رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست…

دکتر احمد حلت

فصل انتخاب رشته گذشت و اکنون همه منتظرند تا ببینند کامپیوتر سازمان سنجش بعد از محاسبه و پردازش و سهمیه‌بندی و بالا و پایین‌کردن امتیازات و رتبه‌ها، کدام دانشگاه و کدام رشته را برای هر داوطلب به عنوان انتخاب نهایی او تعیین می‌کند.

نکته اینجاست که با توجه به ظرفیت محدود صندلی‌های هر دانشگاه و هر شهر، خیلی از داوطلبان به احتمال زیاد در رشته مورد علاقه خود و در شهری که دوست دارند، قبول نمی‌شوند و پس از اعلام نتایج و در فرصتی کوتاه برای پذیرش رشته و دانشگاهی که شاید دلخواهشان نباشد، تحت فشار قرار می‌گیرند.

در این مواقع بعضی با خود حساب و کتاب می‌کنند و می‌گویند که بهتر است دوباره یک سال بیشتر و قوی‌تر مطالعه کنند تا در رشته مورد‌نظرشان قبول شوند و بعضی دیگر تحت فشار خانواده و دوستان و نصیحتگرانی که معمولا این جور مواقع سریعا ظاهر می‌شوند، تصمیم می‌گیرند که در همین رشته‌ای که کامپیوتر سازمان سنجش برایشان انتخاب کرده، ادامه تحصیل دهند و قرعه‌ای را که به نامشان افتاده، حتی اگر دلخواهشان نیست، با اکراه و بی‌میلی بپذیرند و خواسته و ناخواسته وارد مسیری شوند که در حقیقت آینده زندگی آن‌ها و فرزندانشان را رقم خواهد زد.

 

پنجره چهارم می‌گوید که به نصایح کسانی که به شما می‌گویند این رشته را جهان هستی برای تو انتخاب کرده و تقدیر و رسالت تو در زندگی همین رشته‌ای است که بی‌آنکه بخواهی برایت انتخاب شده و… گوش ندهید.»

همچنین می‌گوید که به ندای پرحسرت و افسوس‌خوردن ذهنتان هم که دائم در گوشتان نجوا می‌کند که شما دیگر روی خوشبختی را نخواهید دید، زیرا در دانشگاه مورد نظر و در رشته تحصیلی مورد‌علاقه‌تان قبول نشدید و محکوم به بدبختی و فلاکت خواهید بود، گوش ندهید.

از سوی دیگر، اگر با خود فکر می‌کنید که درس و مشق و ادامه تحصیل را رها کنید و دنبال کار و کاسبی در بازار بروید و بعد از پول جمع‌کردن در دانشگاه‌های پولی یا در خارج از کشور ادامه تحصیل دهید، با اینکه این ایده با شرایط اقتصادی امروزی منطقی و معقول به نظر می‌رسد، اما باز هم موضوع پنجره چهارم نیست.

پنجره چهارم می‌گوید: «رشته تحصیلی اگر چیزی به آدم یاد می‌دهد که می‌توان در شغلی از آن استفاده کرد و این شغل در دنیای امروز طرف‌دار دارد، پس دلیلی ندارد که از ادامه تحصیل در آن سرباز زنیم؛ چرا که در نهایت فارغ‌التحصیلان همه رشته‌ها مجبورند وارد بازار کار شوند و صرف‌نظر از رشته‌ای که در آن درس خوانده‌اند، باید توانایی به‌کار‌بستن آموخته‌های خود را در شغلی که انتخاب می‌کنند، داشته باشند.»

به زبان ساده، کسی که در رشته پزشکی درس می‌خواند و بعد از چند سال به عنوان پزشک عمومی وارد بازار می‌شود، اگر یک پزشک بی‌سواد باشد، درآمدش بسیار کمتر از کسی خواهد بود که در رشته نجاری فوق‌دیپلم گرفته، اما نجاری عالی و مسلط است و می‌تواند هر وسیله چوبی را به بهترین و خلاقانه‌ترین شکل ممکن بسازد.

در گذر زمان، وقتی دانشگاه تمام می‌شود و فارغ‌التحصیلان وارد بازار می‌شوند و ازدواج می‌کنند و تشکیل خانواده می‌دهند، شما خواهید دید که آن کسی زندگی راحت‌تر و آرام‌تر و مرفه‌تری خواهد داشت که در رشته تحصیلی خود (هر چه باشد) عالی بدرخشد و با تکیه بر استعدادها و خلاقیت‌های منحصر‌به‌فرد خود یکه‌تاز شود.

پنجره چهارم می‌گوید: «برخلاف تصور جا‌افتاده در جامعه، این رشته تحصیلی نیست که در آینده شما را به درآمد بالا و عالی می‌رساند؛ بلکه این خود شما هستید که تصمیم می‌گیرید در تخصصی که یاد می‌گیرید تا چه حد استاد و متخصص شوید.»

جامعه به همه شغل‌ها نیاز دارد و در هر شغلی بیشترین درآمد و بهترین امکانات و منابع در اختیار کسی قرار می‌گیرد که خوب بدرخشد و عالی ظاهر شود.

در نتیجه اگر داوطلب کنکور بودید و کامپیوتر سازمان سنجش بر اساس امتیاز و رتبه شما در قیاس با بقیه انتخاب‌هایی که داشته‌اید، رشته و شهری را برای شما نهایی کرد که زیاد مورد‌علاقه‌تان نیست، هر تصمیمی که می‌گیرید به یاد داشته باشید که مهم‌تر از رشته و دانشگاهی که درس می‌خوانید، میزان تعهد و پشتکار و پایمردی و مداومت شما در یادگیری و عملی‌کردن آموخته‌هایتان به صورت یک فعالیت درآمد‌زا و خلاقانه است که می‌تواند برای شما یک زندگی موفق و سعادتمندانه را رقم بزند.

البته نمی‌توان انکار کرد که یک فرد کوشا در رشته‌های پرطرف‌دار مثل پزشکی می‌تواند به مدارج عالی برسد، اما نکته مهم اینجاست که اصل کار و آن چیزی که موفقیت و آرامش و حس خوشبختی را برای شما و خانواده فراهم می‌کند، میزان کوشش و پرتلاش‌بودن شماست و برای رسیدن به این سطح رضایت‌بخش از موفقیت و خوشبختی، الزاما لازم نیست که در رشته‌های معروف و پرط‌رفدار قبول شوید.

این اصل پرتلاش‌بودن برای همه صادق است؛ هم کسانی که تسلیم رشته پیشنهادی سازمان سنجش می‌شوند و هم آن‌هایی که تصمیم می‌گیرند وارد بازار کار شوند و بعدا ادامه تحصیل دهند و هم آن دسته از داوطلبانی که تصمیم گرفته‌اند خود را برای کنکورهای آینده آماده کنند.

در هر حالت، پنجره چهارم می‌گوید: «مهم رشته درسی و شغل و مهارتی نیست که پیش روی شما گذاشته می‌شود؛ مهم این است که برای متخصص و استاد‌شدن در آن تخصص تصمیم دارید چقدر از وقت و انرژی و اراده و پایمردی و استقامت خود را مایه بگذارید.»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *