پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۲

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۲

پرسش۵۱:

۲۲ سال دارم. یک سال است با پسری ۲۸ ساله آشنا شده‌ام. با این‌که دوستیِ ساده و پاکی داشتیم و هر دو هم موقعیت ازدواج را داریم اما او هر بار به بهانه‌ای مي‌گويد فعلا قصد ازدواج ندارد. من در این مدت خیلی به او وابسته شده‌ام و از این‌که از هم جدا شویم خیلی می‌ترسم. دوست دارم راهنمایی‌ام کنید که آيا ماندن در رابطه‌ای که آینده‌اش معلوم نیست درست است؟ باید بگویم که از لحاظ احساسی، فوق‌العاده به او وابسته هستم. همه خصوصیات او را دوست دارم. دروغگو نیست، چاپلوس نیست، اهل کار است و خیلی چیزهای دیگر… البته مثل همه آدم‌ها نقطه‌ضعف‌هایی هم دارد.

 

پاسخ:

به شرط این‌که موقعیت‌های ازدواجتان را از دست ندهید، دلیلی ندارد یک آدم مناسب را از زندگیتان حذف کنید. مي‌توان بحث را طور دیگری مطرح کرد مثلا این‌که چگونه همین رابطه را به سمت ازدواج سوق دهیم؟
در عشقتان درماندگی نشان ندهید. مردان از آویزان بودن حسیِ یک زن به‌شدت می‌ترسند و احساس خفگی می‌کنند. بهتر است او بداند شما قله‌های فتح نشده زیادی در شخصیت‌تان داريد و بهتر است همه صمیمیت‌ها را با او تجربه نکنید تا او بداند دوست بودن، این محدودیت‌ها را برایش فراهم آورده است.

 

پرسش۵۲:


با پسری نامزد هستم كه رفتارش عجیب است. چند روز خیلی خوب و مهربان است، خیلی به من توجه دارد، روزی ده بار زنگ می‌زند، چند روز خیلی سرد است و کاملا برعکس می‌شود، حتی جواب تلفن مرا به زور می‌دهد و کم‌پیدا می‌شود، اما هر وقت من حرف از رفتن می‌زنم فورا می‌گوید خودم را می‌کشم و حتی ‌جوری رفتار می‌کند که من کاملا باورم می‌شود که دارد خودکشی می‌کند. چند بار هم دستش را با تیغ زخم کرده، من واقعا ماندم با او چه‌ کار کنم.

پاسخ:

همان‌طور كه خودتان نیز متوجه شده‌اید، او رفتار متعادلی ندارد و با تهدید به خودکشی، باج‌گیری عاطفی می‌کند.
بهتر است آرام‌آرام از این رابطه بیرون بیایید. ابتدا مثل خودش رفتار کنید تا خیلی احساس ترک‌شدگی نکند و بعد، نرم‌نرم از این رابطه بیرون بیایید. احتمال دارد او دارای اختلال شخصیت مرزی BORDERLINE PERSONALITY DISORDER باشد که مجموعه علایمی دارد (نوسان رفتاری و اخلاقی، خودآزاری فیزیکی، سوء‌مصرف موادو…)
زودانگیختگی یا پیش‌بینی‌ناپذیری در مورد مسایلی از قبیل تکانه‌های جنسی، قمار، سوءاستفاده از دارو و الکل، دزدی از فروشگاه‌ها و پرخوری و آسیب رساندن به خود.
یک الگوی ناپایدار در روابط فردی، ناتوانی در کنترل خشم، مشکل هویتی، بی‌ثباتی هیجانی، کوشش‌های بی‌مورد برای اجتناب از رهاشدگی، خودآسیب‌زنی جسمی، احساس مزمن پوچی و بی‌حوصلگی که به‌صورت احساس بی‌هدفی و بی‌ارزش بودن ظاهر می‌شود.
این اختلال زمینه ژنتیکی هم دارد و توسط کادرهای بهداشت روانی (روان‌پزشک و روان‌درمانگر) بررسی و درمان می‌شود.

 

پرسش۵۳:

مشکل من شکست عاطفی است. حرف‌های شما کمک زیادی به من کرد اما هنوز بعد از گذشت پنج ماه از جدایی نتوانسته‌ام این قضیه را هضم کنم و به آرامش نسبی برسم. هنوز چيزهايي مرا آزار می‌دهد و باعث رنجشم می‌شود. البته تمام سعی خودم را کرده‌ام اما نشد. نمی‌دانم واقعا این مدت زمان لازم است یا زیادی طول كشيده. البته بعد از این ماجرا کارم را هم از دست داده‌ام و همين مساله مرا آشفته‌تر کرده است. دیگر از قدم زدن در جاده خاطره‌های آزاردهنده خسته شده‌ام. می‌خواهم فراموش کنم اما کوچک‌ترین چیز در اطرافم مرا به یاد او می‌اندازد.

 

پاسخ:

فراموشی‌اي در کار نیست. ما وقتی در جاده زندگی پیش می‌رویم از شهر خاطرات دور می‌شویم. شما ایستاده‌اید دم این شهر سوخته و هنوز بوی سوختگی اذیت‌تان می‌کند. ۵ ماه است كه ایستاده‌اید. درست است كه داخل شهر سوخته نشده‌اید ولی ایستادن پشت دروازه‌های این شهر باعث نمی‌شود از اين ناراحتي خلاص شويد. دوباره مشغول کار شويد. كار كردن مقدمه‌ای می‌‌شود برای بازگشت به زندگی. این عالم حساب و کتاب دارد و همه بايد حساب پس بدهیم.

 

پرسش۵۴:

مدتی بود كه با پسری که از لحاظ تحصیلی، فرهنگی و… تقريبا شبیه من بود آشنا شدم و قصد ازدواج داشتیم. اما بعد از یک سال فهمیدم پای دختر دیگری در میان است. الان حدود ۹ ماه از آن اتفاق می‌گذرد. او می‌گويد همه چی تمام شده و می‌خواهد با هم ازدواج کنیم. از نظر منطقی این کار را درست نمی‌دانم اما از نظر احساسی هنوز دوستش دارم و دوست دارم کنارم باشد. لطفا مرا راهنمایی كنيد. چه تصمیمی بگیرم؟ و اگر باید از او جدا شوم چطور فراموشش کنم؟

پاسخ:

اعتمادتان از بين رفته است ولی خاطرات خوبتان باقي مانده است.
از یك طرف نمی‌توانید همه چیز را توهم بپندارید و بگويید محبت‌ها دروغی بوده و از یك طرف دیگر شیرینی قدیم باور نکردنی است. خب، باید ببینید می‌توانید زمان داشته باشید یا نه… اعتمادسازی خیلی زمان مي‌برد. گاهی اوقات ‌ارزش دارد و گاهی اوقات می‌بینید كه در يك رابطه به قدری آسیب زیاد است که بهتر است تمامش كنيد.

 

پرسش۵۵:

حدود دو سالی هست که من با یک دخترخانمی آشنا شدم و کم‌کم با این‌که او را ندیدم، به او علاقه پیدا کردم و وابسته شدم، از من شارژ خواست و به‌تدریج شارژ خواستن او زیاد شد، بعد که در شهر دیگری دانشگاه رفت احساس کردم از من سوءاستفاده می‌کند، چون با استفاده از دوست داشتنم، پول می‌خواست و منم نمی‌خواستم در شهری غریب تنها بماند و کمکش می‌کردم، ولی واقعا احساس می‌کردم که دارد مرا گول می‌زند، الان هم می‌گوید که وضع مالی خانواده‌اش بد شده و نمی‌تواند از خانواده‌اش پول بخواهد و از من قول گرفته که مبلغی را بدهم، من واقعا نمی‌دانم که چنین آدمی را باید دوست داشت یا ترکش کنم؟

پاسخ:

خیلی متاثر شدیم که از حس‌های خوبتان سوءاستفاده شده است. در نظر داشته باشید که:


۱٫ در ارتباط واقعی شناخت، دیدار، تاریخچه و واقعیات است نه فقط تلفن و چت و ایمیل


۲٫ کسی که ما را بخواهد، هزینه‌هایش را می‌دهد و یک‌سویه هزینه دادن، نشان‌دهنده پریشانی رابطه است.


۳٫ بنا نیست زنگ‌تفریح یا رابین‌هود یک رابطه بشوید.


۴٫ سادگی شما ، گرگ درون دیگران را بیدار می‌کند. به‌جای هیولا جلوه دادن آن دختر (که محتملا سوءاستفاده‌چی است)، ترجیح می‌دهم شما را به جدیت و قاطعیت در زندگی و برقراری رابطه سالم با زنی که می‌بینید و شایسته همسری است، دعوت می‌کنم.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۳۸

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code