دومین راز بدبختی!

دومین راز بدبختی!

در مطلب قبل، از اولین و بزرگ‌ترین راز بدبختی یعنی بیکاری صحبت کردیم که به نقل از برنارد شاو به این قرار بود: «راز بدبختی در این است که زیادی اوقات فراغت داشته باشیم!» در واقع، بیکار بودن علاوه بر اینکه به خود فرد لطمه‌های فراوانی وارد می‌کند، آفت زندگی خانوادگی و اجتماعی است؛ چراکه علت بسیاری از طلاق‌ها و فروپاشی خانواده‌ها بیکاری است و در جامعه و زندگی اجتماعی نیز همین بیکاری همیشه عامل اصلی فساد و تبهکاری بوده و هست.

حال فرض را بر این می‌گیریم که فرد از مرحله منفعل‌بودن گذر کرده و تصمیم به انجام کاری گرفته است. او کار خاصی را در نظر گرفته، با چند نفر مشورت کرده، حداقل سرمایه لازم را جمع‌ آورده، جوانب را سنجیده و همه چیز آماده است تا کسب‌و‌کارش را راه‌اندازی کند. ولی یک مانع بزرگ دارد که به او جرئت و اجازه اقدام نمی‌دهد. معمولا این مانع که در اغلب افراد هم وجود دارد، سستی اراده یا ترس است. متاسفانه اغلب، سبک زندگی افراد یا الگوهایی که در زندگی داشته‌اند، موجب سستی اراده می‌شود. ترس هم بیشتر مربوط می‌شود به سبک زندگی و الگوهای رفتاری و همچنین محیط و شرایطی که فرد در آن زندگی می‌کند. بیشتر این ترس‌ها با اینکه بی‌مورد هستند، می‌توانند دست و پای فرد را چنان ببندند که احساس فلجی و عجز مفرط کند؛ ترس از حرف‌های مردم، ترس از خستگی، ترس از شکست و خیلی چیزهای بی‌مورد دیگر.

این دسته از افراد بیشتر روی جوانب منفی و مباداها و نکندها تمرکز دارند تا حدی که نمی‌توانند یک متر دورتر و همواری‌ها و لذت‌ها و مشغولیت‌های کاری را ببینند و حس کنند. آن‌ها مدام بهانه‌تراشی می‌کنند و چشم توقع و حمایت به دیگران دوخته‌اند و همسر و پدر و مادر و دولت را مقصر می‌دانند که چرا به آن‌ها کمک نمی‌کنند و الی آخر؛ در نهایت هم آن‌قدر دست‌دست می‌کنند و زمان و فرصت را از دست می‌دهند تا اینکه همان کاری که مد نظرشان بود، در چند قدمی آن‌ها تاسیس می‌شود. آن موقع است که دنیایی از حسرت به دلشان می‌ماند و در دنیای منفی‌باف و ترسو و بی‌اراده خودشان متوقف می‌شوند.

بله؛ همان‌طور که متوجه شدید، دومین راز بدبختی «اقدام‌نکردن» است. چیزی به نام شانس وجود ندارد! اگر ما از فرصت‌هایمان استفاده نکنیم، خیلی زود از لابه‌لای انگشتانمان سر می‌خورند. ولی اگر ایده‌ای را که در ذهن داریم، بعد از سنجیدن جوانب، عملی کنیم، بعد از مدتی ثمره و نتیجه دلخواه را خواهیم دید. هیچ چیز بدون تلاش به دست نمی‌آید. همان‌طور که در شماره قبل گفتم، هر چیزی بهایی دارد و هر چه مطلوب شما بهتر باشد، بهایش هم بیشتر است و نتیجه‌اش شیرین‌تر! بنابراین از خودتان مایه بگذارید، عرضه و جنم‌ خودتان را نشان دهید و اقدام کنید. بهتر است برای خودتان برنامه‌ریزی کنید؛ به این ترتیب که:

  • محل کارتان را مشخص کنید. اگر نیاز به مغازه، دفتر کار یا مکانی خارج از خانه خود دارید، همین امروز در دنیای واقعی یا مجازی به جست‌وجو بپردازید. اگر می‌خواهید در خانه کار کنید، جای مجزایی از خانه را در نظر بگیرید، حتی در حد یک میز کار!
  • خدمتی که می‌خواهید ارائه کنید، چیست؟ اگر خرید و فروش کالاست، فهرستی از اجناس مورد‌نظر تهیه کنید و در دنیای واقعی و مجازی به جست‌وجو بپردازید، هزینه‌ها را برآورد کنید و برای خرید اقدام کنید. اگر کار شما تولید است، باید در صدد تهیه مواد اولیه باشیدو …
  • داشتن جا و مکان مشخص، دانش و حرفه و مهارت، تولید و … همه این‌ها بسیار مهم هستند، ولی عرضه و فروش نیز حائز اهمیت است؛ پس از تبلیغات و بازاریابی برای فروش و عرضه خدمات خود غافل نشوید و دانش خود را در این زمینه نیز بالا ببرید.

بنابراین عزمتان را جزم کنید، ترس‌ها و شک و تردیدها را کنار بزنید، از سستی و تنبلی عبور کنید و یک «یا علی» بگویید و اقدام کنید. علی یارتان!

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

پس از کلیک بر روی اشتراک لطفا صندوق ورودی یا بخش اسپم ایمیل خود را چک کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۴۰

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code