دور کردن خاطرات بد از ذهن برای یک شروع خوب

دکتر زارع

امروزه نظریه‌ای در روان‌شناسی مطرح می‌شود که معادل فارسی آن «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» (ACT) است و در رابطه با پذیرش واقعیت و عدم فرار از مشکلات صحبت می‌کند؛ به این صورت که با انرژی کمتری نسبت به انرژی‌ای که برای فراموش‌کردن این مسئله صرف می‌شود، می‌توان برای مرور و پذیرش خاطرات بد تلاش کرد و متعهد شد که از این به بعد شیوه درستی را برای زندگی و آینده خود برگزینیم تا از این طریق بتوان اشتباهات گذشته را برطرف کرد. این موضوع اساسی‌ترین روش برخورد با خاطرات بد گذشته است. اشتباهاتی که ما انجام داده‌ایم و خاطرات بدی که به دلیل اتفاقات ناگوار داشته‌ایم، بخشی از زندگی ما هستند و نمی‌توان تصور کرد که همه‌چیز در زندگی زیبا و دلنشین بوده است. تجربه‌های تلخ و شیرین جزئی از طبیعت زندگی هر انسانی است.

 

 

به طور معمول، در این مواقع انسان هوشیار و آگاه تلاش می‌کند از تجریبات ناگوار پیشگیری کرده و از دوباره اتفاق‌افتادن آن‌ها اجتناب کند؛ ولی گاهی اوقات این امر ناگزیر است، چرا که همه مسائل زندگی تحت‌کنترل انسان نیست. در نتیجه ما گاهی اوقات با اتفاقات بدی روبه‌رو می‌شویم که خاطرات بدی را برای ما رقم می‌زنند و در‌نهایت به بخشی از زندگی ما تبدیل می‌شوند. مهم‌ترین مسئله این است که اتفاق‌افتادن رویداد مورد‌نظر را با چشمان باز ببینیم و بپذیریم؛ چه آن بخشی که خود باعث به‌وجود‌آمدنش شده‌ایم و چه آن بخشی که تحت‌کنترل ما نبوده است. بعد از آن است که می‌توانیم به برنامه‌های آتی خود برای به‌وجود‌آوردن یک زندگی مناسب برای شخص خودمان و اطرافیانمان فکر کرده و برای آن برنامه ریزی کنیم؛ این مهم‌ترین اصلی است که در رویارویی با این خاطرات باید به آن توجه کرد. به طور مثال به شخصی می‌گویند که در ذهنت اتاقی پر از وسایل و یک فیل را تصور کن؛ بدون اینکه به آن فیل موجود در اتاق فکر کنی. جالب است بدانید که فرد مورد‌نظر قطعا تلاش زیادی را در این باب انجام خواهد داد، ولی در‌نهایت تمام توجهش به همان فیل معطوف خواهد بود. علی‌رغم اینکه اتاق مذکور پر از وسیله است، اما ذهن شخص به‌طور ناخوآگاه به سمت فیل خواهد رفت.

خاطرات بد و اتفاقات ناگوار زندگی ما نیز بر همین منوال است و شما نمی‌توانید آن‌ها را انکار کنید. خاطرات ما هم بخشی از همان اتاق است؛ هر چند ممکن است بخش کوچکی از اتاق را اشغال کرده باشد.

وقتی بخواهید از فکر‌کردن به اتفاق مذکور اجتناب کنید، ذهن شما مقاومت نشان داده و برای بیشتر دیدن اتفاق تلاش می‌کند؛ پس نباید با این تفکر ذهن را به سمت بیشتر دیدن و درگیری نابهنجار با خاطرات و اتفاقاتی که دوستشان نداریم، تحریک کنیم. این قاعده کلی پذیرش و تعهد به ایجاد شرایط جدید و حرکت به سمت رشد و تعالی بیشتر خود و اطرافیان بوده و برای افرادی مناسب است که در فراموش‌کردن خاطرات و اتفاقات ناگوار مشکل دارند.

حالا ممکن است بعضی افراد زمینه و معضلات خلقی داشته باشند؛ مثل افسردگی‌های دراز‌مدت یا فصلی و دوره‌ای. در‌نتیجه در دوره‌های زمانی مختلف ممکن است در حالت روحی و خلقی خاصی قرار بگیرند که حافظه مبتنی بر خلق آن‌ها، خاطرات و اتفاقات ناگوار را بازیابی کند و آن را در حوزه اصلی فکری شخص قرار دهد؛ پس در این موارد زمینه خلقی افراد یا تاثیرات بیوشیمی آن‌ها این خاطرات را در یک دوره زمانی بیشتر نمایان می‌کند. این افراد می‌بایست پرونده روان‌پزشکی و روان‌شناسی داشته و حتما با یک پزشک در این رابطه مشورت کنند تا آن حالت جسمانی و خلقی که معضل اصلی آن‌هاست، برطرف شود. مهار این معضل با داشتن پرونده روان‌شناسی و نیز کنترل‌های دارویی و مشاوره‌ای ممکن خواهد بود.

پس در نهایت ما دو دسته از افراد را در برخورد با اتفاقات و خاطرات ناگوار بررسی کردیم: یک دسته که به‌صورت گهگاه رویداهای ناگوار را به یاد می‌آورند که قاعده درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شامل این افراد می‌شود. دسته دیگر افرادی هستند که زمینه ژنتیک یا اختلال خلقی در آن‌ها وجود دارد که می‌بایست برنامه درمانی خاص خود را دنبال کرده و با روان‌شناسان و روان‌پزشکان مشورت کنند. لازم به ذکر است این افراد هم می‌توانند از قاعده دسته اول استفاده کنند، ولی در ابتدا می‌بایست مسائل جسمانی و بیوشیمی مغز این افراد در حالت سلامت کامل قرار گیرد.

آرام‌کردن غم از‌دست‌دادن‌ها و بازگشت به زندگی عادی

متاسفانه امسال شاهد به‌وقوع پیوستن اتفاقات ناگواری همچون زلزله و سیل و … بودیم؛ اما این بدین معنی نیست که اگر این‌ها نبود، اتفاقات ناگواری برای سایر مردم رخ نمی‌داد. همه افراد جامعه سوگ و سوگواری را تجربه کرده و عزیزی را ازدست می‌دهند و قطعا هم کسی دوست ندارد هیچ یک از اعضای خانواده خود را از دست بدهد؛ ولی همه این مسائل در اختیار و تحت‌کنترل افراد نیست. این‌گونه موارد از جمله اتفاقاتی است که جامعه را متاثر کرده و اینجا بحث شادی و نشاط و برگشتن جامعه به زندگی عادی پیش می‌آید. یکی از قابلیت‌هایی که خداوند متعال در انسان‌ها قرار داده، تحمل انسان در برابر شرایط ناگوار و ایستادگی در برابر آن است. انسان می‌تواند شرایط موجود را بپذیرد و برای بهبود آن تلاش کند. شما اگر به کائنات و تغییر فصول هم بنگرید، همین موضوع را مشاهده خواهید کرد. خزان و زمستان و از‌بین‌رفتن برگ‌های درختان با رویش مجدد جوانه‌ها جای خود را به بهاری می‌دهند که هیچ‌کس از دیدن آن خسته نشده و هر سال با دیدن این رویش‌ها روح انسان تازه می‌شود. طبیعت انسان نیز همین است؛ یعنی وقتی ما عزیزی را از دست می‌دهیم، می‌توانیم با تداعی‌کردن چهره و ویژگی‌های این عزیز در چهره و شخصیت فرد متولد‌شده جدید به نوعی با دید مثبت به این موضوع نگاه کنیم و در‌عین‌حال که یاد و خاطره فرد از‌دست‌رفته را گرامی می‌داریم، یک رویش جدید را جشن گرفته و این‌گونه موضوع را برای خودمان خوشایند می‌کنیم.

در جامعه نیز شرایط به همین صورت است و رسانه‌ها نقش مهمی در ایجاد نشاط در جامعه برعهده دارند. ما در اطراف خود رویدادهای بسیار زیبایی اعم از تولد افراد جدید، اشتغال، ازدواج و … را شاهد هستیم که باید در کنار مسائل ناگوار، این اتفاقات را هم ببینیم. در عالم طبیعت نیز فرسایش و رویش همیشه بوده است. این طبیعی است که هر خانواده‌ای بعد از فوت عزیزش به عزای عزیز از‌دست‌رفته خود بنشینند و می‌بایست این دوره را پشت سر بگذارند؛ اما بعد از آن است که با کمک قابلیتی که در انسان نهادینه شده، روح و جسم خود را با شرایط جدید وفق می‌دهند. اما اگر قادر به بهبود شرایط خود و اطرافیان نشدند، می‌بایست به سراغ روش‌های روان‌شناختی و مشاوره‌ای بروند و از این طریق جسم و روح خود را ترمیم کنند. در این‌گونه مواقع سرمایه‌ها و حمایت‌های اجتماعی اعم از خانواده، دوست و همکاری که هر فرد دارد، می‌تواند به میزان زیادی در بازیابی سلامت افراد، تعیین‌کننده باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *