پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۲

پرسش پاسخ مسائل زناشویی بخش۲

پرسش۶:

من خيلي تنها هستم. سر محل زندگي با شوهرم اختلاف دارم. من نمي‌توانم در شهر كوچكي كه از لحاظ فرهنگي و امكانات محدود است، زندگي كنم. ولي او نمي‌پذيرد. كمكم كنيد

پاسخ:

برای اینکه نگرش فردی را به خواسته خودمان نزدیک کنیم، چاره‌ای نداریم جز اینکه به لنگرگاه عاطفی طرف مقابل نزدیک شویم و او را به سمت خواسته‌های خود بیاوریم. این مطلب به این معناست که در قدم‌های اولیه سعی کنید به آنچه که همسرتان علاقه‌مند است و خواسته اوست، تمام‌عیار علاقه نشان دهید و آن‌وقت خواهی دید که چگونه خواسته‌های شما، اولویت زندگی او خواهد شد.

«اگر به همسرت اولویت دادی، اولویت پیدا خواهی کرد.»

پرسش۷:

۷ ماه از حادثه مرگ همسرم می‌گذرد و من با کمک دارو و روان‌پزشک به زندگی عادی خود برگشته‌ام اما بدون هدف پیش می‌روم. هیچ‌چیز مرا به‌ آینده امیدوار نمی‌کند. مدام با خاطرات گذشته سر می‌کنم و این سوال تمام وجودم را پر کرده است.

منی که زندگی مطلوبی داشتم، چرا خداوند برای من این‌گونه مقدر کرد؟ ۳۲ ساله هستم و از دختر کوچکم مراقبت می‌کنم اما تکیه‌گاه اصلی من همسرم بود.

پاسخ:

آرزوی صبر برای شما و طلب مغفرت برای همسرتان دارم و از خداوند می‌خواهم که سایه شما را بر سر فرزندتان مستدام گرداند. مواجهه با مرگ عزیزان سوگ بسیاری را به همراه دارد تا سه یا چهار ماه دیگر اگر بهبود نیافتید، حتما علاوه بر دارو از روان‌درمانگر نیز کمک بگیرید تا هر چه سریع‌تر هدفمندی و معنی جدید در زندگی خود را بیابید.

در این مدت، توصیه برای شما دارم:

۱٫شرکت در یکی از کلاس‌های ورزشی؛ حداقل سه بار در هفته و به مدت ۵/۱ ساعت.

۲٫ شرکت در یک کلاس هنری که بازده داشته باشد؛ یعنی بتوانید نتیجه‌ این کلاس‌رفتن را به صورت عینی به دیگران نشان دهید؛ مانند: نقاشی، خطاطی و غیره

۳٫ حتما به تحصیل ادامه دهید. زیرا فرد و مادری تحصیل‌کرده، هم برای آینده خودش و هم برای آینده فرزندش بسیار مفید خواهد بود.

۴٫ شرکت در مراسم‌های مذهبی؛ توصیه‌ام حداقل سه وعده شرکت در نماز جماعت و دیگر آیین‌های معنوی است؛ چراکه ارتباطتان را با خداوند محکم‌تر می‌کند؛ حتما این موارد را در سبک زندگی خود بگنجانید.

۵٫ حداقل در طول هفته با پنج نفر تبادل احساسی داشته باشید؛ به مهمانی بروید و مهمان دعوت کنید. برای دیگران هدیه بگیرید و به احساسات دیگران نیز گوش فرادهید.

پرسش۸:

همسرم اصلا به خواسته‌ها و علایق من اهمیت نمی‌دهد، به من دروغ می‌گوید و همیشه زیر قول‌هایش می‌زند. به‌شدت عصبانی و کم‌حوصله است و زن را کلفت خانه و یک غریبه می‌بیند. اقوامم می‌گویند اگر بچه‌دار شوم، خوب می‌شود؛ اما به نظرم این کار ریسک است.

خیلی سعی کردم او را راضی کنم که به مشاوره برویم؛ اما اصلا اعتقادی به مشاوره ندارد و وقتی از او می‌خواهم به مشاوره برویم، دعوا می‌کند. حرف هیچ‌کس را قبول ندارد و فکر می‌کند که فقط خودش درست می‌گوید و همیشه حق با اوست.

