مثلث تاریک موفقیت
چرا نالایق‌ها موفق می‌شوند؟

 

اگر همیشه از خود می‌پرسید که چگونه افراد نالایق و بعضا نادان به موفقیت می‌رسند، بهتر است با مثلث تاریک بیشتر آشنا شوید. با خواندن این مطلب به سوال ذهنی خودتان خواهید رسید. به راستی چرا افراد نالایق اغلب به موفقیت می‌رسند؟

فرض کنید دو نوع آدم روبه‌روی شما ایستاده‌اند؛ یکی آدمی خودخواه، دروغ‌گو، خشن و بی‌احساس است و فرد دیگر بخشنده و خونگرم با رفتاری دوستانه. از کدام یکی از آن‌ها بیشتر خوشتان می‌آید؟ کدام یکی را به‌عنوان رئیس، دوست یا همسر خود انتخاب می‌کنید؟ دوست دارید کدام یکی از آن‌ها فرزند شما باشد یا در نقش دوست صمیمی شما ظاهر شود؟ در‌نهایت دوست دارید کدام‌یک از آن‌ها موفق شده و به درجات بالاتری برسد؟ مسلما شما و بیشتر مردم، انتخابتان فرد خونگرم است، ولی اینجا یک تناقض وجود دارد؛ اگر بیشتر مردم فرد خونگرم را دوست دارند، چرا ما افراد موفق بسیاری را می‌بینیم که خصوصیاتشان شبیه فرد اول است؟ فردی که بی‌احساس و خود‌خواه است و ارتباطات و البته قدرت زیادی در اختیار دارد. این افراد با آن خصوصیات اخلاقی که مورد‌علاقه هیچ‌کس نیست، چگونه توانسته‌اند به این موقعیت و موفقیت برسند؟

یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توان به وسیله آن این تناقض را حل کرد، «مثلث تاریک» است. اصطلاح «مثلث تاریک» و یا «سه‌گانه تاریک» یک اصطلاح در روان‌شناسی است که پژوهشگران به وسیله آن سه رفتار آزاردهنده و در‌عین‌حال تاثیرگذار را توضیح می‌دهند؛ رفتارهایی شامل خودشیفتگی، قدرت‌طلبی و اختلالات روانی.

در این مثلث، هرکدام از این خصوصیات تعریف خاص خود را دارند. خودشیفتگی به معنی انگیزه برای تسلط‌داشتن روی دیگران، احساس برتر‌بودن و عدم‌تحمل انتقاد است. قدرت‌طلبی به معنی به‌دست‌آوردن جذابیت اجتماعی با رفتاری فریب‌کارانه بوده که معمولا با تضعیف دیگران و ایجاد حس وابستگی در آن‌ها همراه است. اختلالات روانی هم معمولا خود را به‌صورت عدم همدردی، نگرش‌های اجتماعی خالی از احساس و خصومت بین‌فردی نشان می‌دهند. این سه طرز رفتار هرکدام به‌تنهایی برای به قدرت رسیدن کافی نیستند، ولی اگر در کنار یکدیگر استفاده شوند، یک مثلث قدرتمند تاریک می‌سازند که فرد را سریع به مقام‌های بالاتر می‌رساند.

طبق تحقیقاتی که پیتر جانسون به همراه همکارانش در سال ۲۰۰۹ انجام داد، مشخص شد که استفاده از رفتار مثلث تاریک فقط در کوتاه‌مدت جواب می‌‌دهد. طبق این تحقیقات، افرادی که با اضطراب و کمبودهای روانی مواجه هستند، ممکن است با توجه به شرایط نامساعد، نحوه رسیدن به هدف را برای خود تسهیل کنند. خودشیفتگی به همراه قدرت‌طلبی دو ابزار مهمی هستند که در این راه به فرد کمک می‌کند تا به‌جای در‌نظر‌گرفتن سود و زیان دیگران، فقط خود را ببیند و به‌راحتی بتواند به هدف خود نزدیک شود.

بعد از ادامه این رفتار و دیدن مزایای آن، اضطراب فرد کمتر شده و خود را در جایگاه بهتری نسبت به قبل می‌بیند؛ امری که باعث می‌شود فرد از لاک خود بیرون آمده و در قسمت‌های دیگر زندگی مثل کسب‌و‌کار، پول‌درآوردن و حتی قدرت سیاسی به موفقیت‌های چشمگیری برسد.

این نکته را فراموش نکنید که سه ضلع این رفتار واقعا در موفقیت تاثیر دارند؛ مثلا خودشیفتگی رابطه مستقیمی با میزان درآمد شما دارد. از طرفی قدرت‌طلبی با موقعیت شغلی بهتر و راضی‌بودن از کار خود در ارتباط است. حتی تعدادی از تحقیقات نشان می‌دهند که بعضی از کسانی که اختلالات روانی دارند، رهبری خود را بیشتر به رخ دیگران می‌کشند و می‌توانند جایگاه محکم‌تری برای خود دست‌و‌پا کنند. در حقیقت اینکه بتوانید اولویت را همیشه براساس خواسته‌های خودتان تعیین کنید، بتوانید نحوه تفکر دیگران در مورد خودتان را مدیریت کنید و البته اهداف خود را با اعتماد‌به‌نفس دنبال کنید باعث می‌شود در مسیر موفقیت قرار بگیرید. در اصل زندگی سخت است، اما اینکه چقدر برای شما سخت خواهد بود، براساس میزان انعطافتان سنجیده می‌شود.

ولی استفاده از این مثلث تاریک هزینه گزافی هم دارد؛ هزینه‌ای که هم خودتان باید آن را بپردازید و هم دیگران باید آن را پرداخت کنند. در اصل مثلث تاریک از طریق استفاده ابزاری از دیگران شما را به هدف خواهد رساند؛ امری که به‌دنبال آن، رفتارهایی مثل کارهای غیراخلاقی و ضد‌ارزشی، استفاده از مقام و منصب برای تخلف‌های غیرقانونی، دروغ‌گویی و فریب‌دادن بروز پیدا می‌کنند.

در تحقیق انجام‌شده توسط آدرین فرنهام و همکارانش در سال ۲۰۱۳ مشخص شده که سه وجه مثلث تاریک به مقابله با افراد جدید می‌پردازند و به‌نوعی فرد را به‌سمتی می‌برند تا بتواند از لحاظ اجتماعی بر همه غلبه کرده و پیروزی خود را بلند فریاد بزند. این سه رفتار از جمله بی‌رحمانه‌ترین رفتارها در تکامل شخصیتی هستند که به‌شدت رفتار فرد را نسبت‌به بقیه تهاجمی می‌کنند. در‌حالی‌که این سه رفتار به‌صورت مثبت یکدیگر را در یک راستا تقویت می‌کنند، هرکدام از آن‌ها باعث بروز پیامدهای گوناگونی نیز می‌شوند؛ به عنوان مثال قدرت‌طلبان به احتمال بیشتری دست به سرقت مقالات زده و کمتر خود را در شرایط ریسکی قرار می‌دهند. خودشیفته‌ها بعد از اینکه مورد انتقاد قرار می‌گیرند، به‌شدت هجومی عمل می‌کنند و کسانی که اختلالات روانی دارند نیز بسیار به دیگران زورگویی کرده و یک‌سره در فکر انتقام‌گرفتن از دیگران هستند.

در سال ۲۰۱۲ یک تحقیق بسیار جامع و کامل در مورد مثلث تاریک انجام شد. در تحقیق انجام‌شده توسط ارنست اوبیل و همکارانش در دانشگاه کسب و کار ویرجینیا، تاثیر رفتار کاری غیرمفید (رفتاری که در دراز‌مدت نتیجه خلاف انتظار می‌دهد) در ۲۴۵ مقاله منتشر شده از سال ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۱ مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این تحقیق همان چیزی بود که محققان انتظار داشتند؛ یعنی میزان پایین‌آمدن کیفیت کار به صورت مستقیم با قدرت‌طلبی و اختلالات روانی رابطه داشت و وقتی سه رفتار مثلث تاریک کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، میزان رفتار کاری غیرمفید به‌شدت افزایش پیدا می‌کرد.

به گفته محققان، در بررسی رفتارهای کاری غیر‌مفید در طول تاریخ همیشه حداقل یک یا دو ضلع مثلث تاریک دیده می‌شود؛ رفتارهایی که نتیجه آن‌ها چیزی جز یک رهبری مضر، فریب‌کاری و زیرآب‌زنی و مدیریت بسیار بد نیست و طبق تاریخ، همه نهایتا در قسمتی از مسیر کاری با بن‌بست یا سقوط مواجه شده‌اند.

تحقیق جدیدی توسط آقای اندرو هریسون و همکارانش در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه Cincinnati بر روی تاثیر مثلث تاریک روی اقدام به کلاهبرداری صورت گرفت. در این تحقیق مشخص شد که هرکدام از رفتارهای خودشیفتگی، قدرت‌طلبی و اختلالات روانی نقش متفاوتی در تصمیم‌‌گیری‌های غیر‌اخلاقی بازی می‌کنند. ابتدا خودشیفتگی باعث می‌شود فرد انگیزه عمل غیراخلاقی را پیدا کرده و براساس منافع شخصی خود، توانایی‌های خود را در قالب یک کلاهبرداری موفق تصور کند. قدرت‌طلبی نیز نه‌تنها انگیزه فرد برای ارتکاب جرم را افزایش می‌دهد، بلکه موقعیت‌های پیش‌روی فرد را به‌صورت فرصتی برای فریب‌دادن و دور‌زدن به نمایش می‌گذارد. اختلالات روانی نیز تاثیر بسیار زیادی در منطقی جلوه‌دادن کلاهبرداری و رفتارهای مجرمانه بازی می‌کند؛ پس می‌توان با اطمینان گفت که مثلث تاریک نقش بسیار پررنگی در ارتکاب کلاهبرداری و رفتارهای مجرمانه دارد.

در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که افرادی با رفتارهای مثلث تاریک ممکن است در شغل خود موفق شوند، ولی نه از طریقی که ما دوست داریم فرزند یا همسرمان به موفقیت دست پیدا کند؛ همچنین بیشتر این افراد در نهایت با بدنامی و بی‌آبرویی به شغل خود خاتمه خواهند داد؛ اتفاقی که احتمالا هیچ‌وقت برای دوستان و نزدیکان خود آرزو نخواهید کرد.

4 پاسخ
  1. بابک
    بابک گفته:

    بسیار ممنون
    اگر راههای در دام این مثلث نیفتادن و مقابله با کسانی که این راه را پیش گرفته اند را بگوئید بسیار عالیست.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *