فرش قرمز در غروب گرم آبادان

فرش قرمز در غروب گرم آبادان

عصرگاه دوازدهم تیرماه. هزار کیلومتر راه آمده‌ام تا برسم به آبادان در تبدارترین حالت ممکن شهر نفت و نخل و رودخانه‌ها. دعوتم به مهمانی‌‌ای به نام فرش قرمز که از روی فرش قرمزش نه ستاره‌ها و سلبریتی‌های سینما و ورزش که قرار است ستاره‌های زندگی عبور کنند. ستاره‌های فردا که حالا قرار است از محاق گمنامی بیرون بیایند و پا روی فرش قرمزی بگذارند که دوستان خیر پهن کرده‌اند.

محمود قویدل از بچه‌های زنجیره عشق وقتی خبر مراسم را داد با تعجب به آن نگاه کردم. قصدم نبود هزار کیلومتر راه را بروم تا برسم به حوالی شط و شرجی. اما درست یک ساعت مانده به شروع مراسم من در هتل نخل آبادان بودم، روبروی بنری با این عنوان: دومین فرش قرمز گروه ناجیان ایران برای کودکان کار، ایتام و کودکان ام التلول. این بار در استان خوزستان شهر آبادان.

از محمدرضا که یکی از عوامل اجرای برنامه است می پرسم اولین فرش قرمز را کجا پهن کرده‌اند که می‌گوید اولین اتفاق از این نوع در خراسان جنوبی و بیرجند انجام شده و حالا در داغ‌ترین روزهای جنوب، هتل نخل منتظر ورود کودکانی بود که قرار بود از فرش قرمز عبور کرده و مهمان لبخند و شادمانی باشند.

آفتاب در حال غروب بود که اتوبوس‌ها آمدند و کودکان و نوجوانان پرهیاهو خودشان را از لابی و فرش قرمز پهن شده به سالن هتل رساندند. اولین نوای موسیقی اما شروع دست زدن و لبخندهای کودکانی بود که بی‌هیاهو زندگی می‌کردند و بار زندگی را به دوش می‌کشیدند و حالا آمده بودند تا در هیاهوی سالن و موسیقی برای ساعاتی به خوشی بگذرانند.

اسم‌هایشان را می‌پرسم و چهره‌های آفتاب سوخته‌شان را نگاه می‌کنم. دوربین را به سمت هرکدامشان می‌چرخانم فراموشی است و تنها لبخند. فعالان اجتماعی و فرهنگی آبادان و خرمشهر هم خودشان را رسانده‌اند و سرگرمند و مشغول با هیاهوی بچه‌ها. آهنگ عربی که طنین‌انداز می‌شوند بچه‌ها یزله می‌روند به شادی.

و لبخند و شادمانی زیر سقف سالن پذیرایی هتل نخل موج می‌زند مثل موج‌های آرام اروند. مثل خورشیدی که به آرامی غروب کرده. ام التلول روستایی است محروم که سال پیش بعد از چند دهه نامش بر سر زبان‌ها افتاد. حاشیه‌ای از شهر خرمشهر که در محرومیت مطلق به سر می‌برد و حالا یک سالی است که بچه‌های زنجیره عشق و فعالان اجتماعی و فرهنگی آبادان و خرمشهر مشغول زدودن غبار فراموشی از چهره آن هستند. درست مثل برنامه پارسال که محمود قویدل چند باب حمام و سرویس بهداشتی برای آن احداث کرد با همت بچه‌های زنجیره عشق و هدی کریمی صدر مراسم روز جهانی کودک را آنجا برگزار کرد باز هم به دعوت شادمانی و موسیقی و لبخند و هدیه.

و ساعت‌ها چه کند در تالار هتل می‌گذشتند و چقدر شادمانی آنها عمیق بود و محترم. مراسم فرش قرمز برای کودکان کار تا پیش از آبادان و بیرجند سابقه نداشت. تنها دو سال پیش بود که محمدعلی طالبی برای فرش قرمز فیلمش “ویولونیست” از کودکان کار دعوت کرده بود و حالا گروه ناجیان ایران دومین فرش قرمزش را با مراسمی مفصل شامل جشن، پذیرایی و صرف شام برای کودکانی که گرمای وجودشان به گرمی خورشید خوزستان است برگزار کرد.

من همچنان باورم نمی‌شد که هزار کیلومتر راه را آمده‌ام تا دوستان جانم را ببینم که بانی برگزاری این مراسم بوده‌اند و برنامه‌های بیشتری که در مناطق محروم برگزار کرده و خواهند کرد.

دسته بندی ها: اخبار

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۳

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *