را نابود می‌کند. به زندگی عاقلانه و بالا و پایین‌هایش با دیدی منطقی بنگرید و آن‌ها را بپذیرید؛ چون این چیزی است که انبیا و بزرگان اندیشه و معرفت در تاریخ به مردمان یاد داده‌اند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۵

مقاله های مرتبط :