دوازدهمین نخبه جهان متولد ایران / وقتی هنوز لیزر مد نبود
مهزاد مفرحی

 

«استادی بی‌نظیر و دانشمندی که دیگر جهان مانندش را نخواهد دید؛ تلاش‌های بی‌وقفه او را و استفاده لحظه‌به‌لحظه او را از تمامی جنبه‌های زندگی، علم، هنر، فرهنگ، تاریخ و ادبیات.» این توصیفات در رابطه با «علی جوان»، فیزیک‌دان و مخترع ایرانی است که ۶۰ سال پیش اولین لیزر گازی هلیوم-نئون جهان را اختراع و نامش را در تاریخ به ثبت کرد. علی جوان سه سال پیش دار فانی را وداع گفت؛ ما هم به بهانه نزدیک شدن به سالگرد درگذشت او زندگی‌نامه‌اش را بررسی کرده‌ایم.

علی جوان در روز ۵ دی سال ۱۳۰۵ و در یک خانواده آذری در تهران متولد شد. هنوز مدرسه نرفته بود که به‌واسطه علاقه شدیدش به اعداد و شمارش، توانست کمی حساب و کتاب را یاد بگیرد؛ تقریبا همان‌قدری که آن زمان آموزش داده می‌شد تا فرد بدون ترس از اینکه سرش را کلاه بگذارند، به دنبال کسب‌و‌کار خودش برود، ولی برای علی جوان که از بین دو راهی علم و ثروت، علم را انتخاب کرده بود، این حتی آغاز راه هم نبود.

 

در جست‌و‌جوی دانش

رشته ریاضی و فیزیک را انتخاب کرد و در دبیرستان البرز دیپلمش را گرفت. آن زمان همه می‌دانستند که علی آینده روشنی دارد، ولی هیچ‌کس حتی به ذهنش خطور نمی‌کرد که روزی نام او جزو نوابغ زنده جهان قرار بگیرد. قبولی در رشته ریاضی فیزیک دانشگاه تهران منتهای آرزویی بود که علی جوان در کودکی در ذهن می‌پروراند و در جوانی به آن جامه حقیقت پوشاند. پس از دوره فوق‌لیسانس، علی حس کرد که تا انتهای مسیری را که می‌شده در ایران بپیماید، رفته و هنوز چیزهایی هست که نمی‌داند. او به این نتیجه رسید که انگار کشور مادری‌اش دیگر چیزی برای ارائه به او ندارد؛ به‌همین‌خاطر برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری در سال ۱۹۴۸ به دانشگاه کلمبیای آمریکا رفت.

گازش رو بگیر

جوان پس از دریافت مدرک دکتری به سراغ مقطع فوق‌دکتری رفت و در همان مقطع، در‌حالی‌که ده سالی از اقامتش در آمریکا می‌گذشت، وارد تیم تحقیقاتی آزمایشگاه بل در نیوجرسی شد و این همان اتفاقی بود که باعث شد علی جوان در آمریکا ماندگار شود. در سال ۱۹۶۰‌، زمانی که علی جوان دو سال بود که عضو تیم آزمایشگاه بل بود، «تئودور مایمن» مبانی نظریه لیزر را مطرح کرد. فقط چند ماه بعد بود که علی و دو نفر از همکارانش، ایده‌ای را که بر مبنای این نظریه داشتند، به سمت و سوی عمل کشاندند و در آخرین روز‌های سال ۱۹۶۰ موفق شدند که برای اولین‌بار لیزر گاز هلیوم-نئون را اختراع کنند: «من زمان را طوری تقسیم‌بندی کرده بودم که بتوانم این کار را قبل از کریسمس انجام دهم و اتفاقی که مدت‌ها منتظرش بودم، درست طبق برنامه و در روز ۱۲ دسامبر سال ۱۹۶۰ افتاد. این برای اولین‌بار در تاریخ علم بود که نور لیزر از یک دستگاه لیزر گازی سرچشمه گرفته بود. من دقیقا وقتی را که به ساعت مچی‌ام نگاه کردم، به یاد می‌آورم: ساعت دقیقا چهار و بیست دقیقه بعدازظهر بود و در آن روز برف سنگینی می‌بارید.» فردای آن روز او لیزر گازی را با یک تماس تلفنی امتحان کرد و این هم اولین‌بار بود که در طول تاریخ یک مکالمه به وسیله لیزر نوری انجام می‌گرفت.‌ بسیاری از دانشمندان، اختراع لیزر گازی را نقطه عطفی در تاریخ فناوری‌های نوین می‌دانند و به آن لقب «انقلاب» می‌دهند.

سال بعد از این اختراع، علی جوان به مقام دانشیاری دانشگاه MIT و سه سال بعد، در‌حالی‌که طبق روال خیلی سریع تلقی می‌شد، به درجه استاد‌ی رسید.

آمدن به ایران

در سال ۱۳۵۰ نخستین سمپوزیوم لیزر جهان در دانشگاه اصفهان برگزار شد و علی جوان به همراه ۷۰ فیزیک‌دان نامی جهان که حتی برندگان جایزه نوبل هم بین آن‌ها بودند، به ایران سفر کردند. روزنامه‌نگاری درباره این سفر می‌گوید: «پروفسور علی جوان به همراه سایر دانشمندان لیزری دنیا قرار بود در این سمپوزیوم به نام «سمپوزیوم فیزیک کاربرد لیزر» شرکت کند. ما هم که اصلا نمی‌دانستیم لیزر چیه! یادم هست که وقت تنگ بود و به دفتر روزنامه نرسیدیم. برای مصاحبه با او در یکی از خیابان‌های دانشگاه که آن موقع درخت‌هایش این‌قدر سربه‌فلک‌کشیده نبودند، من به‌دنبال جایی می‌گشتم که سایه باشد؛ دکتر جوان فکر مرا خواند و روی زمین نشست. من هم نشستم و مصاحبه روی آسفالت‌های یکی از خیابان‌های دانشگاه اصفهان انجام شد.»

