شما به این ۹ نفر در زندگی‌تان احتیاج دارید :

شما به این ۹ نفر در زندگی‌تان احتیاج دارید :

در جشن تولد ۵۰‌سالگی‌ام فرصت فوق‌العاده‌ای برایم پیش آمد تا در یک کنسرت شرکت کنم. در پایان برنامه، کسی روی سن رفت تا آهنگ مشهور دهه هشتاد خواننده کنسرت یعنی «دوستان قدیمی» را اجرا کند. یک تکه از آهنگ خوانده‌شده خیلی برای من لذت‌بخش بود: «دوستان قدیمی مانند الماس می‌درخشند. همیشه می‌توانی به دوستان قدیمی‌ات زنگ بزنی. دوستان قدیمی را نمی‌توان خرید؛ گذشته از همه این‌ها، می‌دانی که آن‌ها دوستان قدیمی‌ات هستند.»

در‌حالی‌که اشک در چشمانم حلقه زده بود، یاد چیزهای مهمی افتادم؛ اینکه با گذشت زمان یاد می‌گیری که دوستی‌ها، روابط و شراکت‌هایی که در زندگی داری، همان چیزهایی هستند که تو را می‌سازند و آن‌ها معیار موفقیت تو هستند. آدم‌ها، نه پاداش‌ها، چیزی هستند که تو در سال‌های افول به خاطر خواهی آورد. روابط آسان به دست نمی‌آیند، اما ضروری هستند و هر کسی را که دور‌و‌بر خود نگه می‌دارید، در رشد مداوم شما نقش خواهد داشت. بعضی آدم‌ها نیز چند نقش را برای شما ایفا می‌کنند، اما قطعا هر کسی که به شما نزدیک است، برای منظوری پیش شماست. این‌ها ۹ نقش حیاتی هستند که من در زندگی خود کشف کرده‌ام و معتقدم هر انسان موفقی به این افراد نیاز دارد:

  1. کسی که به شما ایمان دارد: وقتی احساس ترس و تردید در شما رخنه می‌کند، یک فرد معتقد باید باشد که توانایی‌هایتان را به شما یادآوری کند. این افراد را با کسانی که فقط حرف‌های دلخواه شما را می‌زنند، اشتباه نگیرید، چون این گروه هیچ کمکی به بهبود شما نمی‌کنند. فرد معتقد می‌تواند پدر، مادر، همسر، بهترین دوست یا شریک کاری شما باشد؛ هر کسی که بداند از کجا آمده‌اید و اکنون در چه جایگاهی قرار دارید.
  2. کسی که معلم شماست: «وینستون چرچیل» بزرگ‌ترین الهام‌بخش و معلم من بود. من فکر می‌کنم او به‌خاطر موضع و برداشتش در مقابل شکست، الهام‌بخش است؛ او می‌گوید: «نه موفقیت پایان کار است و نه شکست کشنده؛ بلکه شهامت ادامه‌دادن است که اهمیت دارد.» شما چقدر قدرتمند هستید؟ میلیون‌ها بار در زندگی شکست می‌خورید، اما اگر هر یک از این شکست‌ها را به منزله فرصتی برای یادگیری و رشد بدانید و به‌گونه‌ای متفاوت رفتار کنید، چه خواهد شد؟ چرچیل بر این اساس زندگی کرد. معلم شما می‌تواند فردی در تاریخ، یک بزرگ‌تر در فامیل یا هم‌اتاقی شما باشد؛ اما نکته اصلی این است که وقتی معلم حرفی می‌زند، به او گوش کنید.
  3. کسی که شما را به جلو هل می‌دهد: من در محله‌ای کوچک در جرجیای جنوبی به دنیا آمدم؛ جایی که همه همدیگر را می‌شناختند. پدر و مادر من مایه موفقیت من بودند، چون به من یاد دادند موفقیت چیست. آن‌ها به من صبوری، مهربانی و ارتباط را آموختند. این کاری است که یک فرد سمج و با پشتکار انجام می‌دهد؛ او همان اول با مشت آهنین شما را هدایت نمی‌کند، بلکه از ترسش انگیزه می‌گیرد. او خودش الگوی بهتری می‌شود و این‌گونه شما را به جلو هل می‌دهد؛ نمونه‌اش زندگی خودم که سعی کردم نقش یک رهبر، همسر، پدر و دوست را بازی کنم.
  4. کسی که عاشق شماست: اسیر این تیتر نشوید، چون عاشق همیشه یک فرد رمانتیک نیست که البته در مورد من بود. همسرم «لووین» بزرگ‌ترین حامی من بود. او همه چیز مرا به جان می‌خرید، چون مرا دوست داشت. اما عاشق را با کسی که کورکورانه شما را در هر مسیری که می‌روید، دنبال می‌کند، اشتباه نگیرید. لووین اولین کسی بود که به من یادآوری کرد که وقت آن رسیده که سرعتم را کم کنم، به ارزیابی مجدد بپردازم، اولویت‌بندی کنم و استراتژی بچینم. او در‌عین‌حال همان کسی بود که هر زمان که تصمیم سختی می‌گرفتم، صبورانه به حرف‌های من گوش می‌کرد. قدر چنین افرادی را بدانید؛ آن‌ها الماس زندگی شما هستند.
  5. کسی که فکر می‌کند: همیشه یک نفر در جمع هست که به نظر می‌رسد جواب همه سوال‌ها را می‌داند؛ شریک سابق من چنین آدمی بود. او یک آدم همه‌چیز‌دان نبود، اما به‌ندرت احساس می‌کردم باید حرفش را اصلاح کنم یا درباره‌اش نظر بدهم. چیزی که او را چنین باهوش جلوه می‌داد، بهره هوشی‌اش نبود؛ او شنونده، بیننده و متفکر بود و لحظاتی وقت می‌گذاشت تا واقعیت‌ها را جمع‌آوری، سازمان‌دهی و تجزیه و تحلیل کند. او رویاهای درون من را تعدیل می‌کرد و وقتی می‌خواستم با تمام سرعت به پیش بروم، من را متوقف می‌کرد تا مطمئن شود اطلاعات موجود منطقی هستند. به حرف‌های این آدم‌ها گوش کنید و آن‌ها را در تصمیم‌های بزرگ زندگی‌تان بگنجانید.
  6. کسی که به موفقیت‌های بزرگ دست یافته است: همه ما در زندگی به کسانی برخورده‌ایم که برای رسیدن به رویایی بزرگ‌تر الهام‌بخشمان بوده‌اند. در این مورد یکی از قدیمی‌ترین و عزیزترین دوستانم به خاطرم می‌آید؛ او همواره برای من معیار موفقیت بود. من نه‌تنها جنب‌و‌جوش او، بلکه ناتوانی او در پذیرش شکست را تحسین می‌کردم. همه ما در حرفه خود تجربه شکست را داشته‌ایم و این دوست من نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ اما به‌جای اینکه تسلیم «من نمی‌توانم» شود، طاقت می‌آورد و مسیری بهتر را پیدا می‌کرد. فرد موفق همان تصویری است که در دیدرس شماست، همان انگیزه‌ای است که در زمان بروز موانع پیدایش می‌شود و همان جشن مشترکی است که در زمان موفقیت دونفره می‌گیرید.
  7. کسی که لنگر شماست: «داینا»، دستیار من، لنگر من است. او سال‌هاست که برنامه‌های نامرتب مرا مدیریت می‌کند و وقتی مشتاقانه می‌خواهم به فرصتی که در ظاهر به‌نفع حرفه من است، پاسخ مثبت بدهم، صدای او به گوشم می‌رسد: «ما نمی‌توانیم به همه جواب مثبت بدهیم!» لنگر شما یک فرد واقع‌بین، اصولی، قابل‌اعتماد و مطمئن است. او اغلب شما را بهتر از خودتان می‌شناسد و محدودیت‌های شما را می‌داند. او می‌فهمد چه زمانی یک فرصت فوق‌العاده، برای شما مناسب نیست. با چنین فردی با احترام برخورد کنید تا نیروی راهنمای شما در کسب موفقیت‌های رویایی‌تان باشد.
  8. کسی که ترازوی شماست: تعادل بین کار و زندگی تقریبا یک موضوع کلیشه‌ای است و همه ما این نصیحت را شنیده‌ایم که تا کجا باید پیش برویم، برای چه چیزهایی اولویت قائل شویم و چگونه کار را پشت در منزل بگذاریم؛ اما حقیقت این است که تعادل یک مسئله شخصی است و چیزی که در زندگی من کارساز است، هرگز به درد یک مرد ۲۳ ساله مجرد نمی‌خورد. ما رویاها، اولویت‌ها و واقعیت‌های متفاوتی داریم که به‌سادگی در یک ظرف نمی‌گنجند. معیار شما اولویت‌های شما هستند. اولویت من دو پسرم هستند. اوایل زندگی کارم اولویت من بود و مصمم بودم به سختی کار کنم و بالاتر بروم و می‌خواستم زندگی بهتری برای خانواده‌ام بسازم. تعادل من یک مرز مشخص داشت و فقط می‌خواستم رویدادهای مهم زندگی پسرانم را از دست ندهم؛ حتی اگر شده بعد از یک جلسه کاری، برای یک پرواز فوری بلیط بگیرم و صبح روز تولدشان، وقتی از خواب بیدار می‌شوند، در کنارشان باشم. معیار سختی بود و اغلب پشت گوش انداخته می‌شد؛ پس سعی کنید از این وسوسه اجتناب کنید.
  9. کسی که می‌جنگد: آدم‌های جنگجو سخت و تند، نه پرخاشگر و سنگ بنای یک تیم مستحکم هستند. آدم جنگجو می‌تواند کارمند ارشد شما باشد. برای من فقط یک نفر نبود، بلکه یک نوع آدم بود. هر زمان که عضو جدیدی را در تیم کاری استخدام می‌کردم، مصاحبه تنها یک گفت‌وگوی دونفره بین ما نبود و اعضای جنگجوی دیگر تیم من نیز باید با کاندید احتمالی ملاقات می‌کردند تا شور و حرارت جنگندگی او را احساس کنند. وفاداری تنها از روی ترس نیست، بلکه مسئله اعتماد، ارتباط و شفافیت است. من می‌خواستم این فرد سازمان مرا از درون به بیرون ببیند. ما نه‌تنها او را مطمئن می‌کنیم که به درد ما می‌خورد، بلکه به او اطمینان می‌دهیم که ما هم مناسب او هستیم؛ به‌طور‌کلی، قدرت یک سازمان به اندازه ضعیف‌ترین حلقه ارتباطی درون آن است.

با مطالعه این ۹ نقش، بدون‌شک بعضی آدم‌های زندگی خود را شناسایی کرده‌اید که به توضیحات فوق می‌خورند و امیدوارم لحظه‌ای وقت بگذارید و ببینید چقدر برای داشتن چنین حامیانی باید شکرگزار باشید. هر کسی که نزدیک شماست، نقشی دارد. اگر نمی‌دانید چه کسی، هر کدام یک از نقش‌های فوق را در زندگی شما بازی می‌کند، خوب فکر کنید. توجه داشته باشید که برای حرکت رو‌به‌جلو باید از دوستان و اعضای خانواده خود چه چیزهایی بخواهید یا دایره روابط خود را چطور گسترش دهید تا کسانی را که شما را به قابلیت‌های احتمالی‌تان نزدیک می‌کنند، در بر بگیرد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۲۲

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code