زندگی

فواید برقراری ارتباط با دیگران و راه‌های آن

ارتباط مثل الماس ارزش دارد!

حتما داستان ریاضی‌دان بزرگ یونان باستان، «ارشمیدس» را شنیده‌اید که می‌گفت: «نقطه‌ اتکایی به من بدهید تا کره‌ زمین را با اهرمی به حرکت درآورم!» حتما هم بارها در مورد عصر ارتباطات و دستاوردهای آن شنیده و حتی نتایج بزرگ آن را دیده‌اید. حالا می‌خواهم قدمی جلوتر رفته و قدرت ارتباط را به اهرمی تشبیه کنم که بدون نیاز به نقطه‌ اتکای خارجی، می‌تواند هر کسی را از جای خود تکان دهد؛ حتی همه‌ مردم دنیا را!

فایده‌های داشتن قدرت ارتباط

  1. داشتن مهارت ارتباط موثر با دیگران، سوخت هر سازمان یا سیستم تشکیل‌شده از انسان‌ها و زیربنای هر کار جمعی است.
  2. قدرت ارتباط برای رهبری انسان‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد و مهارت برقراری ارتباط با دیگران، یکی از سنگ‌بناهای رهبر و راهبر‌بودن است.
  3. از قدرت ارتباط به‌منظور هماهنگی استفاده می‌شود. انسان‌های همکار یا افرادی که دارای نفع مشترک هستند، فقط از راه ارتباط موثر است که می‌توانند کارهای خود را به‌آسانی پیش برده و پیشرفت جمعی داشته باشند.
  4. قدرت بیان و ارتباط برای تغییر‌دادن اشخاص، کسب‌وکارها، شرکت‌های بزرگ و حتی گروه‌ها و جوامع انسانی، موردنیاز و طرف توجه است. شما چه بخواهید رفتار کودک خود را تغییر دهید یا اینکه بخواهید فرهنگ سازمانی یک شرکت را عوض کنید یا قصد داشته باشید تحولی در انسان‌های یک جامعه به وجود بیاورید، نیاز به کسب مهارت برقراری ارتباط با دیگران دارید.
  5. بسیاری از ما فکر می‌کنیم که آموختن اصول و فنون مذاکره و یادگرفتن تکنیک‌های برقراری ارتباط موثر با انسان‌ها فقط یک حرکت در مسیر پیشرفت شخصی است؛ درحالی‌که قضیه به همین‌جا ختم نمی‌شود. شما با دارا‌بودن قدرت ارتباط و قدرت کلام و ارتباط موثر، نه‌تنها به نفع خود عمل خواهید کرد، بلکه دانسته یا ندانسته، فرهنگ تفاهم و درک متقابل را در محیط و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید، ارتقا خواهید داد و به دیگر انسان‌ها نیز منفعت خواهید رساند. به عبارت واضح‌تر، یک مربی و یک کارآموز اصول و فنون مذاکره، یک سفیر اجتماعی با کرداری مثبت و نیز ارتقادهنده‌ فرهنگ و مناسبات پسندیده‌ انسانی است.
  6. در هر جایی که نیاز به هرگونه کنترل برای بهینه‌سازی وجود داشته باشد، پای ارتباطات در میان خواهد بود و شما برای کنترل صحیح و قابل‌قبول هر انسان یا سازمانی، به قدرت ارتباط نیاز دارید.
  7. اهمیت مهارت برقراری ارتباط با دیگران در بحث سلسله‌مراتب سازمانی یا هر نوع سلسله‌مراتب دیگری که انسان‌ها در آن شرکت دارند نیز امری بسیار مهم است و مهارت ارتباط موثر با دیگران در زمینه‌ ارتباط سالم فرا‌دستان و فرو‌دستان، عاملی تعیین‌کننده محسوب می‌شود.
  8. داشتن ارتباط موثر، در حفظ نظم تشکیلات و سازمان‌ها و جمع‌های کوچک و بزرگ انسان‌ها نقشی تعیین‌کننده دارد.
  9. قدرت ارتباط در رابطه با مردم و نیز در ارتباط با مشتریان هر کسب‌وکاری نیز حرف اول را می‌زند.
  10. یکی دیگر از مزیت‌های مربوط به کسب قدرت ارتباط، شجاعتی است که با داشتن مهارت ارتباط موثر با دیگران در خود احساس خواهید کرد. وقتی در موقعیتی قرار دارید که حس می‌کنید قادر به بیان حرف دل خودتان نیستید یا نمی‌دانید که چگونه باید سخن خود را به دیگران تفهیم کنید، قادر به حرف‌زدن یا سخن‌گفتن موثر نخواهید شد و از نتایج منفی فردی و اجتماعی چنین وضعیتی صدمه خواهید دید.

پنج شیوه‌ کاربردی برای ارتقای قدرت ارتباط شما

یادگرفتن و تمرین این پنج شگرد به شما کمک خواهد کرد که با همه انسان‌ها ارتباط موثری برقرار کنید و از نظر دیگران، شخصی قابل‌اعتماد ارزیابی شده و بدون استرس یا ترس، یک زندگی اجتماعی با ارتباطات گسترده داشته باشید:

  1. سعی نکنید به هر قیمتی برنده‌ یک بحث باشید

 انسان‌ها استعداد عجیبی در تبدیل‌کردن ارتباطات خود به مجادله دارند و گاه برای برنده‌شدن در یک بحث، به رابطه‌شان با دیگران صدمات جبران‌ناپذیری می‌زنند. اگر می‌خواهید در طی مذاکرات و رابطه‌تان با انسان‌ها، همیشه و به هر قیمتی برنده شوید، لذت‌بردن از همدلی و رابطه‌های توأم با محبت و احترام را از دست خواهید داد.

  1. قانون «پنج درصد» را اجرا کنید

برای دست‌یافتن به قدرت ارتباط، باید بدانید که وقتی ما خود را درگیر جروبحث یا مجادله می‌کنیم، غریزه‌ صیانت نفس یا به عبارت ساده‌تر، غریزه‌ حفاظت از خود است که برنده می‌شود. حال، چه شما آغازگر مجادله باشید و چه طرف مقابل، این حس صیانت از نفس به طرف مقابل نیز سرایت می‌کند و در پایان، هر دو طرف، خود را ناشنیده و زیان‌دیده احساس می‌کنند. برای حفظ قدرت ارتباط، نباید به دام کلمه‌ها و جمله‌های مناقشه‌برانگیز که به ذهنتان می‌رسد یا از طرف مقابل می‌شنوید، بیفتید. به‌جای این کار، اصول مهارت ارتباط موثر می‌گوید که به دنبال یک موضوع بگردید که حتی به‌اندازه‌ پنج درصد هم که شده، شما و طرف مقابلتان در مورد آن همفکر باشید. کاری کنید که فرد مقابل، همفکر‌بودن شما در آن مورد کوچک را تایید کند و خودتان نیز این موضوع را که در آن مورد با او همفکر هستید، بر زبان بیاورید تا روحیه‌ سازش در بین شما به وجود بیاید. البته زمان اظهار اینکه یک نقطه‌ مشترک با طرف مقابل دارید، بسیار مهم و حساس است. معمولا اگر زود برای این کار اقدام کنید، اظهار همفکری و همراهی شما از طرف فرد مقابل کم‌اهمیت شمرده خواهد شد؛ پس در اجرای قانون پنج‌درصد و اظهار همفکری در مورد مسئله‌ای حتی کوچک، با طرف مقابلتان اقدام کنید، ولی عجله نکنید تا قدرت ارتباط خود را حفظ کنید.

  1. کلمات، غلط‌اندازتر از آن هستند که فکر می‌کنید

برای ارتقا‌دادن قدرت ارتباط خودتان باید بدانید که ما انسان‌ها فکر می‌کنیم کلماتی که می‌گوییم، همیشه منظور و چیزی را که حس می‌کنیم، بیان می‌کنند، ولی متاسفانه این‌طور نیست و یک کلمه‌ یکسان می‌تواند نزد دو فرد، معانی متفاوتی داشته باشد.

به قول مشاور مشهور ارتباطی، دکتر «فرانک لونتز»: «مهم نیست که چه می‌گویی؛ مهم این است که از گفته‌ تو چه چیزی را می‌شنوند یا مهم‌تر، چه احساس می‌کنند!» فرانک لونتز اضافه می‌کند که: «80‌درصد از زندگی ما با احساسات و فقط 20 درصد آن با تعقل سپری می‌شود.»

در جریان برقراری ارتباط دو انسان، کافی است که یک یا دو جمله که در نظر هر یک، مفهوم متفاوتی با برداشت آن دیگری دارد، بینشان ردوبدل شود تا کل فضای مذاکره و ارتباط به بن‌بست برسد. وقتی شما می‌گویید «صمیمیت»، این کلمه می‌تواند مفاهیم مختلف و حتی متضادی در نزد افراد مختلف داشته باشد و بر قدرت ارتباط طرفین تاثیر منفی بگذارد. در چنین حالتی، به‌خاطر گفت‌وگوی درونی افراد با خود، حتی امکان دارد که یکی از طرفین، یک کلمه را به‌عنوان عکس‌العمل، بی‌هدف بگوید و امکان تجدید رابطه نیز از دست برود.

در جریان هر ارتباطی، باید به وجود درک یکسان یا نزدیک از گفته‌ها و کلمات یکدیگر توجه و دقت کنیم. به این منظور، پرسیدن سوال از فرد مقابل در مورد تعریفی که از یک کلمه یا اصطلاح دارد، کار بسیار صحیح و محترمانه‌ای است که حتما باید آن را حتی به‌دفعات انجام دهید.

  1. سوءتفاهمی به نام «گفت‌وگو»

امروزه شاید کلمه‌های «دیالوگ» و «گفت‌وگو» تا حد زیادی از بار معنایی خودشان خالی شده باشند. واقعیت این است که اکثر جلساتی که آن‌ها را به نام جلسات مذاکره و گفت‌وگو نام‌گذاری می‌کنیم، محل جروبحث و منازعه هستند، نه برقراری دیالوگ! به این نکته توجه داشته باشید که دیالوگ، فقط انجام یک گفت‌وگو نیست، بلکه دیالوگ در اصل، به معنی انجام یک تحقیق مشترک با طرف مقابل در مورد موضوعی خاص از طریق گفت‌وگو است. اگر دو طرف مذاکره به یادگیری و به اشتراک‌گذاری معنایی، اهمیت نداده و فقط در فکر برنده‌شدن در موضوع موردبحث باشند، در حقیقت، دیالوگ و گفت‌وگویی انجام نخواهند داد که هیچ، بیشتر هم از یکدیگر فاصله خواهند گرفت.

  1. گوش‌دادن غیررقابتی را بیاموزیم

همیشه افکار و ایده‌های انسان‌ها بر توانایی گوش‌دادن آن‌ها پیشی می‌گیرد. آرشیو ذهن ما و قضاوت‌هایی که در آن وجود دارد، باعث می‌شود که ما هر سخن جدیدی را نیز با همان معیارهای قبلی ذهنی خود درک کرده و قادر به گوش‌دادن، بدون سابقه‌ ذهنی نباشیم و قدرت ارتباط خود را تضعیف کنیم. وقتی فردی چیزی برخلاف نظر ما گفت، نباید به سخنان دیگر او نیز از دریچه‌ مخالفت گوش کنیم. گوش‌دادن، یک کار رقابتی نیست. برای اینکه مطمئن شوید که حرف‌های فرد مقابل را به‌درستی و بدون پیش‌داوری می‌شنوید، از خودتان این سوال‌ها را بپرسید:

  • آیا مفهومی را که طرف مذاکره و ارتباطم سعی دارد آن را بیان کند، تایید می‌کنم؟
  • آیا تذکر‌دادن اشتباهات او برایم مهم‌تر است یا گوش‌دادن به باقی سخنانش؟
  • آیا در حال قضاوت‌کردن درباره‌ طرف ارتباطم هستم یا در حال گوش‌دادن به او؟

افکارتان را تعقیب کنید تا به‌راحتی متوجه شوید که آیا به‌درستی به طرف مقابلتان گوش می‌دهید یا نه.

چرا باید قدرت بیان و ارتباط موثر خود را تقویت کنید؟

قدرت ارتباط شما مربوط به اصول مذاکره، قدرت بیان و زبان بدن شما نیز هست و این موارد از جنبه‌ تاثیرگذاری بر دیگر انسان‌ها قابل‌ارتقا هستند. اما به‌راستی چه لزومی دارد که شما اصول مذاکره را بیاموزید و قدم در مسیر افزایش قدرت کلام و ارتباط موثر بگذارید؟

دلیل لزوم یادگیری اصول و فنون ارتباط موثر این است که انسان‌ها در زندگی روزانه‌ خود با پیام‌های مختلفی مواجه می‌شوند و به همین دلیل برای ارتباط با پیام‌های موردنیاز، یک سیستم در مغز خود ایجاد کرده‌اند. این سیستم، هر پیامی را با تکیه بر سرنخ‌هایی که از قبل به آن‌ها متکی است، تعبیر و ارزش‌گذاری می‌کند و چنانچه پیام دریافت‌شده، با سرنخ‌های سیستم ذهنی فرد بخواند، به آن توجه می‌کند و در غیر این صورت، احتمال اینکه آن پیام را در سیستم مرکزی ذهن خود ارزیابی کند، بسیار کم می‌شود. به خاطر همین سازوکار ذهن انسان‌ها است که آموزش قدرت بیان و ارتباط، اهمیت فوق‌العاده‌ای یافته است؛ زیرا طی این آموزش‌ها شما یاد می‌گیرید که چگونه سیستم ذهنی فرد مقابل و به‌طور کلی تمامی انسان‌ها را از حالت برداشت غلط از سخنانتان یا بی‌تفاوتی نسبت به موضوعی که موردعلاقه‌ شماست، خارج کنید و این یعنی قدرت ارتباط شما! به این منظور باید مهارت‌های قدرت بیان و اصول و فنون مذاکره را بیاموزید؛ زیرا یکی از اساسی‌ترین شیوه‌های ارتباط‌گیری انسان، ارتباط کلامی است.

در طی مبحث مذاکره، اصول «زبان بدن»  نیز مطرح است. زبان بدن عبارت است از حرکات، ابراز حالت و نوع تُن صدا که مجموع این‌ها قادر هستند تاثیر سخنانی را که در جریان برقراری ارتباط با انسان‌ها بر زبان می‌آورید، تقویت یا ابطال کرده یا دلیلی برای سخنانتان باشند و آن سخنان را تکمیل کنند. تاثیر زبان بدن به‌قدری زیاد است که برخی افراد می‌توانند از طریق تمرکز بر ناخودآگاه یک فرد و فقط با استفاده از زبان بدن خود با او ارتباط بگیرند؛ زیرا زبان بدن، با ناخودآگاه ما انسان‌ها در ارتباط است و حقیقی‌ترین احساسات ما را نشان می‌دهد.

نکته‌ دیگر نوع سومی از ارتباط به نام ارتباط تصویری است. ارتباط تصویری با استفاده از انواع گرافیک، نقشه‌ها، تصاویر، نمودارها و ارتباطات دیجیتالی در جهت تقویت و انتقال سریع‌تر مفاهیم مطرح‌شده از طریق ارتباط کلامی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

در بحث ارتباط کلامی، برای بالا‌بردن قدرت ارتباط خود باید ابتدا این نکته‌های اساسی را رعایت کنید:

  • برخورد مثبت‌ داشته باشید.
  • به کار بردن «من» به‌جای به کار بردن «تو» را در دستور زبانتان فراموش نکنید. مثلا به‌جای اینکه بگوییم: «برای اینکه بتوانم تصمیم بگیرم، باید به من اطلاعات بیشتری بدهید»، چنین سخن بگوییم: «برای اینکه بتوانم تصمیم بگیرم باید اطلاعات بیشتری داشته باشم»!
  • در برابر پرخاش، اظهارنظر را برگزینید.
  • سخن‌گفتن با لحن مناسب موقعیت را تمرین کنید؛ یعنی اینکه انسان قادر باشد یک جمله‌ واحد را از طریق بیان آن با لحن‌های مختلف، صاحب چندین معنای متفاوت کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code