پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۳

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۳

پرسش۶۱:

دختری ۲۵ ساله هستم و يك پسرعمه‌ ۱۹ ساله دارم. حدود چهار ماه است که او به من ابراز علاقه مي‌كند. حتي از من خواستگاری کرده است. در این مدت هر چه با او صحبت می‌کنیم تا منصرف بشود زیر بار نمی‌رود و روی حرفش پافشاری می‌کند. می‌گويد من چند سال هست که به تو علاقه دارم و با فکرت زندگی کردم. مرتب هم به من پیام می‌دهد و درددل می‌کند. هر چند من جوابش را نمی‌دهم ولی از رو نمی‌رود. مشکل دیگر این است که خانواده‌هايمان با این وصلت موافق‌اند ولی من نمی‌توانم را قبول کنم. لطفا راهی جلوي پای من بگذارید تا بتونم این بحران را حل کنم.

پاسخ:

عشق‌های پسران در این سن و سال بیشتر از جنس ماهیگیری است. فرد می‌نشیند به امید این‌که یك ماهی یك جای دریاچه نوکی به قلاب او بزند. این عشق‌ها می‌توانند قشنگ باشند اما پسرعمه‌تان به شکار نهنگ آمده است!
اين كه به او توجه نمی‌کنید خوب است. کم‌کم بدون این‌که تحقیر بشود متوجه می‌شود مسیر را اشتباهی آمده است. مساله این است که متاسفانه با خانوادگی شدن این نوع مباحث موقعیت شما آسیب می‌بيند و به هیچ‌وجه نباید اجازه طرح چنین شوخی‌هایی را درباره خودتان بدهید تا خانواده حتی بخواهد این موضوع را بررسی کند.
اگر به دنبال پیشرفت شخصی باشيد بسیار خوب است چون ديگر وقتی برای این نوع مسايل نخواهيد داشت.

 

پرسش۶۲:

حدود ۸- ۹ ماه هست که با دختری آشنا شدم. البته این دختر خواهر صمیمی‌ترین دوستم هست و خودش و خانواده‌اش را تقریبا ۱۰ سالي است که می‌شناسم. این دختر از هر نظر عالی است و من قبولش دارم. من ۲۳سال دارم و او ۱۸ ساله است. مادرش می‌گويد با دوستی بلندمدت مخالف است. می‌گويد نهایت تا دو سال دوست باشيد و بعد نامزد کنید، تا ۳- ۴ سال بعد که درس دخترش تمام شود. حالا من می‌خواهم بپرسم آیا برای پسری که ۲۴ یا ۲۵سال دارد نامزدی زود است و یا سن مناسبی است؟ برای دوستم چطور؟ نمی‌خواهم به هیچ عنوان از دستش بدهم. پدرم همیشه می‌گويد ازدواج نکنی، گول نخوری، در این زمانه کسی ازدواج نمی‌کند و… من شما را خیلی قبول دارم و خواستم از شما بپرسم. باور کنید فکرم خیلی مشغول است.

پاسخ:

من با حرفتان موافقم که بعید است در حالی که ۲۳ ساله هستی و هنوز از تغییرات جدی دو سه سال بعدی زندگی‌ات خبر نداری، دست به انتخابی به این جدیت بزنی. آیا این سوال دو سه سال دیگر هم مطرح نیست؟ چرا. ولی نه به اندازه الان! واقعا مردان در ۲۶- ۲۷ سالگی دچار دگردیسی‌های جدی در تصمیمات زندگی می‌شوند. اين دختر خانم هم گناهی ندارد که خدای ناکرده زنگ تفریح تو شود. من حواسم هست که پای یك دوستی خیلی خوب ۱۰ ساله نیز در ميان است. بنابراین تنها راه تداوم این رابطه رسمیت بخشيدن به آن است و مستلزم اطمینان بسیار بالای تو از انتخابي است كه كرده‌اي. این اطمینان نیز به شناخت تو از خودت، میزان تغییراتت، و به جاه‌طلبی‌ها و تجربه‌های قبلی زندگی‌ات بستگی دارد که می توانی بفهمی چقدر متغیرالاحوال هستی.
اما درباره پدرت، ایشان دارند تجربه تلخی را به شما می‌گویند که منحصر به خودشان است. ازدواج البته کار سختی است اما برای رشد روانی بسیار باارزش است. ازدواج قطعا بعضی آسایش‌های زندگی را از تو سلب می‌کند ولی سوال بزرگ‌تر این است که این‌قدر آسایش آیا اساسا موجب رشد می‌شود؟ رشد روانی انسان در تغییرات و تصمیمات است و درست به همین خاطر باید در ازدواج درنگ کنی نه به این خاطر که ازدواج بد است بلکه چون ازدواج تصمیم بالغانه و بزرگی است.

 

پرسش۶۳:

ممكن است سوالم کمی خنده‌دار به نظر برسد ولی می‌خواهم جواب آخر و اصلی را از شما بگیرم. آیا شما به بخت بستن اعتقاد دارید؟

پاسخ:

بحث آساني نیست و حداقل آن که جواب این سوال قطعا در حوزه روان‌شناسی جايي نداردو شايد بهتر باشد از حوزه‌های متافیزیک و پاراسایکولوژی در این مورد استفاده کرد. در اين زمينه من اطلاعاتي ندارم اما اگر كمي تحقیق علمی و عملی داشته باشم تقدیمتان می‌کنم.
این‌که افرادی در عالم انرژی سیاهی درونشان با قدرت در جریان است، قابل اثبات است. در ادبیات تمدن‌های مختلف دنیا نوشته‌هایی درباره BLACK MAGIC‌ها می‌بینیم، که با شیوه‌هایی که تربیت شده‌اند قادرند تاثیرات منفی در زندگی مردم بگذارند (حتی در قرآن اشاره دارد به دو نفری که این کار را می‌کردند و تصریح وحی به عبارت “یعلمان السحر “است).
ولی این‌که سحر بتواند در زندگی شما تاثیر بگذارد بحث مفصلی است. خلاصه این‌که می‌توانيم از خودمان مراقبت کنيم با مراقبت از درون، بستن کانال‌های ورودی روح، معاشرت با آدم‌های مثبت، پرهیز از مجاورت با آدم‌های مساله‌دار، اذکار و ادعیه محافظ و…
اساتید این فنون مخفی توصیه‌ای دارند که برايتان نوشتم. شما خود را به رفع این نوع بستن‌ها یا باز کردن‌ها معطل نکنید.
وصل بودن به منبع الهی و ادعیه ساده باعث رفع اکثر انرژی‌های روانی منفی غریبه می‌شود.

 

پرسش۶۴:

این طبیعی است که آدم با خاتمه دادن به یك رابطه ۴ ساله به هم بریزد طوری که شب‌ها خوابش نبرد و از کار و زندگی و برنامه‌هاي زندگي‌اش جا بماند؟ 

 

پاسخ:

بله، طبیعی است ولی نباید دوران سوگواری زياد طول بکشد. گریه و زاری هم بد نيست به شرطي که در آن افراط نباشد. الان سرعت زندگی را پایین بیاورید، ولی قسمت‌های اصلی زندگیتان را حفظ کنید (مثل صرفه‌جویی در مصرف برق خانه است به خاطر این‌که سیم‌کشی بتواند برق یخچال و نور منزل را تامین کند مثلا جاروبرقی و ماشین لباسشویی را روشن نمی‌کنیم!) این‌طوری به درستان یا کارهايتان نیز در حد ضروری می‌رسید.
بعد از غم، نوبت خودخوری و خود را مقصر انگاشتن است. باید از این فاز عبور کنید و بالغانه بیندیشید که در یک رابطه، هر دو نفر در ایجاد مشکلات موثرند. به عنوان یک انسان بپذیرید كه مي‌توان خطاهایی داشت بدون این‌که وجدان‌درد بگيريم.
سپس خشم‌هايتان بالا می‌آيد، زیرا سهم طرف مقابل را می‌بینید. این‌جا باید عبور کنید و متعهد شوید که رفتارهای زشتی را که دیده‌اید با کسی دیگر مرتکب نشوید. خطاهای خود را باید تصحیح کنید.
به تدریج باید به خودتان فرصت زندگی بدهید. باور و ایمان داشته باشید که هستی درس‌هایی داده و شما فراگرفته‌اید و حالا باید بروید به سراغ درس‌های جدید.

 

پرسش۶۵:

ده سال در فکر کسی بودم كه او هم مرا دوست داشت. البته به مدت سه سال از هم دور بودیم و او با دختر دیگری عقد کرد. از وقتی عقد کرده من دارم دیوانه می‌شوم، او را هم اذیت می‌کنم، چون‌ با کسی ازدواج کرده که موقعیتش از من بالاتر است و من احساس می‌کنم هرچه تلاش کنم نمی‌توانم به موقعیت او برسم. از وقتی عقد کرده اصلا تحویلم نمی‌گیرد، در صورتی که قبلا خيلي دوستم داشت. البته احساس می‌کنم با این رفتارش می‌خواهد کاری کند که من همه چیز را فراموش کنم. شب و روز گریه می‌کنم. شش ماه است كه دست به هیچ کاری نزدم. احساس پوچی مي‌كنم و همه متوجه شده‌اند که مشکل بزرگي دارم.
چه کار کنم از فکرش بیرون بيايم و فقط به فکر پیشرفت خودم باشم؟ دلم مي‌خواهد آن‌قدر پیشرفت کنم که او افسوس بخورد چرا با من ازدواج نکرده!

 

پاسخ:

داستان تلخي داري.۱۰ سال برای تداوم یک اشتباه کم نیست. هر کسی این توان را ندارد كه خودش را اين‌قدر تخریب کند.
اين آدم در اين سال‌ها تو را نمی‌خواسته ولی تو برای خودت استدلال کرده‌ای که خیلی دوستت دارد. ممکن است زمانی دوستت داشته ولی مطمئنم از خیلی وقت پيش رفتارهایش تغییر کرده، زیرا خودش عوض شده و دنیایش تغییر کرده ولي تو در جا می‌زدی و سعی می‌کردی این سیگنال‌های قوی تغییر را انکار کنی.
این بدترین رفتار خودتخریبی self-destructive behavior است که شما داشته‌اید. یعنی انکار تغییر شرایط و رفتن در رفتار مرضی خودمعشوق‌انگاری. او ازدواج کرده است و تو سوگواری‌هایت را کرده‌ای و نباید به حسادت اجازه دهی تخریبت کند. الان وقتش است كه با بیلچه به جان باغچه درونت بيفتي و گیاهان پوسيده را دور بریزی و از نو بذر بکاری. خاطراتش را یادآوری نکن. آرزوی بد نکن که به خودت برمي‌گردد. برگرد به زندگی. زندگی همیشه فرصت‌های خوبي جلوی پای آدم می‌گذارد، به شرط آنکه آنها را ببينيم.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۳۸

مقاله های مرتبط :