فقط پیشنهاد کمک!

شادی جهرانی

در اوج بدحالي ناشي از آنفلوانزا، بايد نصيحت ديگران را هم تحمل كند كه: «خودت را به ضعيف‌بودن عادت داده‌اي و بايد به خودت تلقين كني كه دستگاه ايمني بدنت قوي است و هيچ بيماري‌اي نمي‌تواند تو را از پا بيندازد. ضعيف عمل نكن و قوي باش». بعد هم فرد نصيحت‌كننده، بدون اينكه ليواني آب يا كاسه‌اي آش به دست فرد بيمار بدهد، راهش را مي‌كشد و مي‌رود و خيالش هم راحت است كه نصيحتش را كرده و وظيفه‌اش را انجام داده است.

تازه پنج روز است كه زايمان كرده و دوران نقاهت را مي‌گذراند. يكي از بستگان به ديدنش آمده و مي‌گويد: «خودت را نينداز، چون دراز‌كشيدن توي رختخواب، چيزي را درست نمي‌كند. بايد سعي كني زودتر از جا بلند بشوي و فعاليتت را از سر بگيري تا بدنت خودش را جمع‌و‌جور كند؛ همين پنج روز را هم زيادي خوابیدی.» بعد هم بدون پيشنهاد كمكي در كارهاي خانه‌ يا نگهداري بچه‌ اول كه ۳ ساله است و به رسيدگي نياز دارد، خداحافظي مي‌كند و مي‌رود؛ خرسند از اينكه نصيحت ارزشمندي كرده است.

 

 

پدر، نيمه‌شب جلوي ساختمان با نگران در حال قدم‌زدن است، چون پسرش خيلي دير كرده و تلفن همراهش را جواب نمي‌دهد؛ سابقه‌ اين‌طور دير‌كردن را هم نداشته است. همسايه در حال وارد‌شدن به ساختمان، بعد از مطلع‌شدن از موضوع، مي‌گويد: «آدم شجاع يك بار مي‌ميرد، اما آدم ترسو روزي هزار بار. بايد عادت كني که دست بالا را بگيري تا اين‌طور پريشان نشوي؛ نهايتش اين است كه جنازه‌ پسرت را برايت مي‌آورند ديگر. قرار نيست كه مدام و با هر موضوعي،‌ اين‌طور پرپر بزني.» و خوشحال از اينكه به اين پدر، دلداري داده، راهش را مي‌گيرد و مي‌رود.

در ميانه‌ بيماري، گرفتاري يا مشكل، فرد به كمك نياز دارد نه نصيحت؛ بياييد در چنين شرايطي غير از پيشنهاد كمك، سخن ديگري نگوييم!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *