پرسش پاسخ ازدواج بخش۲

پرسش پاسخ ازدواج بخش۲

پرسش۶:

دختری ۳۹ ساله، دانشجوی ترم آخر کارشناسی و ساکن شمال‌غرب تهران هستم. متاسفانه تاکنون موفق به ازدواج نشده‌ام. از جمله دلایلی که همیشه مانع من برای ازدواج بوده است، عبارتند از:

۱) قوم‌گرایی: چون ما اصالتا تهرانی هستیم و برای اینکه بعد از ازدواج دچار اختلافات فرهنگی نشوم، سعی می‌کردم هیچ‌کدام از خواستگاران شهرستانی را، حتی برای آشنایی، نپذیرم.

۲) دخالت اقوام: متاسفانه تا حدود ۱۲ سال پیش که پدرم در قید حیات بود، با اقواممان همسایه بودیم و بعدها به‌طوراتفاقی متوجه شدم که اگر آن‌ها از خواستگاری فردی نسبت به من مطلع می‌شدند، آن را برهم می‌زدند و ما هم متواضعانه سکوت می‌کردیم؛ چون دخترها اعتراض نمی‌کنند!

۳)شکست پی‌درپی در رابطه‌ها: این مورد ذهنیتی را در من به وجود آورد که موجب شد دیگر وارد هیچ رابطه‌ای نشوم؛ درحالی‌که امروز می‌دانم مشکل، در مهارت‌های ارتباطی خودم بود.

۴) اعتقاد به ازدواج سنتی: هیچ‌کدام از خواستگارانی که به‌صورت سنتی از من خواستگاری کردند، نه ازسوی من تایید شدند، نه ازطرف خانواده‌ام.

۵) و درنهایت تقدیرگرایی: درواقع از سی‌سالگی به این باور رسیدم که با گرفتن نگاهم از نامحرمان و نجابت بیشتر، خداوند فرد موردنظرم را سر راهم قرار می‌دهد.

امروز هم دغدغه ذهنی من این است که برای جبران همه قصوراتم، باید از کجا و چگونه آغاز کنم؟ ضمن اینکه از یک خانواده موجه هستم و شرایط و مهارت‌های لازم را برای یک ازدواج پرآرامش دارم. چندی پیش توسط استادم با خانم‌هایی آشنا شدم که دفتر ازدواج آسان را برای معرفی جوانان مدیریت می‌کنند، اما از دو نفر آقایی که شماره من را گرفتند، حتی یک نفر هم به من زنگ نزد.

تمام این جزئیات را خدمتتان عرض کردم تا از راهنمایی شما بهره‌مند شوم تا به لطف خداوند و کمک شما راه درست را پیدا کنم.

پاسخ:

در فرهنگ ایران مرسوم است که همیشه مردها یا یکی از وابستگانشان برای ازدواج پیش‌قدم می‌شوند، به همین دلیل دختران بسیاری هستند که با وجود شرایط مناسب و علاقه وافر به ازدواج، موفق به تشکیل خانواده نشده‌اند. بسیاری از دختران هم در گذشته خواستگارانی داشته‌اند، اما دلایلی مانند آنچه شما به آن اشاره کردید، مانند قوم‌گرایی، دخالت اقوام، نداشتن مهارت‌های ارتباطی و …هنوز مجرد مانده‌اند. بعضی از خانواده‌ها هم بر پنهان‌ماندن دخترها و حضورنیافتن آنان در اجتماع، تاکید داشتند، درحالی‌‎که حضور دختران در پوششی آراسته و موقر، با رفتاری متین در جامعه ازلحاظ شرعی و عرفی هیچ مانعی ندارد. در زیر چند روش به شما توصیه می‌کنم و امیدوارم با استفاده از آن‌ها، بتوانید خانواده‌ای گرم و صمیمی تشکیل دهید. سعی کنید با مراجعه به روان‌شناس، علت عدم‌موفقیت خود را در ازدواج، شناسایی کنید. بیشتر وارد جامعه شوید، حتی اگر فرهنگ خانواده شما اجازه نمی‌دهد به‌تنهایی به اردوها و مسافرت‌های گروهی بروید، به‌همراه یکی از اعضای خانواده اقدام به این کار بکنید.

  1. اخلاق خوب، متانت، وقار و صمیمیت در رفتار، کلید جذب همسر است؛ پس سعی کنید در مجالس زنانه، خانوادگی و حتی در محل کارتان از این کلید بهره ببرید.
  2. شما دیگر تابع احساسات و شور جوانی نیستید و عاقلانه تصمیم‌گیری می‌کنید؛ بنابراین بهتر می‌توانید شرایط ازدواج را به دور از افراط و تفریط بپذیرید و این مطلب را در جمع بازگو کنید. اینکه دیگران بدانند شما سخت گیر نیستید و عاقلانه می‌اندیشید، سبب جذب خواستگار برایتان می‌شود.
  3. در انجام خدمات اجتماعی داوطلب شوید. شرکت در مجالس مذهبی، عضویت در انجمن‌ها یا خیریه‌ها، پذیرفتن مسئولیت‌های افتخاری در فرهنگسراها و مانند آن‌ها، علاوه بر اجر معنوی، نقش مهمی ‌در این زمینه برعهده دارد.
  4. اگر مرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کردید، بی‌واسطه یا باواسطه، با رعایت وقار و متانت، موضوع را به او یا نزدیکانش منتقل کنید. دوستان، اقوام، نزدیکان و بزرگ‌ترهای شما یا ایشان به شکل مناسبی قادرند شما را به هدفتان برساند.
  5. خواستگاران فعلی شما احتمالا سن بالایی دارند. این‌گونه افراد خواهان وقار یا نجابت هستند؛ بنابراین از پوشیدن لباس‌های تنگ و کوتاه بپرهیزید و در آراستن خود افراط نکنید. همیشه مرتب و موقر باشید. در معاشرت‌هایتان نشان دهید که زن زندگی هستید تا خواستگارتان یا نزدیکانش به ویژگی‌های مثبت شما پی ببرند.

و از همه مهم‌تر خودتان را به خداوند بسپارید.

پرسش۷:

من دختری ۱۹ ساله هستم که ۹ ماه است که ازدواج کردم. قبل از ازدواجم با پسری حدود یک سال دوست بودم. هر دو عاشق هم بودیم و همه چیز خوب بود تا زمانی که با پدرش به خواستگاری نیامده بود. بعد از خواستگاری پدرش وضع مالی ما را قبول نکرد و گفت ما از نظر مالی ضعیف هستیم.

بعد از این اتفاق عشقم نتوانست کاری کند تا اینکه دیگر ناامید شدیم. در آن زمان خودش به من اجازه ازدواج داد من هم تحت فشار ازدواج کردم. الان هم بعد از گذشت این زمان وقتی داخل شهر می‌بینمش حالم بد می‌شود و به خاطر همین با شوهرم بداخلاقی می‌کنم. خواهش می‌کنم مرا کمک کنید.

پاسخ:

از توصیه‌های خیلی جدی که می‌توان در موارد شکست عاطفی داشت این است که حتما در شکل‌دهی رابطه عاطفی جدید بسیار محتاط عمل کنید. این مطلب حتی بعد از طلاق هم گفته می‌شود که بعد از جدایی خیلی سریع اقدام به ازدواج مجدد نکنید و مدتی فاصله بیندازید تا از قطع پروژه قبلی اطمینان حاصل کرده باشید.

با توجه به اینکه ازدواج کرده‌اید نمی‌توانیم برگشت به گذشته را توصیه کنیم. به همین خاطر است که قاطعانه از شما می خواهم که اگر ارتباطی با پسر قبلی به هر طریقی دارید قطع کنید، از دیدار تا تلفن، پیامک یا … چون برای سعادتمندی شما بسیار آسیب زا خواهد بود و هرگز بهانه‌ای برای درددل با او یا احوالپرسی و از این قبیل موارد پذیرفته نیست.

مطمئن باشید اگر کاملا در مدیریت رفتارتان موفق عمل کنید، افکارتان تصحیح خواهد شد. ضمن اینکه قطع کامل با آن پسر می‌کنید، پروژه‌های مختلف و تجربه‌های گوناگون و جذاب با همسرتان را افزایش دهید و بدانید که حتما حالتان بهتر خواهد شد مثلا سفرهای دونفره، رستوران‌رفتن، بازی‌کردن و صحبت‌كردن را در سبک زندگی با همسرتان را فزونی بخشید.

در نهایت ضمن اینکه از خود مدد می‌گیرید به موارد معنوی خود بیشتر اهمیت دهید و رابطه خودتان را با خداوند از طریق نماز، دعا و … بیشتر کنید و اگر موفق نشدید که رفتار و افکار خودتان را مدیریت کنید، از مشاور مورد قبول نظام روان‌شناسی کمک بگیرید. دعاگویتان هستم.

پرسش۸:

بیست‌ویک ساله هستم. چند سالی است که پسری را دوست دارم که شش ماه از خودم بزرگ‌تر ‌و قرار است یکی دو سال دیگر ازدواج کنیم. می‌خواستم بپرسم سن تا چه حد در زندگی مهم است؟ شش ماه اختلاف سنی کم نیست؟ منتظر راهنمایی شما هستم؟

پاسخ:

تفاوت سنی به‌تنهایی متغیری نیست که بتوانیم ‌ تصمیم منطقی و عقلانی با همین یک معیار برای تشکیل زندگی بگیریم، بلکه مهم این است که میزان رشد عاطفی، رشد عقلانی، رشد روانی، رشد اجتماعی و اعتقادی شما دو نفر چقدر به هم نزدیک و شبیه است.

بعضی وقت‌ها فردی با سن کمتر از پختگی خوبی برخوردار است و برعکس فرد دارای سن بالایی است ولی جنبه‌های عاطفی، عقلانی، اجتماعی و روانی او کمتر رشد کرده است.

لذا توصیه کلی این است که در سنین پایین مثل ۱۹ تا ۲۲ سالگی برای دختر خانمی ‌مثل شما بهتر است که اختلاف سن او با پسر حدود ۴-۵  سال باشد. ولی برای دختر خانم‌هایی که حداقل ۲۶ ساله هستند اختلاف سن بالاتر با زوج ضرورتی ندارد چون هر دو به پختگی یکسانی رسیده‌اند.

اصولا بالا بودن سن پسرها از دختر خانم‌ها از این جهت مهم است که دختر خانم‌ها زودتر به پختگی‌های مختلف می‌رسند. لذا توصیه می‌شود ‌ اگر دختر خانمی‌در سنین پایین بخواهد ازدواج کند بهتر است سن پسر مورد‌نظرش حدود ۴ الی ۵ سال از او بیشتر باشد.

پرسش۹:

دختری ۱۸ ساله‌ام که انقدر ظاهر طرف مقابل برایم مهم است که حتی گاهی باطن را فراموش می‌کنم. از بچگی آرزو داشتم با مردی شگفت‌انگیز ازدواج کنم و فقط هم به افراد بلوند و چشم‌آبی علاقه دارم. انگار برای اینکه چنین وصلتی سر بگیرد باید به آلمان بروم. دیگر از خودم بدم می‌آید. خیلی سرگردانم.

پاسخ:

لازمه اینکه با مردی شگفت‌انگیز ازدواج کنید این است که خود شما هم شگفت‌انگیز باشید. اگر خود را این‌گونه احساس می‌کنید، احتمالا دچار تحریف شناختی شده‌اید.

زیرا ۹۵٪ مردم در زمره مردم عادی هستند و از زندگی معمولی خود لذت می‌برند. خداوند بزرگ در هر انسانی توانمندی‌ها و استعدادهایی قرار داده است که باید آنها را کشف و شرایط مناسب و مساعدی را برای شکوفا‌کردن آنها فراهم کرد. شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید، باید نقاط قوت و ضعف خود را چه از لحاظ جسمی، روانی، شخصیتی، اجتماعی، هنری، مذهبی و … لیست کنید.

برای تقویت نقاط قوت خود برنامه‌ریزی کنید و برای برطرف‌ كردن نقاط ضعف‌تان تلاش کنید. اگر احساس کردید به‌‌تنهایی نمی‌توانید از پس این برنامه برآیید از مشاور و روان‌شناس کمک بگیرید. شکرگزاری برای توانایی‌ها، استعدادها و داشته‌ها مثبت‌اندیشی را به‌دنبال خواهد داشت.

پرسش۱۰:

پسری ۲۵ ساله و پزشک عمومی هستم. ۵ ماه قبل با دختری ۲۶ ساله و کارشناس بهداشت آشنا شدم که او را پسندیدم و به وی پیشنهاد آشنایی بیشتر دادم. یک هفته بعد از آشنایی‌مان درمورد او با پدرم صحبت کردم تا با هم برای خواستگاری و تحقیق به شهر محل سکونتشان برویم، اما پدرم مخالفت کرد و من هم صادقانه این موضوع را به آن خانم گفتم و بعد از یک ماه‌ونیم ارتباط ما قطع شد، اما طی این مدت من چندین‌بار با پدرم درگیری لفظی پیدا کردم. از مهرماه به اصرار من دوباره این ارتباط شروع شد، البته من هنوز درمورد ارتباط مجددمان چیزی نگفته‌ام و طرف مقابلم هم دیگر مانند گذشته با من گرم برخورد نمی‌کند. می‌ترسم اگر دوباره درمورد این موضوع با خانواده‌ام صحبت کنم، باز هم مشکلات و اختلافات شروع شوند و باز با خانواده‌ام درگیر شویم. از مهم‌ترین دلایل مخالفت خانواده من با این دختر دو مورد است؛ یکی اینکه این دختر یک سال از من بزرگ‌تر است و دوم اینکه من پزشک عمومی هستم، ولی او کارشناس بهداشت است. به نظر شما آیا من باید به‌دنبال علاقه‌ام بروم و این رابطه را ادامه بدهم یا اینکه به مخالفت خانواده‌ام اهمیت بیشتری بدهم و ارتباطم را قطع کنم؟

پاسخ:

دوست عزیز، برای انتخاب فرد موردنظر برای ازدواج، پیشنهادم این است که سخت‌گیرانه‌تر از اینکه نوشته‌اید عمل کنید. سن و رشته تحصیلی او ممکن است در آینده موجب شود که او احساس حقارت کرده و بخواهد این احساس را به هر طریقی، مثل سخت‌گیری‌های بیشتر یا کنترلگری‌های افراطی شما، جبران کند؛ همانندی در ازدواج بسیار مهم است، چه ازنظر فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و چه ازنظر سنی، علمی و … همچنین بر موارد فوق مخالفت‌های خانواده خود را اضافه کنید. درحقیقت از عوامل مخرب ازدواج، مخالفت‌های خانواده‌های دو طرف در بدو ازدواج است و این مخالفت، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، ریشه این ازدواج را به اضمحلال می‌برد و شما در تمام زندگی باید تلاش کنید تا میان خانواده خود و خانواده همسرتان نقش میانجی داشته باشید و این ناجی‌گری، از یک طرف انرژی زیادی از شما خواهد گرفت و از سوی دیگر منجر به مشکلات روحی و روانی خواهد شد و درنهایت با افت انرژی‌تان هر دو خانواده از شما ناراضی خواهند بود و از اینجا رانده و از آنجا مانده خواهید شد؛ پس بدون موافقت خانواده‌تان اقدامی نکنید و به موارد قبلی این نکته را هم اضافه کنید که به گفته خودتان، او دیگر مانند گذشته با شما گرم نیست و منفعلانه برخورد می‌کند و شما از هم‌اکنون مشغول خرج‌کردن بعد عاطفی و قابلیت احساسی خود هستید تا شاید بتوانید او را از این سردی ارتباطی خارج کنید و طبیعی است که دراین‌صورت هم از توانایی عاطفی بالقوه شما کاسته خواهد شد. درعین‌حال این را هم اشاره کنم رابطه‌ای که در این مرحله حدود ۵/۱ ماه قطع شود، نشانگر این است که در آینده هم می‌تواند قطع شود و این مدت قطع ارتباط، هم از ضریب اطمینان در سال‌های آینده می‌کاهد و نشان ریسک بالا در این ازدواج است. درمجموع به نظر می‌رسد اگر هرکدام از شما دو نفر سعادتمندی را در موارد دیگر جست‌وجو کنید، اطمینان‌بخش‌تر خواهد بود.

درعین‌حال به ده اصل مهم برای انتخاب موفق خدمت شما و همه خوانندگان عزیز ارائه می‌دهم:

  1. درباره کسی که قصد ازدواج با او دارید، اطلاعات کافی به دست آورید. تدبیر به خرج دهید تا ازدواجتان برایتان قابل‌توجیه باشد.
  2. با کسی ازدواج کنید که ارزش‌هایش به شما شباهت داشته باشد.
  3. تنها درصورتی ازدواج کنید که هر دو از سلامت روانی و عاطفی برخوردار باشید.
  4. با کسی ازدواج کنید که درنظر شما جذاب باشد.
  5. وقتی ازدواج کنید که نسبت به او مهر و علاقه‌ای عمیق حس کنید و او را دوست بدارید.
  6. صمیمیت کلامی را بیاموزید. بدین ترتیب علاقه و عشق شما به همسرتان افزایش می‌یابد.
  7. قبل از ازدواج شیوه حل‌وفصل اختلافات و روش‌های ایجاد صمیمیت را بیاموزید.
  8. تنها درصورتی ازدواج کنید که بتوانید به ازدواجتان متعهد شوید؛ تعهدی برای همه عمر.
  9. اگر پدر و مادر به ازدواج شما مهر تایید می‌زنند، ازدواجتان را جشن بگیرید ولی اگر مخالف این ازدواج هستند، شدیدا احتیاط پیشه کنید و زود تصمیم نگیرید.
  10. برای راضی‌کردن دیگران ازدواج نکنید.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۰۴

مقاله های مرتبط :