فرار از ناکامی (۵)
کشوری در آستانه فروش!

فرار از ناکامی (۵)  <br>  کشوری در آستانه فروش! <br>

جواد حسینی نصر

بحرانی که اشک یونانی‌ها را درآورد

چطور می‌شود یک کشور به ورشکستگی برسد؟ چطور می‌شود حتی زمزمه‌هایی به گوش برسد که یک کشور در آستانه‌ فروش است و بسیاری از جزایر آن به میلیاردرهای روس و اروپایی و آمریکایی واگذار شود تا بشود از بحران اقتصادی پیش‌آمده گذر کرد؟ اگر این کشور، یک کشور کوچک در آمریکای لاتین یا یک کشور بدون منابع و متکی بر کشاورزی غیرمدرن در آسیای مرکزی یا کشوری بحران‌زده در آفریقا باشد، می‌توان یک جورهایی آن را توجیه کرد، اما «یونان» دیگر چرا؟

یونان با پیشینه چند هزارساله، مهد فلسفه و دانش، کشوری توریستی در قلب دنیا با هزاران جاذبه توریستی و باستانی که اگر بر همان توریست متکی باشد، برای گرداندن یک کشور ۱۰‌میلیون نفری کفایت می‌کند، ناگهان با شرایطی مواجه شده که نه فقط برای خودشان که برای دنیا هم باورپذیر نبود.

شاید شما هم تصویر پیرمرد بازنشسته یونانی که پای دستگاه عابر بانک روی زمین ولو شده و در حال گریه‌کردن بود را دیده‌اید؛ همان مردی که دستگاه از دادن پول به او امتناع می‌کرد و آینه‌ تمام نمای اقتصاد ورشکسته و درهم شکسته‌ یونان در دهه دوم از هزاره سوم میلادی بود. یونان درست در ابتدای سال ۲۰۰۹ میلادی متوجه وخامت اوضاع شد و به مدت هشت سال درگیر اعتراض‌ها، راهپیمایی‌ها و تغییر دولت‌ها بود. اوضاع وخیم بود، چون این آتش سال‌ها زیر خاکستر پنهان شده و حالا با فوتی کوچک، گر گرفته و شعله‌هایش در حال سوزاندن زندگی یونانی‌ها شده بود.

چرا و چگونه؟

این دو سوال شاید اصل و اساس فلسفه باشد. یونان سرزمین فلاسفه است و بی‌توجهی به همین دو سوال، اوضاع نوادگان ارسطو و سقراط را به این روز کشانده بود. ریشه مشکلات اقتصادی یونان به پیش از ملحق‌شدن آن کشور به حوزه یورو و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۱ بر می‌گردد.

یونان در دهه نود میلادی و حتی پیش از آن بیش از امکانات مالی‌اش هزینه می‌کرد؛ درست مثل فردی که خرجش بیشتر از دخلش است. وقتی که این کشور به اتحادیه اروپا پیوست، هزینه‌های عمومی‌اش بسیار بالا رفت. مثلا دستمزدهای دولتی بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷، ۵۰ درصد افزایش داشت که بسیار بیشتر از سایر کشورهای حوزه یورو بود. از طرف دیگر قصد داشتند تا در صدمین سالگرد تاسیس المپیک نوین میزبان این رویداد باشند و برگزاری مسابقات المپیک ۲۰۰۴ آتن هم صورتحساب سنگینی روی دست دولت این کشور گذاشت.

دو دهه ولخرجی باعث شد تا کسر بودجه این کشور (یعنی اختلاف بین هزینه‌ها و درآمد) از کنترل خارج شود. وقوع بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ و بالا‌رفتن هزینه استقراض از بانک‌ها، مزید بر علت شد تا این کشور نتواند با مشکلات مقابله کند. بدهی یونان به‌حدی بالا رفت که دیگر نتوانست وام‌هایش را پرداخت کند و مجبور شد از صندوق بین‌المللی پول و شرکای اروپایی‌اش تقاضای کمک کند و از آنان وام‌های سنگینی بگیرد. شرایط و مقررات پرداخت این وام‌ها برای دولت یونان، به‌ویژه برای مردم عادی این کشور، بسیار سنگین تمام شد.

میزان بدهی‌ای که در سال ۲۰۱۰ اعلام شد، نشانه‌ اوج بحران بود. رقمی معادل ۳۲۰‌میلیارد دلار که ۱۷۰‌درصد تولید ناخالص ملی کشور می‌شد و در عین حال سررسید بسیاری از بدهی‌ها رسیده بود. طلبکاران یونان عمدتا شامل آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و صندوق بین‌المللی پول می‌شد که بیشترین آن با رقم ۶۸‌میلیارد دلار به آلمان تعلق داشت.

مشکل از اواسط دهه نود میلادی شروع شد با خرج‌کردن بیش از درآمد. از آن زمان، مخارج یونان همیشه بیش از درآمدهایی بوده که از مالیات کسب می‌کرده است. مهم‌تر از آن، در تمامی این سال‌ها یونان شکاف درآمد و هزینه را کمتر از آنچه بوده، برآورد می‌کرده است. در سال ۲۰۰۹، وقتی که دولت جدید سر کار آمد، متوجه شد که کسری‌اش۶/۱۳‌درصد تولید کشور است و کسری سال‌های قبل هم کمتر از واقع گزارش شده است. از اینجا بود که دنیا به فکر افتاد که وضع یونان خوب نیست و ممکن است کشور دچار ورشکستگی شود. همین امر هزینه قرض‌کردن را برای یونان به‌شدت افزایش داد. یونان هم شروع به کرد به یافتن راهی برای کاهش قرض‌ها و سامان‌دادن به هزینه‌ها و درآمدها.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۷

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *