پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۶

پرسش پاسخ مسائل خانوادگی بخش۶

پرسش۲۶:

دوماه است که همسرم دچار بی‌خوابی و پرخوری شده و در مهمانی‌ها شرکت نمی‌کند. چگونه با او برخورد کنم؟

پاسخ:

اگر همسر شما نشانه‌های دیگری مثل بی‌انگیزگی، زود‌از‌کوره‌در‌رفتن، تحریک‌پذیری و تحقیر خود و دیگران را دارد، امکان دارد که او به افسردگی مبتلا شده باشد.

افسردگی در بیماری‌های روان‌شناختی مانند سرماخوردگی در بیماری‌های جسمانی است و همان‌گونه که اگر سرماخوردگی درمان نشود، منجر‌به بروز بیماری‌های جدی‌تری می‌شود، اگر در اسرع‌وقت به افسردگی رسیدگی نشده و درمان نشود، می تواند مسبب بروز مسائل و مشکلات رفتاری و هیجانی بیشتری شود.

صبر و حوصله شما، انگیزه‌دادن‌های بیشتر شما و ایجاد احساس ارزشمندی در ایشان می‌تواند کمک‌کننده باشد. شما باید او را در فعالیت‌هایی درگیر کنید که در آن‌ها احساس ارزشمندی بیشتری بکند و زمینه‌ای را فراهم کنید که همسرتان فعالیت‌هایی را که در گذشته به آن‌ها علاقه‌مند بوده،حتی به میزان کمتر، انجام دهد.

ایجاد فضای آرامش‌بخش بین خودتان تا او بتواند در آن فضا از دغدغه‌ها و مسائلی که ذهنش را مشغول کرده، صحبت کند، می‌تواند کمک‌کننده باشد؛ در‌نهایت از یک روان‌شناس زوج‌درمانگر کمک بخواهید تا همگام با یکدیگر این بیماری و نشانه‌های آن را کنترل کنید.

پرسش۲۷:

دختری ۲۸ساله هستم که اخیرا با آقایی نامزد كرده‌ام كه هشت سال متاهل بود و به دلیل خیانت، اینک از همسرش جدا شده است. اوایل رابطه فوق‌العاده خوبی با هم داشتیم و حتی بعد از هشت‌ماه از شروع رابطه خانوادگی‌مان، نامزد كردیم؛ اما به‌تازگی با اختلافاتی مواجه شده‌ایم. ضمنا چندین‌بار هم تصمیم به جدایی گرفتیم. او با كوچك‌ترین اختلاف‌نظر حرف از جدایی می‌زند و معتقد است که ادامه این راه بی‌فایده است. من دوستش دارم ولی نگران آینده مشترکمان هستم. لطفا راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ:

البته مسئله شما بیشتر از این‌هاست. به نظر می‌رسد ایشان پس از خیانتی که در ازدواج اول با آن مواجه شده است، هنوز مسائل حل‌نشده‌ای مانند خشم یا ترس دارد که باید به‌شکل فردی آن را حل کند. بهترین الگوی بحث عاطفی این است که دو نفر خط قرمزهای یکدیگر را در دوران صلح بشناسند و آن‌ها را در دعوا رعایت کنند.

مثلا اگر من برروی احترام به والدینم حساسم، به طرفم مقابلم این موضوع را بگویم تا در چنین مواقعی آن را حتما رعایت کند و یا اگر بحث گرم‌گرفتن شوهر با همکار خانم باعث دلخوری زن شده است، باید فقط به این موضوع بپردازد و هم‌زمان ماجرای دیگری را باز نکند که باعث سردرگمی طرف مقابل شود.

پس بکوشید از بازکردن فایل‌های دیگر خودداری کنید و طوری درگیر نشوید که نتوان آن را جبران کرد؛ مثلا هیچ‌وقت کلمات توهین‌آمیز به کار نبرید. در این نوع بحث‌ها و کشمکش‌ها نباید حتما یکی برنده و دیگری بازنده شود. استراتژی عالی دعوای عاطفی، عقب‌نشینی‌های به‌موقع برای ایجاد احساس پیروزی در طرف مقابل است؛ نه پیشروی به هر قیمتی. اگر زمان‌های خاصی را برای طرح دعوا و اختلاف در هفته مشخص کنید، این‌گونه می‌دانید که می‌خواهید یکدیگر را بالغانه نقد کنید و درنتیجه به‌زودی همه لحظات را از دست نمی‌دهید.

پرسش۲۸:

فردي را دوست داشتم و ۴ سالی هم به قصد ازدواج با هم در ارتباط بودیم اما این اواخر به من کم‌محلی کرد و گفت درکش نمی‌کنم. من هم به او گفتم برو خودت را درست کن. مدتی منتظرش ماندم اما فهمیدم ازدواج کرده! ضربه بدی خوردم! دلم می‌خواهد نابودش کنم و به زنش بگویم چه آدم رذلی است! حس می‌کنم ۴ سال مرا بازی داد.

پاسخ:

به خاطر این همه دردی که کشیدید متاسفم. خشمتان بالا آمده و متاسفانه باعث تسکین‌تان نخواهد شد. این‌که او در طول یک ماه به همیار خود رسیده باشد توهمی بیش نیست. مدتی خواهد گذشت تا به هم ریختگی‌های این آدم بی‌مبالات شروع شود اگر هم وقتی با شما بوده رابطه‌اي موازی داشته باز هم خطرناک است. یعنی خیانت، ریشه این ازدواج است. با این حال آن دختر گناهی ندارد. او در خطر است که انتقام شما نابودش کند و قصد شما قطعا این نیست. به نظرم بهترین کار این است که خودتان را بازیابی کنید و رشد دهید و ازدواجی قوی داشته باشید تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.
سوگواریتان که تمام شد به زندگی برگردید، خاطرات را مرور نکنید، افکار پوچ را بيرون بریزید بیرون چون برای چیز مهم‌تری آفریده شده‌اید.

پرسش۲۹:

دختري مجرد و ۲۴ ساله هستم، مهندس عمران دارم و در خانواده‌اي مذهبي بزرگ شده‌ام. اما
با سيستم ازدواج سنتي كه دختر و پسر در جلسه خواستگاري يكديگر را مي‌ بينند موافق نيستم. چون:
۱) وجود خانواده‌ها باعث تعجيل در تصميم‌گيري و اعمال فشار مي‌شود.
۲) احساسي كه در اين ازدواج‌ها به وجود مي‌آيد، خو كردن، روزمرگي و عادت است، نه عشق.
۳) تاكنون ۳- ۴ نفر در مقاطع زماني مختلف عاشقم بودند… چنان عاشق كه ديرباوري چون من، عشقشان را باور كرد. اما پيشنهاد ازدواجشان را نپذيرفتم! چون فكر مي‌كردم بايد عاشق باشم كه ازدواج كنم. اما وقتي عاشق شدم، “او” عاشق نبود! حالا راضي شدم با كسي ازدواج كنم كه عاشقم باشد و من سعي كنم علاقه‌مند شوم. تصور زندگي‌اي كه دو طرف سعي مي‌كنند علاقه‌مند شوند، سخت است!
سوالم اين است آيا مطالبي كه گفتم درست است؟

پاسخ:

من با ایده شما موافق نیستم، ازدواج سنتی این‌قدرها هم بد نیست. ازدواج، كمي دوست داشتن می‌خواهد به‌علاوه به دل نشستن قیافه و رفتار طرف مقابل به‌ اضافه تناسب‌های شما با خانواده طرف مقابل.
عشق پیش از ازدواج بعد از ۹ ماه از عروسی، به خاطر مجاورت‌های نزدیک توسط مغز تعدیل می‌شود و رابطه وارد فاز شناختی عمیق‌تر می‌گردد. چه کاری است كه این همه فرصت را از دست بدهیم؟ این ازدواج است که بیشتر باعث رشد روانی ما می‌شود نه همسرمان.

پرسش۳۰:

پدر من هفته آينده بازنشسته می‌شود. قبلا آرزويش اين بود که زودتر بازنشسته شود، اما الان خیلی کلافه است و به نظر می‌آيد افسرده شده است. پدرم معلم بوده و من فکر می‌کنم احساس می‌کند بعد از بازنشستگی ديگر فردی مفید نيست. چند وقت است مدام دنبال کار می‌گردد، بدون اینکه فکر کند آیا این کار به دردش می‌خورد یا نه. مثلا می‌گويد می‌خواهم در رستوران کار کنم! مي‌خواستم ببينم در این دوران وظیفه ما چیست؟

پاسخ:

بازنشستگی یکی از نقاط عطف در زندگی افراد است. بازنشستگی مانند سایر تحولات زندگی، اغلب استرس‌زا است. برای بسیاری از افراد، کار احساس سودمندی و هدف به بار می‌آورد. احساس ارزشمندی فرد در سال‌هایی که کار کرده به‌شدت به کارش گره خورده و با بازنشستگی نوعی احساس از‌دست‌دادن در او اتفاق می‌افتد.

یکی از مشکلات دیگری که با بازنشستگی به وجود می‌آید، به‌هم‌خوردن تعادل خانه است؛ ممکن است نقش‌ها به هم بریزد، مشاجرات زوجین بیشتر شود و فرد بازنشسته به نوعی بهانه‌گیر به نظر برسد. از طرفی بازنشستگی پیام پیری را با خود به همراه می‌آورد که همه افراد به نوعی از آن فراری هستند.

همچنین شرایط اقتصادی نیز می‌تواند در غم بازنشستگی تاثیر‌گذار باشد. نکته مهم این است که افراد بازنشسته همچنان فعالیت‌های اجتماعی خود را حفظ کنند. این فعالیت می‌تواند ثبت‌نام در باشگاه، شرکت در فعالیت دسته‌جمعی و اجتماعی، وقت‌گذراندن بیشتر با اقوام و هم‌سالان یا حتی پیدا‌کردن یک شغل نیمه‌وقت باشد.

باید به خاطر داشته باشیم که بعد از بازنشستگی افراد، احساس ارزشمندی را به آن‌ها بازگردانیم و جوری رفتار نکنیم که انگار آن‌ها به‌خاطر کارشان ارزشمند بودند. سپردن کارهای مختلف خانواده به آن‌ها، دادن وظایف بیشتر در منزل و کارهایی از این قبیل که احساس ارزشمندی را به آن‌ها باز می‌گرداند، می‌تواند مفید باشد.

ضمن اینکه باید اجازه دهید افراد بازنشسته کارهایشان را خودشان انجام دهند و صرفا می‌بایست به آن‌ها در انجام این کار کمک کنید؛ نه آنکه همه کار آن‌ها را خودتان به عهده بگیرید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۵

مقاله های مرتبط :