زندگی, کسب و کار

چگونه ارتباط موثر برقرار کنیم؟

هنگام برقراري هر گونه ارتباطي، نقشي كه ما براي خود انتخاب مي‌كنيم، در چگونگي پيشرفت آن ارتباط نقشی مهم و تاثير‌گذار دارد؛ البته اينكه چرا و به چه دليلي چنين نقشي را انتخاب مي‌كنيم هم دلايل متفاوتي خواهد داشت. مثلا بعضي از ما خودمان در ارتباط نقش مهم و تعيين‌كننده‌اي نداريم و اجازه مي‌دهيم ديگران هر طور مي‌خواهند با ما رفتاركنند. عده‌اي ديگر نقش فعالي‌ دارند و خودشان تعيين‌كننده اصلي هستند؛ يعني رفتارهايشان منفعلانه و با توجه به عملكرد ديگران نيست. بعضي ديگر هم آنچه برايشان مهم است، دريافت‌هايي است كه از طرف مقابل مي‌گيرند؛ مثلا اگر با آن‌ها مهربان باشند، متقابلا همان‌گونه رفتار خواهند كرد! آنها ارتباط موثر را به خوبی بلدند.

ولي براي اينكه بتوانيم ارتباط خوبي با ديگران داشته باشيم، كدام واكنش‌ها را بايد انتخاب كنيم؟ البته فراموش نكنيم اين خود ما هستيم كه گاه بدون اينكه حتي خودمان هم بدانيم، اجازه مي‌دهيم ديگران آن‌طور كه مي‌خواهند با ما رفتار كنند. اما چرا اين‌گونه رفتار مي‌كنيم و براي بهبود روابط خود چه كارهايي مي‌توانيم انجام دهيم؟ در اين‌خصوص با دكتر مصطفي فروتن،روان‌شناس و مشاور گفت‌و‌گو كرده‌ايم.

محرك‌ها و پاسخ‌ها

محرك‌ محور

برای بالا بردن سواد خود در ارتباط موثر باید با برخی مفاهیم آشنا شویم. در ابتدا محرکها و پاسخها را بررسی میکنیم. به‌طور‌كلي، هر رفتار يا اتفاقي در زندگي ما پاسخي به دنبال دارد. هر كدام از ما انسان‌ها نيز به‌نوعي حتي با سكوت خود، پاسخي به محرك‌هاي اطرافمان مي‌دهيم. بر‌اساس يك اصل خيلي بديهي، هر تحريكي كه منتج به تاييد شود، منجر‌به تقويت و تكرار آن مي‌شود؛ يعني اگر ما از طرف فرد يا گروهي تاييد شويم، انگيزه بيشتري پيدا خواهيم كرد كه به ارتباط خود ادامه دهيم. ولي معمولا نخستين نوع پاسخي كه فرد به محيط اطراف خود مي‌دهد، پاسخ‌هاي «محرك‌محور» است، يعني ما تابع محرك بيروني هستيم؛ به گونه‌اي كه حتي در بحث فيزيولوژي هم با اين موضوع روبه‌رو مي‌شويم. مثلا وقتي كه نور شديدي به چشمان ما مي‌رسد، ناخودآگاه مردمك چشمانمان كوچك مي‌شود. اين اتفاق در رفتارهاي اجتماعي و روابط ما هم به‌همين‌صورت ديده مي‌شود.

توجه داشته باشيم که در سطوح ارتباطي مختلف، مثلا در ارتباط بين همسران، اگر يكي از زوجين رفتار محبت‌آميزي داشته باشد، قطعا طرف مقابل هم رفتار بهتري با او خواهد داشت يا برعكس؛ البته در تمام اين موارد، استثنا هم وجود دارد و شايد كسي بر‌خلاف آن عمل كند؛ يعني در پاسخ محبت‌هاي ما بي‌توجه و بي‌تفاوت باشدكه قطعا براي اين موضوع هم دلايلي وجود دارد. ولي «معمولا» اين‌گونه نيست و اگر كسي با لبخند و روي گشاده با ما رفتار كند، ما هم به همان شكل با او برخورد خواهيم كرد.

پيامد‌محور

در بعضي ارتباطات، هم ما با پاسخ‌هايي برخورد مي‌كنيم كه «پيامد‌محور»هستند؛ يعني پيش‌بيني مي‌كنيم که احتمالا بازتاب رفتار طرف مقابل به چه شكل خواهد بود. د‌رواقع تبعات بعدي آن رفتار بيشتر مد‌نظر ما قرار مي‌گيرد. مثلا اگر در رابطه خود و همسرتان به اين نتيجه برسيد كه او رفتار نامطلوبي با شما دارد، خودتان هم دوست داريد مانند او رفتار كنيد، ولي پيش‌بيني مي‌كنيد كه اگر همان‌گونه با او برخورد كنيد، شايد او به‌نوعي تلافي آن را سر فرزند يا افراد ديگر خانواده در بياورد؛ حتي اگر مهمان هم داشته باشيد، بيشتر ملاحظه مي‌كنيد تا طرف مقابل رفتار نامناسبي از خود نشان ندهد كه مودبانه هم نباشد و ما با در‌نظر‌گرفتن پيامد ناگوار يك رفتار، با طرف مقابل خود مقابل‌به‌مثل نمي‌كنيم. مي‌توان گفت افرادي كه رفتارهاي«پيامد‌محور» را در ارتباطات خود انتخاب مي‌كنند، به عواقب كار و رفتار خود توجه مي‌كنند و به‌نوعي از تبعات ناگوار آن مي‌ترسند.

در بسياري از ارتباطات هم ما حتي نمي‌توانيم آنچه را که واقعا مي‌خواهيم، بگوييم، چون از بسياري از عواقب آن مانند «ترك‌‌شدن» مي‌ترسيم؛ بنابراين از ترس اينكه طرف مقابل از گفته‌هاي ما برنجد و ما را ترك كند، سكوت کرده و حرفي نمي‌زنيم، ولي حتما خودمان آزار زيادي مي‌بينيم.

خويش‌محور

افرادي كه در ارتباطات خود از روش «خويش‌محور» يا «عنوان‌محور» استفاده مي‌كنند، يكي از بهترين پاسخ‌ها را به طرف مقابل خود مي‌دهند؛ به‌اين‌ترتيب كه پاسخ‌هاي آن‌ها مبتني بر علم و اخلاق است و كاري ندارند كه طرف مقابل چگونه رفتار مي‌كند؛ آن‌ها فقط مطابق «عنوان» خود كه مثلا در ارتباط زناشويي «همسر» نام مي‌گيرد، رفتار درست و شايسته‌اي را براي خود بر‌مي‌گزينند. توجه داشته باشيم اگر با عنواني كه در رابطه خود داريم، مثلا به‌عنوان يك مرد يا شوهر، وظيفه‌مان را به‌درستي انجام دهيم، ديگر نبايد برایمان مهم باشد كه طرف مقابل چگونه رفتار مي‌كند؛ ما بايد خودمان كاري را كه فكر مي‌كنيم درست است، انجام دهيم. اين نوع پاسخ، اغلب نوعي تاييديه هويت فردي نيز به حساب مي‌آيد. به اين معنا كه فكر مي‌كنيم چون امضاي من پاي رفتار و كار من است، حتما بايد آن را درست انجام دهم؛ حتي زماني هم كه مرتكب اشتباهي مي‌شويم، مي‌توانيم در‌صدد جبران آن بر‌آييم و با شهامت عذرخواهي كنيم. توجه داشته باشيم افراد «عنوان‌محور» زماني هم كه فكر كنند با آن‌ها درست رفتار نمي‌شود، مطابق راهكارهاي منطقي در مقابل آن ايستادگي مي‌كنند.

انتخاب نوع پاسخ

انتخاب نوع پاسخ نیز در ارتباط موثر نقش مهمی دارد. اينكه ما كدام نوع پاسخ را در ارتباطات خود انتخاب مي‌كنيم، به عوامل زيادي بستگي دارد. معمولا اغلب ما در رفتارهاي خود از پاسخ‌هاي «محرك‌محور» استفاده مي‌كنيم؛ يعني با توجه به واكنش طرف مقابل با او رفتار مي‌كنيم. گاهي نيز پاسخ‌هاي ما «پيامد‌محور» هستند و با توجه به ترس‌هايي كه داريم و در‌نظر‌گرفتن عواقب كارهايمان رفتاري متناسب با آن‌ها داريم. در‌صد كمي از پاسخ‌هاي ما نيز پاسخ‌هايي مبتني بر رفتارهاي «خويش‌محور» هستند؛ در‌واقع مي‌توان گفت که به امضاي رفتار خود بيش‌از هر چيز ديگر اهميت مي‌دهيم و كاري را مي‌كنيم كه فكر مي‌كنيم درست است؛ بدون اينكه درصدد تلافي رفتارهاي اشتباه ديگران باشیم؛ البته انتخاب پاسخ‌هاي «خويش‌محور» كار آساني نيست و هر كسي نمي‌تواند به سادگي آن را انجام دهد. فرد بايد تمرين زيادي داشته باشد تا بتواند رفتار و پاسخ درست و معقولي را انتخاب كند.

همان‌طور كه مي‌دانيم موفقيت هيچ‌وقت تصادفي نيست و بايد براي رسيدن به آن زحمت كشيد؛ البته عوامل موثري نيز در آن دخيل هستند، مانند سن، جنسيت، هوش، تجارب اجتماعي و سوابق رشدي خود و والدين …كه مجموع آن‌ها نوع پاسخ‌های ما را در هر مرحله از زندگی مشخص می‌کند.

روابط ناموفق

وقتي ما نمي‌توانيم از روش درستي براي چگونگي پاسخ‌دادن به طرف مقابل خود استفاده كنيم، طبعا نمي‌توانيم روابط موفقي هم داشته باشيم؛ نمونه بارز آن هم روابط زناشويي ناموفقي است كه مثلا يك نفر سال‌ها‌ست با دادن پاسخ‌هاي «پيامد‌محور» از ترس اينكه رها و طرد شود، در رابطه مانده و نمي‌تواند با ترس‌هاي خود مواجه شود. فراموش نكنيم که در ارتباطات زناشويي، هر كس بايد مسئول رفتار خود باشد و اگر هركدام از ما بتوانيم مطابق وظيفه و جايگاهي كه داريم، رفتار كنيم و از پس كارهاي خود به‌خوبي بر‌آييم و در‌ضمن هم نگذاريم كسي در حق ما اجحاف كند، بسياري از مشكلات ما در ارتباط از ‌بين‌ خواهد رفت.

تكنيك استفاده از «عطر خوش‌بو»

ما مي‌توانيم براي اينكه كسي از رفتارهاي درست ما سوء‌استفاده نكند، «تكنيك عطر» را مد‌نظر قرار دهيم؛ به اين معنا كه اگر رفتار ما به گونه‌اي باشد كه فرد مقابل را تحت‌تاثير قرار دهد، او هم نمي‌تواند رفتار نامناسبي با ما داشته باشد. درست همان‌طور كه ما وقتي عطر خوش‌بويي مي‌زنيم، نمي‌توانيم ديگران را از بوي خوش آن محروم كنيم. توجه داشته باشيم ما عطر را به خودمان مي‌زنيم، ولي ديگران را هم تحت‌تاثير بوي خوش آن قرار مي‌دهيم .وقتي رفتار درستي را هم به‌عنوان امضا و عملكرد مناسب خود انتخاب مي‌كنيم، نمي‌توانيم ديگران را تحت‌تاثير رفتار خود قرار ندهيم؛ همان‌گونه كه بوي خوش يك عطر ديگران را هم ترغيب به استفاده از آن مي‌كند، رفتار درست هم به گونه‌اي است كه ديگران را تشويق به پيروي از آن مي‌كند.

اگر ما واقعا بلد باشيم رفتار درستي داشته باشيم و دائم در مورد درست يا اشتباه‌بودن آن ترديد نكنيم، نيازي هم نيست از ديگران بخواهيم و آن‌ها را وادار كنيم مانند ما رفتار كنند؛ خود آن‌ها تحت‌تاثير قرار مي‌گيرند و رفتار درستي با ما خواهند داشت. و این یکی از کلیدی ترین نگرشهای ارتباط موثر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code