پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۸

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۸

پرسش۳۶:

دختری ۲۸ ساله‌ام. ازدواجی سنتی و ناموفق داشتم. متاسفانه بعد از طلاقم، مردي در مسير زندگي‌ام قرار گرفت كه متاهل بود. بعد از يك سال، من به خاطر بي‌ادبي‌ها و فحش‌هاي زشتي كه مي‌داد داغان شدم. روان‌پزشک داروهای زيادي برایم تجویز كرده است که الان آنها را مصرف مي‌كنم. واقعا درمانده شده‌ام و اگر برای شما نامه ‌نوشتم دنبال سرزنش و جملات کلی نیستم.

پاسخ:

وقتی شکست‌های متعدد را در زندگی تکرار می‌کنیم معنی‌‌اش این است که میل پنهان به شکست در درون ما نهادینه شده است. من دلیل طلاقتان را نمی‌دانم و فقط سنتی بودن دلیلی برای ناموفق بودن ازدواج نیست. احساس مي‌كنم طلاقتان، ختم به حساب‌کشی از خودتان نشده است وگرنه وارد رابطه‌ پرهزینه با مردی زن و بچه‌دار، نمي‌شديد.
حالا که درمان دارویی مي‌شويد، بايد دست به همت بزرگ‌تري بزنید و ببینید دارد درونتان چه اتفاقی می‌افتد. وقتی از بهشت‌های مختلف زندگی بیرون می‌افتیم یعنی یك جایی از ما خالی است كه بايد پُرش کنیم.

مثل لحظه‌ای است که وارد اتاق به‌هم ریخته‌مان می‌شویم و از شدت کثیفی نمی‌دانیم از کجا باید شروع کنیم. آن وقت می‌دانی بهترین کار چیست؟ به جای دايم فکر کردن، خم شویم و از همان جوراب مچاله‌شده جلوي پايمان شروع کنیم تا بالاخره وضعيت اتاق تغییر کند.
الان باید از دم‌دست‌ترین جایی که عقلت می‌گويد شروع کنی. کلاس‌های خودیاری بروی. درونت را مرتب کنی تا داروها تاثیر بگذارند وگرنه به سرعت اشتباهات جدیدی در راهند که تو را کاملا درمانده مي‌کنند.

پرسش۳۷:

حدود یک ماه است كه سعي مي‌كنم یک رابطه هشت ساله را فراموش كنم. این شب‌ها فقط كارم شده گریه. ما همدیگر را خیلی دوست داریم اما مادر او ‌منطقي نيست! فکر می‌‌کردم همه چیز درست می‌شود اما به خودم كه آمدم ديدم هشت سال گذشته است و من مجبورم از او جدا شوم. با این‌که ۳۱ ساله هستم و رتبه بالایی در زمينه شغلي‌ام دارم اما به خاطر این قضیه کم آورده‌ام.

پاسخ:

متاسفم که چیزی شبیه طلاق را تجربه کرده‌ای. اگر افکار خودکشی در ذهنت داري مطمئن باش به کمک يك روان‌پزشک احتیاج داری تا بتوانی خودت را جمع ‌و جور کنی. شاید لازم باشد مدتی داروهای سبک مصرف کنی اما در مورد مادر آن آقا باید بگويم كه او باید مسایل خودشون را حل کند. بدبختی ما این است که پای مسایل حل نشده‌مان نمی‌نشینیم و وقت نمي‌گذاریم تا یك بار با حقیقت درونمان رودررو شویم. او اگر به شما و خوشبختی‌تان اعتقاد دارد باید اعتقاداتش را بدون ایجاد جراحت به مادرش اعلام كند. در غیر این صورت تو بهترین تصمیم را گرفته‌ای.

پرسش۳۸:

پسری ۲۸ساله هستم که در سطح عالی دانشگاهی تحصیل می‌کنم. چند سالی است که با دختری ۳۱ساله آشنا شده‌ام که تحصیلات و موقعیت کاری‌اش نسبت به من، به‌مراتب بهتر و بالاتر است و مدیریت شرکتی موفق را برعهده دارد.

مشکل ما اینجاست که او درباره رابطه‌مان حرف‌های ضدونقیض می‌زند؛ از طرفی می‌گوید عاشقم نیست اما از طرف دیگر خواستگارهای مناسبش را رد می‌کند. من به دلیل اینکه از دوران کودکی تاکنون درگیری‌های خانوادگی بسیاری را تجربه کرده‌ام، از زندگی مشترک واهمه دارم و از تن‌دادن به ازدواج پرهیز کنم؛ اما این دختر را دوست دارم و می‌خواهم تا پایان عمر درکنارش باشم؛ درحالی‌که تردید دارم پا پیش بگذارم. مشکل دیگر من این است که دوست دارم حامی خانواده‌ام نیز باشم. درحال‌حاضر شرایط مالی و کاری و خانوادگی‌ام مناسب ازدواج نیست و ضمنا جرئت ازدواج را هم ندارم. لطفا راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ:

دوست عزیز چند توصیه برای شما دارم:
۱٫ بهتر است به ظاهر حرف‌های این دخترخانم اعتماد نکند؛ چون واضح است که او دوست دارد کمی رفتار مبهم از خود نشان دهد و غیرقابل‌پیش‌بینی باشد و از این کار هم لذت می‌برد؛ به همین خاطر پیام‌های متناقضی را از او دریافت می‌کنید؛ درحالی‌که شما را دوستت دارد، به‌نوعی رفتار می‌کند که انگار اصلا علاقه‌ای به شما ندارد و ضمنا خواستگارهایش را رد می‌کند؛ چنان‌که به شما علاقه‌مند است. این احساسات او را از انتخاب‌ها و حمایت‌هایش می‌توان فهمید و یادتان باشد او در سنی است که بلاتکلیفی برایش سم است و بی‌تصمیمی شما می‌تواند او را سرخورده کند. جنس زنانه به‌دنبال صراحت، قاطعیت و مسئولیت‌پذیری مردانه است؛ پس اگر رفتارتان دخترانه باشد، یعنی پذیرش و تسلیم و قاطعیت‌های مقطعی تکانشی داشته باشید، او را یقینا از دست خواهید داد.
۲٫ موقعیت، داشته‌ها و دستاوردهای شما از او کمتر است و این معنای خوبی ندارد. ممکن است اوایل زندگی نتوانید نقش شوهری را در خود پیدا کنید که این موضوع، شما را حتما آزار خواهد داد. ولی همان‌طور که نوشتید، نقاط ضعف شما در او مبدل به نقطه‌قوت شده است و این امر، فی‌نفسه زمانی خطرناک می‌شود که شما در این زمینه رشد کافی نداشته باشید.
۳٫ اختلاف سنی شما نگران‌کننده نیست؛ زیرا ثبات بهتری را نوید می‌دهد.
۴٫ وقتی قصد ازدواج داریم، باید تکلیف یک رابطه خیلی مهم را در زندگی خود تعیین کنیم که مهم‌ترین آن، رابطه با خانواده خود و خانواده همسر است. شما سختی‌هایی کشیده‌اید که هضمش برای شما سخت خواهد بود، اگر این موضوع را شرح دهید، فقط توقعتان را بالاتر می‌برید و از طرف مقابلتان می‌خواهید درکی عمیق‌تر نسبت به شما داشته باشد که شاید او نتواند انتظارات شما را در این زمینه برآورده کند؛ پس در این مورد بهتر است خویشتن‌دار باشید.
۵٫ حمایت از مادرتان بخشی از زندگی شماست و بیشتر بخش مهمی از سفر زندگی یک زن خواهد بود. هر زنی اگر به‌جای مبارزه با زندگی خود، همه تلاش‌هایش را برای مادری‌کردن به کار گیرد، ممکن است مادری متوقع شود؛ چنان‌که با رفتارش سعی دارد کاری کند که وقتی فرزندانش لذت‌هایی فردی را تجربه می‌کنند، فقط به این دلیل که مادر از این تجربیات محروم است، خود را سرزنش کنند که دراین‌صورت ما با رابطه‌ای همراه با رنجش روبه‌رو خواهیم بود؛ پس بهتر است با سایر برادران و خواهرانت شبکه حمایتی معقولی را نسبت به خانواده تشکیل دهید تا همه به نسبتی مساوی و عادلانه وظایف فرزندی خود را درقبال مادرشان ادا کنند و شما نیز بتوانید خوشبختی را در زندگی شخصی و مشترکتان تجربه کنید.

پرسش۳۹:

دختری ۲۳ ساله هستم که مدتی پیش در يك آموزشگاه زبان ثبت‌نام کردم. استاد گاهی در كلاس از مشکلات زناشویی و همسرش مي‌گفت. متوجه شدم که زنش از خانه قهر کرده و رفته است. کم‌کم توجه من جلب شد و ارتباطی بین ما شکل گرفت تا من بتوانم به زندگی آنها کمکی بکنم و مثل خواهرش به او درباره روحیات زنانه مشورت بدهم. اتفاقا همسرش هم برگشت و من به او گفتم كه دیگر وظیفه‌ام تمام شده، اما او عصبانی شد و گفت عاشق من است. من مقاومت کردم اما حالا می‌دانم مرد ایده‌آل زندگی‌ام همین مرد است و ناراحت مي‌شوم از اين‌كه زنش این‌قدر نسبت به او بی‌توجه است. آیا امیدی به این رابطه هست؟

پاسخ:

بايد بگويم كسي می‌تواند به دیگری کمک کند که خودش گیر نیفتد، پس تو دیگر خودت به کمک احتیاج داری و نباید به او كوچكترين کمکی بکنی.
وقتی زنی به شوهرش توجهی نمی‌کند معنی‌اش این است که دارد از آن مرد تصویری می‌بیند که تو نمی‌بینی. آن تصویر در مرد ایده‌آل تو وجود دارد و در زندگی زناشویی‌اش دیده می‌شود.
تو نمي‌توانستي به آن رابطه كمك كني چون درکی از مفهوم رابطه زناشویی نداشتی. الان هم داری فكر می‌کنی همسر این مرد باشی که این هم درست نيست زیرا این مرد زنش را طلاق نمي‌دهد و اگر هم طلاق بدهد بعید است به تو وفادار بماند زیرا الگوی مواجهه با مشکلاتش برقراری روابط موازی است و تو در اولین دعوایی که رخ دهد فكر مي‌كني او سر کلاس با کسی وارد رابطه خواهد شد.

پرسش۴۰:

دختری ۲۵ساله و دارای مدرک کاردانی هستم. ۴ سال است با پسری ۳۲ ساله از آشنایان که دکترای داروسازی دارد آشنا شده‌ام. خانواده‌هایمان شناخت کافی از هم دارند. دو سال اخیر به یکدیگر بسیار علاقه‌مند شده‌ایم؛ به‌طوری‌که نمی‌توانیم از هم دور بمانیم. او قصد دارد برای کار به خارج از کشور سفر کند؛ اما درمورد بردن من با خودش صحبت نمی‌کند. لطفا بگویید چطور در این مورد با او صحبت کنم؟

پاسخ:

وقتی در رویاهای او و تصویری که از زندگی و آینده‌اش دارد حضور ندارید، به این معناست که او افق زندگی آینده‌اش را بدون شما ترسیم کرده است؛ پس بهترین کار این است که عقب‌نشینی کنید تا او خلا شما را احساس کند. شما نباید زندگی و فرصت‌هایی که پیش‌رو دارید را به خاطر او تباه کنید. هرگز منتظر نمانید تا او هر زمان که خواست تکلیف آینده شما را تعیین کند. ازآنجایی‌که فکر می‌کنم از اینکه تحصیلتان را کنار گذاشته‌اید، متاسفید، سعی کنید فکری برای این موضوع بکنید تا این تصور در شما ایجاد نشود که شاید به این دلیل قصد دارد شما را کنار بگذارد یا انتخاب نکند. سعی کنید تحصیلاتتان را ادامه دهید یا در رشته‌ای که به آن علاقه دارید مهارت کسب کنید تا احساس ضعفی که از درون آزارتان می دهد از بین برود و بتوانید بیشتر و بهتر خودتان را باور کنید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code