نگاهی به زندگی، آثار و رازهای موفقیت استاد محمدرضا شجریان

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

در هر عصری و هر سرزمینی، گاهی آدم‌هایی پیدا می‌شوند که تاثیراتی فراتر از زمان و مکان از خود بر جای می‌گذارند و اگر قدر این‌ها به درستی دانسته شود، می‌توانند تاثیرات بسیار مثبت بیشتری را بر محیط و حتی جهان پیرامون خود بر جای بگذارند.

اما تاکنون متاسفانه رسم تقدیر چنین بوده که این افراد در زمان حیاتشان، آن گونه که باید و شاید، قدر ندیده‌اند و گاهی شهرت تاریخی این شخصیت‌ها بیش از شهرت و محبوبیتشان در زمان حیات بوده است. مجله موفقیت در پی آن است که برای نخستین بار این سنت نامبارک تاریخی را بشکند و با همین هدف از این شماره با راه‌اندازی صفحه‌ای به نام «افتخارات زنده» قصد داریم در هر شماره به یکی از چهره‌های برجسته و افتخارآفرین کشورمان در عرصه‌های مختلف که در حال حاضر در قید حیات هستند، بپردازیم.

این صفحه به جای صفحه «صادره از ایران» در مجله موفقیت منتشر خواهد شد و بنای آن بر این است که بیشتر به چهره‌هایی پرداخته شود که با همه مشکلات و سختی‌هایی که وجود دارد، همچنان در داخل ایران و در کنار ما زندگی می‌کنند.

البته ضروری می‌دانیم که پیش از انتشار نخستین قسمت از این مجموعه مطالب، این توضیح را به خوانندگانمان ارائه کنیم که معرفی یک نفر در این صفحه به عنوان یک چهره ماندگار به معنای تایید صدرصدی تک‌تک آثار، اقدامات و دیدگاه‌های او نیست؛ بلکه مجموع و برایند تاثیرگذاری یک نفر در طول چند دهه عمر و فعالیت حرفه‌ای‌اش مدنظر قرار می‌گیرد.

ضمن اینکه ممکن است بسیاری از امور در جهان وابسته به سلیقه باشند و هر کسی حق دارد که براساس سلیقه و دیدگاه خویش اثری را بپسندد یا نه و این امری طبیعی است. با این توضیحات، نخستین قسمت از مجموعه مطالب افتخارات زنده را که در آن به شرح زندگی ورازهای موفقیت استاد «محمدرضا شجریان» پرداخته شده است را می‌خوانیم؛ صدایی که در طول بیش از نیم قرن فعالیت هنری، همواره نمادی از اصالت و فرهنگ غنی سرزمین‌ ما بوده است؛ صدایی که از «سخن عشق» می‌آید و همچون یادگاری در این گنبد دوار باقی خواهند ماند.

همه چیز در مورد خسرو آواز ایران محمدرضا شجریان

در مهرماه سال ۱۳۱۹ خداوند کودکی را به این سرزمین هدیه کرد که قرار بود حداقل تا پایان این قرن شمسی یکی از صداهای خوش روزگار معاصر باشد. «محمدرضا شجریان» در یک خانواده هنرمند و البته مذهبی به دنیا آمد. پدربزرگش، «علی اکبرخان شجریان» صدای بسیار رسایی داشت و شجریان احتمالا بخشی از صدای خویش را از او به ارث برده باشد. البته علی‌اکبرخان به دلایل شخصی از خواندن در جمع پرهیز داشت و فقط هر از گاهی برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می‌آمده‌اند، می‌خواند. او عشق و علاقه وصف‌ناپذیری نسبت به موسیقی داشت که از کودکی در او نمایان بوده است. برای مثال از پنج سالگی ترانه‌های کودکانه‌ای را که می‌شنیده، در خلوت خود زمزمه می‌کرده است. با این وجود، از آنجا که پدرش فردی به شدت مذهبی و معتقد بوده، شجریان نیز نخستین سال‌های زندگی و فعالیت هنری‌اش را صرف یادگیری و تلاوت قرآن کرد. او قرآن را نزد پدرش آموخت و آن‌قدر در یادگیری آن ممارست به خرج داد که در مسابقات تلاوت قرآن کودکان و نوجوانان که در سال ۱۳۲۷ برگزار شد، رتبه اول را کسب کرد. شجریان در سن ۱۷ سالگی وارد دانش‌سرای مقدماتی مشهد شد و هم‌زمان فراگیری موسقیی را نیز ادامه داد و از ۱۹ سالگی همکاری‌اش را با رادیو خراسان آغاز کرد. شجریان جوان که گمان نمی‌کرد بتواند به صورت حرفه‌ای از راه موسیقی کسب درآمد کند، وارد آموزش وپرورش شده و به تدریس مشغول شد و برای دوره‌ای مدیریت برخی مدارس استان خراسان را نیز تجربه کرد.

شجریان در سال ۴۶ به آموزش و پرورش تهران منتقل شد و در آنجا اتفاقات جالبی برای زندگی او افتاد. او از همان اوایل ورودش به تهران با استاد «احمد عبادی» (از نوازندگان برجسته و پیشکسوت سه تار) و استاد «رضا ورزنده» (از پیشکسوتان سنتور‌نوازی ایران) آشنا می‌شود و هم‌زمان در کلاس‌های درس استاد «اسماعیل مهرتاش» نیز شرکت می‌کند و مجموع این اتفاقات برای او ارتباطاتی را ایجاد می‌کند که بتواند وارد رادیو تهران شود. برنامه‌های او هم که از آن زمان به بعد به طور سراسری پخش می‌شد، با استقبال کم‌نظیری از سوی مخاطبان مواجه شد و همین استقبال او را ترغیب کرد که کار خوانندگی موسیقی را به طور جدی‌تری دنبال کند. او پس آن ترانه‌های دیگری را نیز برای رادیو خواند؛ با این وجود ترانه‌های شجریان در آن زمان با نام مستعار «سیاوش» عرضه می‌شدند که هنوز هم بعضی قدیمی‌ها، از او با این عنوان نام می‌برند. اما دلیل وجود این نام مستعار چه بود؟ پدر شجریان که فردی بسیار مذهبی بود، اگر چه با اصل آوازخواندن پسرش مخالفتی نداشت، اما دلش می‌خواست که خانواده آن‌ها بیشتر به واسطه قرائت قرآن و با چهره مذهبی‌شان در جامعه‌ شناخته شوند و همین باعث شد که محمدرضا در ابتدای فعالیتش نه به نام اصلی خود، که با نام مستعار با رادیو همکاری کند. از سال ۱۳۵۰ به بعد، پدرش اجازه استفاده از نام اصلی‌اش را به او داد و البته شجریان هم قرائت قرآن را ادامه داد تا آنکه در سال ۱۳۵۶ در مسابقات تلاوت قرآن کشوری رتبه نخست را به دست آورد و در سال ۱۳۵۸ با خواندن ربنا (که ابتدا قرار بود توسط شاگردانش خوانده شود)، یکی از قله‌های جاودانه موسیقی مذهبی ایران را برای آیندگان به یادگار گذاشت. شجریان تاکنون ۵۱ آلبوم منتشر کرده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به آلبوم‌های «عشق داند»، «فریاد»، «بیداد»، «بوی باران»، «بر آستان جانان»، «زمستان است»، «یاد ایام»، «شب، سکوت، کویر» و… اشاره کرد.

البته همه هنرهای استاد شجریان به عرصه موسیقی محدود نمی‌شود. او از سال ۱۳۴۴ به فراگیری خط نستعلیق پرداخته و در سال ۴۹ درجه ممتاز خوش‌نویسی را به دست آورد و تاکنون نیز این هنر را ادامه داده است. شجریان ابداع‌کننده چند ساز جدید در موسیقی ایرانی نیز هست. وی در اردیبهشت ۱۳۹۰ در نمایشگاهی در تهران این سازها را رسما به نمایش گذاشت. برخی از این سازها عبارتند از «شهر آشوب»، «ساغر»، «کرشمه»، سرود و…

زندگینامه محمدرضا شجریان

شجریان تاکنون شاگردان بسیار برجسته‌ای را هم به عالم هنر تقدیم کرده است؛ خوانندگان سرشناسی مانند «ایرج بسطامی»، «حسام‌الدین سراج»، «حمیدرضا نوربخش»، «علی جهاندار»، «سینا سرلک» و پسرش «همایون شجریان» از برجسته‌ترین شاگردان او بوده‌اند.

او تاکنون مانند سفیری شایسته برای فرهنگ و هنر ایران عمل کرده و تلاش داشته که ضمن تعهد کامل به روح فرهنگ و موسیقی ایرانی، فرهنگ مردم ایران را به جهانیان بشناساند. این اقدامات وی از سوی فرهنگ‌دوستان جهان مورد استقبال بسیار زیادی قرار گرفته است و بسیاری از مجامع بین‌المللی از او به این سبب تقدیر کرده‌اند. برای نمونه شجریان در سال ۱۹۹۹ میلادی موفق به دریافت جایزه «پیکاسو» و دیپلم افتخار از سازمان یونسکو شد. این جایزه هر پنج سال یک بار به یکی از هنرمندان جهان که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورشان تلاش زیادی می‌کنند، اهدا می‌شود. پیش از او هم این جایزه را «نصرت فتح علیخان»، خواننده مشهور پاکستانی، دریافت کرده بود.

او در سال ۲۰۰۶ نشان ویژه «موتزارت» را نیز از سازمان یونسکو دریافت کرد. شجریان تاکنون دو بار به خاطر آلبوم‌های «فریاد» و «بی‌تو به سر نمی‌شود» کاندیدای جایزه گرمی شده است. جایزه گرمی معتبرترین جایزه موسیقی در آمریکا است و هر ساله پنج آلبوم از بخش موسیقی کلاسیک برای نامزدی این جایزه معرفی می‌شوند.

او در سال ۲۰۱۴ نشان شوالیه‌های لیاقت را که عالی‌ترین نشان وزارت فرهنگ و هنر فرانسه است را هم دریافت کرد. به نظر می‌رسد مجموعه اقدامات شجریان تاکنون باعث آشنایی بیشتر جهانیان با فرهنگ و موسیقی ایران شده است؛ به‌گونه‌ای‌که برخی از معتبرترین روزنامه‌های جهان با ابراز شگفتی از ظهور چنین چهره‌ای، به تمجید از وی به عنوان نمادی از فرهنگ و هنر ایرانی پرداخته‌اند. برای نمونه پس از برگزاری کنسرت شجریان در «ونکوور» کانادا، نشریه «کلوپ‌اند‌میل» شجریان را «افسانه موسیقی شرق» خواند و روزنامه «واشنگتن پست» درباره موسیقی استاد شجریان چنین نوشت:

«حرکت‌های این نوع موسیقی سرشار از حس سکوت، مخفی  ودن و حتی مدیتیشن است. حتی شنونده‌ای که زبان فارسی نمی‌داند و موسیقی سنتی ایران را نمی‌شناسد، می‌تواند با روح آهنگ‌های شجریان ارتباط برقرار کند.» روزنامه «دیلی نیوز» ترکیه هم در این باره نوشته است: «شعر مولانا با شجریان معنا پیدا می‌کند و صدای شجریان برای ترک‌ها هم سرشار از جذبه و آرامش است.»

شجریان علاوه بر فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش در زمینه خوانندگی، ویژگی‌های اخلاقی خاصی نیز داردکه او را متمایز می‌کند. او تا‌کنون هیچ‌گاه از خوانندگان و هنرمندان دیگر بدگویی نکرده است و انواع دیگر موسیقی (مانند موسیقی پاپ) را نفی نمی‌کند. او می‌گوید: «موسیقی مطلوب شخص من آن نوع موسیقی است که هم مردم بتوانند از آن استفاده کنند و هم اهل فن آن را ببینند. اما برای من مهم‌ترین مسئله این است که انسان‌ها در وهله اول نباید مزاحم باشند و باید بتوانند با تفاهم زندگی کنند. موسیقی متعلق به همه مردم است و همه گروه‌های اجتماعی حق دارند که به موسیقی دلخواه و مورد پسند خود دسترسی پیدا کنند و معنای این حرف این است که نمی‌توانیم فقط یک نوع از موسیقی را ترویج کنیم.»

«علیرضا افتخاری»، دیگر خواننده موسیقی ایران، درباره این اخلاقیات ویژه استاد شجریان در مصاحبه‌ای که در سال ۸۷ انجام شده بود، گفته است: «شجریان آدم بسیار با‌معرفتی است. سال شصت که من از اصفهان به تهران آمدم، در خانه هیچ‌کس به روی من باز نبود؛ حتی اصفهانی‌هایی که مقیم مرکز بودند و در تهران زندگی می‌کردند. تنها کسی که در خانه‌اش به روی من باز بود، محمدرضا شجریان بود. من اصلا نمی‌خواستم خواننده شوم و همه این‌ها در اثر تشویق‌های محمدرضا شجریان بود.»

یکی از دلایل مهم دیگر محبوبیت شجریان تعهد اجتماعی و علاقه قلبی است که به مردم کشورش دارد. این ویژگی در کنار صدای خوش و عملکرد حرفه‌ای او در موسیقی، محبوبیتش را در میان مردم دو‌چندان کرده است. به عنوان یک نمونه، شجریان بعد از زلزله بم برای حمایت و همدلی با مردم زلزله‌زده بم به اجرای کنسرت‌های مختلفی در کشور پرداخت و تمام عواید فروش بلیط و دی‌وی‌دی کنسرت‌ها را به مردم زلزله‌زده بم اختصاص داد. او همچنین پروژه‌ای به نام «باغ هنر بم» را آغاز کرد که امکانات فرهنگی کم‌نظیری را برای مردم بم فراهم می‌آورد. اگرچه در مقاطعی بر سر اجرای این پروژه مشکلاتی به وجود آمد، اما در نهایت این پروژه تکمیل شده و اخیرا به طور رسمی افتتاح شد.

شجریان در طول بیش از نیم قرن فعالیت هنری خود بسیار به‌ندرت پیش آمده که موضع‌گیری سیاسی داشته باشد و معتقد است که کار هنرمند «زنده باد» و «مرده باد» گفتن نیست. او در گفت‌وگویی که سال گذشته با روزنامه دولتی «ایران» داشت، گفته بود که همواره نسبت به سوء‌استفاده‌های برخی گروه‌های سیاسی خارج‌نشین معترض بوده است. با این وجود شجریان از لحاظ اجتماعی فردی دغدغه‌مند است و در این زمینه می‌گوید: «هنرمند از لحاظ اجتماعی در قبال جامعه‌اش مسئول است، اما سیاسی نیست. هنرمند متعهد است، اما سیاسی کار نیست. او اندوه را می‌پذیرد، اما شکست را نه و اعتراض را علنی می‌کند، اما خشم را نه. هنرمند به‌خوبی می‌داند که در جهان سیاست بنا به خصلت تاریخی خود، اتفاقات ناپایدارند، اما مسئولیت‌پذیری و تعهد به شرافت انسانی امری همیشگی و ازلی و ابدی است.»

شجریان درباره سبک حرفه‌ای خودش در عرصه موسیقی نیز گفته است:

«من سعی کرده‌ام آنچه از گذشتگان فرا گرفته‌ام را در ظرف زمانی امروز بریزم و با سلایق جامعه همسو کنم. اما در این پنجاه شصت سالی که کار کرده‌ام، یک چیز مدنظرم بود و آن اینکه همواره بهترین کار ممکن را ارائه دهم. البته این بهترین در سنین و در شرایط مختلف می‌تواند معانی و شکل‌های متفاوتی را داشته باشد.»

شجریان البته برای این بهترین‌بودن هزینه گزافی را در طول یک عمر پرداخته است. یکی از نزدیکان استاد در این زمینه می‌گوید: «او برای اینکه صدایش را حفظ کند، هر چیزی را نمی‌خورد و به طور کلی خیلی از کارها را انجام نمی‌دهد. حتی چند وقت پیش به شوخی به ما گفت که سال‌هاست حسرت خوردن یک لیوان آب خنک به دلم مانده است!»

«تورج زاهدی»، از شاگردان استاد شجریان، درباره رازهای موفقیت او چنین گفته است:

«من به عنوان یک شیدای موسیقی که عاشق صدای استاد شجریان هستم، تمام هم و غم خود را روی یافتن پاسخ این پرسش متمرکز کرده‌ام که چه شاخصه‌هایی در صدای شجریان وجود دارد که آواز او از این چنین جادویی و اثر‌بخش کرده است؟ و پس از بررسی و تدفیق در صدای او به این چند ویژگی رسیده‌ام که سه تای آن ذاتی و شش تای آن اکتسابی است. دو ویژگی ذاتی عبارت است از قدرت صدا و وسعت صدا که خدادادی است و البته آن را نیز با تمرین و ممارست فراوان در طول سال‌ها پرورش داده‌اند؛ اما شش ویژگی اکتسابی عبارتند از دقیق‌خواندن، احاطه کامل بر تحریرها، تسلط کامل بر ادبیات و توانایی انتخاب بهترین و متناسب‌ترین اشعار از میان آثار شاعران، به گونه‌ای که اغلب مردم بهترین غزلیات شاعران بلندپایه‌ای مانند سعدی، مولوی و عطار را برای اولین بار در آواز این خواننده محبوب شنیده‌اند ، احاطه کامل بر چگونگی ادای شعر، تسلط کامل بر ردیف‌های آوازی و برخورداری از ساختار، به این معنا که یک اثر از ابتدا تا انتها دارای ساختار بوده و همانند یک ساختمان دقیق طراحی شده باشد.»

شجریان دیدگاه‌های جالبی هم در زمینه زندگی و موفقیت حرفه‌ای دارد که برخی از این دیدگاه‌ها را در ادامه می‌خوانیم:

– نبوغ و استعداد مانند هسته‌ای می‌ماند که باید در یک محیط مناسب قرار بگیرد و به‌خوبی آبیاری شود و پرورش پیدا کند؛ در غیر این صورت از بین می‌رود.

– من همواره یک استراتژی کلی در زندگی‌ام داشته‌ام و آن این است که یا کاری را نمی‌کنم و یا سعی می‌کنم که در آن بهترین باشم و در آن کار به گونه‌ای عمل کنم که کسی نتواند به آن ایراد بگیرد.

– خانواده‌ام برای من مهم‌ترین بخش زندگی‌ام هستند، من بیشتر اوقات را در خانه و در کنار خانواده‌ام می‌گذرانم و منزل، محیط هنری و کاری‌ام است.

– فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت به نهایت آن اوج پرواز احساسی رسیده باشم. بارها شده که در زندگی به اوجی رسیده‌‌ام، ولی بالاتر از آن هم هست و حس می‌کنم هنوز به آن اوج برتر نرسیده‌ام.

شجریان ذاتا فردی مثبت اندیش است و نگاه زیبایی نسبت به زندگی و محیط اطرافش دارد؛ با این حال متاسفانه او از ۱۵ سال پیش به بیماری سرطان مبتلا شده که این بیماری در دو سه سال اخیر پیشرفت کرده است. اما او نسبت به بیماری خود نیز نگاه متفاوتی دارد و این نوع نگاه در پیام نوروزی که استاد عید دو سال پیش خطاب به علاقه‌مندان خود منتشر کرده و از بیماری خود به عنوان دوست و مهمان پانزده ساله یاد کرده بود، تجلی پیدا کرد. دکتر «محمدرضا شعبانعلی»، از چهره‌های برجسته آموزش مدیریت و استراتژی‌پردازی، در نوشته‌ای که به بهانه پیام نوروزی استاد شجریان نوشته شده بود، به نکات جالب‌توجهی در این زمینه اشاره کرده وگفته است:

«مستقل از اینکه موسیقی سنتی را دوست داشته باشیم یا نه، استاد شجریان سرمایه‌ای بزرگ برای فرهنگ و هنر کشورمان است. اما چیزی که برای من بیش از همه خوشحال‌کننده و آرامش‌بخش بود، نگاه این استاد بزرگوار به سرطان بود؛ آن‌چنان‌که از آن به عنوان دوست و مهمان پانزه‌ساله نام برد!»

او به چنان معرفت و شناختی دست یافته که گویی او و بیماری‌اش هر دو برای مدتی که اینک به پانزده سال رسیده، در یک تن همسایه شده‌اند. حالا می‌توان موسیقی شجریان را با لذت بیشتری گوش داد؛ چرا که او فقط صدایی زیبا نیست که به شعر شاعران ما افزوده شده باشد، بلکه حنجره‌ای است که هستی را شاید نزدیک به همان‌ها که آن حرف‌ها را گفته‌اند، می‌فهمد و بیهوده نیست که صدایش چنین سحری را آفریده و می‌‌آفریند. عمرش دراز و صدایش جاودان باد!

پینوشت: این مطلب در مجله موفقیت شماره ۳۸۸ به چاپ رسیده بود.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۴۴

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code