پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۳

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۳

پرسش۱۱:

خانمی ۲۷ساله و مادر دو فرزند هستم. نزدیک به ده سال است که ازدواج کرده‌ام. همسرم خیلی زود عصبانی می‌شود و بددهان است و متاسفانه به‌تازگی هم فهمیده‌ام حشیش مصرف می‌کند. خیلی نگرانم چه کنم؟

پاسخ:

همیشه شروع‌کردن از نقاط مثبت می‌تواند رویکردی موثر در تغییر رفتار باشد. به همین خاطر است که از شما می‌خواهم به ‌هرصورتی‌که می‌توانید در همسرتان ویژگی‌های مثبتی بیابید و با پررنگ‌کردن آن خصوصیات و بیان آن نکات مثبت، عزت‌نفس او را  بالا ببرید.

اگر کسی عزت‌نفس پیدا کند و برای خودش ارزش قائل شود، قطعا در حفظ احترام خود می‌کوشد و می‌فهمد بددهانی، عصبانیت و پرخاشگری، می‌تواند موقعیت او را به خطر بیندازد؛ درهرحال باید بدانید مهم‌تر از مورد فوق، بررسی نقاط ضعف خودتان است که به یک شناخت از نحوه عملکرد خودتان برسید که آیا ممکن است رفتار همسرتان، نتیجه رفتار خودتان باشد.

از خود بپرسید آیا احترام او را حفظ کرده‌اید؟ آیا احساسات او را شناخته‌اید و آیا در درک او اقدام کرده‌اید؟ شاید بهتر باشد قبل از اینکه طرف مقابلمان را مورد سوال قرار دهیم، نخست از خودمان بپرسیم آیا همه کارهایی که من می‌توانستم انجام دهم، انجام شده‌ است؟ زیرا در این صورت است که می‌توانیم مطمئن باشیم در زندگی‌مان مسئولانه رفتار کرده‌ایم.

اگر در شکل‌گیری وضعیت موجود به‌جای اینکه خانواده تقصیر را به گردن دیگری بیندازند خودشان را زیر سوال ببرند، نه‌تنها بددهانی، پرخاشگری و … از بین می‌رود، بلکه دیگر دلیلی برای ادامه اعتیاد به موادمخدر هم وجود نخواهد داشت. آرامش را برای شما آرزومندم.

پرسش۱۲:

چند سالی است که ازدواج کرده‌ام، اما فرزندی ندارم. متاسفانه همسرم معتاد است و هر روز ماده مخدر جدیدی را امتحان می‌کند. اگرچه او فرد موجهی است و از هیچ‌چیز برای من کم نمی‌گذارد و درضمن تمام اقوام او را قبول دارند و حتی با او مشورت می‌کنند، اما او اصلا نمی‌تواند اعتیادش را ترک کند و درضمن حرف‌های من در او تاثیری ندارد.

ما در شهرستان زندگی می‌کنیم و شرایط مراجعه به مشاور یا مراکز ترک اعتیاد را نداریم. می‌ترسم از بزرگان فامیل کمک بگیرم؛ چون آن‌ها از اعتیاد او خبری ندارند و نمی‌دانم اگر با آن‌ها صحبت کنم، همسرم چه واکنشی نشان خواهد داد؟ می‌ترسم از من عصبانی شود و شرایطمان بدتر از این شود. نمی‌دانم چگونه باید با او برخورد کنم و چه‌کار کنم تا او اعتیادش را ترک کند؟

پاسخ:

دوست عزیز، اعتیاد فرد یا افرادی از خانواده از بسیار پیچیده و دردناک است که نه‌تنها خود فرد را درگیر می‌کند، بلکه دیگر اعضای خانواده او را با دردسرهای گوناگونی مواجه می‌کند. اعتیاد معمولا بر خلق‌وخوی فرد نیز تاثیر می‌گذارد و بسیاری اوقات کار را به جایی می‌رساند که اعضای خانواده دیگر قادر به تحمل شرایط موجود نخواهند بود.

خوشبختانه این اتفاق درمورد همسر شما رخ نداده است و او همچنان به شما علاقه دارد و سعی می‌کند نیازهایتان را برآورده کند؛ پس می‌توانید امیدوار باشید که او به دلیل عشق و احترامی که برایتان قائل است، می‌تواند اعتیاد را کنار بگذارد. اکنون که بزرگان اقوام و خانواده‌تان چیزی درمورد اعتیاد او نمی‌دانند بهتر است شما هم تا جایی که ممکن است این مسئله را نزد خانواده و نزدیکانتان افشا نکنید.

چون او همین که می‌بیند کس دیگری جز شما از اعتیادش باخبر نیست، روزنه امیدی دارد تا برای حفظ آبروی خود برای ترک اعتیاد اقدام کند. اما اگر ببیند همه از مشکل اعتیاد او خبر دارند، شاید دیگر تلاشی برای ترک نکند و حال و روزش بدتر از آنچه که اکنون دارد، شود؛ پس سعی کنید همچنان امین، وفادار و دلسوز درکنار همسرتان باقی بمانید و او را در این مسیر دشواری که پیش رو دارد، یاری دهید. او را از خطرات و تبعات اعتیادش در آینده، آگاه کنید.

چون اعتیاد خطر بزرگی است که از مصرف تفننی و تفریحی شروع می‌شود و فرد گمان می‌کند هرگز معتاد نخواهد شد؛ چون قوی است و یا اینکه مواد را فقط گاهی استفاده می‌کند اما کم‌کم کار به سوءمصرف، وابستگی شدید، ویرانی زندگی فردی، خانوادگی و حتی اجتماعی او کشیده می‌شود. ازآنجایی‌که همسرتان فردی موجه و قابل اعتماد است، مسلما با تلاش بیشتر و صحبت و منطق می‌توانید او را ترغیب کنید تا از مشاوری کمک بگیرد و اطلاعات لازم را  درخصوص ترک اعتیاد دریافت کند.

قطعا یک مشاور بهتر از هرکس دیگری می‌تواند به فردی که در دام اعتیاد افتاده است، کمک کند و او را به بهترین روش در مسیر ترک قرار دهد. مراکز مشاوره ترک اعتیاد در بیشتر استان‌ها وجود دارند که به افراد معتاد کمک می‌کنند تا آنان بتوانند به‌شیوه‌ای اصولی مصرف مواد را کنار بگذارند. بسیاری اوقات برای ترک موادمخدر مختلف پزشکان مصرف داروهای دیگری را تجویز می‌کنند که مراحل ترک را برای این افراد ساده‌تر می‌کند.

درحقیقت شما خودتان به‌تنهایی نمی‌توانید از عهده این کار بربیایید؛ درنهایت توصیه می‌شود حتما چنین مراکزی را در محل زندگی‌تان پیدا کنید و از آن‌ها کمک بگیرید.

پرسش۱۳:

خانمی ۳۸ساله هستم، ۱۶ سال قبل ازدواج کردم و دو فرزند دارم. همسرم وضعیت کاری خوب و درآمد بالایی دارد، اما نه به ما پول‌ می‌دهد و نه اجازه که به‌تنهایی از خانه بیرون برویم یا خرید کنیم. هرچیزی را که بخواهیم، فقط خودش اگر صلاح بداند برایمان می‌خرد. من حتی یک تکه طلا هم ندارم.

او به‌هیچ‌وجه حاضر نیست من و فرزندانم پول داشته باشیم. حتی به پسرم که دبیرستانی است، پول نمی‌دهد و می‌گوید: «تو به پول نیازی نداری، هرچه بخواهی خودم برایت می‌خرم.» هر روز صبح آژانس می‌آید و پسرم را به مدرسه می‌برد و عصر هم او را به خانه برمی‌گرداند و پول آژانس را هم همسرم ماهیانه پرداخت می‌کند.

حتی پسرم با اینکه ۱۵ سال دارد، اجازه ندارد تنها از خانه بیرون برود و باید حتما با پدرش از منزل خارج شود. این موضوع باعث شده است پسرم اعتمادبه‌نفس کافی نداشته باشد و بسیار منزوی شود. ما به منزل هیچ‌کدام از اقوام‌ نمی‌رویم، چون اجازه نداریم و فقط گاهی‌اوقات مهمان داریم، آن هم از اقوام خود همسرم. تحمل این شرایط برایم دشوار شده و ازآنجایی‌که همسرم مرد خشنی است، ما نمی‌توانیم با او صحبت کنیم. برای نجات خود و فرزندانم چه کنم؟

پاسخ:

افراد مختلف سبک‌های زندگی متفاوتی دارند؛ من‌جمله همسر شما که سلیقه خاصی را در سبک زندگی‌اش پیاده می‌کند. این سبک‌ها الزاما خوب یا بد نیستند. ممکن است ظاهر یک سبک خشن به نظر برسد، اما واقعا از سر دلسوزی و محبت، انتخاب شده است.

به احتمال زیاد مثلا وقتی از همسر شما پرسیده شود چرا اجازه‌ نمی‌دهی همسرت تنهایی بیرون برود، خواهد گفت: «چون خیلی دوستش دارم، دلم برایش شور می‌زند و‌ نمی‌خواهم اتفاقی برایش بیفتد. پس حاضرم خودم را سختی بدهم و خودم رفت‌وآمدش را به عهده بگیرم تا برای او مشکلی ایجاد نشود.»

به‌هرحال قصه این است که الزاما سخت‌گیری همسرتان نه‌تنها علامتی از خشونت او نیست، بلکه می‌تواند از میزان علاقه زیاد وی به خانواده‌اش باشد. اما معلوم است که سبک زندگی شما با او هماهنگ نیست و شما علاقه و دوست‌داشتن را در میزان آزادی‌دادن می‌دانید و این ناهماهنگی در سبک زندگی شما و همسرتان مشکل‌آفرین شده است.

می‌تواند هر دوی این سبک زندگی‌ها درست باشد، ولی چون با هم هماهنگ نیست، باید چنین اقداماتی را که در ادامه به آن اشاره می‌شود، مدنظر داشت:

  1. حتما قبل از ازدواج باید مراقب هماهنگی سبک‌های زندگی دو طرف باشیم.
  2. بپذیرید که افراد مختلف سبک‌های مختلف دارند و خیلی به‌دنبال تغییردادن همسرتان نباشید.
  3. ویژگی‌های مثبت همسرتان را از زیر سنگ هم که شده است، درآورید و آن‌ها را مورد تقدیر قرار دهید و بیشتر از نکات منفی، به این ویژگی‌های مثبت فکر کنید.
  4. احساس خود و دلشوره‌هایتان را بسیار صمیمانه و محترمانه با همسرتان مطرح کنید. حدس من این است که او شما را خیلی دوست دارد، ولی ابراز دوستی‌اش با آنچه که شما انتظار دارید، متفاوت است؛ بنابراین تاکید می‌کنم در موقعیت مناسب، نه در هنگام دعوا و کشمکش، آنچه را که دغدغه خود و پسرتان است، با همسرتان مطرح کنید و از او کمک بخواهید که چگونه می‌توانید با این مسائل روبه‌رو شوید.

صبر کنید، صبر کنید و صبر کنید. شما مطمئن باشید اگر احترام همسرتان را نگه دارید، او مجبور خواهد شد احترام شما را نگه دارد؛ چون انسان ذاتا خوب است، وقتی خوبی می‌بیند، خوبی خواهد کرد. فقط باید صبر کنید و به خوبی‌کردن خودتان ادامه بدهید. زود دلسرد نشوید. خوشبختی شما را آرزو دارم.

پرسش۱۴:

زنی ۲۰ساله هستم، پسرم ۴ساله است. با همسرم به طور جدی مشکل دارم و تا الان به خاطر پسرم تحمل کردم. به نظر شما هنوز صبر پیشه کنم یا نه؟

پاسخ:

اطلاعاتی که داده‌اید کامل نیست. لیکن اگر ۲۰ساله هستید و فرزند ۴ساله دارید و احتمالا قبل از ۱۶سالگی ازدواج کرده‌اید که شاید نشانگر این باشد که دیدی کامل و همه‌جانبه در تصمیم‌گیری به ازدواج نداشتيد. به هر حال برای تصمیم‌گیری حتما مشاوره‌های لازم را انجام دهید که اگر بدون مطالعه و شناخت کامل ازدواج کرده‌اید لااقل بدون مطالعه و شناخت اقدام به جدایی نکنيد. موقعی خداحافظی کنید که تمام کارهایی که برای نگه‌داشتن زندگی‌تان می‌توانسته‌اید انجام دهید، انجام داده باشيد.

پرسش۱۵:

دختری ۱۷ ساله هستم. به خواست خودم ۱ سال است که نامزد کرده‌ام. اوایل از رفتار او آگاه نبودم اما اخیرا تحت کوچک‌ترین شرایط عصبانی می‌شود و پرخاشگری می‌کند. بعضی مواقع مسبب عصبانیت او خود من هستم ولی انتظار تندخویی و پرخاشگری را ندارم. از این رفتار او خسته شده‌ام. بعضی مواقع با دیدن حرکات او به جدایی فکر می‌کنم. این فکر ذهن مرا درگیر کرده است و نمی‌دانم چه‌کار کنم. خواهشمندم من را راهنمایی کنید.

پاسخ:

اگر احساس می‌کنید ناشناخته‌های شما از نامزدتان زیاد بوده است و تصویری که از او داشتید با واقعیت خیلی فاصله دارد، در بدو امر مراقب باشید قدم‌های عملی جدی‌تر برای پیشبرد مراحل ازدواجتان بر ندارید، مثلا مراسم عقد و عروسی را حتما به تاخیر بیندازید و مجددا به بررسی چگونگی تصمیم‌گیریتان بپردازید. ضمن بررسی معایب و ویژگی‌های خودتان، شرایط نامزدتان را نیز مجددا بررسی کنید و اگر می‌بینید با گذشت زمان شرایط رو به بهبود نمی‌رود، مطمئن باشید خداحافظی به‌موقع از ادامه با ریسک منطقی‌تر است.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۸۸

مقاله های مرتبط :