مهربانی واقعی، بی‌قید و شرط است!

مهربانی واقعی، بی‌قید و شرط است!

سهیلا ثقفی

شرط، متعلق به ذهن و یک پدیده فکری است و در دنیای واقعی چیزی به نام «شرط» وجود ندارد. خورشید بی‌قیدوشرط به یک اندازه بر همه‌جا و روی همه موجودات، چه زشت و چه زیبا، می‌تابد. رودخانه هم آغوشش را به روی هرکه سراغش بیاید، باز کرده و همه را به یک اندازه سیراب می‌کند. این‌سوتر آهویی از آب رودخانه می‌نوشد و آن‌سوتر گرگ یا پلنگی!

اما ذهن و اندیشه آن‌قدر به شرط‌گذاری عادت دارد که این خصلت ناپسند را حتی به حوزه هیجانات و عواطف نیز کشانده است؛ مثلا به انسان دیکته می‌کند که مهربانی‌اش را حتما باید به‌سمت کسانی بفرستد که قبلا شرایط موردنظر او را احراز کرده باشند! یعنی مهربانی و محبت فقط باید منحصر به گروه‌های خودی و آشنا باشد و اگر قرار است چیزی یا کسی را دوست داشته باشیم، این دوست‌داشتن حتما باید در چهارچوب شرایطی باشد که آن را ذهن تعیین می‌کند.

در روزگاران قدیم، انسان‌ها زیاد به زیاده‌خواهی‌های ذهن اهمیت نمی‌دادند و محبتشان پاک و صاف و فراگیر بود. آنان مهمانی که می‌دادند، همه اهل محل، حتی تنگدستان را هم دعوت می‌کردند. حمام یا مدرسه یا کاروان‌سرایی می‌ساختند، ورود همه را به آن‌ها آزاد می‌گذاشتند. آن قدیم‌ها، انسان‌ها، ذهن و اندیشه را زیاد به دنیای عواطف و احساس راه نمی‌دادند و بیشتر به ایمان و یقین خود اعتماد داشتند، تا به آنچه فکر حسابگر و عقل حسابرس به آنان دیکته می‌کرد. برای همین، آدم‌های آن روزگار مهربانی‌هایشان واقعی بود و به‌راحتی از مهربان‌های تقلبی قابل‌شناسایی بودند و همه اهالی محل هم آن‌ها را می‌شناختند.

اما امروزه به یاری پیشرفت فناوری و افزایش انفجاری حجم دانش و اطلاعات ذهنی، بشر به این باور غلط رسیده است که می‌تواند همه‌چیز را با ذهن و اندیشه‌اش مدیریت و کنترل کند. او فراموش کرده است که دنیای احساسات و عواطف، قوانین خاص خود را دارد و اگر تحت‌کنترل ذهن قرار گیرد، به هم می‌ریزد و آشوب به پا می‌کند.

وقتی زن یا مردی همسرش را وادار می‌کند که عشق و محبتش را به پدر و مادر و خواهر و برادرش فراموش کرده و خود را صددرصد وقف همسرش کند، از این فاجعه بی‌خبر است که عشق وقتی بخشکد، برای همه خشک می‌شود و قحطی آن دامن‌گیر همه می‌شود. مهربان یا با همه مهربان است یا با هیچ‌کس. استثناپذیر نیست. این قاعده عشق و قانون دنیا عاطفه است.

وقتی والدین فرزند خود را وادار می‌کنند که دوستی و عشق خود را فقط روی کسی متمرکز کند که آن‌ها می‌پسندند، نمی‌دانند که با این کار، چشمه دوست‌داشتن او را می‌خشکانند و خودشان هم از آن پس، به‌تدریج از مهر و محبت فرزند محروم می‌شوند.

وقتی فردی تصمیم می‌گیرد برای سپاس و شکرگزاری یا کسب برکت و دوری بلا و نظایر آن مهمانی ترتیب دهد و فقط افراد خاصی را به این جشن شکرگزاری دعوت می‌کند، نمی‌داند که با گلچین‌کردن مهمان‌ها، تاثیر اقدام خود، یعنی دریافت دعای برکت ازسوی آن‌ها را که نیازمند واقعی غذای جشن بوده‌اند، از بین برده است.

اینکه به خودمان حق بدهیم فقط با کسانی که طرف ما هستند، مهربان باشیم و درعوض با آن‌هایی که غریبه‌اند، نامهربانی کنیم، این رفتار، نه‌تنها مهربانی نیست، بلکه دوست‌داشتن حسابگرانه و گزینشی و مشروط است که به دلیل ذهنی‌بودن هیچ قلبی را تکان نمی‌دهد و هیچ برکت و فراوانی را ازسوی کائنات به‌سمتمان جذب نمی‌کند.

خلاصه کلام، مهربانی باید بی‌قیدوشرط باشد، درغیراین‌صورت اسمش هرچه باشد، مهربانی نیست!

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *