رازهای نقاشی کودکان

رازهای نقاشی کودکان

ثریاسادات حسینی

 

کاغذهای نقاشی‌شده رنگارنگی که روی دیوار و درب یخچال هر خانه‌ای که فرزند خردسالی دارد، فقط یک نقاشی ساده نیستند. اغلب پدر و مادرها صرفا نقاشی را به‌عنوان یک سرگرمی یا فعالیت هنری می‌بینند و شاید درجه اهمیت تک‌تک خطوط ترسیم‌شده توسط کودکشان را نمی‌دانند. هر خط و رنگی در این نقاشی می‌تواند بازتاب احساس درونی کودک باشد؛ این احساس و شناخت هم گاهی کاملا ناهشیار است و گاهی هشیارانه که به‌صورت اشکال و رنگ‌ها در‌آمده است. این نقاشی‌ها ما را متوجه درگیری‌های ذهنی، مشکلات، اختلالات، نیازها، افکار و حتی شیوه مثبت و منفی رفتارمان با کودکمان می‌کنند.

نقاشی‌ها مانند خواب، بهترین شیوه برای دستیابی به دنیای ناخودآگاه و ذهنیات کودک است. در نقاشی کودکان شفافیت زیادی وجود دارد، چون کودکان از سانسور‌کردن کمتر از بزرگسالان استفاده می‌کنند؛ یعنی اطرافشان را همان‌گونه که برداشت می‌کنند، ترسیم می‌کنند و فقط کافی است از آن‌ها بخواهیم که تعریف کنند چه کشیده‌اند.

 

شاید گاهی کودکان قادر به بیان مشکل و نیازها و علایقشان نباشند، اما ما می‌توانیم به کمک نقاشی‌هایشان آن‌ها را شناسایی کرده و تشخیص بدهیم. گاهی ما ریشه مشکل کودک را نمی‌دانیم؛ به‌عنوان مثال می‌گوییم «چرا مضطرب است؟» و علت رفتارهایش را تشخیص نمی‌دهیم، اما مشاورین و متخصصین روان‌شناس با دیدن یک نقاشی و مصاحبه با کودک به ریشه و پیامد این اضطراب پی می‌برند.

موضوع مهم در نقاشی کودکان نحوه برخورد اطرافیان با کودک و اوضاع فرهنگی و تربیتی است که در نقاشی او متجلی می‌شود. نحوه برداشت و دید کودک از خود و خانواده‌اش و همین‌طور احساس و تفکرش از رفتار آن‌ها با خودش به‌خوبی از ساختار نقاشی‌هایش مشخص می‌شود.

 

 

در نقاشی کودکان، افراد مهم هستند؛ به‌خصوص در نقاشی افراد خانواده، حذف یا برجسته‌سازی هر کدام از آن‌ها با دقت بررسی می‌شود. به‌طور مثال کودکی که با پدرش همسان‌سازی می‌کند یا او فرد مهم زندگی‌اش است، او را بزرگ‌تر و به سمت چپ و با تمام جزئیاتی مثل دکمه لباس، کیف، کفش، عینک و کلاه می‌کشد یا کودکی که یکی از اعضای خانواده را حذف می‌کند یا بدون اجزای بدن یا کمرنگ می‌کشد، در اصطلاح او را ناارزنده‌سازی می‌کند؛ مثل برادر یا خواهری که عامل حسادت او شده‌اند. زمانی‌ هم که کودکی دستان مادر را بزرگ و با رنگ گرم می‌کشد، این اغراق در یک عضو نشان‌دهنده مشکلی مثل ترس از تنبیه بدنی توسط مادر است.

 

 

 

 

توصیه‌ها

هرگز کودک را به‌خاطر نقاشی‌اش سرزنش نکنید؛ حتی اگر کودک فقط خط‌خطی کرده است. در عوض از او بخواهید در مورد همان خط‌خطی برایتان توضیح بدهد. ممکن است همان خط‌ها نوع نگاه و برداشت کودک یا عاملی روانی باشد که بازتابی از جهان اطراف بوده و ذهن و روان کودکتان را درگیر کرده است. با سوالاتی مثل «برای مامان می‌گی این‌ها چی هستند؟» خلاقیت کودک فعال‌تر می‌شود و انگیزه‌ای می‌یابد تا نقاشی شفاف‌تری داشته باشد و میزان دقتش را بالا ببرد؛ ضمنا شما از طریق توجه و ارتباط مثبت به او نزدیک‌تر می‌شوید.

هر نقاشی کودک را با سوال بررسی کنید؛ البته نه سوالات زیاد و سواس‌گونه. برای نمونه بپرسید: «برام می‌گی چی کشیدی؟» یا «این آدم‌ها توی نقاشی چه کار می‌کنند؟»

 

 

این سوالات را باید بجا پرسید؛ چون سوال مداوم هم مانع لذت‌بردن کودک و برون‌ریزی روانی او در نقاشی می‌شود. فقط در مواقعی که کودک نیاز دارد از طریق نقاشی، ارتباط یا توجه و تایید بگیرد، باید این سوالات را از او پرسید. تشویق و تحسین کودکان به کشیدن نقاشی باعث تقویت اعتماد‌به‌نفس و حس کارآمدی کودک می‌شود؛ البته آموزش هم مهم است و باید خودمان هم با کودک در نقاشی‌کشیدن همراهی کنیم و کاغذی جداگانه داشته باشیم تا در کنارش نکاتی را که کودک با فیلتر روان خود از روی نقاشی ما انتخاب و تقلید می‌کند، به او انتقال دهیم. البته استفاده زیاد از کتاب‌های مدل نقاشی که صرفا برای رنگ‌آمیزی هستند هم مفید نیست و تنها باید در کنار نقاشی و برای بهتر‌شدن مهارت نقاشی از آن‌ها استفاده شود.

نکته بعدی این است که به کودک اجازه دهیم براساس عاطفه و دید خود نقاشی بکشد و او را مجبور به تقلید یا رنگ‌آمیزی به‌صورت واقعی نکنیم. به‌طور مثال به او نگوییم «چرا خورشید را سیاه کردی؟! خورشید را همیشه زرد رنگ کن.»

 

همین موضوع خورشید سیاه رنگ از نظر روان‌شناس این معنا را دارد که کودک رابطه صمیمی و خوبی با پدر ندارد که خورشید را سیاه کشیده است! در جای دیگر پررنگی و کمرنگی، جهت نقاشی و اندازه‌ها، هر کدام در تفسیر و بازتاب‌های روانی درونی کودک نکاتی کلیدی هستند و اجبار در آموزش و تغییر آن‌ها، این نکات را از دید روان‌شناس می‌پوشاند.

 

کشف نماد و رازهای نقاشی

زمانی که کودک چیزی را ترسیم می‌کند، یک روان‌شناس در تفسیر نقاشی به تکرار رنگ و افراط در استفاده از آن رنگ دقت می‌کند. برای نمونه پدر را بدون دست و بدون رنگ می‌کشد، ولی مادر را با دست و تمام اجزا کشیده است؛ این نشا‌ن‌دهنده درجه ارزنده‌بودن مادر و نادیده‌گرفتن و حذف پدر است.

مورد بعدی وجود رنگ‌ها در نقاشی کودک است که از نمادهای مهم هستند. در سنین سه تا شش سال استفاده از رنگ‌ها مشخص‌کننده درونیات کودکان است. انتخاب رنگ‌های سرد به‌صورت غالب در نقاشی کودک نشان‌دهنده وجود مشکل عاطفی و روانی است. همین‌طور استفاده بیشتر از رنگ‌های گرم و تند نشان‌دهنده سخت‌گیری و کنترل زیاد کودک است. از طرفی نقاشی‌های بی‌رنگ مشکلات عمیق‌تر عاطفی را تایید می‌کنند. تحقیقات نشان داده کودکان سازگار معمولا از پنج رنگ و کودکان منزوی و گوشه‌گیر و افسرده نهایتا از دو رنگ استفاده می‌کنند. استفاده از رنگ‌ها به هوش کودک مربوط نیست، بلکه بستگی به عوامل عاطفی در وجود او دارد.

به‌طور مثال استفاده از رنگ سبز به‌صورت متعادل نشان‌دهنده آرامش، رضایت و مورد محبت‌بودن است، اما در نقاشی کودکانی که اضطراب جدایی دارند یا به‌شدت وابسته هستند، بیشتر دیده می‌شود یا در مورد رنگ قرمز که در سنین پایین‌تر، به‌خاطر علاقه و توجه به این رنگ که نشانه انرژی و سرزندگی است، بیشتر استفاده می‌شود، استفاده افراطی از آن در سنین شش سالگی به بعد نشانه خشم و پرخاشگری است. حتی نحوه رنگ‌آمیزی و فشار بر روی کاغذ هم معنادار است.

ضخامت، نازکی، جهت و وسعت خطوط هم در نقاشی تفسیری دارند. کمرنگ و پررنگی خطوط و همچنین ریخت‌شناسی که در زمینه ترسیم خط وجود دارد، برون‌ریزی تمایلات، هیجانات، شهامت و درگیری با نیروهای غریزی، غم، تعادل و شادی را نشان می‌دهد. خطوط با زاویه و شکسته ریخت تعقلی و منطقی کودک و قدرت، خشم، ناآرامی، مردانگی و با انرژی‌بودن او را نشان می‌دهد و شدت آن نشان‌دهنده پرخاشگری است. خطوط منحنی نشان‌دهنده عاطفی‌بودن کودک، ملایمت، ‌مسالمت، سلطه‌پذیری و زنانگی است. خطوط کوتاه هم نشان‌دهنده خجالتی‌بودن است و خطوط منقطع انزوا یا تمایل به منزوی‌بودن را نشان می‌دهد. جهت و زاویه شروع و امتداد خطوط نیز هر کدام تفسیر خاصی دارند.

در تشخیص و تفسیر نقاشی، اشکال هم از موارد مهمی هستند که هر کدام با توجه به رنگ و جایگاه و اندازه آن‌ها از شش تا هشت سالگی به بعد مهم‌تر از نماد رنگ‌ها می‌شوند. برای نمونه اشکال پرتکرار و معنا‌دار مثل آدمک، اجزای بدن، چهره، کوه، خورشید، درخت، ماه، ستاره، آسمان، دودکش، پنجره، اتومبیل و… هر کدام نمادی برای تشخیص یک عامل از ناهشیار یا هشیار کودک توسط روان‌شناس است.

بعد از نماد رنگ، خط و اشکال، نماد فضا است که شامل جهت و فاصله‌ها در نقاشی‌های کودک می‌شود. به‌طور مثال، اگر کودک راست دستی از سمت چپ نقاشی را به سمت راست می‌کشد، طبیعی است؛ در غیر‌این‌صورت مشکل با توجه به نقاشی بررسی می‌شود که کودک چه کسی یا چه چیز را به کدام سمت و به چه اندازه ترسیم کرده است یا محل ترسیم نقاشی اگر بالای صفحه باشد، نشان‌دهنده رویا‌پردازی کودک است و پایین صفحه کمبود اعتماد‌به‌نفس و شهامت را نشان می‌دهد.

فاصله‌ها هم نکات مهمی هستند؛ به‌طور مثال نقاشی دختر هشت ساله‌ای را بررسی کردیم که آن کودک در نقاشی‌اش خود را از پدر و مادر دورتر و برادر نوزاد را نزدیک به پدر و مادر ترسیم کرده است. او حسادتش را نسبت به برادرش با نا‌ارزنده‌سازی، یعنی کودک بدون دهان، بینی، لباس و … نشان داده است و از طرفی چون او را نزدیک و مورد محبت و توجه والدین می‌بیند، حس خشم خود را نسبت به او با رنگ‌آمیزی‌کردن با فشار قلم و رنگ قرمز پررنگ لباس برادر نشان داده است.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

We keep your data private and share your data only with third parties that make this service possible. Read our Privacy Policy.

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *