پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۷

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۷

پرسش۳۱:

دو سال پیش، پسری به قصد ازدواج پا پیش گذاشت، با این ویژگی‌ها: مغرور، باهوش، حساس و… اولش، هیچ حسی بین ما نبود. اما بعد از سه ماه، به هم علاقه‌مند شدیم. بعدها به علت پاره‌ای مشکلات، از ایران رفت ولی کماکان با هم در ارتباط بودیم. می‌‌گفت دوستم دارد؛ ولی نمی‌دانم چرا تلفن جایی را که ساکن بود به من نمی‌داد.
وقتی عدم پیگیری او را دیدم، رهایش کردم. یک ماه نگذشته بود که از طریق اینترنت، پیغام داد که دلش برایم تنگ شده و دارد به ایران می‌آید و خیلی دوستم دارد! تعجب و خوشحالی، احساساتی بود که به من دست داد. اما وقتی آمد به ایران، حتی به من زنگ هم نزد! دلیل این تناقض‌ها را متوجه نمی‌شوم. راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ:

احتمالا او، جزو موارد سر کار گذاشتن‌های اینترنتی است که جایی نرفته و همین اطراف است. حتی بسیاری از این اشخاص، متاهل بوده و با شخصیت‌های مجازی، در اینترنت می‌چرخند تا عقده‌های شخصیتی‌شان را زندگی کنند.
اگر بفهمد که شما خواستگار دارید، به نظر من سر و کله‌اش پیدا خواهد شد. در این صورت جوابش را ندهید تا از شدت فضولی، شروع به تقلی کردن کند. اینها آدم‌هایی هستند که می‌خواهند در چشم جنس مخالف خیلی استثنایی جلوه کرده و عملا در یک رابطه، چیزی برای عرضه کردن ندارند. آنها قهرمانان بیرون تشک کشتی هستند. رهایشان کرده و اصلا پا در دامشان نگذارید. اما بحث مهم‌تری که باید از آن آگاه باشید، این است که چرا یک دختر وقتی عقل و تجربه و حس درونی‌اش به او هشدار می‌دهند، باز باید بی‌اعتنایی کرده و پیش برود؟ زنان در طول تاریخ، مسوول نگهداری از بچه‌ها بوده‌اند و خطرات را، زود درک می‌کردند. از این شهود غنی، امروز نیز می‌توان استفاده کرد؛ که با شنیدن وعده‌های عجیب یا مهربانی‌های بی‌دلیل یک مرد، احساس خطر کنند. خاموشی این دستگاه هشدار درونی، خطرناک است.

پرسش۳۲:

چطور می‌توان زخم‌هاي عاطفی را ترمیم کرد؟ من هفت سال پیش، در رابطه‌ای عاطفی لطمه خوردم و هنوز وقتی مساله ناراحت‌کننده‌ای پیش می‌آید آن دوران برايم زنده مي‌شود. انگار با یک زخم جدید تمام زخم‌های کهنه بیدار می‌شوند. چطور خودم را ترمیم کنم؟

پاسخ:

تعبیر جالبی که شما استفاده کردید به پاسخ من خيلي کمک می‌کند. زخم عاطفی، زخمی است که در اثر علاقه‌مندی‌های عاطفی در زندگیمان برمي‌داریم. ممکن است فهمیدن خیانت همسر باشد، يا اختیار کردن پنهانی همسری دیگر، در جایی دیگر، یا فهمیدن بی‌کفایتی والدینی باشد که همیشه فکر می‌کردیم مهم‌ترین جایگاه امنیت عاطفی ما هستند و…
گفتيد بعد از هفت سال، هنوز درد می‌کشید. بدن انسان مکانیسم دفاعی جالبی در ساختار پوست دارد که جای زخم را بافتی سفت و محکم به نام بافت فیبری احاطه می‌کند که وقتی دست می‌زنیم جای زخم‌های عمیق قدیمی، این سفتی را زیر انگشتانمان حس می‌کنیم. انگار روان انسان نیز شبیه به همین است، یعنی در نقطه‌ای که آسیب خورده‌ایم یک سنگینی در روح حس می‌کنیم. مثلا اگر در متن یک رابطه عاطفی خطایی در حقمان صورت گرفته ناخودآگاه مراقبیم از این دست مسایل را دیگر تجربه نکنیم. حتی کسانی هستند که بعد از یک بار شکست عشقی، کتاب دلشان را به هر نوع رابطه عاطفی بسته‌اند.
آیا زخم عاطفی درمان می‌شود؟ بستگی به شما دارد. آیا انتظار دارید کسی که مرتب روی زخمش را می‌کند و با آن ور می‌رود، زخمش درمان شود؟ بعید است!
چه چیزهایی باعث خوب نشدن زخم‌های عاطفی می‌‌شوند؟
 نشخوار خاطرات قدیمی
 مقایسه دایم خود و شریک عاطفی خود با بقیه
 نق‌زدن به جای جنگیدن باعث درنگ بیشتر در بهبود زخم می‌شود
 کار خاصی نکردن: ما برای خرابی اف‌اف در خانه‌مان ظرف ۲۴ ساعت اقدام می‌کنیم اما برای درمان جراحت‌های درونمان به جای مراجعه به افراد حرفه‌ای، از عمه و خاله سراغ راه‌حل را می‌گیریم. تازه وقتی پیش مشاور هم می‌رویم با انتظارات عجیب غریب می‌رویم! به من ایمیل می‌زند و می‌گويد چهار سال در زندگی مشترک با فلانی بودم… پدرم درآمد… این ماجرا… آن ماجرا… دست آخر می‌گويد “خیلی حالم بد است، لطفا یک جمله شفابخش به من بگويید تا حالم تغییر کند!” می‌گويم خواهر من؟! برادر من! مگر می‌شود این همه دردهایی را که برايم نوشته‌ای با “یک جمله” تسکین بیابد؟ چرا به خودت و دردهایت احترام نمی‌گذاری؟
 مردم ما حوصله درمان ندارند! می‌روند نزد مشاور و منتظرند ظرف چند جلسه تحولات رخ بدهد!
۱- مشاورانی هستند که مثل همه ممكن است خطا كنند یعنی تشخیص اشتباه بدهند.
۲- مشاوره نسبتا امر دیربازدهی است! سبک زندگی ۲۸ ساله شما با سه هفته مشاوره بعید است تغییر کند.
۳- اگر مطمئن هستی این مشاور تو را نمی‌فهمد، سراغ یکی دیگر برو، نه این‌که مشاوره را کاری عبث خطاب کنی (درست مثل این‌که اگر اف‌اف خانه خراب شد و بعد از تعمیر اول دوباره خراب شد، بی‌خیالش نمی‌شویم و می‌رویم یک تعمیرکار دیگر پيدا مي‌كنيم.)
– زخم، اين قابلیت را دارد كه توجه بقیه را به سمت شما جلب کند یعنی همدردانی دارید که دورتان جمع می‌شوند و داستانتان را گوش می‌کنند! شايد یکی از دلایلي كه شما هفت سال در این زخم جا مانده‌اید این است که اطرافیانتان تصویر زخمی شما را بیشتر می‌پسندند تا تصویر شفایافته‌تان را و شما هم عادت کرده‌اید به دردمندی.
– رابطه جدید ترس دارد. سوال این است که کجای زندگی بدون دلهره است؟ باید با این ترس روبه‌رو شد و خردهای رابطه قبلی را به رابطه جدید آورد.
– باید دید در زخم هفت سال قبل، شما چقدر خودتان سهم داشته‌اید و این بخش را حداقل برطرف کرد.
 بیش از حد اعتماد می‌کردید؟
 بدبین بوده‌اید؟
 وابسته به خانواده‌تان بودید؟
 انتظارات بی‌جا داشته‌اید؟
 خودکم‌بین و حسود بوده‌اید؟
 به امور ظاهری و احساسی‌تان بی‌توجه بوده‌اید تا اين‌كه فرد مقابلتان خسته شد و به سراغ یکی دیگر رفت؟
 زیادی اهل کار و… بودید طوری که طرف حس کرد اهمیتی برای شما نداشته؟
 زیادی اهل بحث و تحلیل همه چیز بودید؟
می‌شود ده‌ها مورد دیگر به دلایل اتمام رابطه اضافه کرد که شاید خودتان بهتر بدانید. بهتر است صادقانه تکلیفتان را با خودتان روشن کنید.
کی و چگونه به امور عاطفی‌ام برگردم؟
نمي‌شود زمان تعیین کرد اما بالاخره خلوت و خواستگاری نرفتن و خواستگار نپذیرفتن بهتر است ظرف چند هفته با تفکر و مسوولیت‌پذیری و شروع دوباره جایگزین گردد.
باید اهل رصد کردن دل بود.
حقیقت این است که رابطه عاطفی از مواردی است که در آن احتمال شکست هم هست، و زرنگ کسی است که با این ریسک وارد این گود می‌شود (نه با خوش‌بینی هالیوودی!) آدم باید از طلافروش‌های سبزه‌میدان تهران یك چیزهایی یاد بگیرد و به رابطه عاطفی‌اش ببرد. در معامله سکه و طلا در بازار، طلافروشان دایم در حال رصد کردن بازار هستند تا ضرر نکنند (ولی با این حال وقتی از آنها می‌پرسی که الان وقت خريدن طلا هست يا نه؟ جوابی محافظه‌کارانه به تو می‌دهند که خلاصه تکلیفت معلوم نیست).
وقتی وارد يك رابطه عاطفی می‌شویم باید احتمال آسیب ديدن را هم بدهيم. این را از این جهت نوشتم که مردم فکر می‌کنند دلبستگی امر دلی است و خدا مراقب آدم است. خدا به تو عقل داده. وقتی ۱۰۰ هزار تومان به کسی می‌دهی باید حواست جمع باشد که آیا طرف می‌تواند پولت را پس بدهد یا نه؟ اما وقتی گنجی به نام دل را می‌خواهی به کسی بدهي اصلا حواست نیست كه داري چه معامله‌ای می‌کنی! این ساده‌انگاری باعث بحران‌هاي زيادي در امور عاطفی شده است. باید رصد کنی و ببيني چه کسانی به زندگي‌ات می‌آيند و می‌روند و تاثیرشان چیست و آیا آینده‌ای عاطفی با او قابل تصور هست؟ در این صورت سهم خطای تو در رابطه كم می‌شود و با اطمینان بيشتری وارد ازدواج خواهی شد.

پرسش۳۳:

به نظر شما آیا لازم نیست طرف مقابل را در جریان دلایل خود برای اتمام يك رابطه قرار دهیم؟
من با مهندس جواني براي شناخت بيشتر و ازدواج ارتباط داشتم، اما او بدون هیچ توضیحی مرا ترک کرد. مدت‌هاست که با خودم هزار فکر کرده‌ام که چه عیب وحشتناکی داشتم. آیا وقتی از طرف مقابل توضیح بخواهیم و او امتناع ورزد، می‌توان این رفتارش را دلیلی برای قضاوت كردن در مورد شخصیت طرف مقابل دانست یا این‌که این رفتار و عدم مسوولیت، در چنین موقعیت‌هایی یک رفتار عمومی است، و همین که یکی از طرفین احساس کند به دلایل قطعی رسیده است، برای قطع رابطه توجیه خوبی است؟

پاسخ:

اتمام رابطه، بحث مهمی در مجموعه مباحث رابطه عاطفی است. بسیاری از ما نه بلد هستیم درست وارد رابطه بشویم نه بلد هستیم درست از رابطه خارج شویم. اولین سوال این است که از کدام روابط خارج بشویم. نامزدی‌هایي كه صددرصد به طلاق مي‌انجامند، کدام‌ها‌ هستند؟
۱- با فردی رابطه دارید که مشکلات شخصیتی دارد:
– خیلی خودکم‌بین است و دایم فکر می‌کند شما از او خوشتان نمی‌آید یا تقلای زیاد می‌کند طوری دیگري باشد تا در نظر شما مطلوب واقع شود. اساسا وقتی کسی خیلی تقلا می‌کند که مطلوب ما شود احتمالا به دردسر خواهد افتاد و ما را نیز گرفتار خواهد کرد.
– شکاک است یعنی در مجموع فکر می‌کند شما مساله‌ای دارید که هنوز نتوانسته است مچتان را بگیرد. شکاک‌ها هوش خوبی دارند و از انواع شیوه‌ها استفاده می‌کنند تا یک وقت فریب نخورند. خیلی اوقات یک آدم شکاک، مرد یا زن موفقی در اجتماع است و هیچ‌کس باور نمی‌کند این‌قدر بدبین باشد. خیلی اوقات ما ممكن است رفتار آدم شکاک را به حساب دوست داشتنش بگذاريم در حالی که این‌طور نیست. شکاک، اشتغال ذهنیMENTAL INVOLVEMENT شدیدی دارد که همه چیز را کنترل کند و کم‌كم شما را نیز بیمار می‌کند. اتمام نامزدی با فرد شکاک ساده نیست و پیشنهاد می‌کنم یا خانواده‌تان یا خودتان صریحا به او اعلام کنید که ادامه رابطه برایتان مقدرو نیست. قبل از این اعلام قاطع حتما عکس‌ها و… که نزد او دارید پس بگیرید تا خدای نکرده امنیت اجتماعی شما بعد از پایان رابطه به خطر نیفتد.
– نامزد کنترل‌کننده خطرناک است. او کسی است که از همه چیز باید خبر داشته باشد تا احساس امنیت کند. معمولا افرادی دقیق و موفق هستند و در خانواده‌ای بزرگ شده‌اند که کنترل‌كننده‌هاي قدرتمندی اطرافشان بوده است. خیلی سخت است به شیوه‌ای غیر از شیوه خودشان قانع شوند. معمولا وقتی دست از کنترل برمی‌دارند، هم خودشان هم نامزدشان نفس راحتی می‌کشد. اگر این افراد کمی سبک زندگی خود را تغییر دهند، لازم نیست ارتباطتان را با آنها قطع کنید.
– نامزد توجه‌طلب و خیلی وابسته به خانواده کسی است که فردیت خود را هنوز پیدا نکرده است. هنوز نتوانسته است بین احترام به خانواده و اطاعت بدون فکر از آنها تمایزی قایل شود. چنین فردی شما را کلافه می‌کند و حتی کم‌کم انتظار دارد شما نیز چنین رفتاری با خانواده او داشته باشید. توصیه من این است که خودتان را به دردسر نیندازید و با کسی که بند نافش را از خانواده‌اش نبریده وصلت نکنید و حتی ادامه ارتباط ندهید. مرد یا زنی که در زندگی‌اش جنبه‌های مستقل ندارد، شریک عاطفی پردردسری است و مادر یا پدر خوبی نیز برای فرزندان شما نمی‌شود زیرا آنها را نیز وابسته به خودش بار می‌آورد.
– نامزد خودشیفته خطرناک است: او موقعیت خوبی در اجتماع دارد (تحصیلی، شغلی، مالی) و واقعا چیزی در زندگی‌اش است که خیلی به او حس قدرت مي‌دهد اما اشکالش این است که فقط خودش را قبول دارد و در مسایل ارتباطی نیز این اعتماد‌به‌نفس کاذب را دخیل می‌کند و حال به هم زن می‌شود. بدی چنین فردی این است که ديگران همیشه در برابرش یک چیزی کم دارند.
– نامزدی که برای شما جذاب نیست: گاهی به ما می‌گویند بعد از نامزدي از او خوشت می‌آید. معمولا این حرف غلط است. خوش آمدن فیزیکی یعنی در مجموع من از تیپ و قیافه و رفتار این فرد خوشم بیاید و به او کشش جنسی نیز احساس بکنم. چنین رخدادی نیازی به فکر کردن و رابطه طولانی داشتن ندارد زیرا بخشی از قضیه ناشی از ترشحات مغز و عملکرد هورمون‌ها است. ممکن است شما برای او جذاب باشید اما او برای شما مطلوبیت نداشته باشد. ازدواج با این آدم خیانت به اوست زیرا او با این توقع همسر شما می‌شود که برای شما نیز در بالای لیست جذابیت قرار گرفته باشد.
– نامزدی دارید که معتاد به کار است. مشکلش این است که اگر کمتر کار کند احساس بی‌ارزشی مي‌كند. بخشی از این اعتیاد به خاطر لذت کار کردن و پیشرفت و درآمد است. بخشی از آن به خاطر رقابت با هم‌طرازان و احساس رشد و مقایسه است و بخشی هم شلاقی است که از کودکی در این خانواده‌ها به بچه‌ها اصابت می‌کند که موفق شو… بتاز… قوی باش و… چنین افراطی (که خیلی از پدر و مادرها هرگز نمی‌دانند چقدر در این زمینه ناخودآگاه افراط کرده‌اند!) باعث می‌شود فرد نتواند از رشد خودش و هر چیزی که به دست می‌آورد، لذت ببرد. هنوز نفسي تازه نکرده، برای چیز جدیدي حركت مي‌كند. فرقی هم ندارد می‌تواند در زمينه تحصيل باشد؛ می‌تواند در کار و تجارت باشد. از نظر روان‌شناختی همه اینها باعث می‌شود که فرد نتواند از داشته‌های خودش لذت ببرد و همیشه فقط از رسیدن‌ها و به دست آوردن‌ها لذت می‌برد نه از نگه‌‌داشتن‌ها.
– نامزدی که در دسترس نیست خطرناک است. می‌تواند نامزدی از راه دور باشد، یکی این شهر و یکی در شهر يا كشوري ديگر. چنین روابطی بيشتر از ۶ ماه دردسرساز شده و سوء‌تفاهم‌ها بیشتر می‌شوند. با تلخی هم به پايان مي‌رسد. نوع دیگری از نامزد غیر دسترس کسی است که اجازه صمیمت به شما نمی‌دهد و رفتارش عوض می‌شود. صحبت‌های مهم زندگی‌اش را به شما نمی‌گوید اما در خودش فرو می‌رود و روی رابطه‌اش نیز اثر دارد. ما معتقد نیستیم که همه چیز خود را باید به هم بگوییم (خیلی‌ها فکر می‌کنند رابطه صمیمی یعنی رابطه‌ای که در آن همه چیز يكديگر را بدانیم در حالی که این یعنی عدم فردیت در رابطه كه خطرناک است و کم‌کم حوصله‌ها را سر می‌برد). من از نامزدی مي‌گويم که اسرار ناگفتنی زیادي دارد ولي به شما نمي‌گوید.
– نامزد بلاتکلیف خطرناک است. او در ۲۶ سالگی نمی‌داند درس بخواند، کار کند، سربازی برود و گلدوزی ياد بگيرد، زبان بخواند و یا… این سردرگمی به وادی‌های دیگر نیز کشیده می‌شود. یعنی فرد درباره نحوه دین‌داری، رفتار با اجتماع و… پر از سوال است. چنین سوال‌مند بودن البته در پروسه رشد شخصیتی، خوب است اما در بحث ازدواج خطرناک است. یعنی با کسی ازدواج نکنید که خیلی از مسایل زندگی‌اش حل نشده است.
– نامزد نبش‌قبرکن خطرناک است. منظورم کسی است که هنوز چيزهايي از رابطه قبلی‌اش را به هر دلیلی حفظ کرده است. بسیار مهم است اگر رابطه‌ای را تمام کردیم و می‌خواهیم رابطه جدیدی را آغاز کنیم، قصه قبلی کاملا حذف شده باشد تا امنیت رابطه جدیدمان به هم نخورد. گوش به هیچ بهانه‌ای هم ندهید. به خاطر دارم پسري به نامزدش می‌گفت که نامزد قبلی من بیمار است و فقط می‌خواهد با من احوال‌پرسی کند. به او توصیه کردم که اگر توافق نامزد فعلی هست و نفر اول می‌داند که نفر دومی در زندگی تو وارد شده، مشکلی نیست وگرنه ۹۰‌درصد کسانی که رابین‌هود زندگی به هم ریخته یکی دیگر می‌شوند، خودشان در چنین روابطی گرفتار می‌شوند.
چگونه از نامزدی اشتباه بیرون بیایم؟
– در درجه اول خيلي واضح دلایل خود را با لحنی قاطع اعلام کنید. نه تلفنی و نه نامه بلکه حضوری. خیلی‌ها لحن قاطع را با لحن عصبی اشتباه می‌گیرند. در قاطعیت، شما صدایی محکم و آرام دارید، صورت شما نیز آرام است، درست می‌ایستید و شانه‌های خود را صاف می‌کنید و با تانی حرف مي‌زنيد.
– موقع اعلام دلایل خود نگويید “تو این‌طوری هستی” بلکه بهتر است بگوييد “من این‌طور فکر می‌کنم که کم‌حوصله هستی.”
– بعضی اوقات می‌توان فرصت‌هایی داد که فرد در بازه‌ای مشخص از زمان به تصحیح رفتار خود بپردازد. اگر آدرس‌دار و قاطع مساله خود را گفته باشید مشخص است که چه تغییری مدنظر شماست و فرد را گیج نکرده‌اید. مثلا کسی می‌گوید برايم جذاب نیستی و باید جذاب‌تر بشوی. این نحوه گفتن با نگفتنش فرقی ندارد ولی همین خانم می‌تواند به نامزدش بگوید: من سلیقه‌ام طوری است که وقتی فرد لاغرتر باشد برايم جذاب‌تر است. برايم مهم است كه تو تا پايان ماه رمضان دو سایز کم کرده باشی (توقع خود را دقیق بیان کنيد).
– اگر نمی‌خواهید فرصت بدهید بهتر است رابطه را رسما قطع کنید. بعد از اتمام رابطه بدگویی نکنید. اگر او بدگویی کرد شما وارد این تله نشوید تا از خودتان دفاع کنید. هر قدر قاطع‌تر باشید، زودتر غائله پايان مي‌يابد.
– ما مجاز نیستیم موقع جدا شدن از کسی او را تخریب کنیم، مقایسه‌های سنگین کنیم و او را به بی‌ارزشی و… بکشانیم. بهتر است موقع ذکر دلایل خود اخلاقی‌ رفتار كنيم. اگر دلایل شما به علت عدم مطلوبیت فیزیکی طرف مقابل است می‌توانید به او محترمانه بگویید که با سلیقه من جور نیستید، هر چند می‌دانم برای افراد متعددی جذاب هستی. این خیلی بهتر است از این‌که به فرد بگویید استخاره کرده‌اید بد آمده یا الان می‌خواهید ادامه تحصیل بدهید.
– بعد از اتمام رابطه، دلایل خود را فراموش نکنید زیرا با فراموشی آنها به زودی درد وجدان بیهوده‌ای را تجربه خواهید کرد.

پرسش۳۴:

من نیلوفر هستم و ۲۲ سال دارم. یك بار ایمیل داده بودم که پسری عصبی و بددهن قصد دارد با من ازدواج كند، اما در این مدت خیلی تغییر کرده و دیرتر عصبی می‌شود و كمتر فحش می‌دهد. به نظر شما می‌توانم امیدوار باشم که به طور کلي عوض شود؟ به نظرتان این رابطه را ادامه بدهم؟ او به خاطر این‌که من ترکش نکنم همه کاری می‌کند.

پاسخ:

باید واقع بین باشیم. او انگیزه تغییر داشته و تغییر هم کرده است. نرویم سراغ این رویا که کسی کاملا عوض شود زیرا تغییرات شدید معمولا قابل اعتماد نیستند و احتمال برگشت‌های بزرگ نیز وجود دارد. در زندگی مشترک، اتفاقاتی می‌افتد که آدم‌ها حساس‌تر هستند و برخوردهايشان کمی بی‌محاباتر می‌شود. در این صورت باید اين احتمال را بدهی كه گاهی اوقات او، برخوردهای تندی داشته باشد. آن وقت نباید زندگی را كنار بگذاری.
اگر تصمیم‌گیری شما به كمتر عصبی شدن او، مربوط است، پس همین را ملاک قرار بده که ببینی می‌توانی تحمل کنی یا نه؟
در ضمن فقط عصبی نبودن ملاک ازدواج نيست بلکه یک مرد باید قابل اعتماد، خوش‌برخورد و دارای کفایت اجتماعی و خانوادگی باشد.

پرسش۳۵:

دختری ۲۸ ساله‌ام. کارمندم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد. هفت ماه است با پسری ۳۲ ساله آشنا شده‌ام كه دیپلم دارد ولی از لحاظ درک و جایگاه اجتماعی مقبول است. وظیفه نگهداری مادرش هم با اوست. قرار است در خانه‌ای دو طبقه زندگی کنیم. آیا باید برای این تفاوت مدرک و زندگی در کنار مادرش نگران باشم؟

پاسخ:

واقعا تفاوت تحصیلات شما دو نفر زیاد است. تحصیلات تا حدودي دنیای انسان را متفاوت می‌کند، جو را تغییر می‌دهد و افق‌های دیگری را فرا روی آدمی باز مي‌كند. این یک اجبار است که طوری دیگر خواهید دید. ولي او اين نگاه را ندارند و گناهی هم ندارد.
زندگی با خانواده او الزاما خطرناک نیست. خیلی‌ها تجربه‌های خوبی داشته‌اند و البته کم نبوده‌اند کسانی که مهارت سازگاری با خانواده همسر را نداشته‌اند یا واقعا گیر خانواده‌هایی افتاده‌اند که اهل رعایت نیستند و حتی صدمه می‌زنند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۱۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code