در سال ۱۳۷۰‌، وزارت فرهنگ و آموزش عالی ایران به دستور مرحوم «آیت‌اله رفسنجانی»، از علی جوان دعوت کرد تا به ایران سفری داشته باشد و در زمینه‌های فناوری و علوم لیزر فعالیت کند. علی جوان با کمال میل به وطنش سفر کرد؛ ولی نه دست خالی. او با خود چندین طرح برای ایران آورده بود؛ مثل طرح تداخل‌سنج امواج گرانشی که در آن زمان تنها زمزمه‌هایی از آن در جهان شنیده شده می‌شد و علی آن را برای وطنش سوغاتی آورده بود. او برای این طرح در طی دو سال، دو بار به ایران آمد و جلسات متعددی را با مقامات وقت برگزار کرد. آیت‌اله رفسنجانی، رئیس جمهور وقت هم در جلسه‌ای با دکتر معین، وزیر علوم و فناوری آن زمان، بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری را برای این بخش تصویب کرد.

معلمی برای همه

دکتر جوان استاد بی‌نظیری بود. او می‌گفت که زندگی فقط فیزیک نیست و به دانشجویانش توصیه می‌کرد تا به جنبه‌های دیگر زندگی هم بپردازند؛ درست کاری که خودش با کلاس‌های هنر در دانشگاه انجام داد. خودش هم انسان شوخ‌طبعی بود و عاشق موسیقی کلاسیک: «یادم می‌آید موقعی که با یکی از شاگردانم در حال کار روی لیزر گازی بودیم، درست وقتی که برای آزمایش نهایی آماده شده بود، من به شوخی رو به او کردم و گفتم: «هی، اگر من کلید را بزنم و هیچ اتفاقی رخ ندهد، چه؟». ناگهان انگار که ترسیده باشد، صورتش سفید شد؛ اما من شروع به خندیدن کردم و گفتم: «نه، نه، حتما کار می‌کند». من این را به‌خاطر اطمینان او بیان کردم؛ سپس کلید را زدیم و همه چیز به‌خوبی انجام گرفت»

علی جوان عاشق دانشجویانش بود و با آن‌ها مثل اعضای خانواده‌اش برخورد می‌کرد. آن‌ها بارها به خانه‌اش می‌آمدند و در کنار خانواده دکتر جوان غذا می‌خوردند و بعد با هم برای ادامه تحقیقات به آزمایشگاه می‌رفتند. دکتر جوان کسی نبود که معتقد باشد برای علم‌آموزی باید زندگی را به خود سخت گرفت. او فردی با دامنه وسیعی از علائق بود.

اغلب با دوچرخه به دانشگاه می‌رفت و گاهی در راه بازگشت، برای خانواده‌اش گل و شکلات می‌خرید. یکی از دانشجویانش که بعدا همکارش شد، تعریف می‌کند که شبی برای اندازه‌گیری فرکانس لیزر رفته بودند و می‌خواستند کاری را انجام دهند که تا‌به‌حال انجام نشده بود. این کار چیزی نزدیک به یک هفته در آزمایشگاه به طول انجامید و زمانی به نتیجه رسید که نیمه‌های شب بود و دکتر جوان در حال استراحت در خانه؛ با‌این‌حال ذوق انجام آزمایش نمی‌گذارد که خبر به دکتر جوان داده نشود. او پس از شنیدن خبر، با سرعتی باورنکردنی و در ساعت ۳ نیمه‌شب خود را به آزمایشگاه رساند تا نتیجه را از نزدیک ببیند.

نامی که ماندگار شد

جسم دکتر جوان پیر شد، ولی ذهنش نه. ذهن او تا ۸۰‌ سالگی برای زمین و آینده‌اش خواب می‌دید و پیش‌بینی می‌کرد که به‌زودی مگاهرتز‌های رادیویی جای خودشان را به گیگاهرتز‌های لیزری می‌دهند.

علی جوان برای تحقیق در زمینه لیزر توانست مدال «استوارت بالنتاین» را از انستیتوی فرانکلین دریافت کند و در سال ۱۹۶۶ برنده مدال فه‌نی و جان هرتز شد. او در سال ۱۹۹۵ جایزه آلبرت اینشتین را هم گرفت و در سال ۲۰۰۷ رتبه دوازدهمین انسان نخبه جهان را به خود اختصاص داد.

علی جوان آخرین روزهای زندگی‌اش را در لس‌آنجلس و در آغوش خانواده و موسیقی و فیزیک گذراند؛ در آرامش مطلق و در‌حالی‌که به موسیقی موتزارت گوش می‌داد و یکی از اعضای خانواده برایش نشریات مربوط به علم فیزیک را می‌خواند. علی جوان در نود سالگی و در ۲۲ شهریورماه ۱۳۹۵ از دنیا رفت.

در تقویم ایران ۵ دی به‌مناسبت تولد او به‌عنوان روز لیزر گازی ثبت شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *