پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۶

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۶

پرسش۲۶:

من خانمي ۲۳ ساله به نام ملينا هستم كه پس از ۱۶ ماه زندگي مشترك با بهروز كه ۳۰ سال سن دارد و پزشك است، تصميم به طلاق گرفته‌ايم. علت طلاق خسيسي غيرقابل تحمل همسرم است ولي او ادعا مي‌كند كه من هم بيش از حد به مادرم وابسته‌ام.
چند سوال دارم:
۱- مي‌خواهم بدانم چه استرس‌هاي جدي به خاطر طلاق در پيش رو دارم؟
۲- آيا زندگي عاطفي من تمام شده است و ديگر نمي‌توانم وارد رابطه جديدي شوم؟
۳- چه خطرهايي در اين راه قرار دارد؟
۴- چگونه وابستگي عاطفي‌ام و خاطرات قبلي را فراموش كنم؟

پاسخ:

زنان جوان سه دسته استرس جدی را به خاطر طلاق تجربه می‌کنند:


۱- درگیری‌های زن متارکه کرده با خودش:
– چرا من؟ مگر من چه گناهی کرده بودم که خدا این بلا را سر من آورد؟
– کاخ آرزوهایم فنا شد.
– دیگر نمی‌توانم سر و سامان بگیرم.
– احساس خودکم‌بینی شدید.
– ناامنی عاطفی و بی‌اعتمادی به مردان.
– سرزنش شدید خود.
– خشم شدید به جامعه و خانواده و شوهر سابق خود.
۲- درگیری‌های زن متارکه کرده با خانواده خودش:
– بی‌اعتمادی خانواده به زن و محدود شدن شدید حتی بدتر از دوران دختری.
– دلسوزی‌های بی‌مورد.
– توهین و تحقیر (چرا با شوهرت نساختی؟ همه مگه چی کار می‌کنند؟).
– سرد شدن رابطه زن با خانواده به ویژه با پدرش.
۳- درگیری زن متارکه‌کرده با اجتماع ایرانی:
استرس‌های تا طلاق
طلاق


استرس‌های پس از طلاق:
– درگیری‌های متعدد در زندگی با شوهرش، لجبازی، دعوا و مرافعه و چه بسا ضرب و شتم و ناامنی جانی.
– بی‌آبرویی جلوی بزرگترها.
– فاجعه مشکلات حقوقی طلاق: ناآشنایی با قوانین حقوقی.
– محیط پراسترس دادگاه‌ها برای روحیه زن.
– محیط مسموم بعضی از مجتمع‌هاي قضایی (علی‌رغم حساسیت و نظارت واحدهای نظارتی قوه قضاییه).
– عدم اشتغال در کارهای مناسب و آینده‌دار.
– فضای فاسد جامعه.
– ناامنی شخصی زن تنها (مسکن، کار).
با وجود حساسیت‌های فرهنگی و باورهای دینی ریشه‌دار مردممان، ازدواج تنها فرم رایج ارتباط دختر و پسر در ایران نيست؟ گرچه خیلی خوشایند ما نیست که روابط زن و مرد غیر از شکل ازدواج، شیوع دارد ولی انکار این حقیقت رایج، منجر به این خواهد شد که بحران روابط عاطفی مخدوش، دامنگیر کل جامعه شود. به همین خاطر است که خوشبختانه مسوولان دلسوز نظام با درک واقعیت موجود روابط دختر و پسر در ایران، به کمک متخصصان بهداشت روان، جامعه‌شناسان زبده، مددکاران باتجربه و اندیشمندان مجرب کشورمان، مدتی است که به بررسی روابط دختر و پسر در ایران پرداخته‌اند تا جایی‌که ستادی علمی به نام “ستاد آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر” در فرهنگسرای خانواده تشکیل شده است که به تحقیق و بررسی علمی در این باره می‌پردازند.
از سوی دیگر تلاش‌های قابل تقدیری در نهادهای علمی و فرهنگی در حال اجراست که به مسايل زوج‌های کشورمان به شکل ریشه‌ای می‌پردازد. قطعا این خبر خوب را در همین مجله خوانده‌اید که از اسفند ۸۴ آموزش ۲۵۰۰۰ زوج جوان در رابطه با مهارت‌های ارتباطی و جنسی، به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری توسط تیمی از کارشناسان علمی و دینی آغاز شده است.
تا وقتی ما در انکار به سر می‌بریم، معضل به جای خود باقی است. دختران و پسران ایرانی از سن کم مخفیانه با هم دوست می‌شوند و ناآگاهانه ضربه می‌زنند و ضربه می‌خورند و پر از آسیب عاطفی می‌شوند و وقتی به سن ازدواج می‌رسند، از روحيه به شدت خرابي برخوردار هستند و به واقع تازه اول مشکلاتشان است.
از انتخاب شما برای ازدواج (پزشک جوان) چنین برمی‌آید که در ملاک‌های انتخاب او شغل و موقعیت اجتماعی و درآمد، حضور دارند. پس الان هم که شما بخواهيد ارتباطی به ویژه ارتباط منتهی به ازدواج داشته باشيد، دنبال فردی می‌گرديد که دست‌کم موقعیتی کمتر از بهروز نداشته باشد (از لج نفر قبلی، نفر جدید را انتخاب نکنید).
اما هم‌زمان اتفاق دیگری نیز در حال وقوع است. شما فکر می‌کنيد باید از تجربه زندگی سابقتان نیز استفاده کنيد که خیلی هم خوب است.
تجربه سابق شما عبارت بود از این‌که زندگی با آدم خسیس بسیار سخت و جانکاه است. الان چه خطر بزرگی شما را تهدید می‌کند؟ دنبال فردی مي‌گرديد که غیر از موقعیت اجتماعی خوب، دست و دلباز باشد. به قول روانکاو بزرگ قرن، کارل گوستاو یونگ، چنین زنی ناخودآگاه از ترس تکرار تجربه قبلی خود، به مردی گرایش می‌یابد که برعکس ارتباط ناموفق قبلی‌اش باشد. هرگز به این دام نیفتید!
یعنی بسیار مراقب باشید که تحت تسخیر تجربه قبلی خود نباشید. مثالی می‌زنم که بسیار کمک‌کننده است. فرض کنید در یک مسابقه کشتی، یک بار از نقطه ضعف حریف استفاده کردید و با زیرگیری از سمت چپ او، وی را خاک کردید و امتیاز گرفتید. حریفتان احتمالا بسیار مراقب پای چپش می‌شود که دوباره به شما امتیاز ندهد؛ همین توجه بیش از حد به پای چپ باعث غفلت او از سایر نقاط (مثلا زیرگیری پای راستش) می‌شود و شما به راحتی می‌توانید از او امتیاز بگیرید.
حکایت ارتباط‌های جدید پس از جدایی (طلاق یا هر قطع ارتباط دیگر) شبیه همین است. افراد دنبال ویژگی برعکس ارتباط قبلیشان می‌گردند و چنان جلب آن می‌شوند و از فرد جدید تصویری رویای می‌سازند که اصلا از بسیاری از نکات مهم قابل بررسی غافل می‌شوند.
ببینید شما با مردی روبه‌رو می‌شويد که برعکس بهروز، گشاده‌دست و ولخرج است و بسیار شیفته این اخلاق او می‌شويد. چه کسی تضمین کرده که مرد جدید علی‌رغم دست و دلبازی چه بسا مثلا شکاک نباشد؟ یعنی زندگی تضمینی نداده که شما را مثل سابق امتحان کند؛ شما موظف هستيد که غیر از خسیسی به نکات اخلاقی و رفتاری بیشتری توجه کنيد. بهروز هم در خطری مشابه قرار دارد؛ او نیز با دیدن زنی که وابسته به مادر و پدرش نیست (برعکس شما)، بسیار شاد و علاقه‌مند می‌شود و چه بسا زن جدید مستقل باشد و فرض کنید وسواسی هم باشد! دوباره جدایی و… آیا برای شما و بهروز، هزینه یک طلاق بس نیست؟
پس از جدایی باید به دو نکته توجه کنیم:
۱- کدام ویژگی درونی من باعث جدایی و شکست عاطفی‌ام شد؟ سهم من در این مسئله چه بوده است؟ جواب به این سوال مستلزم صداقتی بی‌رحمانه با خود است .هر کسی جرات مواجهه با این موضوع را ندارد. راحت‌تر این است که همه تقصیرها را گردن بقیه (خدا و همسر سابق و جامعه و خانواده‌ها بیندازیم!).
۲- کدام ویژگی شریک عاطفی من باعث شکست ارتباط عاطفیمان شد؟ وقتی که متوجه موارد فرد مقابل شدیم، دیگر در تله آنها نخواهیم افتاد و مراقب خواهیم بود که اگر کسی را یافتیم که این ویژگی‌های همسرمان را نداشت، ذوق‌زده نشویم و به بررسی مسايل دیگر نیز بپردازیم.
حالا پاسخ بهتری داریم به این سوال که چه زمانی وارد ارتباط عاطفی جدید شوم؟ زمانی که دو سوال بالا را جواب دادید و موارد زیر:
ترک اعتیاد عاطفی کنید: اگر فکر کردن به ارتباط قبلیتان، شما را آزار می‌دهد (دلتنگی، خشم، نیاز و…) هنوز در فاز احساسی قوی به سر می‌برید، وارد هر ارتباطی شوید، شریکتان را به شدت آزار خواهید داد و با مقایسه و جابه‌جایی، ارتباط عاطفیتان را به نابودی خواهید کشاند.
برای ترک اعتیاد عاطفی هرگز جایگزینی نکنید. با فرار به ارتباط‌های جدید و آزمودن آدم‌های جدید، مواجهه با تنهایی خود را به تعویق نیندازید. انسان‌های جدید درد شما را مثل شما نمی‌فهمند و کسی بیکار نیست که پرستاری روح لطمه خورده شما را به عهده بگیرد. نیاز شدید شما به عشقی تازه ممکن است موجب استثمار و در نهایت سرخوردگی شما شود.
مراقب بخش معصوم درونتان باشید. تعهد درونی شما به بخش مقدس درونتان، شما را در عبور از بحران بسیار کمک می‌کند.
بخشی مقدس درون هر انساني به ودیعه نهاده شده است. به تعبیر قران کریم، خدا بخشی از شرافت خودش را در انسان دمیده است: و نفخت فیه من روحی.
پس اولا شکست عاطفی شما، پایان زندگی نیست چون که برخلاف جمله غلطی که بعضی‌ها می‌گویند واقعا عشق زن و مرد، تمام زندگی نیست. عشق زمینی برای بعضی چیزها لازم است ولی ما فقط برای جنس مخالفمان آفریده نشدیم. دیگران هم وظیفه ندارند که زخم‌های ما را ترمیم کنند. پس چه کسی به داد ما برسد؟
جواب: بخش مقدس درونمان می‌تواند بهترین پرستار ما باشد. این بخش است که برایمان هدف پاک خلقتمان را یادآوری می‌کند و کمکمان می‌کند که خرد نهفته تجربه‌هایمان را دریابیم.
افسردگی پس از شکست‌های عاطفی، می‌تواند بسیار سازنده باشد و شما را به تفکر و حتی تغییر جدی در روش زندگیتان وا دارد. برای بعضی‌ها هم افسردگی بهانه‌ای است که هر لجنی را به روح و جسم خود وارد کنند. انتخاب شما چیست؟ انسان را انتخاب‌هایش می‌سازد و هر انتخابی هزینه‌های خودش را دربر دارد.
بی‌بند و باری اخلاقی، رفتن به میهمانی‌های آن چنانی، استفاده از الکل و سیگار و مواد مخدر واقعا آخرین سرمایه‌های شما را به باد می‌دهد.
تمام کسانی که برای رهایی شما از افسردگی به شما پیشنهاد شادی‌های زودگذر می‌دهند یا دشمن پنهان شما هستند یا دوست نادانتان. شما باید دوباره برخیزید و به خود و خدایتان نشان دهید که لیاقت نام شریف انسان را دارید. البته به بعضی‌ها هم نشان خواهید داد که چه گوهری را از دست داده‌اند!
از لج دیگران خودسازی کنید نه ازدواج! انتقام کار ابلهان است. خودتان را رشد دهید آن وقت بقیه حساب کار خود را می‌کنند.
بعضی‌ها حاضرند دوباره بدبخت شوند تا چشم شوهر یا زن سابقشان از حدقه بیرون بیاید! واقعا این کینه چقدر انسان‌ها را به باد می‌دهد. متاسفانه کم نیستند خانواده‌هایی که به این تفکر انتقام دامن می‌زنند و فرزندشان را به سمت ازدواج‌هایی بی‌ریشه سوق می‌دهند. حضرت امیر جمله عجیبی دارند که العقل حفظ التجارب یعنی خردمندی این است که انسان تجربه‌های سابق خود را به یاد داشته باشد.
تمام خاطرات خوب سابقتان را انکار نکنید، شریک سابق عاطفی شما در مجموع انسانی بوده مثل شما یعنی هم خوی فرشته داشته است هم خوی شیطان. شما هم فرشته تمام نبوده‌اید نه؟ انکار خاطرات خوب باعث می‌شود که بخش‌هایی نیک از درون خود شما برای همیشه تعطیل شود و پرداختن به آنها به طور ناخودآگاه شما را در آینده دچار اضطراب کند.
البته خاطرات سابق را مرتب دوره و یادآوری و نقل قول نیز نکنید.

پرسش۲۷:

خانمی هستم ۳۵ ساله با همسری ۳۶ ساله و دو فرزند داریم. مدتی نزدیک به دو سال که از رفتار همسرم در محافل عمومی و دوستانه لجم می‌گیرد. او رفتارهاي مشکوک هم دارد مثلا وقتی کنار دستش موقع کار با رایانه خانگی می‌نشینم، صفحات کامپیوتر را می‌بندد. من به او اعتراض می‌کنم و او در جواب می‌گوید این‌ها بخش‌های خصوصی زندگی من است. همچنین از این‌که نقل محافل است بدم می‌آید، بهش زیرچشمی اشاره می‌کنم که بسه، ولی لج می‌کند. قصد طلاق هم ندارم چون دو فرزند داریم که به ما وابسته هستند، به نظر شما چه بايد بكنيم؟

پاسخ:

چنان‌که از این سوال می‌توان فهمید، خانم در میانه دهه چهارم زندگی کاری ظاهرا بسيار موشكافانه و وسواس‌گونه به رفتار همسر خود حساس‌اند. خب چه کسی می‌تواند این‌قدر در رفتار همسرش دقیق بشود؟ کسی که لجش درآمده؛ کسی که احساس می‌کند کمتر از لیاقتش دریافت از زندگی دارد (توجه، ثروت، امکانات) و البته در این مورد بخصوص کسی که شوهرش وظیفه شاد کردن او را دارد که البته در انجام این وظایف ظاهرا از نظر خانم قصور می‌ورزد.
زوج درمان‌ها یک رفتار حرفه‌ای دارند که بدون شنیدن نظر همسر مراجع، درباره موضوع اظهارنظر نمی‌کنند تا ره به خطا نبرند. از این حرفه‌ای‌گری این بزرگواران استفاده می‌کنیم و به خانم عرض مي‌كنم وقتی یک زن دغدغه‌هایی دیگر داشته باشد این‌قدر دچار نگرانی‌های اين چنيني نمی‌شود. فرض کنید شوهر ۳۶ ساله ایشان را در پایان دوران جوانی و آغاز ترس‌های میانسالی، تبدیل کنیم به موجودی ساکت در میهمانی‌ها، آیا این خانم تسلی‌خاطر می‌یابند یا زود می‌روند سراغ موضوعي ديگر؟
اگر هم خانم بفرمایند که من برای حفظشان و آبروی خود ایشون این تذکرات را می‌دهم باید سریع عرض کنم که خانم محترم! شما همسر شوهرتان هستید نه مادر جوان‌تر ایشان! مردان از نصیحت‌های مادرانه متنفرند.
خب، دغدغه‌های یک خانم ۳۵ ساله چه چیزهایی می‌تواند باشد؟
– مراقبت‌های پزشکی (ماموگرافی، پاپ اسمیر، پیشگیری از کم‌خونی فقر آهن).
– بهداشت پوست، زیبایی.
– تناسب‌اندام.
– مادری کردن بدون کلفتی برای فرزندان.
– همسری کردن برای شوهر.
– وظایف کاری در صورت اشتغال.
– مطالعه آزاد.
– سیر معنوی و بازتعریف خود و خدا در استانه میانسالی روانی.
شما این کارها را انجام دهید خواهید دید برای گیر دادن به شوهر و تربیت او وقت و حوصله براتون نمی‌ماند. از نگاه دیگر البته مردان از زنی که فراغت برای خودش دارد و اهدافی برای دنبال کردن دارد خوششان می‌آید و برای جلب توجه و رضایت او تلاش می‌کنند.

پرسش۲۸:

در یك قسمتی از صحبت‌هايتان گفتيد که دخترها نسبت به این‌که پسرها بپرسند درآمدشان چقدر است خوششان نمی‌آيد. من هم این تجربه را داشتم و شما گفتيد اگر پسر بداند بهتر است چون می‌فهمد توقع و انتظارات دختر در زندگی در چه حدي است.
ولی اگر پسر براي این بپرسد که ببیند چقدر مي‌تواند روي پول دختر حساب کند-در مواردي مثل خريد خانه و…- نظرتان چیست؟
وقتی من این سوال را از آن آقا شنیدم گفتم شاید روزي دیگر دلم نخواهد کار کنم ولی فکر می‌کنم با این دید بعدا در زندگی مشکل پیش بیايد (چون ممکن است اگر زن سر کار نرود مرد گیر بدهد و اگر هم برود براي زنش کم خرج کند و بگويد خودت درآمد داری).
من در زندگی والدین خودم چنین چیزهایی ندیده‌ام و الان گیج شده‌ام.

پاسخ:

خیلی اوقات ما سبک زندگی مطلوبمان را تنهایی نمی‌توانیم به دست بیاریم (مثلا ممکن است پولم برسد در خیابان ستارخان تهران خانه‌اي رهن و اجاره کنم ولی دختر مورد علاقه‌ام دوست داشته باشد برویم سمت شهرک اکباتان (فرض کنید کمی قیمت‌ها و امكانات این منطقه بالاتر باشد) آن وقت اگر دختر نیز کمک کند چنین امری محقق می‌شود) همین است که قضاوت کردن ساده نیست و نمی‌شود گفت پسر دنبال پول دختر است، بلکه خیلی اوقات این سبک زندگی شماست که باعث می‌شود سهم خودتان را ایفا کنید.
شما پسری را می‌خواهید که با کمک کردن به او می‌توانید سبک دلخواه زندگیتان را نیز داشته باشید. می‌شد اساسا از قبل با مردی ازدواج کرد که آن امکانات را داشت ولی چه بسا همزمان مطلوبیت شخصی برايتان نداشت!
زن در این شرایط است که هزینه داشتن مردی مناسب و امکاناتی مناسب را می‌پردازد و متعهدانه کمک می‌کند. البته نه به این معنی که همه پولش را بگذارد براي خانه. حتما باید بخشی از آن پول بدون دخالت هیچ‌کس در اختیار خودش باشد. یادمان باشد قرار نيست همیشه این اوضاع برقرار باشد. وقتی بضاعت مالي مرد زیادتر شد، خودبه‌خود زن سهم حضور مالی‌اش را کم می‌کند. اگر مردی مقابلتان است که مي‌خواهد به پول زنش محتاج بماند، صلاحیت ازدواج با شما را ندارد.

پرسش۲۹:

دختری هستم ۲۷ ساله که بعد از يك سال و نيم نامزدی، یک سال پیش عروسی گرفتیم و زندگي را شروع كرديم. شوهرم مرد زحمتکشی است. خودم نیز در مهدکودک شاغلم و کارم را دوست دارم اما مدتی است که دیگر شور و هیجان سابق بین ما نیست. فکر مي‌کنم داریم ادا درمی‌آوریم، اكثر جواب‌هايش به من سر بالا و کوتاه است. حسابی درمانده شده‌ام و هر چقدر تقلا می‌کنم که حالش را بهتر کنم نمی‌توانم. البته با من این طوری رفتار مي‌كند ولي موقع فوتبال بارسلونا – منچستر با دوستانش می‌گويد و می‌خندد.

پاسخ:

تو مسوول خوب کردن حال شوهرت نیستی. او خودش بايد تلاش کند تا حال خوب خودش را حفظ کند. نقش تو، مادري براي شوهرت نیست.
– این‌که سعي خودت را بكني یک موضوع است، و این‌که دائم بالا و پایین شدن او را به خودت نسبت بدهی امر دیگری است. شاید در خانه پدري کارت اين بوده كه ديگران را آشتی بدهي و مثلا مسوول خشنود کردن حال پدرت بوده‌ای. این روش را در خانه خودت پياده نكن.
– ازدواج، در زندگی مجاورتی ایجاد می‌کند که ممکن است نازیبایی‌های ما دیده شود و ما دیگر نتوانیم برای حفظ چهره قشنگ خود نزد همسرمان تلاش کنیم و حتی نازیبایی‌های همسرمان را هم ببینیم (مثل خروپف كردن در خواب يا…).
– ولی اشکالی ندارد! ما آگاهانه می‌پذیریم که بدی‌هايمان در كنار زیبایی‌هايمان دیده می‌شود.
– افت هیجانی پس از ازدواج، از مسايل زناشویی گرفته تا گفت‌وگوهای ساده دونفره ممكن است. بخشی از اين افت را می‌توان درست کرد.
– عصبانیت‌ها را نبايد بگذاریم بماند، بايد زود اعلام کنیم.
– حرف‌های گذشته مثل خرابکاری‌های فامیل سر مراسم عقد و اخم عموی تو و دایی من را بگذاریم از زندگیمان برود.
• حلقه‌های ارتباطی دوستان مناسب و زوج‌هایی مثل خودتان را تشکیل بدهید، برای این‌که میهمانی‌های خوبي داشته باشید برای شعرخوانی، برای بازی‌های دسته‌جمعی و… این‌که تاکید کرده‌ام با زوج‌های مناسب به این خاطر است که خیلی از زوج‌هایی که اطرافتان هستند از نظر فکری، علمی، اعتقادی و اجتماعی هم‌سطح شما نیستند، حتی اگر آدم‌های خوبی باشند. این زوج‌ها گاهي زندگی خراب‌کن هم هستند و زیبایی‌های زندگی ما را کم‌ارزش جلوه می‌دهند.
• مسافرت‌های دسته‌جمعی با بازی‌های سالم که زن و شوهر هم‌تیمی بشوند و از بردهای کوچک لذت ببرند.
• رقابت‌های بدون جراحت (مثلا در آشپزی می‌شود این هیجان‌ها را تجربه کرد که ماکارونی چه کسی خوشمزه‌تر می‌شود؟ یا تخته نرد بازی کنید. اما اگر شطرنج بازی کردیم و مرتب همسرمان را مات کردیم ممکن است کدورت ایجاد شود).
• فعالیت مشترک داشتن در زمينه مالی (جمع كردن مثلا ماهی این‌قدر پول برای سفر آخر سال).
• داشتن مراسم معنوی مشترک.
• بپذیرید که طبيعي است بعضی روزها مردها و زن‌ها بی‌حوصله باشند و ربطی هم به شما ندارد.
• همسرتان را نصیحت نکنید.
• خانواده‌ها می‌توانند کمک خوبی باشند (گاهی به خانه پدر‌تان بروید و بگذارید همسرتان هم به فضای قبل از ازدواجش برود).
• فضاهايی شخصی، بدون همسرتان داشته باشید (با دوستان خودتان باشيد البته نه اين‌كه او را نگران ‌کنيد).
• در کلاس‌های مشترک آگاهی‌بخش شركت كنيد.

پرسش۳۰:

مدتی است حواس همسرم بیش از حد به موبایلش است و دو تا پسورد روی موبایلش گذاشته. متاسفانه من هم بدبین شدم و چند بار به موبایلش سرک کشیدم و متوجه شدم با یکی از همکارانش (که قبلا هم به دلیل مشابهی روی او که یک خانم متاهل با سنی بیش از همسر من هست حساس شده بودم) بیش از حدی که برای من تعریف کرده، رابطه دارد و او را “ماه‌بانو” خطاب می‌کند و وقتی او در سفر است برایش ابراز دلتنگی می‌کند.

چند شب پیش که ساعت دو نيمه شب در حال اس‌ام‌اس زدن بود متوجه شدم با فردی که اشتباهی به موبایلش اس‌ام‌اس زده شروع به پیغام دادن کرده است و از سن و جنس و… او هم سوال می‌کند. البته این مکالمات را همسر بنده شروع کرده و آن دختر هم پاسخ مي‌داد.

شاید این مساله به نظر شما کوچک و مسخره بیاید اما حقیقتا همسر من تا به حال چنین روابطی برایش قبح داشت و از لحاظ مذهبی یا شخصیتی طوری بود که اصلا اهل چنین مسائلی نبود و من می ترسم این ارتباطات- که او به شدت مواظب است از من پنهان بماند و من هم فقط تا همین حدش را توانستم مطلع شوم و از عمق آن اطلاعی ندارم- شروع مسائل جدی‌تری باشد.

البته رفتار او نسبت به من مثل قبل است اما این پنهان‌کاری‌ها و موبایل‌بازی‌هایش کاملا جدید است. می‌ترسم مثل دفعه پيش (چند ماه قبل که فهمیدم او با خانم همکارش اس‌ام‌اس‌هایی فراتر از کار و در حد شعر و شاعری می‌فرستند صادقانه به او گفتم متوجه شده‌ام و همچنین به او گفتم با اين كار مشکل ندارم بلکه با پنهانکاری‌اش مشکل دارم) مرا با قانع کرد، اما به جای صداقت و شفاف‌سازی بیشتر، محافظه‌کاری و مراقبتش را بیشتر کرد و پسوردهای بیشتری روی موبایلش گذاشت یا پیغام‌ها را پاک کرد و… لطفا بگویید چه کنم؟ آیا راهي هست که او را از این مسايل باز دارم؟

پاسخ:

سوال شما را خواندم. هنوز نمی‌دانم چند سال داريد و چند وقت است كه ازدواج کرده‌اید ولی نکاتی به ذهنم می‌رسد که امیدوارم به درد بخورد.
متوجه شدم که تخریب ذهنی فعلي شما، مسبوق به سابقه است، یعنی دیوار این اعتماد از قبل ترک برداشته است. دفعه قبل ظاهرا خیلی بالغانه برخورد کرده‌اید. اعتماد از آن مقوله‌هایی است که ناگهان خراب شده و به‌تدریج تصحیح می‌شود. مثل استخرهایی که زیرش دریچه دارد و با باز کردن دریچه، آب استخری که پر کردنش با شیلنگ ۲ هفته طول کشیده، يك دقیقه‌ای تخلیه می‌شود! روند بازسازی اعتماد نیز طول می‌کشد منتها در زندگی شما ظاهرا این روند شروع نشده است.
کدام رابطه با مخفی‌کاری‌های همسر به هم می‌ریزد؟ رابطه‌ای که مسايل دیگری نیز در آن باشد. یعنی رابطه خوب با پنهان‌کاری‌های خفیف (که همیشه به عللی دیگر مثل مسايل کاری یا خانوادگی شخصی خود آدم پیش می‌آید) نمی‌لرزد. این رابطه مساله‌دار است که پنهان‌كاری همسر باعث تزلزلش می‌شود.
مساله رابطه‌ها چیست؟
۱٫خشم‌های ابراز نشده: شوهر سر یک موضوع از زنش دلخور است ولی اعلام نکرده یا احتیاط کرده یا دنبال دردسر نبوده. عصبانیت اعلام‌نشده تبدیل به تلخی و معماسازی می‌شود که طرف مقابل باید بگردد تا ببيند چه شده. خیلی اوقات از رابطه همسرمان با خانوده‌اش لجمان درمی‌آيد (در حالی‌که تقریبا به ما ربطی ندارد!) اما چنین چیزی را چطوری اعلام کنیم؟ یا از نحوه برخورد همسرمان با بچه‌ها که باعث شده ما لولو خرخره بشویم و او پیر خردمند دانای خانه! لجمان مي‌گيرد. می‌شود ده‌ها مثال زد و در این باره گفت. خاصیت زندگی دو نفر با هم زیر یک سقف این است که اصطکاک پیش آید اما باید مراقب بود که حجم اصطکاک‌ها باعث تلخی زندگی نشود.
۲٫رابطه زناشويي مختل: اگر زن و شوهر در رابطه زناشويي ناكام باشند اين عدم كاميابي، قطعا به روابط تلخ و سرد منجر مي‌شود. درمانگران خوب و کلاس‌هایی معتبر در این زمینه وجود دارد که به زوجین کمک می‌کند از تله‌هایی اين چنيني فرار کنند.
۳٫حساسیت بیش از حد: شما سر پیامک‌های چند ماه قبل حساس شده‌اید و هنوز آن زخم التیام نگرفته، مسايل جدیدي ایجاد شده است. هر کسی ممکن است روی گوشی یا سیم کارت خود یا لپ‌تاپ خود رمزهایی بگذارد که ديگران به اطلاعات آن دسترسی نداشته باشند (این کار درمجموع با جرايم الکترونیکي رو به افزایش دنیا، منطقی به نظر مي‌رسد) اما شما نمی‌توانید شک نکنید و حق هم دارید زیرا اطلاعاتی در این پیامک‌ها خوانده‌اید که قابل لاپوشانی نیست. راه خوب این است که باز نگرانی خود را اعلام کنید منتها نه به شکل ناقص: نه اين‌كه فقط دلخور باشید، بلكه به او بگویيد سر چه اتفاقی، چه حسی را تجربه کرده‌اید و پیشنهادتان چیست.
۴٫مین‌گذاری‌های رابطه طول کشیده: زندگی مشترک بعد از مدتی دارای مسايلی از این دست می‌شود که ممکن است احساس خفگی دست دهد. در خانه‌هايی با دیسیپلین‌های شدید و ارتباط‌های خوش‌کلاس، ولی غیرصمیمي و راحت، ممکن است خستگی رخ دهد. همسر کنترل‌كننده، خسته‌کننده می‌شود. خانه‌هایی که بحث‌ها خیلی فلسفی و جدی و بیزینسی و… می‌شود، خسته‌کننده است. وقتی نشود بدون دلخوی همسر با هیچ‌کس صحبت کرد و خود را نشان داد، احساس خفگی ايجاد مي‌شود. در میهمانی‌های خانوادگی و دورهمی‌ها خوب است همسرتان بتواند ابراز وجود كند تا این عطش به زنان، در همین حد برطرف شود. خیلی از آدم‌ها همین‌قدر تجلی برايشان کافی است که دست به ارتباط‌های پنهان نزنند.
اما نباید همه دغدغه‌تان اين باشد که همسرتان چه می‌کند و چه نمی‌کند. نهایتش این است که او جایی خطایی می‌کند و شما تکلیفش را یک‌سره می‌کنید اما اینکه هر روز و ثانیه‌تان را صرف این نگرانی کنید، قطعا سلامتی روان شما را به خطر می‌اندازد. شما برای چیزهای دیگر نیز آفریده شده‌اید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :