فرد ناشناس و تاثير مهربانی در بهبود روابط انسانی (۳)

فرد ناشناس و تاثير مهربانی در بهبود روابط انسانی (۳)

قسمت سوم

يك حكايت خواندني: زمانی که پسر بزرگم دو ساله بود، به دیدار یکی از دوستانم که در هلند زندگی می‌کرد رفتم. آن موقع ما ساکن سواسن بودیم و برای سفر به آمستردام با قطار، ‌باید در ایستگاه سن کانتن قطار را عوض می‌کردیم. بلیت‌ها را که گرفتم فهمیدم برای تغییر قطار فقط دوازده دقیقه فرصت داریم و باید به سرعت جابه‌جا شویم. وقتی به ایستگاه سن کانتن رسیدم، سعی کردم با عجله خود را به قطار مورد نظر، که در سکوی مقابل قرار داشت برسانم، که ناگهان دیدم قطار در حال حرکت است. در عین ناامیدی (چون آخرین قطاری بود که آن روز به آمستردام می‌رفت)، شروع کردم به فریاد زدن: «کمک، به دادم برسید، دارم قطارم را از دست می‌دهم!»

ناگهان خانمی که نمی‌دانم از کجا پیدایش شد، چمدان مرا به دست گرفت و گفت: «عجله کنید، بچه‌‌تان را بغل کنید.»

سپس شروع به دویدن به سمت قطار کرد. بدون فکر، بچه را به بغل گرفتم و او را دنبال کردم. ما در حال دویدن بودیم که چند متر دورتر، آقایی با کت و شلوار و کراوات که بسیار شیک و موقر به نظر می‌رسید جلوی ما را گرفت و گفت: «نگران نباشید، قطار برای شما صبر خواهد کرد.»

هر دوی آنها در حالی که بارهای مرا حمل می‌کردند، تا اولین واگن همراهی‌ام کردند و سپس ناپدید شدند. همه چیز چنان به سرعت انجام گرفت که حتی فرصت تشکر برایم باقی نماند. به محض ورود به کوپه، شروع کردم به تعریف ماجرایی که پیش آمده بود اما مردم به طرز غریبی به من نگاه می‌کردند و از حالت هیجان‌زده‌ام متعجب شده بودند. هنوز هم این جریان باعث تعجب من است که چه طور افرادی ناشناس بدون هیچ نفع شخصی، وقت خود را صرف کمک به من کرده بودند. هر بار که به این ماجرا فکر می‌کنم، احساس خوبی به من دست می‌دهد.

اگر به خاطر داشته باشید، از صفت مهربانی و محبت سخن می‌گفتیم و تاثیر آن در موفقیت و بهبود روابط انسانی. از عواملی یاد کردیم که انسان مشتاق را گام‌به‌گام برای نیل به این صفت در وجود رهنمون می‌سازد. خاطرنشان کردیم که اولین و شاید مهم‌ترین قدم برای این کار، توجه به دیگران است چرا که در عمل به اخلاق همواره ناگزیر از دخالت عامل «دیگران» هستیم. تمرین توجه به دیگران را پیشنهاد کردیم که خود نیمی از راه را خواهد پیمود.

گفته شد که برای شروع، ‌باید از حیطه «خودمحوری» اندکی خارج شده و زاویه دید خود را تغییر داده و موضوع را از دید «دیگران» بررسی کنیم، و این‌که با استفاده از قانون طلایی این کار میسر خواهد شد یعنی همان قانون راه‌گشای «خود را جای دیگری بگذار». به دیگران توجه کنیم و با استفاده از این قانون، عملی را بر حسب موقعیت و اولویت فرد در سلسله مراتب اولویت‌ها انتخاب كرده و به مرحله اجرا دربیاوریم. گفتیم که در این راه با پستی بلندی‌های زیادی روبه‌رو خواهیم شد که اگر آنها را تجزیه و تحلیل كنیم و عبرت خویش سازیم، خواهیم توانست عمل محبت‌آمیز بعدی را پخته‌تر و کم اشتباه‌تر از قبل انجام دهیم. برای این کار نیاز به پشتکار و البته در نظر گرفتن پیامدهای احتمالی آن عمل خواهیم داشت.

مسافران موفق جاده موفقیت معمولا بعد از ترسیم هدف و ایجاد انگیزه کافی، مشکلات و موانع احتمالی این سفر را نیز پیش‌بینی می‌کنند. این پیش‌بینی باعث اعتمادبه‌نفس بیشتر و از دست نرفتن انگیزه اولیه و حفظ پشتکار در مسیر می‌شود. در صورت عدم پیش‌بینی مشکلات، انسان با برخورد با اولین مانع، دلسرد شده و از ادامه کار منصرف خواهد شد و به طبع هیچ نتیجه‌ای از آن‌چه تا به آن زمان انجام شده نیز به دست نخواهد آمد. حتما شنیده‌اید که می‌گویند مسیر موفقیت از شکست می‌گذرد. ولی شکستی به موفقیت می‌انجامد که واقع‌بینانه تجزیه و تحلیل شده و خطاهای آن، موشکافانه بیرون کشیده شده باشد و برای رفع آنها تدبیری اندیشیده. از آن بهتر، ترسیم صحیح اولیه نقشه است با احتساب پیامدها و عدم موفقیت‌های احتمالی‌. این کار در عمل یعنی چه؟

فرض کنیم قصد داریم در اوج شلوغی با اتومبیل شخصی به مقصدی برویم. بعد مسافت را در نظر می‌آوریم و با احتساب ترافیک و احتمال پنچری! زمان مناسبی را (مثلا یک ساعت قبل از وعده مقرر) انتخاب کرده و حرکت می‌کنیم. افرادی دیر می‌رسند که احتمالات را به درستی محاسبه نکرده و برای مقابله با آنها آمادگی نداشته باشند. در هر حال اگر کسی برای ایجاد موفقیت در روابط انسانی با استفاده از صفت محبت، پیش‌آمدها و پیامد‌های احتمالی آن را در نظر نیاورد، در این کار موفق که نمی‌شود هیچ، دلزده و دلسرد هم خواهد شد.

آن‌چه موجب دلزدگی از عمل به اخلاق صحیح می‌شود این است که شخص دنبال نتيجه زودرس است و قبل از شروع به عمل محبت، ضمن پروراندن انگیزه آن در ذهن، نتیجه‌ای به دور از واقعیت متناسب با زمان، در پس آن عمل برای خود تصور کرده است.

به طور مثال، اگر خطایی از انسان جایزالخطا سر بزند و بعد از یاری بخت و اقبال بلند، از کار خود پشیمان شود و تحت فشار عقل سلیم و سیستم هشداردهنده درون (وجدان)، بالاخره تسلیم شود و خود را وادار به عذرخواهی کند، چون چنین مسیر مشقت‌بار فکری را طی كرده، خود را مستحق می‌داند که به محض عذرخواهی از فرد موردنظر، با احترامات فائقه و کسب نشان لیاقت و لوح زرین تقدیر، با اشتیاق فراوان، بی‌معطلی مورد عفو قرار بگیرد. اما افسوس که تازه نوبت به دست بالا گرفتن فرد مورد عذرخواهی می‌رسد و خدا می‌داند که او چه میزان توان بخشش دارد و چقدر انصاف. حال شخص خاطی بینوا، در میان راه نیمی رفته و نیمی باقی مانده، سردرگم می‌شود و نمی داند که آیا اصلا از ابتدا تصمیم درستی گرفته و کار درستی انجام داده یا خیر. معمولا اکثریت موارد به این نتیجه فکری منتج می‌شود که معذرت‌خواهی کار خوبی نیست یا این‌که مردم لیاقتش را ندارند. اما در واقع اشکال کار در عذرخواهی نبوده بلکه تصویر ذهنی شخص از نتيجه كمي غيرواقعي است، در هر امري نتيجه مطلوب با استمرار يك عمل و در زمان كمي طولاني‌تر حاصل مي‌شود.

در مورد همه صفات اخلاقی، این اصل را باید همواره مد نظر داشت که تصویر هر صفت در ذهن ما و پیامدهای آني آن لزوما منطبق با واقعیت نیست.

بنابراین به حکم عقل و به وعده پشتکار، باید ابتدا تصویر صحیحی از آن صفت ترسیم و در پی آن پیامدهای احتمالی‌اش را نیز به جان خرید.

چگونه يك تصوير صحيح از مراحل ايجاد محبت ترسیم كنيم؟

محبت، شامل اعمال متفاوت و گاه متناقضی است که لزوما همیشه خوشایند دل ما نیست. تنبیه و سختگیری و… به همان اندازه خوشرویی و ملایمت رفتاری و… محبت محسوب می‌شود. نمود بارز اين نوع محبت را در محبت والدين به فرزند مشاهده مي‌كنيم ولي نتيجه اين است كه فرزندان تا وقتی نادان‌اند و کودک، پدر و مادری را می‌پسندند که کاری به کارشان نداشته باشند و بی‌خودی به آنها سخت نگیرند. وقتی هم که بزرگ می‌شوند، تقصیر تمام عدم موفقیت‌ها و ناکامی‌هایشان را بر گردن والدین می‌اندازند که چرا آنها را درست و سختگیرانه! تربیت نکردند. بالاخره تکلیف والدین چیست؟ واقعي‌ترين نوع محبت را مي‌توانيم در والدين ببينيم و پيامدش را هم كه مشاهده مي‌كنيد!

اگر بخواهيم محبت را در سطوح ديگري بررسي كنيم بسيار مي‌شنويم كه «آمدیم ثواب کنیم، کباب شدیم!» و جالب این‌جاست که معمولا هم با آن موافق بوده‌ایم. چرا؟

وقتی انسان قدمی در جاده اخلاقیات برمی‌دارد، قدمی هر چند کوچک که معمولا در ابتدا موفقیت‌آمیز هم هست، رضایتی در وجود خود احساس می‌کند که شیرینی‌اش او را به عمل اخلاقی بعدی تشویق می‌كند. اما امان از وقتی که روند عمل آن طور که انتظار دارد پیش نرود. آن وقت است که اگر تجزیه و تحلیل صحیحی از آن به عمل نیاورد، عمل به اخلاق را یک‌سره کنار خواهد گذاشت و طبعا موفقیتی که در بطن آن نهفته است نیز از دست خواهد رفت. آن وقت گمان خواهد کرد که عمل به اخلاق منجر به هیچ موفقیتی نمی‌شود پس ما را چه به اخلاق!

اما اگر از ابتدا خود را آماده سازد که بعد از برداشتن قدم اول و دوم، دیر یا زود با پیامد احتمالی آن صفت روبه‌رو خواهد شد، آن وقت است که از این رویارویی متعجب نشده و به طبع از عمل محبت‌آمیز دلسرد نخواهد شد.

بنا بر اين توضيحات می‌توان حدس زد که پیامد زودرس و رایج محبت و مهربانی چیست؟

  • همان قضیه معروف «مردم لیاقت محبت ندارند!»

جایی می‌خواندم که انسان در عمل به اخلاق باید عوامل زیادی را در نظر بگیرد تا بتواند در این کار موفق شود. از جمله عوامل مهم که ‌باید در عمل به صفت محبت و مهربانی در نظر آورد، عامل «قدرناشناسی» افراد مورد محبت است. همان داستان کباب شدن به جای ثواب کردن!

پس یادمان نرود که همواره باید انتظار قدرناشناسی افراد مورد محبت را داشته باشیم تا متعجب و از کرده خود پشیمان نشويم. بدون در نظر گرفتن این عامل مهم، پشتکار شخص به دليل دلسردي لطمه خواهد خورد و عدم تداوم در اعمال اخلاقی مثل این است که انسان هر چند ماه یا چند سال یک‌بار یک عدد قرص ویتامین ث جوشان بخورد و انتظار داشته باشد سرما نخورد!

خلاصه اين‌كه ترسيم صحيح از مسير مهرباني و محبت، ديدن موانع آن، كه مهم‌ترينش قدرناشناسي اشخاص است مي‌باشد.

اشتباه نكنيد. هنوز هم مي‌گويم محبت كردن به ديگران يكي از موثرين راه‌هاي موفقيت‌ است. ولي پيامد قدرناشناسي را هم دارد. چطور!؟ خيلي ساده است شما ممكن است كه به كسي محبت كنيد و شخص مورد محبت نسبت به شما قدرناشناسي بكند ولي هدف شما كه قدرشناسي او نبود! براي اطمينان از صحت اين موضوع كافي است كه به اطراف نگاه كنيد به‌خصوص در افراد سالخورده‌تر. حتما اشخاص بامحبت زيادي را پيدا مي‌كنيد كه زندگي خانوادگي و اجتماعي موفقي دارند و در عين حال هم تجربه‌هاي بسياري مبتني بر قدرناشناسي. براي توضيحات كامل‌تر شما را ارجاع مي‌دهم به مقالات چاپ شده در مجله موفقيت از سري تاثير اخلاق در موفقيت شماره‌هاي ۱۹۷ و ۱۹۸ و ۱۹۹ تحت نام «موفقيت و كسب مالكيت حقيقي».

نکته ظریف دیگر:

بعضی اوقات انسان از دیدن محبت از جانب دیگران احساس خوشی ندارد و به قول معروف به دلش نمی‌چسبد. شاید به این خاطر است که موجی از منفعت‌طلبی از آن محبت ساطع می‌شود که اصالت آن را از بین می‌برد و شخص را دلزده می‌کند. پس باید به این نکته توجه داشت که مرز بین یک عمل اخلاقی با حسن نیت یا عملی با سوءنیت و خودخواهانه، از مو باریک‌تر است.

محبت از جمله صفاتی است که عمل به آن هم ظاهری است و هم درونی. آن‌چه باعث موفقیت در روابط انسانی می‌شود نه فقط وجه ظاهری بلکه خلوص قلبی آن است. البته این مرحله در پی ممارست و تکرار کافی وجه ظاهری آن پیش خواهد آمد. به شخصی می‌ماند که تازه می‌خواهد خواندن و نوشتن بیاموزد و فعلا باید مشق الفبا کند و رونویسی از سرمشق. اما بعد از اتمام این مرحله حالا باید انشايی بنویسد که مفهوم داشته باشد و لطفی خاص.

آن لطف خاص، همان خلوص قلبی محبت است. اگر جمعی آدم آهنی را طوری برنامه‌ریزی کنند که از یک رفتار محبت‌آمیز تقلید کنند، در ابتدا خیلی برایمان جالب خواهد بود. ولی بعد از مدتی که این کار را تکرار کنند چون روحی در آن عمل مشاهده نمی‌شود انسان را دلزده می‌کند و مایوس.

محبت دارای انرژی شفابخشی است که انسان را در آغوش می‌کشد و به او گرما می‌بخشد. این گرما به خاطر روح نهفته در بطن آن است نه صورت ظاهر آن. پس شاید بد نباشد به همان شعر معروف نگاهی دوباره بیندازیم که: تو نیکی می‌کن و در دجله انداز    که ایزد در بیابانت دهد باز

امیدوارم اولین چیزی که از این شعر به ذهن متبادر می‌رسد مفهوم رایج آن نباشد. قصد ما اشاره به روح صفت محبت و مهربانی است که مثل انگبین وجود خود انسان را تبديل به شیرینی می‌کند. هم خود از آن شیرین‌کام می‌شود و هم این شیرینی از او بیرون می‌تراود. این کار در صورتی میسر است که اندکی از منفعت ظاهری و صرف قصد شخصی، فاصله بگیریم و این نیکی را با در نظر گرفتن پیامد قدرناشناسی، در دجله اندازیم تا شاید در بیابانی دوردست به سوی ما بازگردد یا هرگز هم خبری از ما نگیرد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code