پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۱

پرسش پاسخ عشق و دوستی بخش۱۱

پرسش۴۶:

دخترى سى‌ساله هستم که متاسفانه عاشق آقایى شده‌ام که ۹سال
از من کوچک‌تر است و خود او چیزی درباره این موضوع نمی‌داند؛ اما از عشق او دارم دیوانه می‌شوم. او به‌محض اینکه مرا می‌بیند، بسیار نگاهم می‌کند. من درست او را نمى‌شناسم؛ اما می‌دانم که ظاهرا آدم بی‌ادبی نیست. لطفا کمکم کنید.

 

پاسخ:

در سی‌سالگی باید عشقی را تجربه کرد که بتواند دهه چهارم زندگی را پربار کند و اگر این عشق یک‌طرفه باشد، زندگی را به‌مراتب تلخ و تلخ‌تر هم خواهد کرد. در این سن نباید رفتار فردی ۱۵‌سالگی را داشت و با اشارات پنهانی و کنایات به این نکته پی برد که شاید طرف مقابل هم میلی به ما داشته باشد. درواقع نگاه او می‌تواند از سر نیاز یا کنجکاوی باشد، ولی دردی را از شما دوا نمی‌کند. من وجود این ابهام را گرم‌کننده آتش عشق شما می‌دانم. ولی پاسخش معلوم است که حتی اگر میلی هم باشد، از آن سو، نیازی از جان و فکر شما در این رابطه رفع نمی‌شود و شما فرصت‌های دیگرتان را از دست خواهید داد؛ اما درباره تربیت وی نوشتید که ربطی به حساسیت آخرین سال دهه سوم زندگی شما ندارد. اگر هم کسی بی‌ادب باشد، ملالی نیست؛ زیرا شما می‌توانید به‌موقع از خودتان محافظت کنید.

 

پرسش۴۷:


عاشق دختری هستم كه حاضرم به‌خاطرش هر كاری انجام دهم؛ البته این موضوع برای او هم ثابت شده است؛ اما هربار او می‌گوید که هر زمان که بخواهم، می‌توانم عاشقت شوم اما ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد و من دوست ندارم تو را اذیت کنم؛ اما من نمی‌توانم فراموشش كنم؛ چون تاکنون هربار که خواستم او را به فراموشی بسپارم، موفق نبوده‌ام. لطفا بگوييد چه کنم.

پاسخ:

به نظر می‌رسد از کشش شدیدی صحبت می‌کنیم که چون منجر به آشنایی نیز نشده است، با چاشنی ابهام به آتشی تیزتر مبدل شده است.
فاز اول عشق، شیفتگی است
شیفتگی اگر به رابطه ختم شود، شناخت نیز به آن اضافه می‌شود و این شناخت، رابطه را واقعی‌تر می‌کند.
و پس از شناخت و شیفتگی است که می‌توانیم تعیین کنیم چگونه و تا چه اندازه به کسی متعهد بمانیم.
در درجه اول به‌دنبال فراموش‌کردن آن دختر نباشید؛ بلکه سعی کنید در فرصتی مناسب‌تر خواسته خود را با تاکید بر اینکه قادر به خوشبخت‌کردن او هستید، مطرح کنید وو در این مدت لازم است به‌قدر کافی از هر نظر بالغ شوید و به تکامل برسید تا ایشان شما را باور کنند. وقتی یک زن بتواند به مردی افتخار کرده و او را باور کند، رابطه معنی‌دار شکل می‌گیرد.

 

پرسش۴۸:

چطور می‌توان از صميميت بيش‌ازحد در رابطه جلوگیری کرد؛ به‌طوری که طرفین از هم دل‌زده نشوند و همچنان برای هم جذاب باشند؟

 

پاسخ:

باید عشق ورزید، ولی مهر‌طلب نشد. باید شکل سالم و درستی از وابستگی را تجربه کرد. وابستگی دو نوع سالم و ناسالم است، بعضی‌ها فکر می‌کنند اساسا نباید وابسته شد که این افراد، استقلال ناسالم دارند.
واقعیت این است که نمی‌توان در حوزه عشق وارد شد و همچنان احساس فراخی و قدرت داشت. نمی‌توانیم عاشق باشیم و احساس ضعف شدید دربرابر معشوق را نچشیم، حس وابستگی قسمت ناگزیر یک عشق سالم است؛ اما حد و میزان وابستگی مهم است.
مثلا بعضی‌ها دچار چسبندگی می‌شوند، همه ارزش‌ها و اولویت‌های زندگی شخصی خود را از دست می‌دهند و از درس و کار و خانواده و همه‌چیز می‌افتند! این حد از وابستگی عملا به چسبندگی مبدل شده است و به‌زودی فرد را مستعد آسیب‌های شدید می‌کند.
درمجموع برای تجربه وابستگی سالم باید بدانید خیلی مهم است که فردیت شما، همیشه محترم بماند، شاید لازمه‌اش این باشد که بعضی‌اوقات تلفن‌ها را به شکلی کاملا مودبانه جواب ندهید یا آن‌قدر مشغول اهداف شخصی خود باشید که همیشه در دسترس قرار نگیرید. دربرابر زیاده‌خواهی‌های طرف مقابلتان نیز می‌توانید مودبانه ایستادگی کنید تا عزت‌نفستان آسیب نبیند. حتما به رفتارهای اشتباه و کنترل‌های بیش‌ازحد واکنش قاطعانه نشان دهید و هرگز اشتباه بسیاری از عشاق را تکرار نکنید که به دلیل عشق زیاد، به رفتارهای اشتباه معشوقشان پاداش می‌دهند؛ چون نام چنین وضعیتی رابطه مسموم است، نه عشق

 

پرسش۴۹:

دختری بیست‌وشش ساله و شاغل هستم. چندی پیش معاون شرکتی که در آن مشغول کارم به من ابراز علاقه کرد و ارتباط ما آغاز شد. اما مدتی بعد متوجه شدم که او متاهل است و از این مسئله بسیار ناراحت شدم و درنهایت تصمیم به قطع این ارتباط گرفتم. اما او مانع من شد و گفت که در زندگی مشترکش ناموفق است و ارتباط خوبی با همسرش ندارد و به همین دلیل قصد دارد به‌زودی از او جدا شود. من هم حرف‌های او را باور کردم و ارتباط ما ادامه یافت. من اکنون به او بسیار علاقه‌مندم اما به‌تازگی متوجه شده‌ام که همسرش به این رابطه شک کرده و همین موجب اختلافات بیشتر آن‌ها شده است و البته او نیز برای آرام‌کردن شرایط به‌اجبار وقت بیشتری را برای همسر و زندگی مشترکش صرف می‌کند. من از این وضعیت بسیار ناراحت و ناراضی‌ام. اما از طرفی هم به‌خاطر دوربودن از او نیز بسیار اذیت می‌شوم. واقعا نمی‌دانم چه کنم.

پاسخ:

درمورد اتفاقی که برای شما رخ داده است، واقعیتی وجود دارد و آن این است که داستان تمام مردان متاهلی که قصد دارند وارد رابطه دیگری شوند، یکسان است و آن‌ها برای ارتباط مجددشان دلایل مشابهی دارند و ادعا می‌کنند که با همسرشان مشکل دارند اما فقط به‌خاطر رعایت حال او و یا درمواردی به‌خاطر فرزندشان، ناچارند این زندگی دشوار را تحمل کنند، برخی دیگر هم اظهار می‌کنند به اجبار خانواده در سن پایین ازدواج کرده‌اند و از ابتدا هم علاقه‌ای به همسرشان نداشته‌اند. کم نیستند مردانی که درابتدای آشنایی با فرد دیگری تاکید می‌کنند که با همسرشان مشکل دارند و تصمیم دارند از او جدا شوند. درواقع هدف این گروه از مردان، تنها جلب اعتماد طرف مقابلشان و راضی‌کردن او برای ارتباط‌داشتن با آن‌هاست. اما حقیقت این است هیچ مرد متاهلی که چنین شرایطی را دارد، از همسرش جدا نشده است و نخواهد شد و دراصل تمام این حرف‌ها، ادعاهایی پوچ و دروغ برای فریب فرد دوم هستند. مشکل دیگری که برای شما رخ خواهد داد، این است که درصورت بروز هر مسئله با گفتن جمله «من فقط به‌خاطر تو، زن و زندگی‌ام را کنار گذاشتم»، شما را وادار به سکوت خواهد کرد؛ پس توصیه می‌کنم هرچه سریع‌تر برای همیشه از محل کارتان بیرون بیایید و با این کار برای خودتان ارزش قائل شوید. مردی که با او در ارتباط هستید، هرگز همسر و زندگی مشترکش را رها نخواهد کرد و شما برای او فقط زنگ تفریح هستید و متاسفانه با ادامه این ارتباط تمام زندگی و آینده‌تان را تباه خواهید کرد. به یاد داشته باشید ارزش شما بیشتر از این‌هاست و دلیلی ندارد برای اینکه طعم عشق را بچشید، این‌گونه خود را زجر دهید؛ حتی اگر ارتباط شما با این شخص ادامه پیدا کند، زندگی موفقی نخواهید داشت؛ چرا که مدام نگران بی‌وفایی‌های بعدی او خواهید بود.

پرسش۵۰:

١٨ سال دارم و به تازگي عاشق دختري شده‌ام. به او علاقه زيادي دارم و او را براي زندگي مشترك انتخاب كرده‌ام. من گداي عشق او هستم! نمي‌دانم اين گدايي كردن خوب است يا بد؟ لطفا راهنمايي‌ام كنيد.

پاسخ:

مهرطلبی خیلی اوقات باعث می‌شود تعادل در زندگی از بين برود. مهرطلبی یعنی تلاش زیاد برای ماندن در کانون توجه و علاقه بقیه و تقلای بی‌تعادل برای خشنود ساختن دیگران به هر قیمت. مهرطلبی باعث می‌شود خیلی اوقات آدمی در روابط شخصی‌اش مشکل‌ساز بشود، اما چون خودش اسم این افراط را انسان‌دوستی گذاشته است هرگز نمی‌فهمد چقدر می‌تواند به بقیه آسیب بزند.
برای داشتن مهرطلبی سالم باید در درجه اول چهارچوب فکری خود را ساخت و بعد برای تثبیت آن تلاش كرد. برای انجام وظایف زندگی نبايد به دهان بقیه چشم دوخت. از طرفي تقویت عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس کمک می‌کند کارهايتان را انجام دهید بدون این‌که احساس گناه و خودخواهی داشته باشید. سن شما برای مسوولیت‌پذیری ازدواج و بلوغ‌های شش‌گانه آن (شخصیتی، عاطفی، مالی، اجتماعی، معنوی، جنسی) بسیار كم است و من توصیه می‌کنم اگر عشق را تجربه می‌کنید معنی‌اش این نیست که تعهد اجتماعی به نام ازدواج را نیز بپذیرید. كمي صبوری کنید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۳۸

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code