پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۰

پرسش پاسخ ازدواج بخش۱۰

پرسش۴۶:

خواستگاری داشتم از شهریار. خودم اهل شهریار اما ساکن تهرانم. با توافق خانواده‌ها در لابی یک هتل دیدار داشتیم، او از من خواست پس از ازدواج برای زندگی همراهش به شهریار بروم. من معذرت‌خواهی کردم و جواب منفي دادم. او برای این‌که دل مرا نرم کند از گذشته خود گفت. معلوم شد دختری را دوست داشته كه در همان شهریار بوده، اما آن دختر ناگهان بی‌خبر، ازدواج کرده و رفته. زخم بزرگی که از این شوک در او ايجاد شده بود مانع از این می‌شد كه بتواند هم‌زمان هم مهاجرت کند و هم ازدواج.
از صداقت اوخوشم آمد اما در نهايت به او جواب منفي دادم، زیرا احساس کردم هنوز زخم دارد. اما در يك ماه گذشته خیلی به یادش هستم. از شما راهنمایی می‌خواهم.

پاسخ:

به نظر می‌رسد خیلی اشتباه نکرده باشید به دو دلیل:
دلیل اول این‌که مرد یا زنی که زخم‌های عاطفی‌اش ترمیم نشده باشد، مورد خوبی برای ازدواج نیست زیرا دغدغه ذهنی و مقایسه‌هاي ما با فرد قبلی به قدری است که طرف نمي‌تواند واقعیت ما را خوب ببیند. بسیاری از اوقات ما داریم با فردی که قبلا در زندگی طرف مقابلمان بوده مقایسه می‌شویم؛ نه این‌که به طور کلي این کار ممنوع باشد اما در فرد زخم‌خورده هم‌زمان با این مقایسه، یک بار احساسی قدیمی نیز جابه‌جا می‌شود که این خوب نیست.
به طور کلي از کجا بفهمیم از زخم‌های عاطفی قبلی، ترمیم شده‌ایم؟ خاطرات قبلی، مطالبی هستند که از حافظه ما پاک نمی‌شوند و بنا هم نیست چنین چیزی رخ دهد بلکه حتما در اثر مسايل و رخدادها به یادمان می‌آید ولی تاثیر احساسی ناچیزی بر ما دارد که باعث نمی‌شود عملکردمان تغییری کند (درسمان، کارمان، برخوردمان با اطرافیان و…).
راه دیگر این است که دايم دغدغه این را نداریم که اثبات کنیم در شکست عاطفی قبلی بی‌گناه بوده‌ايم یا فرد قبلی گناهکار بوده است. يعني از این بحث‌ها عبور کرده‌ایم.
دلیل دوم شما نیز معقول بود. مهاجرت به محل زندگی شوهر مستلزم مسايل متعددی است. یکی این‌که مهاجرت و دوری از خانواده و زندگی قبلی و کار باید به نحوی باشد که ارزش داشته باشد و خود فرد مهارت‌های تطابق adjustment skills را بداند.
این‌که او صداقت داشته خوب است اما چنین صداقتی اولا نایاب نیست و ثانیا ازدواج تصمیمی نیست که بار اخلاقیات در آن این‌قدر سنگین باشد. البته که مهم است فرد اخلاق‌محور باشد ولی موضوعات مهم دیگری نیز هست. مثل: اخلاق فردی، تطابق خانوادگی، هوش، اخلاق مالی، قرائت دینی، برداشت از همسر بودن و توقعاتش، مطلوبیت جنسی و…
من به شخصه در نوشته شما ردی از وسواس در انتخاب ندیدم اما صرف اختلاف شهر سکونت بین پسر و دختر باعث نمی‌شود یکی را بگذاریم کنار؛ بلکه باید جمیع عوامل را با هم بسنجیم و ببینیم مناسب ما و روحیاتمان هست یا نه.

 

پرسش۴۷:

دختری هستم ۲۵ ساله، لیسانس دارم و در خانواده مذهبی به دنیا آمدم. روابط‌عمومی اجتماعی بالایی دارم. اما مدت‌هاست که به طور جدی به ازدواج فکر نکردم تا این‌که چند ماه قبل آقایی به خواستگاری‌ام آمد که از نظر اقتصادی از خانواده من پایین‌تر بود. در چند جلسه خواستگاری با او به تفاهم رسیدم و قرار شد بعد از ۱۰ روز به آنها جواب نهایی را بدهیم تا اين‌كه یک روز این آقا با من تماس گرفت و گفت که خوابی دیده و باید استخاره کند. بعد از۲۰ روز مادرش تماس گرفت و گفت: پسرم پشیمان شده. این موضوع در روحیه‌ام تاثیر بدی گذاشته و اصلا حالم خوب نیست. دیگر قصد ازدواج ندارم. البته در این شرایط پسر یکی از آشنایان هم به خواستگاری‌ام آمده که نمی‌دانم چه کنم؟

پاسخ:

وقتی پای بحثی مثل ازدواج پيش می‌آيد باید بالغانه فکر کرد. استخاره یعنی طلب خیر. متاسفانه کسانی هستند که از نظر روانی به بلوغ لازم برای تصمیم‌گیری‌های جدی که نمی‌رسند، با استفاده از شیوه‌های غیرعقلانی به سراغ مسايلی مثل ازدواج می‌آیند.
در سیره ابی‌عبدالله نکات برجسته‌ای است که برای ما راهکار رهایی‌بخش می‌دهد. حضرت پس از دریافت نامه کوفیان برای بررسی دقیق‌تر اوضاع از نزدیک، مسلم‌بن عقیل را برای بررسی به کوفه فرستاد. در این مسیر توفان شن شد و هر دو همراهِ مسلم از دنیا رفتند. ایشان برای ابی‌عبدالله نامه نوشتند و عرض کردند: “به نظرم این مرگ‌ها نشانه بدی برای این سفر است. فرد دیگر را بفرستید شاید خوش‌فال باشد”. حضرت در پاسخش فرمودند که اهل بیت کارهایشان را به این شیوه انجام نمي‌دهند، وظیفه خود را به اتمام برسانید. یعنی شیوه تربیتی امام حسین(ع) مبتنی بر وظیفه‌شناسی و مسولیت‌پذیری بوده است نه پنهان شدن پشت دیوارهای غیبی و خرافی.
آن آقا شهامت گفت‌وگوی مستقیم با شما را نداشته و با پناه گرفتن پشت خدا و پیغمبر و مادر و… سعی کرده از مسوولیت رویارویی و گفت‌وگو فرار کند؛ شما به خاطر نوسان اين آدم نبايد فرصت‌های خوب را از دست بدهيد. الان بهترین اقدام ازدواج موفق شماست. حتما مورد جدید را ببینید و به خاطر اشتباه بقیه، خودتان را ملامت نکرده و احساس بی‌ارزشی نكنيد.

پرسش۴۸:

دختر ۲۲ ساله هستم سال آخر کارشناسي، از سال اول با يکی از همکلاسی‌هام آشنا شدم خواستگاری هم اومدن با این‌که خانواده ما از نظر فرهنگی و مالی بالاتر از اوناس ولي مادرش راضی نمی‌شه می‌گه خانواده‌هامون بهم نمی‌خورن ولی ما خودمون ۲ تا از هر نظر با هم تناسب داریم روابطمون تقریبا صمیمانه است خیلی هم سعی کرديم این رابطه را تموم کنيم ولی نمي‌شه دیگه واقعا درمانده شدیم لطفا من را راهنمایی کنید.

پاسخ:

خانواده کم‌اهمیت نیست. اگر هم کلاسیتون هم سنتون هم باشند واقعا این روزها، در ۲۲ سالگی یک پسر تصمیماتی نمی‌گیرد که در ۲۷ سالگی ازشون راضی باشد. من فکر می‌کنم سرمایه‌گذاری عاطفی خوبی نباشد.

 

پرسش۴۹:

اگر امکان دارد در مورد چگونگی بیان مشکلات شخصی (بیماری) به خواستگار، توضيح دهيد.

پاسخ:

بهتر است وقتی طرف را تا حدی پسندیدیم، بدون حاشیه برایش از مسئله‌مان بگوییم. خوب است در این جلسه، والدین شما و ایشان نیز حضور داشته باشند؛ ولي اگر برايتان سخت است، مي‌توانيد شخصاً مسئله‌تان را براي او بازگو كنيد.
طرز بیان شما باید آرام و باحوصله و بالغانه باشد. درواقع طرز صحبت شما، تعیین می‌کند بقیه چگونه این مشکل را بنگرند.

 

پرسش۵۰:

به‌زودي رابطه‌ام با آقایی رسمی مي‌شود. من سعی می‌کنم در شرایط مختلف، اگر به‌خاطر کار زیادش، وقت کمتری برايم می‌گذارد و مثلاً قرار دیدارمان کنسل می‌شود، درکش کنم و متوقع نباشم؛ ولی من هر چقدر بیشتر درکش می‌کنم، جزء وظایفم می‌داند و انگار کار مهمی نکرده‌ام و تا زمانی که به او گله نکنم، واکنشي نشان نمی‌دهد. چه‌کار کنم؟

پاسخ:


درک نیاز مردان به جنگیدن در زندگی‌شان باعث می‌شود توقعات یک زن، واقعی‌تر شود، منتها این بحث به معنی «نادیده گرفتن زن و احساس خطرناک اجحاف» نیست.
ما سه مفهوم داریم اینجا که خوب است به آن توجه کنیم:
۱٫ مقاومت و ناسازگاری: يعني با تندخویی و بداخلاقي طرف مقابل را كنترل کردن؛ مثلاً بعضی‌ها با اخم و تخم طرف را به خیال خود تنبیه می‌کنند که معمولاً هم بی‌اثر است و رابطه را تخریب می‌کند.
۲٫ سازگاری: يعني درک کردن نه به قیمت نادیده گرفتن کامل خود، بلكه به معني بالغانه صحبت کردن از حس‌های و نيازهاي شخصي.
۳٫ سازگاری بیش‌ازحد: يعني اصلاً به روی خود نیاوردن و دائم تقلا کردن تا طرف خجل شود و رفتارش را درست کند که خیلی خطرناک است و معمولاً باعث سرخوردگی شما می‌شود.
ایشان هنوز رابطه را رسمی نکرده است، کار زیاد و کنسل‌ کردن‌ها اگر زیاد شده شاید نشان‌دهنده نوعی «مقاومت» در ایشان است که ناخودآگاه دارد از رابطه پا پس می‌کشد. منظورم این است که حتی تا این حد نیز می‌شود بدبین شد و این شمایید که باید هشیارانه همه این گزینه‌ها را ببینی و بررسی کنی. صحبت کردن بالغانه باعث می‌شود مرد بتواند خودش را تنظیم کند. به او بگویید که کنسل کردن قرارها باعث می‌شود فکر کنید این‌قدرها مهم نیستید، اگر قراری می‌گذارد بايد طوری باشد که با کارهايش تداخل پيدا نكند.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۴۴

مقاله های مرتبط :