پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی

پرسش پاسخ مسائل شخصی و روانی بخش 29

شخصی و روانی

آنچه در این مطلب می‌خوانید [ ]

پرسش80:سلام خسته نباشید با آقایی در رابطه بودم که معتاد به عشق رمانتیک بوده  ۳هفته پیش رابطه تمام شد و بلافاصله ایشون وارد یک رابطه دیگر شدند. احتمال بازگشت این آقا وجود دارد؟ با در نظر گرفتن تیپ شخصیتی ایشان. آیا رابطه ایشون  رابطه واکنشی بوده یا به دلیل معتاد به عشق رمانتیک بودن انجام  شده؟

پاسخ:

دوست عزیز برای پاسخگویی به سوال شما لازمست حداقل دو مسئله روشن شود:

اول :منظور شما از اعتیاد به عشق رومانتیک چیست؟ موضوع اعتیاد به عشق غالبا  با آنچه که شما بیان کردید متفاوت است.

دوم: موضوع مدت رابطه و علت جدایی هست . برگشت ایشان به رابطه می تواند تحت تاثیر انگیزه و علت های زیادی باشد . علت ، انگیزه ، تاریخچه و چگونگی رابطه ی شما موارد تاثیر گذار هستند . بنابراین با این توضیحات شما ، احتمال برگشت ایشان را نمی توان حدس زد . بخشی از سوالتان این بود که واکنشی بوده یعنی بدون فکر کردن و هیجانی تصمیم گرفته شده نیز برمیگردد به دلایل و نوع رابطه شما با یکدیگر.

با اصطلاح تخصصی  در سیستم هیجانی و عشق رمانتیک ماده شیمیایی در مغز تولید می شود به نام” اکسی توسین” که باعث می شود  ما احساس نشاط ، اعتماد و پیوند اجتماعی را تجربه کنیم. این عشق رمانتیک را” هارویل هندریکس” محقق بزرگ در زمینه عشق ، ” بیهوشی طبیعی نامگذاری” کرده است . به زبان ساده تر وقتی شما عاشق می شود این ماده در مغز باعث شور و نشاط و اعتیاد به رابطه و وابسته شدن به معشوق می شود .فردیکه معتاد به عشق رمانتیک شود به رابطه عاطفی  بصورت افراطی می چسبد و نمی تواند به کسی دیگر اعتماد کند.  از ترک شدن و یا طرد شدن از طرف  معشوقه خود بشدت هراس دارد و حتی اکثرا مشکلات جدی معشوق خود را نمی بیند و با هر شرایطی با او میماند. هیجان  عشق نهایتا تا دوسال  میتواند حفظ شود.

بنابر این توضیحات احتمال کمی دارد که پارتنر شما معتاد به عشق بوده باشد. اگر هم معتاد به عشق یا دچار طرحواره رها شدگی بوده باشد گاهی این افراد  برعکس طرحواره شان عمل میکنند یعنی در جبران افراطی از ترس ترک شدن  از چانب معشوق،خودشان زودتر به رابطه پایان می دهند  و رها میکنند اینها توان صمیمت پایینی دارند.

اما این مسئله به اینجا ختم نمی شود برای پایداری یک رابطه تنها داشتن عشق رمانتیک کافی نیست . برای تخمین پایداری یک رابطه موفق و عشق تمام عیار نیاز به سه عامل در رابطه با درصد بالا دارد:

۱- صمیمیت بالا ۲- تعهد بالا ۳- عشق رمانتیک یا همان شورو شوق بالا .

 در واقعیت ماجرای شما  این فرد عشق رمانتیک بالا ولی تعهد  و صمیمیت پایینی داشته همین موضوع پایداری رابطه شما را کم  کرده است .

ثریا سادات حسینی روانشناس و مشاور خانواده

پرسش81:نزدیک به سه ساله که به استادم علاقمند شدم ولی هیچ گونه حرفی در خصوص این موضوع به ایشون نگفتم الان درسم تموم شده ولی هنوز با ایشون هر از گاهی در مورد درس و کار سوال میپرسم و از طریق اینستاگرام ایشون دنبال میکنم ایشون مجرد هستن. چند روزی میشه که تصمیم گرفتم حرفمو به ایشون بزنم و بگم که بهشون علاقه دارم و چون دختر هستم و میترسم شخصیتم خراب بشه اگه از ایشون جواب خوبی نشنوم ولی از طرف دیگه میترسم اکه حرفمو نزدم رو دلم بمونه و بعد اذیت بشم،و من شناختی که از رو ایشون دارم فردی مهربون هستن و قرار نیست فکر بدی در مورد من بکنن  خواستم منو راهنمایی کنید که آیا حرفمو بزنم بهشون یا اینکه چیزی نگم؟

پاسخ:

تجربه ی عشق بسیار دلپذیر و پرهیجان است این احساس عشق و امید برای رسیدن قابل درک است  . در اصل شما دچار یک رابطه ی عاشقانه یکطرفه شده اید .  برای ابراز این عشق و  احساس و افکاری که در مورد ایشان دارید من با شما موافق هستم .  اما بهتر است  قبل از اینکه این مسئله در میان گذاشته شود،  شما مسائل دیگر هم در نظر بگیرید  مثل تناسب گزینی و بررسی درستی پیش فرض شما از عشق

تناسب گزینی یعنی مسائلی را از قبیل نزدیکی فرهنگی ، خانوادگی ،  مذهبی  و نزدیکی موقعیت ، طبقه اجتماعی ،  اقتصادی و همینطور  تفاوت سنی را در نظر بگیرید. . نکته بعد پیش فرض شما از عشق به استادتان آیا رابطه ی معلم شاگردی است و اینکه شما دوست دارید فردی که عاشقش هستید در جایگاه بالاتر باشد و از او همواره بیاموزید ؟ یا فقط شیفته ی رابطه و شخصیت استادتان شده اید؟ بعد از اطمینان از اینکه تا حدودی متناسب با ایشان هستید وقتی را از ایشان برای در میان گذاشتن این موضوع بگیردید تا شرایط و وقت مناسبی برای شنیدن و پاسخگویی به شما داشته باشد.

ثریا سادات حسینی روانشناس و مشاور خانواده

پرسش82:سوالم اینکه در مورد آینده مالی و شخصی خودم ذهنم خیلی درگیره و دایم یعنی ۲۴ ساعته به فکر راهکار هستم با اینکه میخوام کاری رو به عمل برسونم حتی نمیتونم یه حرکت کوچیک انجام بدم و کلا با خودم درگیرم و این منو خیلی نگران کرده تا جایی ک میتونم به خودم انگیزه میدم اما بازم کلا درجا میزنم و ثابت ایستادم تو کل زندگیم هم هر کاری که  انجام دادم شکست خوردم و میدونم هم دلیل شکستم توجه نکردن کامل به کارم بوده اما نمی‌دونم مشکل اصلی از کجاست انگار تو گم شدم تو زندگی!

پاسخ:

نگرانی  شما در این شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی برای آینده ی مالی و شخصی تان قابل درک است . اشاره فرمودید به فکر راهکار هستید با اینکه میخواهید کاری رو به عمل برسونید حتی توان کار کوچکی نیستید.  این نکته را درنظر بگیرد کما اینکه خودتان هم به این موضوع رسیده اید که برای موفقیت در کاری انگیزه داشتن صرف کافی نیست. 

برای رسیدن به موفقیت در کاری حداقل داشتن 1- هدف واقع بینانه 2- داشتن انگیزه لازم 3- داشتن توانمندی یا استعداد کافی در آن زمینه 4- داشتن منابع حمایتی اعم از مالی عاطفی برای تشویق و کمک 5_ داشتن یک برنامه ریزی واقع بینانه و صحیح 6 – متعهد بودن به این عوامل 7- توان مدیریت اجرایی 8-صبوری و استقامت 9- اعتماد داشتن به خود، ضروری است . اختلال در یکی از این موارد احتمال شکست را بالا می برد بطور مثال حتی اگر شما هدفی داشته باشید اما هدف شما واقع بینانه نباشد یعنی یا نشدنی یا بیش از توان و زمان متناسب با شرایط شما باشد یا این هدف بسیار بلند پروازانه درنظر گرفته شود یا ممکن است همه موارد بالا بدرستی باشد اما در برنامه ریزی که داشته اید استاندارهای بالایی را درنظر گرفته باشید یعنی بیش از توان و زمانی که دارید یا اینکه به انجام آن متعهد نباشید موجب می شود که شما شکست را تجربه کنید.

داشتن هدف و انتظار غیر واقع بینانه یا سرسختانه از خود فرد را به سمت اهمال کاری یعنی (همان چیزی که شما تجربه میکنید و مدام تکرار میشود) می کشاند . پس هدف های بلند مدت و کوتاه مدت را از هم جدا کنید گام به گام در حد توانتان با تعهد برنامه ی زمانی که در نظر گرفته اید را اجرا کنید .

ثریا سادات حسینی روانشناس و مشاور خانواده

پرسش83:من تنها مسئله ای که دارم پدرم هست . من حرف های پدرم را متوجه نمی شوم از این که به من می گوید که تو نمی تونی و عبارت های منفی به کار می برد یا اینکه به من میگه که تو ساده و زود باور هستی و من به خاطر این کلمات کوچک می شوم و این باعث رنجش من میشه تا من می خوام صحبت کنم دو ساعت بعد دعوامون میشه.

پاسخ:

 این شرایط شما بسیار فشار آور و ناراحت کننده است . من به شما حق می دهم که این نوع برخورد از طرف پدرتان باعث ناراحتی و رنجش شما شود و از طرفی این برخورد می تواند باعث شکست و مشکلات جدی تری از قبیل پایین بودن اعتماد به نفس و عزت نفس در شما شود. متاسفانه این صداها و گفته ها بتدریج  با تکرار تبدیل به صدای درونی سرزنش گر در شما می شود و ناخوآگاه  هر کسی با این شرایط این  کلمات را درونی و تکرار می کند باعث رفتار ناکارآمدش می شود. اما این آگاهی و باور نداشتن آنها در شما نقطه قوت شماست .

پدرتان را درک کنید همانطور که هر کسی مشکلی از نظر روانشناسی حال  با درجات و شدت کم و زیادی دارد ممکن است پدر شما  نیز درگیر مسائلی و خطاهای شناختی مثل منفی بینی افرطی و کمالگرایی باشد. مهم این است شما زمانیکه  با  انتقاد یا سرزنشی مواجه می شود  واقعی بودن آن را بررسی کنید  اگر این مشکل بیان شده واقعا در شما وجود داشته باشد سعی کنید آن را برطرف کنید اما وقتی مشکلی به شما نسبت داده می  میشود که زندگی شما را مختل نکرده و با واقعیت  زندگی و رفتار شما فاصله زیادی دارد،مقصر کردن محسوب می شود آنرا به خود نگیرید و مدارک و مثالهایی را بزنید تا پدرتان هم متوجه خطای شناختی اش شود در صورتیکه این تقصیر یا تحقیر را به خود بگیرید باعث شرم و رنجش شما می شود. برای این منظور آوردن شواهد و مثال هایی از واقعیت می تواند مسئله را عینی کند و باور آن هم برای شما و هم برای پدرتان ساده تر می شود .

اگر فقط یک بار شما دریک حوزه ای دچار خطایی شده اید مثلا؛ با زود باوری زیاد کلاهی سرتان رفته دلیل به اندازه کافی برای اینکه شما زود باور باشید، نیست. چون ممکن است برای هر کسی در زندگی مورد سو استفاده قرار گرفتن و اعتماد بی جا کردن اتفاق افتاده باشد . اما وقتی تعداد دفعات و شدت این اتفاقات بالاتر از حد طبیعی  باشد می توان نتیجه گرفت پدر شما تلاش می کند این موضوع را به شما اثبات کند و شما واقعیت را نمی پذیرید .

در اخر سرزنش شدن عواقب بدی بدنبال دارد پس شما مراقب باشید این انتقادات یا سرزنش ها را درونی نکنید. توصیه می کنم اگر به وجود مشکلی که پدرتان میگوید رسیدید، کارهایی  که از دستتان برمی آید را برای کمتر شدن یا حل مشکلتان با کمک پدر یا فرد بالغ  انجام دهید و یا از مشاوره کمک بگیرید.

ثریا سادات حسینی روانشناس و مشاور خانواده

پرسش84:شدیدا به خاطر اضافه وزنم اعتماد به نفسم پایینه طوری که تو جمع دوست ندارم برم خیلی تلاش کردم برا کاهش وزن ولی ارادم….ولی ارادم خیلی خیلی پایینه دیگه از خودم خسته شدم فک میکنم کسی دوسم نداره خجالت میکشم وقتی تو جمع فامیل میرم

پاسخ:

مشکل شما می تواند مشکل خیلی از افراد باشد و اساسا هیچ انسانی را نمی توان پیدا کرد که نقصی نداشته باشد، در حقیقت آدم بی نقص وجود ندارد . بسیاری از افراد هستند اضافه وزن زیادی دارند اما آن را مشکل نمی دانند و بر روی آن تمرکز نمی کنند . تفاوت شما با آنها در این است که شما این اضافه وزن را نقص و یا علتی برای بی ارزشی و دوست نداشتی بودن خود می دانید ولی آنها یک نقص را به کل شخصیت و کل وجود خود نسبت نمی دهند یک فرد می تواند زشت یا زیادی لاغر یا حتی فلج باشد اما در عین حال ارزشمند و دوست داشتنی هم باشد.

اگر شما خلاف این نظر را دارید دچار خطا هستید . زیرا نمونه های زیادی از این افراد را میتوانید با یک نگاه و بررسی و پیدا کنید. یک فرد چاق بد نیست بلکه متفاوت است ، همانطور که یک فرد بسیار لاغر متفاوت با بقیه است. علت این خجالت و مشکل شما یک مسئله است و آن هم عزت نفس پایین  شماست .شما تا وقتی عزت نفس خود را بالا نبرید و خود را دوست نداشته باشید  حتی اگر اندام مناسبی هم داشته باشید باز از چیزی دیگر احساس شرم و نقص می کنید.

پس برای اینکه احساس ارزشمندی تان بالا رود اول باید نسبت به خودتان شفقت ورزی داشته باشید شفقت ورزی باعث دید مثبت، پذیرش خود، مهربانی به خود و بالا رفتن عزت نفس می شود. نقاط مثبت شخصیت خود را پیدا کنید دستاورد ها و توانمندی های که دارید را به خود یادآوری کنید و به خود بگویید چاقی شخصیت و توانمندی مرا تغییر نمی دهد . و برای اینکه رضایت بیشتری از بدن و ظاهر خود داشته باشید برنامه ریزی کنید .

همانطور که اگر یک عزیز مثل برادر یا خواهر یا دوستی از شما کمک بخواهد او را همراهی میکنید ،خودتان را  نیز همراهی کنید به خودتان انگیزه دهید و به کمک مشاور تغذیه تصمیم بگیرید و گام به گام برای لاغری پیش بروید  همچنین با هر مقدار وزن کم کردن و متعهد بودن به انجام ورزش و رژیم به خودتان چیزی هدیه بدهید که برایتان خوشایند است. درصورتیکه تمام سعی تان را کردید  موفق نشدید این اندام را بپذیرید و سرمایه گذاری روانیتان را بر جنبه های مثبت دیگر شخصیتتان بگذارید . این را فراموش نکنید یک فرد چاق می تواند مترجم خوب نقاش خوب معلم خوب حتی فرزند مهربانی  باشد  و چاقی مانعی برای دوست داشته شدن و با ارزش بودن نیست .

ثریا سادات حسینی روانشناس و مشاور خانواده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code