پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۳

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۳

پرسش۱۱:

کسی را خیلی زیاد دوست دارم اما نمی‌خواهم بفهمد. توانایی ابراز علاقه به او را ندارم. می‌ترسم با ابراز علاقه همین‌قدر هم که دارمش هم از دستش بدهم. مهم‌ترین مسئله برای من در حال حاضر این است که راهی بیابم تا روح و جسم او را از آن خود كنم. خواهش می کنم کمکم کنید؟

پاسخ:

مطمئن باشید افراد علم غیب ندارند که بفهمند شما چه حال و هوایی داريد؛ نمی‌توانند افکار شما را بخوانند. اگر واقعا او را دوست دارید، حتما بررسی کنید در شرایط سنی، اقتصادی، اعتقادی، فرهنگی و … با هم هماهنگی دارید. از طریق رابطی احساس خود را به او اعلام کنید. اگر جواب او مثبت بود که بقیه مراحل را پیگیری کنید و در صورتی که جواب او به خواسته شما منفی بود، این آمادگی را داشته باشید تا با یکی از واقعیت‌های زندگی‌تان روبه‌رو شوید، آن را بپذیرید و مطمئن باشید که اگر همین امروز دست به کار شوید بهتر از فرداست؛ چراکه اگر دیر بجنبید او ممکن است وارد ارتباط با کس دیگری شود و او را از دست بدهید. در صورتی که ممکن است اگر علاقه شما را می‌دانست، وارد ارتباط با شما می‌شد. اگر متوجه شدید که علاقه‌ای به شما ندارد مطمئن باشید اگر امروز با این ناکامی روبه‌رو شوید بهتر خواهید توانست آن را مدیریت کنید تا فردا همین حالا اقدام کن.

پرسش۱۲:

دختری هستم ۲۳ ساله و مهندس معماری هستم و دفتر طراحی دکوراسیون دارم. به مردی علاقه‌مند شده‌ام که دو سال از من بزرگ‌تر است و او هم به من علاقه‌مند بود. در این آشنایی يك‌ساله، یک‌بار با هم رابطه داشتیم ولی از خودم دورش کردم.

در این مدت بعد از ترک من با شخص دیگری دوست شده است ولی من بعد از مدتی دوری دیدم که نمی‌توانم این دوری را تحمل کنم. برگشتم و او از برگشتن من استقبال کرد اما می‌گوید فقط در حد دوست هستیم، چون تنها بودم و به کسی نیاز داشتم این کار را کردم و با همه این اتفاقات دوستش دارم و نمی‌خواهم ترکش کنم. بگویید چه کنم؟

پاسخ:

بهترین راه برای ارزیابی اینکه احساس خود را در جای مناسبی سرمایه‌گذاری کرده‌اید این است که از ایشان بخواهید به طور رسمی و همراه با خانواده‌اش به خواستگاری شما بیاید. در صورتی که این اتفاق افتاد ادامه ارتباط شما قابل بررسی است و اگر دیدید به هر صورت این کار انجام نمی‌گیرد، عذر و بهانه‌ای را نپذیرید و قطع ارتباط کامل داشته باشید و سعادتمندی خود را با گزینه‌ای دیگر برای خودتان تعریف کنید.

پرسش۱۳:

دختری ۱۵ ساله هستم. به‌تازگی عاشق پسری شده‌ام که هم‌سن خودم است. نمی‌دانم حس او نسبت به من چیست. شب و روز کارم گریه است. وقتی او را نمی‌بینم افسرده می‌شوم. حتی بعضی وقت‌ها فکر خودکشی هم به سرم می‌زند. خواهش می‌کنم کمکم کنید.

پاسخ:

دختر خوبم، عشق و عاشقی رسم و رسومات خود را دارد، نخست اینکه در ۱۵ سالگی این‌گونه دلباختگی طبیعی نیست. این احساس شما به احتمال قوی نشات گرفته از کمبودهای عاطفی در محیط خانوادگی شماست. در ابتدا لازم است که چگونگی رابطه خود را با مادر، خوهران، برادران و به‌خصوص پدرتان بررسی کنید و اگر به‌هم‌ریختگی در این روابط وجود دارد آن را تصحیح کنید.

دوم اینکه طرف مقابل شما هم ۱۵ ساله است و او هم هنوز خیلی مانده تا بتواند در رابطه با چگونگی و شناخت احساس‌های عاطفی شما برخورد صحیح و مناسب داشته باشد. احساس عاطفی خود را باید در اختیار کسی قرار دهید که آن را کاملا و با احتیاط پذیرا شود تا خدای ناکرده به این احساس شما آسیب نرساند.

سوم اینکه با توجه به سن شما، خیلی خوب تا به‌حال عمل کرده‌اید که احساس خود را با طرف مقابلتان در میان نگذاشته‌اید. بهتر است حال‌و‌هوای خود را با یکی از افراد معتمد خانواده و یا مربیان و مشاوران مورد‌اعتماد خود مطرح کنید تا با همفکری یکدیگر بتوانید این احساس را مدیریت کنید.

چهارم، در صورت صلاحدید می‌توانید به یک مشاور مورد اعتماد نیز مراجعه کنید.

پنجم اینکه از خدا کمک بخواهید که با یک تصمیم‌گیری قوی و اراده محکم، به این احساس خود پاسخ منفی بدهید و بیشتر به درس، مطالعه و ورزش بپردازید.

ششم اینکه اگر با دوستان مناسب معاشرت کنید چون می‌توانند در کنترل این احساس منفی بسیار موثر واقع شوند، البته نباید در این زمینه به آنها مطلبی بگویید.

هفتم اینکه اگر به لطف خداوند و در سنین بالاتر چنین احساسی در شما به‌وجود آمد با یک فرد مورد اعتماد احساس خود را در میان بگذارید و با توجه به پاسخ او تصمیم بگیرید.

هشتم اینکه گاهی این نوع احساس‌ها در این مقطع سنی، می‌تواند نوعی فرار از زندگی خانواده و یا ناکامی در امور تحصیل، احساس گناه و یا رابطه‌های خراب شده با اطرافیان باشد که باید در ابتدا این مسائل را حل کرد.

پرسش۱۴:

دختری ۲۰ ساله هستم. ۲ سال است با پسری آشنا شده‌ام و فقط با او هستم. او هم همین‌طور. ۱۰ سال از من بزرگ‌تر است و واقعا آقا و تحصیل‌کرده است. ولی همیشه می‌گوید هدف‌های دیگری دارد و به ازدواج فکر نمی‌کند. من اصلا به او خیانت نکرده‌ام. نمی‌دانم باید چه‌کار کنم. خواهش می‌کنم مرا راهنمایی کنید چون این مسئله مرا افسرده کرده است.

پاسخ:

این‌طور به نظر می‌رسد که شما باید با واقعیت زندگی کنار بیایید و آن را بپذیرید. شما دو سال است که با هم دوست هستید و طرف مقابلتان صریحا به شما گفته است که نمی‌خواهد ازدواج کند، پس به شما دلبستگی ندارد و اگر شما به ایشان دلبسته باشید، باید منتظر آسیب‌های روانی و جسمی بیشتری باشید.

همین حالا تصمیم بگیرید که رابطه خود را با ایشان قطع کنید. البته بعد از قطع رابطه ممکن است برای مدت کوتاهی حال مساعدی نداشته باشید. باید بدانید این حالت موقتی و از‌بین‌رفتنی است و به مرور به سمت حال خوب حرکت خواهید کرد. البته در زمان قطع رابطه می‌توانید به ورزش شنا، یوگا، کوهنوردی، مطالعه کتب شاد، رفتن به مهمانی دوستان و خانوادگی و… خود را مشغول کنید تا به کمک خداوند نوع تفکر شما در جهت زندگی مطلوب ادامه یابد.

اما اگر این رابطه را مانند گذشته ادامه دهید، روز‌به‌روز حالتان بدتر خواهد شد. تصمیم منطقی و عقلانی همین است که از هم اکنون رابطه خود را با این فرد قطع کنید.

پرسش۱۵:

در محل کار خواستگاری داشتم که اول جواب رد دادم اما بعد علاقه‌مند شدم. ایشان هم هنوز به من علاقه نشان می‌دهد. اما ارتباطش با یکی از همکاران خانم خیلی صمیمی ‌است. هر چند من نارضایتی‌ام را از این رابطه نشان دادم اما تاثیری نداشت. این مسئله فشار روانی زیادی برای من داشته و نمی‌توانم آنها را ببخشم. به نظر شما چه‌طور فراموشش کنم؟

پاسخ:

توجه به مسائل بلوغ عاطفی به این معناست که افراد احساسات خود را بشناسند و متوجه مسائل عاطفی طرف مقابلشان نیز باشند. باید بتوانید به‌طور معقول و منطقی ضمن شناخت احساسات خود، آن را کنترل و مدیریت کنید. من‌جمله اینکه پیشنهاد می‌شود بررسی کنید چه‌طور وقتی ایشان به شما پیشنهاد داد شما آن را رد کردید و وقتی او سراغ دیگری رفته است حالا شما پیشنهاد او را برای ازدواج بررسی می‌کنید.

همچنین متوجه این موضوع باشید که ممکن است عوامل درونی شما از‌جمله حسادت در این مرحله نقش اساسی داشته باشد. حالا کمی‌ متفکرانه مسائل عاطفی خود را بررسی کنید که چه عوامل دیگر احساسی و روانی در این راستا می‌توانند دخالت داشته باشند. آنگاه خواهید توانست یک به یک آنها را کنترل کنید.

برای فراموش کردن مسئله، تکنیک‌های زیر را به کار ببرید تا خاطرات گذشته در ذهن شما کمرنگ شده و به مرور آنها از ذهن شما پاک خواهد شد. یکی از بهترین راه‌های کاهش خاطرات بد گذشته جابه‌جا کردن آنهاست. مثل تغییر در شبکه تلویزیون؛ وقتی از متن و محتوای برنامه‌ای خوشتان نمی‌آید به فکر تغییر شبکه می‌افتید. همین کار را باید با محتوای ذهنی خود انجام دهیم به این صورت که با یادآوری خاطرات شاد، آن‌هم در شبکه جدید ذهن خود بتوانیم یک جابه‌جایی مثبت در ذهن ایجاد کنیم و مرتب آنها را مرور ذهنی کنیم.

توصیه می‌شود که به سفر بروید، ورزش کنید، با افراد جدید آشنا شوید و ارتباط برقرار کنید، با نزدیکان خود رابطه عاطفی‌تری داشته باشید. هر وقت لحظات تلخ گذشته در ذهن شما خطور می‌کند. می‌توانید برای خود مانند دستگاه کنترل از راه دور تلویزیون کنترلی از راه دور برای ذهن ایجاد کنید، کنترلی که بسیار ملموس و قابل لمس باشند.

برای این‌کار هم می‌توانید با خود قرار بگذارید که هر وقت به یاد خاطره رابطه خود افتادید انگشت کوچک خود را بین انگشت وسط و سبابه قرار داده و فشار دهید تا شبکه ذهنی‌تان تغییر کند. پس از مدتی که این کار را انجام دادید این موضوع ملکه ذهنتان خواهد شد و ذهن به‌طور ناخودآگاه با هر بار فشردن انگشت تغییر کرده و به‌خاطره جدید و تازه دیگری می‌رود.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۱۸۸

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code