زندگی

چگونه رقابت خواهر- برادری را از بین ببریم؟

وقتی بچه‌ها مشغول بازی هستند، باید گوشتان را تیز کنید تا وقتی تنش بالا می‌گیرد، متوجه شوید. اگر حواستان جمع بالا‌گرفتن تعارض‌هایشان باشد، می‌توانید به آن‌ها بگویید کی باید بحثشان را تمام کنند، لحنشان را عوض کنند یا از هم «جدا» شوند!
روزی که «ژیل» فرزند دومش، «لوک» را از بیمارستان به خانه آورد، «ژوئن»، دختر چهار‌ساله‌اش، آن‌قدر از خوشحالی بالا و پایین پرید که خسته شد. مهمانی بزرگی برای خوش‌آمدگویی به برادر کوچک برپا شد و او کلی خوش گذراند. وقتی آخرین مهمان جشن داشت می‌رفت، ژوئن دنبالش دوید و فریاد زد: «صبر کنین خانم! یادتون رفت بچه‌تون رو ببرین!»
بعد از آن، شادی ژوئن به غم بدل شد. او چندین روز گریه می‌کرد و یک بند بهانه می‌گرفت و جوری رفتار می‌کرد که انگار بدترین اتفاق دنیا برایش افتاده است. رقابت خواهر- برادری بین ژوئن و لوک، هر چه بزرگ‌تر شدند، بدتر شد؛ مخصوصا وقتی لوک شروع کرد به چهار‌دست‌و‌پا‌رفتن و کم‌کم داشت شخصیت مستقلی پیدا می‌کرد، همه چیز به رقابت تبدیل شد. آن‌ها مدام سر اسباب‌بازی‌هایشان دعوا می‌کردند و اگر چه همدیگر را بغل هم می‌کردند و می‌گفتند دیگری را دوست دارند، ژیل عمیقا درباره رابطه طولانی‌مدتشان نگران بود. ژیل فقط می‌خواست بزرگ شوند و با هم دوست باشند؛ حالا نه دوست صمیمی، اما آن‌قدر به هم نزدیک باشند که بتوانند روی هم حساب کنند. الان هم فقط خانه‌ای می‌خواست بدون داد وفریاد و گریه و بگو مگو!
آیا این جریان‌ها به گوش شما هم آشناست؟
بیایید صادقانه در مورد تعارض صحبت کنیم. رقابت خواهر- برداری همیشه با تعارض همراه است. در واقع، خواهرها و برادرهایمان اولین کسانی هستند که معمولا با آن‌ها تعارض داریم. حقیقت هم این است که وقتی دو یا چند نفر زمان زیادی را با هم می‌گذرانند، تعارض طبیعی است. تعارض شکلی از انرژی و زندگی و گواه این است که بیش از یک فکر، احساس و نظر وجود دارد و اگر تعارض نباشد، راکد و پژمرده خواهیم شد. تعارض نشان می‌دهد که هنوز زنده‌ایم و زاویه دیدی در جهان داریم. در جایگاه پدر و مادر، ما نمی‌توانیم متفکران مستقل و خودباوری تربیت ‌کنیم که در مواجهه با تعارض، فرار می‌کنند. هدف این است که تعارض‌هایمان را طوری حل کنیم که روابط و روانمان سالم باقی بماند.
البته تعارض به خودی‌خود، مشکل نیست و شاید عجیب به‌نظر برسد اما خانه‌ بدون تعارض، خانه‌ آرامی نیست. خانه‌ بدون تعارض، خانه‌ای خواهد بود که در آن احساسات سرکوب‌شده و تنش نهفته وجود دارد. اگر در خانه‌ای زندگی کرده باشید که اجازه بروز تعارض را ندهد، زندگی در آن مثل راه‌رفتن روی پوسته تخم‌مرغ است. خانه‌های آرام، پرشور و پر انرژی‌اند و فضایی برای ابراز احساسات و مخالفت دارند و در آن‌ها می‌توان ابراز مخالفت کرد. علاوه‌براین، نحوه برخوردمان با تعارض می‌تواند چالش‌هایی جدی ایجاد کند. روشی هم که در کودکی برای حل تعارض یاد گرفته‌ایم، عادات فعلی‌مان را در مواجهه با تعارض شکل می‌دهند؛ همچنین روشی که ما برای حل تعارض‌ها به‌کار می‌گیریم، روشی است که فرزندانمان برای حل تعارض یاد می‌گیرند.
شخصا درباره رقابت خواهر- برادری تحقیق مفصلی کردم و بیشتر از کتاب‌های «خواهر- برادرها بدون رقابت» اثر «ادل فابر» و «والدین آرام، خواهر- برادرهای شاد» اثر «دکتر لارا مارکهام» استفاده کردم و از این تحقیق، سه ایده بزرگ را آموختم:


1. روابط خواهر و برادرها، پایه‌ روابط احساسی نزدیک در آینده است.

یکی از بزرگ‌ترین فواید خواهر- برادر داشتن این است که برای تمرین گفت‌وگو، حل تعارض، بازسازی رابطه و بخشش فرصت‌ زیادی به فرزندانتان می‌دهد. این مهارت‌ها، مهارت‌هایی ضروری است که در تمام عمرشان برای ساختن روابط نزدیک و سالم، از جمله انتخاب همسر به آن نیاز دارند.

2. ما باید به خواهر و برادرها برای مدیریت رابطه و حل تعارض‌هایشان کمک کنیم.

اگر می‌خواهید فرزندانتان روزی کسی را به خانه بیاورند که واقعا در جایگاه همسر برایشان بپسندید، کسی که بتوانند با او رابطه‌ای به استحکام یک عمر بسازند، باید امروز تا آنجا که می‌توانید از روابط خواهر- برادری‌شان حمایت کنید. یعنی وقتی بچه‌ها مشغول بازی هستند، باید گوشتان را تیز کنید تا وقتی تنش بالا می‌گیرد متوجه شوید. اگر حواستان جمع بالا گرفتن تعارض‌هایشان باشد، می‌توانید به آن‌ها بگویید کی باید بحث‌شان را تمام کنند، لحنشان را عوض کنند یا از هم «جدا» شوند.

3. خواهر و برادرها باید احساس کنند منحصربه‌فرد هستند و به یک اندازه دوستشان دارند.

خواهریا برادر داشتن می‌تواند برای بسیاری از کودکان گیج‌کننده و تهدیدآمیز جلوه کرده و ممکن است درباره خیلی چیزها عصبی و نگرانشان کند؛ از جمله اینکه آیا عشق کافی برای هر دویشان وجود دارد یا نه! از اولین روزی که خانه‌تان چند‌فرزندی می‌شود، یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید بکنید این است که به هر کدام از فرزاندانتان بگویید که چه چیز منحصربه‌فردی را در او دوست دارید. این‌طوری احساس می‌کنند همان‌گونه که هستند، دوست‌شان دارید و درکشان می‌کنید.


مدیریت تعارض در خانه

قدم اول: وقتی تعارض به‌جود می‌آید، خیلی راحت آن را بپذیرید. اینکه بدانیم تعارض بخشی جدایی‌ناپذیر از وجود انسانی ماست، خیلی آرامش‌بخش است. دوری از تعارض کم‌کم شرایط را برای همه وخیم‌تر می‌کند؛ چون دوری از تعارض ریشه پرخاشگری منفعل است.
قدم دوم: کنجکاو شوید. وقتی نشانه‌های تعارض بروز می‌کند یا خود تعارض بروز کرده است، از خودتان بپرسید:

• تعارض در ‌ظاهر درباره چیست؟
• در باطن چطور؟
• چه چیزی تعارض را به‌جود آورده است؟
• طرفین واقعا چه چیز می‌خواهند؟

برای این کار باید دخالت کنید که خودش با این توصیه‌ تربیت سنتی که می‌گوید «بگذارید بچه‌ها خودشان مسئله را حل کنند» مغایرت دارد. اما اگر بچه‌های کوچک خودشان بخواهند مسئله را حل کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟ در این باره الگویی بسیار قابل‌پیش‌بینی وجود دارد:

1. روش‌های محدودی را که در چنته دارند، رو می‌کنند که معمولا یا به دعوای فیزیکی ختم می‌شود یا به نزاع لفظی.
2. بعد هم ما، بابت راه‌حلی که انتخاب کرده‌اند، عصبانی می‌شویم و برای تنبیه‌شان وارد عمل می‌شویم تا رفتارشان را تحت‌کنترل درآورده باشیم.
3. همه گریان و کلافه می‌شوند و ما هم احتمالا هر کسی را به گوشه‌ای جدا می‌فرستیم.

اینجاست که به ناکارآمدی سیستم سنتی پی می‌برید. در سیستم جدید، فرزندانمان را آگاهانه برای حل تعارض پیش‌‌آمده راهنمایی می‌کنیم. عبارت‌هایی چون «وای، چقدر صدای داد و فریاد می‌آید» یا «همه یک لحظه ساکت باشید» می‌تواند به جلوگیری از بیشتر‌شدن تعارض کمک کند.
وقتی هم که اوضاع آرام شد، می‌توانیم سوال‌های کنجکاوانه‌مان را بدون قضاوت بپرسیم: «می‌توانید یکی، یکی به من بگویید موضوع چیست؟» وقتی صحبت‌های همه را گوش کردید، می‌توانید با این عبارت ادامه دهید: «خیلی خوب، بیایید به نقطه‌ای برگردیم که فکر می‌کنیم ماجرا از آنجا شروع شده است»! این‌طوری می‌توانید به ریشه تعارض برسید و همه هم احساس می‌کنند به حرفشان توجه شده است. این کار به هرکدام از بچه‌ها اجازه می‌دهد قضیه را از دید خودش برایتان تعریف کرده و احساس کند فهمیده‌اید چرا حق با اوست. خلاصه اینکه باید دخالت کنیم تا به فرزندانمان آموزش دهیم و راهنمایی‌شان کنیم. البته این کار در کوتاه‌مدت وقت بیشتری می‌گیرد، اما در بلندمدت خیلی کمتر وقتمان را می‌گیرد و درگیرمان می‌کند.
نتیجه بلندمدت کمک به کودکانمان برای حل تعارض‌های امروزشان این است که در آینده بچه‌هایی خواهیم داشت که می‌توانند تعارض‌هایشان را در تمام طول زندگی حل کنند. تغییر ذهنیتتان و یادگرفتن راه‌های جدید برای کمک به حل تعارض‌های خواهر- برادری تاثیر بسیار زیادی بر تغییر خط سیر مسائل در خانه دارد و کمکتان می‌کند خواهر و برادرهایی را تربیت کنید که تمام عمر عاشق هم باشند.


برنامه عملکرد دودقیقه‌ای برای والدین خوب

• داستان‌های رویایی را از سرتان بیرون کنید

به خودتان بگویید دعوا‌کردن خواهر و برادرها عادی است. یادتان باشد تعارض برایشان فرصتی است که بزرگ شوند و یاد بگیرند چطور تنش به‌وجود‌آمده بین خودشان و کسی که عاشقش هستند را از بین ببرند.

• گوش کنید

به هر یک از فرزندانتان فرصت بدهید، درحالی‌که فرزند دیگرتان گوش می‌کند، قضیه را از دید خودش برایتان تعریف کند. اگر این کار عملی نیست یا فرزندانتان آن‌قدر کوچکند که نمی‌توانند این تمرین را انجام دهند، از هم جدایشان کنید و پیش از اقدام به هر کاری اطمینان حاصل کنید که هر یک از فرزندانتان احساس کند به حرف‌هایش گوش کرده‌اید.
برنامه عملکرد مستمر برای والدین خوب

• واژه «مهربانانه» را جایگزین واژه «عادلانه» کنید

برای بچه‌ها «عادلانه» یعنی «بی‌حساب»‌شدن؛ پس به‌جای آن از واژه «مهربانانه» استفاده کنید. وقتی از بچه‌ها بخواهید با مهربانی فکر کنند، به راه‌حل‌های خلاقانه‌تری می‌رسند تا اینکه از آن‌ها بخواهید فقط بفهمند چه چیزی در ظاهر منصفانه به‌نظر می‌رسد.

• به دعواهایشان گوش کنید

به بحث‌های فرزندانتان گوش کنید و ببیند الگویی تکراری پیدا می‌کنید یا نه؛ اگر الگویی تکراری بود، به کودکا‌نتان نشان بدهید چرا در این دور باطل گیر افتاده‌اند.

• راجع به استراتژی کلی‌تان بازاندیشی کنید

به‌جای اینکه سعی کنید بچه‌هایتان را خواهر و برادر بار بیاورید، سعی کنید آن‌ها را مثل دو دوست تربیت کنید. این کار می‌تواند نحوه رفتارشان با هم، بازی‌هایشان و بحث‎هایشان را تغییر دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code