آیا می‌توانم امیدی به خوب‌شدن اخلاق همسرم و ارتباطمان با هم داشته باشم؟ آیا زندگی ما آینده‌ای دارد؟ آیا بچه می‌تواند به بهترشدن زندگی‌مان کمک کند؟ چگونه می‌توانم او را راضی کنم به مشاوره برویم؟

پاسخ:

کسانی که دروغ می‌گویند و دیگران را تحقیر می‌کنند، فرض اول این است که خودشان احساس حقارت بالاتری دارند؛ چون خود را حقیر می‌شمرند؛ به‌صورت ناخودآگاه به مکانیسم‌های دفاعی پناه می‌برند که این مکانیسم‌های دفاعی الزاما منطقی و قابل‌توجیه نیستند.

مثل همین که دروغ می‌گویند و یا برای اثبات خود مجبور شوند، دیگران را تحقیر کنند؛ لذا توصیه اول من به شما این است که شما سعی کنید هرطورکه می‌توانید این احساس تحقیر را از همسرتان بگیرید و آن‌وقت خواهید دید که به احتمال قوی رفتارهای نامناسب او کمتر خواهد شد. برای کاهش احساس حقارت در همسرتان شما سعی کنید این رفتارهای مخرب را از خودتان دور کنید: ۱- انتقاد ۲- سرزنش ۳- شکایت ۴- غرولند ۵- تهدید ۶- تنبیه ۷-باج‌دادن

بیشتر افرادی که به وفور این رفتارها را به کار می‌گیرند، نمی‌دانند این عادت‌ها تا چه اندازه روابطشان را تخریب می‌کند. اگر روش برخورد کسانی را که با ما بدرفتاری می‌کنند، ملاک رفتار خود با آن‌ها قرار دهیم و بگوییم: وقتی با من خوش رفتار باشی، من هم با تو خوش رفتار خواهم بود، بعید است که راه به جایی ببریم.

از خودتان شروع کنید. به‌مدت ۴۰ روز عادات فوق را از خود دور کنید. خواهید دید که همراهی همسرتان با شما شروع خواهد شد. شما باید درنهایت فقط روی خودتان حساب کنید. شاید این جمله ناعادلانه به نظر برسد؛ اما از خود شروع کردن جنبه مثبت هم دارد و آن این است که بر اتفاقات کنترل بیشتری خواهید داشت و هر چه به تغییر رفتار دیگران وابسته‌تر باشید‌، آن‌ها بیشتر بر شما کنترل خواهند داشت.

تمام حرف من این است به‌جای اینکه بخواهید همسرتان را تغییر دهید، از خودتان شروع کنید. سعی کنید متوجه شوید او چه احساس کمبودی دارد و از چه جهت احساس عدم امنیت می‌کند و به‌خاطر آن احساس عدم امنیت شروع به دروغ‌گویی می‌کند و هیچ‌کس را قبول ندارد و بعد آن امنیت را برای او ایجاد کنید.

به او بگویید طرف او هستید و هردوباهم در یک تیم قرار دارید. به وی امنیت خاطر بدهید که قبولش دارید. برای او امنیت خاطری ایجاد کنید که احساساتش را آزادانه بیان کند، خودش را سانسور نکند و این امنیت خاطر وقتی بیشتر می‌شود که شما همه عادت‌های تخریب‌گر در رابطه‌تان را متوقف کنید و به‌جای آن همسرتان را تایید کنید‌، به او اعتماد کنید‌، مسئولیت زندگی‌تان را به او بسپارید‌، او را تشویق کنید، با این کار او مجبور خواهد شد احترام شما را نگه دارد.

درغیر این‌صورت اصرار به مشاوره یا بچه‌دارشدن فقط می‌تواند موقتا اختلافات را کم‌رنگ کند. بهتر است نیازهای او را بشناسید و برطرف کنید و آن‌گاه ببینید که او سعادتمندی را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

پرسش۹:

خانمی‌۲۳ ساله هستم و سه سال از زندگی مشترک من با همسرم می‌گذرد. کمی‌حسود و حساس هستم. همسرم و خانواده‌اش خیلی به یکدیگر وابسته‌اند. همسرم گاهی دروغ می‌گوید و گاهی پنهان‌کاری می‌کند. من خودم را بی‌تقصیر نمی‌دانم.

زیرا همسرم از ابتدا این‌گونه نبوده، اما او هم به تمام حساسیت‌های من بی‌توجه است و این را مشکل من می‌داند و حتی پنهان‌کاری‌های خود را دلیل حساسیت‌های زیادی می‌داند که من از خودم نشان می‌دهم. از زندگی‌ام دلسرد شده‌ام؛ چون فکر می‌کنم احساساتم اهمیتی ندارد. پیش از این خیلی مثبت‌اندیش بودم اما الان فقط منفی‌بافی می‌کنم و شکاک شده‌ام. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:

درباره وابستگی دوطرفه همسرتان و خانواده‌اش صحبت کردید. دوست عزیز، این کاملا طبیعی و لازم است که افراد به خانواده‌شان دلبستگی داشته باشند. با توجه به اینکه در میان صحبت‌هایتان اشاره به حساسیت و حسادت خودتان کرده‌اید این فرض را برای من ایجاد می‌کند که به خاطر علاقه زیاد و اشتباه در طریقه ابراز آن (حس مالکیت مطلق)، همسرتان را در شرایط سخت انتخاب میان خودتان و خانواده‌اش قرار داده‌اید و او برای حفظ هر دو طرف مجبور به دروغ‌گفتن و مخفی‌کاری شده است.

با توجه به گفته خودتان مبنی بر اینکه این رفتار در آغاز ازدواجتان در ایشان وجود نداشته است سوالی از شما دارم: کسی که در یک رابطه مبتلا به مخفی‌کاری می‌شود بیشتر مقصر است و یا کسی که با حساسیت‌های نابجا باعث این مخفی‌کاری می‌شود؟ برای من انتخاب دشواری است.

با توجه به آگاهی نسبی که از نقش خودتان در این مشکل دارید من امیدوار و خوش‌بینم که با کم‌کردن و کنترل حساسیت‌ها و بدبینی‌ها رابطه‌تان را به گرمی‌گذشته بازگردانید. کمی ‌زمان‌بر است اما صبور باشید و ناامید نشوید و به تکرار روزهای خوبی که در گذشته تجربه کرده‌اید فکر کنید.

پرسش۱۰:

چهار سال است که ازدواج کرده‌ام و گرچه همسرم مرد بسیار خوب و مهربانی است، اما متاسفانه از روز اول با خانواده او مشکل داشته‌ام؛ چون احساس میکنم دلیل اصلی این مشکل، ناتوانی همسرم در مدیریت روابط من با خانواده‌اش است.

درواقع او همیشه نگران است مبادا کاری کند که خانواده‌اش ناراحت شوند. آن‌ها به‌راحتی در تمام مسائل حتی خصوصی زندگی ما دخالت می‌کنند. من سه برادرشوهر متاهل دارم، اما چون آن‌ها با مادرشان قاطعانه برخورد کردند، او هرگز در زندگی آن‌ها دخالت نمی‌کند.

اما شوهر من که فرزند آخر خانواده است، نمی‌تواند دربرابر خانواده‌اش رفتار قاطع و مودبانه داشته‌ای باشد و این موضوع آزارم میدهد. لطفا بگویید چه کنم.

پاسخ:

درواقع شما و خانواده همسرتان برای به‌دست‌آوردن همسرتان اختلاف پیدا کرده‌اید و هرکدام می‌خواهید حق خودتان را به طرف دیگر اعلام کنید. بنابراین دلیل اصلی بروز اختلاف به شکل زیر است:

  1. شما و خانواده همسرتان خواهان یک منبع محدود و دارای ارزش هستید که آن منبع، همسر شماست.
  2. هریک از طرفین به خود حق استفاده از آن منبع را می‌دهد.

دلایل زیادی برای پیدایش این اختلاف وجود دارد، اما آنچه مهم است، این است که اول خود را ارزیابی کرده و بعد نقاط ضعف خود را برطرف کنید؛ چون دراین‌صورت در حل این اختلاف با خانواده همسرتان موفق خواهید شد. همچنین به نکات زیر توجه کنید:

  1. نوع تربیت و رشد شخصیت: برخی افراد با الگوی زورگویی و پرخاشگری و برخی هم با الگوی انفعال و سازش پرورش می‌یابند که هرکدام از این روش‌ها می‌توانند زمینه‌ساز بروز اختلاف باشند.
  2. ارتباط ضعیف: نداشتن آگاهی و مهارت در برقراری ارتباط موثر به دلیل آموزش‌های نادرست و یا ناکافی برای رسیدن به یک رابطه برنده – برنده در برقراری ارتباط.
  3. تفاوت‌های فردی و ادراکی: مهم‌ترین اشتراک انسان‌ها متفاوت‌بودن آن‌هاست؛ چه در سطح فردی و چه در سطح ادراکی و عقلانی.

شما خواننده محترم وقتی موارد فوق را بررسی کردید و با این ملاک‌ها و درنظرگرفتن این شرایط در طرف مقابل به گفت‌و‌گو با خانواده همسرتان برای حل اختلاف بپردازید. سه الگوی رایج برخورد انسانی اختلاف‌ها این‌هاست:

  1. ضعف: یعنی ترجیح‌دادن همه خواسته‌های دیگران به خواسته‌های خود که با این الگو اجازه سودجویی به طرف مقابل خود می‌دهید.
  2. پرخاش: زمانی‌که خواسته‌های شخصی خود را به خواسته‌های طرف مقابل ترجیح می‌دهیم، حق دیگری را ضایع می‌کنیم و احتمال درگیری را بالا می‌بریم.
  3. قاطعیت: زمانی‌که بین خواسته‌های خود و طرف مقابل توازن برقرار کرده و براساس اولویتمان عمل می‌کنیم. توصیه می‌کنم خیلی صریح و صمیمانه و قاطعانه خواسته‌های خود را هم با همسر و هم با خانواده ایشان مطرح کنید و خواسته‌های ایشان را نیز بشنوید و با الویت این خواسته‌ها، زندگی‌تان را سعادتمندانه ادامه دهید.

برای اینکه خود را از الگوی ضعف دور کنید، به بعضی از ویژگی‌های رفتار ضعیف و منفعلانه اشاره خواهم کرد. این افراد:

  • تمایلی به ابراز عقاید و احساس‌های خود ندارد.
  • وقتی دیگران به‌دنبال سودجویی هستند، ساکت می‌ماند.
  • از شکایت‌کردن حتی در مواردی که حق با اوست، واهمه دارد.
  • به عقاید و تمایلات اکثریت تن درمی‌دهد؛ حتی اگر با عقاید شخصی‌اش مغایر باشد.
  • معمولا برای حفظ هماهنگی تن به مصالحه می‌دهد.
  • در برخورد با رفتار تعرض‌آمیز، رام و مطیع است.
  • خود را بی‌ارزش می‌داند.

درنتیجه این افراد احساس ناتوانی، عدم قدرت، اضطراب و خشم کرده و افراد مقابل خود را پرتوقع می‌کنند، اما بعضی از ویژگی‌های الگوی پرخاش را نیز مطرح می‌کنیم تا شما بتوانید خود را بسنجید:

  • اغلب عصبانی می‌شوند و فکر می‌کنند حق دارند دیگران را سر جایشان بنشانند.
  • انتظار دارند همیشه دیگران خودشان را با آن‌ها هماهنگ کنند.
  • به‌راحتی دیگران را محکوم می‌کنند.
  • به ندرت از نیازها و احساسات دیگران باخبر هستند.
  • خودشان را موجودی برتر می‌دانند.

و درنهایت با الگوی قاطعیت است که ضمن شناخت حقوق خود، به حقوق دیگران احترام می‌گذارند و اعتقاد دارند که هر انسانی حق دارد مورد احترام باشد، عقاید و عواطف خود را بیان می‌کنند و خواسته‌های خود را مطرح کند.

و شما دوست گرامی، با رعایت موارد فوق به گفت‌وگو با همسر و خانواده وی بپردازید. خواهید دید که زندگی خوبی را خواهید چشید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۵

مقاله های مرتبط :